استقلال تحول یا نتیجه گرایی

موضوعاتی مشابه آنچه مطرح گشت برسد نگاه به اسامی نفراتی که با پیراهن آبی مقابل سپاهان به میدان رفتند و ایضاً آنهایی که از روی نیمکت نظاره گر این پیکار شدند, به همان مسأله مهم اشاره دارد, مسأله ای که باید حل شود و معلوم گردد استقلال در چه مرحله ای قرار دارد و چه انتظاری باید از آن داشت

استقلال سال جدید را با شکست آغاز کرد، آن هم در شرایطی که صدرنشین در اصفهان باخته بود و بار دیگر به رقیبانش برای نزدیک شدن به خود «بفرما» زده بود. در روزی که ذوالفقارنسب و شاگردانش بهترین عیدی ممکن را برای آبی پوشان به پایتخت ارسال کرده بودند، فیروز کریمی و تیمش با غلبه بر تیم خسته و بحران زده ای به نام سپاهان که در بازی های داخلی و خارجی اخیرش به هیچ حریفی «نه» نگفته بود، می توانستند در رقابت با ۲ مدعی اصلی قهرمانی، عملاً ۹ امتیاز را به حساب خود واریز کنند چرا که پرسپولیس ۳ امتیاز بازی با ذوب آهن را از دست داده بود و سپاهان نیز چنین سرنوشتی را پیش روی خود می دید اما استقلال باخت تا ثابت کند هنوز که هنوز است مشکل دارد و نتوانسته بر تمام ضعف هایش فائق آید. در این مطلب به احتمال قهرمانی آبی ها در لیگ هفتم و اینکه اصلاً داشتن چنین انتظاری از آنها، بجا و منطقی است یا نه کاری نداریم و قصد هم نداریم که نظریه ای تحت عنوان «با خودزنی های پرسپولیس، سپاهان و صبا، باید هم روی استقلال حساب باز کرد» را در بوق و کرنا کنیم.

مورد بسیار حیاتی و مهمی در این تیم خودنمایی می کند که ابتدا باید تکلیفش روشن شود تا بعد نوبت به موضوعاتی مشابه آنچه مطرح گشت برسد. نگاه به اسامی نفراتی که با پیراهن آبی مقابل سپاهان به میدان رفتند و ایضاً آنهایی که از روی نیمکت نظاره گر این پیکار شدند، به همان مسأله مهم اشاره دارد، مسأله ای که باید حل شود و معلوم گردد استقلال در چه مرحله ای قرار دارد و چه انتظاری باید از آن داشت. منصوریان، نوازی، قربانی و حتی بازیکنانی چون منیعی، علیزاده و یوسفی مدت هاست که جایی در ترکیب ثابت تیمشان- البته به صورت متوالی- ندارند، آن هم در شرایطی که فیروز کریمی بعضاً حضور امثال کوشکی، بیات و...در پست های غیر تخصصی را به آنها و بازی کردنشان ترجیح می دهد. در این میاهن شرایط ۳ نفر اول که از باتجربه ها و ستون های اصلی استقلال در فصول اخیر محسوب می شوند، متفاوت از دیگر نیمکت نشینان است.

نوازی و پیروز قربانی به دلیل آنچه به مسائل انضباطی مربوط می شود، در لیست سیاه فیروز کریمی قرار گرفته اند و هیچ کس هم نمی تواند مخالف این موضوع گردد. منصوریان هم پا به سن گذاشته است و این می تواند اصلی ترین عامل برای نیمکت نشین شدنش به حساب آید، گرچه تجربه وی در بسیاری از اوقات باید به کمک استقلال بیاید که نمی آید در این رابطه ۲ نظریه وجود دارد. نظریه اول با توجه به جریانات نامناسب حاکم بر فوتبال ایران، عامه پسند است و اصولی و منطقی به نظر می آید اما در عین حال نباید از نظریه دوم هم غافل ماند. این ۲ نظریه را با هم می خوانیم و جنگ و دعواها و نتیجه گیری در این زمینه را به چند پاراگراف بعد موکول می کنیم.

نظریه اول؛ مقابله با ناراضی ها یا به عبارت دیگر ایستادن مقابل پدیده شوم بازیکن سالاری، بر هر مورد دیگری مقدم است. تزریق نیروی جوانی و ارجح دانستن آمادگی و انگیزه بالای جوانان بی نام و نشان بر «نام»ها نیز مورد دیگری است که باید در اولویت قرار گیرد، بنابراین اقدام فیروز کریمی در ارتباط با میدان ندادن به قربانی و نوازی و نیز منصوریان، علیزاده و حتی منیعی، بسیار پسندیده است و می تواند یک نوع آینده نگری و توجه به زیرساخت ها محسوب شود. حضور نفراتی چون بیات و کوشکی، حتی بعضاً در پست های غیر تخصصی و نیز حساب باز کردن روی امثال روانخواه و پولادی، یعنی بیمه کردن آینده استقلال و مبارزه با پدیده های آزاردهنده ای که به آنها اشاره شد. چنین حرکتی چند سال قبل توسط قلعه نویی در این تیم مشاهده گشت که با خروج بازیکنانی چون هاشمی نسب، دین محمدی، بختیاری زاده و خیلی از اسمی های دیگر از لیست نفرات اصلی استقلال همراه بود و نتیجه بسیار مناسبی نیز در پی داشت، لذا حمایت از فیروز کریمی در راهی که پیش گرفته، الزامی است و حتی باید قهرمانی احتمالی آبی ها در فصل جاری لیگ برتر را نیز قربانی کرد و شکست هایی مشابه آنچه مقابل سپاهان رقم خورد را به جان خرید و خم به ابرو نیاورد.

نظریه دوم؛ در شرایطی که جناح راست استقلال با امیرآبادی و دیگر نفراتی که به نوبت در این منطقه به بازی گرفته می شوند، در کارهای هجومی هیچ کارایی و بازدهی ندارد، میدان ندادن به محمد نوازی که در هر بازی چند سانتر بسیار خطرناک و موقعیت ساز روی دروازه حریف ارسال می کند که ۶۰ ، ۷۰ درصد توانایی هایش نیز می تواند از استقلال تیمی تهاجمی بسازد، سؤال برانگیز و عجیب می ماند، آن هم در شرایطی که این بازیکن خاطی بخشیده شده و بنابراین مشکل انضباطی و همچنین فنی ندارد. نیمکت نشین کردن بازیکن با تجربه ای چون پیروز قربانی در تیمی که برای رسیدن به قهرمانی، بیش از هر چیز دیگری به عنصر «تجربه» نیازمند است نیز یک نوع خودزنی محسوب می شود و هیچ منطقی، عبور از کنار نام با تجربه های بدرد بخور را جایز نمی داند، حتی اگر ناراضی باشند. چشم پوشیدن از آمادگی و تجربه بازیکنی چون منصوریان که مطمئناً در آن بیست و چند دقیقه بعد از گل سپاهان، می توانست به کار استقلال بیاید نیز چندان عقلانی نیست، آن هم در روزی که جوان های تیم همچون پولادی و روانخواه ره به جایی نبرده و عملاً به بن بست رسیده بودند.

واقعاً دلیل بازی نکردن او چیست؟ قدیمی و مسن بودن؟! حال به نظر شما نظریه اول درست است یا دومی؟ آیا اگر استقلال در ادامه راه نیز به تعهدات اخلاقی و اصل دورنگری اش پایبند بماند و به همین خاطر به ناراضیانی چون نوازی و قربانی بازی ندهد و چنین سرنوشتی را نصیب منصوریان نیز بکند تا باخت هایی مشابه آنچه مقابل سپاهان ثبت شد حاصل گردد، تیغ های انتقادی گردن فیروز کریمی را مورد هدف قرار نخواهد داد و همه به واسطه آینده نگری وی، برایش هورا خواهند کشید؟ قبول داریم که استقلال تحویل داده شده به کریمی، قطع امید شده بود و خیلی ها انتظار داشتند او تیم را برای فصل بعد بسازد اما حالا که اتفاقات و روند حرکتی چند هفته اخیر تیم های مدعی، احتمال قهرمانی آبی ها را افزایش داده و همان خیلی ها از فیروز و تیمش توقع قهرمان شدن دارند، تکلیف چیست؟ در این شرایط کریمی باید به سازندگی و جوانگرایی و البته مقابله با طغیان ها بپردازد یا چشم بر خیلی از موارد ببندد و به نتیجه گیری محض در چند بازی باقیمانده بیندیشد؟ استقلال در دو راهی ایجاد شده پیش رویش باید کدام راه را انتخاب کند؟ عقیده ما بر این است که فیروز کریمی هم می تواند نظریه اول را عملی کند و هم بار فنی تیمش را با باتجربه هایی چون نوازی، قربانی و منصوریان، آن هم بعد از بعضی تجدید نظرها افزایش دهد. فکر می کنیم امثال نوازی تاکنون به خوبی توجیه شده باشند که از لحاظ اخلاقی چگونه باید عمل کنند پس چه بهتر که توان هجومی تیم را با او بالا برد تا در عمل به هر ۲ هدف رسید...