محمدعلی امروز ۶۵ساله خواهد شد. اما از جشنی بزرگ برای مردی که او را بزرگترین می دانند خبری نیست. او تولدش را همراه همسرش لونی و دوستان نزدیکش در خانه اش در فونیکس آریزونا برگزار خواهد کرد. میلیون ها طرفدار علی در سراسر دنیا دوست دارند تولد وی را جشن بگیرند اما بار دیگر بی سروصداترین جشن برای علی برگزار خواهد شد.

محمدعلی عاشق صلح است و همین مساله او را به قهرمانی برای تمامی امریکایی های تبدیل ساخته است. او بود که جنگ ویتنام را محکوم کرد و به اعتراض در مورد رفتارهای نژادپرستانه علیه سیاهان برخاست. هر ملتی برای ماندگار شدن قهرمانانش می جنگد اما در مورد علی با آن زندگی روشنفکرانه و محافظه کارانه اش قضیه بدین صورت نبود. بیماری پارکینسون محمدعلی باعث شد او خیلی زود از مجامع عمومی کنار برود. او در نظر نسل جدید یک گاندی بود. او جنجال ساز نبود و تهدیدی برای سیاست های امریکا محسوب نمی شد.

زندگی یک اسطوره

در ۱۷ ژانویه ۱۹۴۲ در لوئیزویل کنتاکی، کاسیوس مارسلیوس کلی به دنیا آمد. او بعدها با گرویدن به اسلام نامش را به محمدعلی تغییر داد. وی در سال ۱۹۹۹ به عنوان ورزشکار قرن انتخاب شد. او در مسابقات قهرمانی بوکس سنگین وزن جهان ۳ بار قهرمان شد، قهرمانی در المپیک و رقابت های قهرمانی امریکا از دیگر افتخارات او محسوب می شود. علی با قد ۹۱/۱ متری اش شیوه یی غیرمعمول و نامتعارف نسبت به دیگر بوکسورهای سنگین وزن داشت. او به جای آنکه با دست هایش از صورتش دفاع کند با حرکات سریع مانع از برخورد ضربه به صورتش می شد. در ۲۹ اکتبر ۱۹۶۰ در لوئیزویل کاسیوس کلی در اولین نبرد حرفه یی اش به پیروزی رسید. او در شش راند بر تونی هانساکر پیروز شد.

در بین سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۳ این جنگجوی جوان به رکورد پیروزی های ۱۹ بر صفر دست یافت و در ۱۵ مسابقه هم حریفانش را ناک اوت کرد. علی در طول فعالیت حرفه یی اش در بوکس در دهه ۶۰ و ۷۰ به خاطر جسوری و شجاعتش و همچنین اظهارنظرهای جنجالی اش شهرت یافته بود. او پس از اولین قهرمانی اش که با پیروزی مقابل سونی لیستون در سال ۱۹۶۴ برایش حاصل شده بود گفت؛ «من بزرگترین هستم. من حتی قبل از این هم این را می دانستم.» اما امروز حرکات سریع و حساب شده علی به حرکاتی لرزان تبدیل شده و آن صدای گیرا که موجب الهام بخشی میلیون ها امریکایی می شد به صدایی آرام و گنگ تبدیل شده است. علی در سال ۱۹۸۲ به بیماری پارکینسون مبتلا شد.

محمدعلی یک جنگجوی واقعی بود. او قبل از مسابقه اش با سونی لیستون او را «خرس بزرگ زشت» خطاب کرد. پس از راند ششم این مسابقه به دلیل مصدومیت لیستون، علی به عنوان قهرمانی رسید. او پس از این قهرمانی به دین اسلام گردید و به محمدعلی تغییر نام داد. در سال ۱۹۶۴ علی به دلیل توانایی های اندکش در خواندن و نوشتن از سربازی معاف شد اما در سال ۱۹۶۶ وی مجبور بود به ارتش امریکا بپیوندد تا در جنگ ویتنام شرکت کند اما او زیر بار رفتن به جنگ نرفت و گفت؛ «جنگ خلاف آموزش های قرآن کریم است. ما در جنگ های مسیحیان یا جنگ کافران شرکت نخواهیم کرد. در عین حال برای کسانی که من را کاکاسیاه خطاب کرده اند هرگز نخواهم جنگید.» استیل علی در بوکس همانند استیلش در زندگی با دیگران متفاوت بود. پاهای او همانند ضربه هایش بسیار سریع بود.

ترکیب حرکات او آنقدر پیچیده بود که حریفان در برابرش کاملاً گیج می شدند. هر آنچه که وی در رینگ بوکس انجام می داد بسیار ساده به نظر می رسید. علی استیل خودش را اینگونه توصیف می کند؛ «حرکت کردن مثل یک پروانه و نیش زدن یک زنبور» حس شاعرانه علی زبانزد عام و خاص بود. او یک بار خودش را فضانورد دنیای بوکس و حریفانش را خلبانان جت های معمولی توصیف کرد. در سپتامبر ۱۹۶۶ علی برای دفاع از عنوان قهرمانی اش مقابل کارل میلدنبرگر قهرمان اروپا قرار گرفت و او را شکست داد.

او بعدها گفت این مسابقه پس از نبرد با لیستون سخت ترین مسابقه یی بوده که داشته است و اظهار داشت دیگر مقابل میلدنبرگر قرار نخواهد گرفت. در سال ۱۹۶۷ عنوان قهرمان علی و مدرک بوکس اش به خاطر امتناع از حضور در جنگ ویتنام از وی گرفته شد. کمیته بوکس در عین حال اجازه حضور در بازی های حرفه یی را از علی گرفت.

او همچنین به ۵ سال زندان محکوم شد که دادگاه عالی امریکا مانع از اجرای این حکم شد. محمدعلی ۳ سال از بهترین سال های ورزشی اش را از دست داد و در سال ۱۹۷۰ به او اجازه داده شد دوباره مسابقه های حرفه یی اش را از سر بگیرد. علی در طول دوران ورزشی اش ۳ مسابقه افسانه یی داشت. یکی از این سه مسابقه در سال ۱۹۷۱ در مقابل جو فریزر بود. در این مسابقه علی اولین شکست حرفه یی خود را متحمل شد. از این نبرد به عنوان نبرد قرن یاد می کنند. فریزر در آن مسابقه با اختلاف یک امتیاز پیروز شد. نبرد دوم «رامبل در جنگل» نام دارد که در کینشازای زئیر در اکتبر ۱۹۷۴ برگزار شد.

علی در برابر جرج فورسنی پیروز شد که در ۴۰ نبرد قبلی اش ۳۷ بار با ناک اوت پیروز شده بود و سال بعد هم در «هیجان درمانیل» فریزر را در یکی از خشن ترین دیدارهای تاریخ بوکس جهان مغلوب کرد. علی بوکسینگ را ادامه داد و برابر بسیاری از حریفانش با مشکل برخورد کرد و به پیروزی هایی جنجالی هم دست یافت. علی در سال ۱۹۷۹ بازنشستگی اش را اعلام کرد اما برای دو مسابقه دیگر به رینگ بازگشت ولی در هر دو مسابقه شکست خورد.

محمدعلی سرانجام در سال ۱۹۸۱ برای همیشه از دنیای بوکس خداحافظی کرد. ۵۶ پیروزی که ۳۷ مورد آن با ناک اوت بوده به همراه ۵ شکست حاصل کار این اسطوره بوده است. محمدعلی در دوران خودش تقریباً همه بوکسورهای مشهور سنگین وزن جهان را شکست داد و از آن دوران به عنوان دوران طلایی بوکس سنگین وزن جهان یاد می کنند.

او به رغم بیماری شدیدش هنوز یک چهره محبوب و دوست داشتنی است، زمانی که از علی پرسیدند آیا از اینکه بوکسور شده متاسف است وی جواب داد؛ «اگر بوکسور نمی شدم یک نقاش می شدم.» علی طی این سال ها به جوایز افتخاری فراوانی دست یافته است که از جمله مهمترین این جوایز می توان به مدال آزادی که در جشنی در کاخ سفید توسط جرج بوش به علی اهدا شد اشاره کرد. مدال طلای صلح اتوهاهن که از سوی سازمان ملل به او تقدیم شد از دیگر جوایز افتخاری علی است.

حرف های قهرمان

علی در مورد ویتنام:

چرا آنها از من می خواهند که لباس فرم بر تن کنم و هزاران کیلومتر دورتر از کشورم بر سر مردم بی گناه یک کشور بمب بریزم در حالی که در کشور خودم با مردم سیاه لوئیزویل همانند سگ رفتار می کنند.

علی در مورد نژاد:

من یک امریکایی هستم. کسی هستم که شما مرا به حساب نیاوردید و فقط به من عادت کردید. من سیاه مطمئن و جسور هستم. مذهب خودم را دارم. اهداف خودم را دارم به من عادت کنید. کاسیوس کلی نام بردگی من است. خودم آن را انتخاب نکردم. این اسم را نمی خواستم. من محمدعلی هستم یک نام آزاد. این اسم بدین معنا است که خدا دوستم دارد. من از مردم می خواهم هر زمان که با من صحبت می کنند یا صدایم می کنند من را محمدعلی خطاب کنند.

علی در مورد حریفانش:

«فریزر بسیار زشت است. او آنقدر زشت است که باید صورتش را به حیات وحشت امریکا ببخشد.» «اگر شما در خواب دیدید که من را شکست داده اید بهتر است که صبح که از خواب بلند شدید از من عذرخواهی کنید.»

علی در مورد خودش:

من آنقدر سریع هستم که شب گذشته زمانی که چراغ اتاقم را خاموش کردم قبل از اینکه اتاق تاریک شود در تخت خوابم بودم. من می دانم می توانم برای ۱۰ سال قهرمان باشم سپس این وظیفه را بر عهده برادرم می گذارم. مثل خانواده کندی در واشنگتن.

علی در مورد بوکس:

بوکس برای سفیدهایی که نبرد دو بوکسور سیاه را تماشا می کنند بسیار لذت بخش است. من از تک تک لحظات تمریناتم متنفر هستم اما به خودم می گفتم نباید رها کنی. اکنون رنج می کشی اما برای بقیه عمرت قهرمان خواهی بود.

حرف های دوستان و دشمنان در مورد علی

جو فریزر (قهرمان سابق سنگین وزن جهان):

من و علی بالا و پایین های فراوانی را پشت سر گذاشته ایم. ما خاطرات بسیاری از هم داریم که بسیاری از آنها بد هستند اما من او را بخشیده ام. او با بسیاری از حرف هایش موجب رنجش خاطر من شد. من سال ها در آرزوی این بودم که او را آزار دهم. فراموش نکنید من و علی به یکدیگر نیاز داشتیم تا بزرگ ترین نبردهای تاریخ بوکس را رقم بزنیم.

آنجلو داندی (مربی علی):

اگر قرار باشد یکی از بزرگ ترین خاطراتم را از زمانی که با علی بوده ام ذکر کنم باید بگویم آن خاطره بزرگ هیجان در مانیل (تریلا این مانیل) خواهد بود. علی و فریزر در فضایی می جنگیدند که گرمای آن غیرقابل تصور بود. آن نبرد نفسگیرترین نبردی بود که می توانستید ببینید. من واقعاً نمی دانم محمد آن همه انرژی را از کجا می آورد. من مربی او بودم اما نمی توانم به شما بگویم او چگونه فریزر را شکست داد. من سال ها با او بودم اما او این قدرت را داشت که باز هم مرا شگفت زده کند.»

لنوکس لوئیس (قهرمان سابق بوکس):

ورزشکاران اندکی هستند که نسبت به اعتقادات خود پایبند بمانند زیرا نگران از دست دادن حامیان مالی و محبوبیت خود هستند. اما علی متفاوت بود. برای او عقایدش مهمتر بود و تغییری در کتاب تاریخ به وجود آورد. با کارهایی که او انجام داد ورزشکاران سیاه در ادامه راحت تر به کارشان ادامه دادند. علی یک جنگجوی بی نظیر بود. او با هوش خود در بوکس موفق شد و الگوی اصلی من در این رشته او بود.

مینا شرفی