اتمام سفر یازده روزه آنچه در روسیه بر ما و تیم ملی گذشت

تیم ملی ایران بعد از یازده روز خاطره انگیز به کار خود در جام جهانی پایان داد

صدای سوت پایان داور بدقلق و کم ابهت پاراگوئه ای هنوز در گوشمان صدا می کند و سوسوی سروصدای پرتغالی ها پتکی شده بر سرمان. از آن طرف اینقدر سورپرایز شده ایم از این پرفورمنس رویایی تیم بی مهری دیده کی روش که نمی دانیم باید چه بگوییم. شده ایم به سان معجون های من درآوردی آبمیوه فروشی ها. گاهی مزه های خوب به زیر زبانمان می آید و گاهی هم صورتمان از شدت انزجار در هم تنیده می شود. هم خوشحالیم هم ناراحت. هم عذاب وجدان داریم و هم هنوز کمی عصبی هستیم. چند ساعت گذشته اما انگار همین چند دقیقه قبل بود.

تا از جو بازی خارج نشده ایم بیاییم باهم این سفر 11 روزه ملی پوشانمان را مرور کنیم. اینکه چه فکر می کردیم و چه شد؟ اینکه چه چیزهایی از این تیم در این جام به یادمان می ماند و سنجاق می شود کنج مغزمان و کدام را همین فردا لای زباله های منزل، پرتش می کنیم به خلاء.

ابتدا از قبل آغاز بازی ها شروع کنیم. وقتی که کی روش لیست خود را اعلام کرد. همان زمان که به حق انتقاداتی وارد بود اما پا را فراتر گذاشته بودیم و بعد از توهین به نفر اول نیکمت و زدن انگ های خانمان برانداز، به سراغ تخریب دعوت شده ها رفتیم. کمی تمرکز کنیم؛ شاید یادمان آمد چه بلایی بر سر چشمی ها و رضاییان ها و بیرانوندها آوردیم پس از باخت در بازی دوستانه به ترکیه. همان ترکیه ای که بعد از ما نشان داد عجب تیم چغر و بد بدنی است. اصلا چیزی در خاطرمان مانده که چه کردیم در فضای مجازی؟غوغایی به پا بود. یک روز به لباسشان گیر دادیم. به اینکه چرا دکمه کت تان را اینگونه بسته اید؛ چرا به این شکل ژست گرفته اید؟ مهاجم تیم ما قصد سلمانی رفتن ندارد؟ بعد تر که تب و تاب بازی ها زیاد شد به سراغ پیش بینی رفتیم. خیلی هایمان در جمع های خصوصی و عمومی گفتیم این تیم با سه باخت و به بدترین شکل ممکن به خانه برمی گردد. وقتی کی روش از صعود حرف زد به او خندیدیم و او را فریبکار خواندیم و خوش خیال.

بازی ها که شروع شد اوضاع فرق کرد. بچه های تعلیم دیده زیر نظر مستر سی کیو، با رشته کوهی از انگیزه و با خروار خروار غیرت تزریق شده در ساق پایشان به میدان تزارها پا گذاشتند. ایراد داشتند اما با همه کاستی ها و ناملایمتی ها خوب جواب مان را دادند. از بازی با مراکش دنده متورم و سرخ زده امید بعد از تکل عجیب و غریبش را به یاد داریم؛ دفاع جانانه چشمی در مقابل شوت مهاجم حریف هم بود؛ تک به تکی که سردار از دست داد حسابی خونمان را به جوش آورد؛ سیو زیبای بیرانوند روی شوت زیش ما را در بازی نگه داشت. ماچ آبدار سامان قدوس به توپ و چند ثانیه بعد، عزیز بوهدوزِ عزیز با آن گل به خودی رویایی. بعد از آن دیگر روی هوا بودیم و خوشحال از برد پس از 20 سال.

چشمی بعد از آن اجرای زیبا در سنت پترزبورگ با بدشانسی جام را از دست داد ولی به همه ثابت کرد این همه توهین و تمسخر حقش نبود. بازی با لاروخا از راه رسید. گاوبازهای اسپانیایی. دفاع جانانه و ده نفره بچه ها در ذهنمان بولد شد همانند دیدار با آرژانتین. فریادهای رامین هم بود. در کنار آن بازگشت عزت اللهی که خوب نشان داد وارث خلف قایقران است. شوت کریم را هنوز هم اگر ببینیم به هوای گل شدنش نیم خیز می شویم. وای به آزاد راه دل انگیز وحید امیری-جراردپیکه. ما دروازه دخیا را فرو ریخیتم و سعید برای او هم یک لایی کنار گذاشته بود اما قبل از آن، نیم قدمی پا را فراتر گذاشته بود. پرتاب اوت میگ میگ دوست داشتنی مان هم ترند شد و خندیدیم؛ فقط یک سوال، اگر ما جای او بودیم چه می کردیم؟ در میان همه اینها گل کاستا با کشکک زانویش هم بود. برد کشککی تیم هیرو مقابل شیربچه هایی که بدون ترس به گود رقابت ها با گاو تیزشاخ وارد شده بودند.

در نهایت بازی با پرتغال. تمام کشور امید بود و امید بود و امید. حتی همانهایی که گفتند امتیاز نمی گیریم. همانها که ایکس و ایگرگ را به سخره گرفته بودند و بذر نا امیدی پاشیده بودند به رگ و پی شهر. همانها که بنر سردار را کندند. همه یک پارچه شده بودند. حقیقتا شده بودیم هشتاد میلیون، یک ملت، یک ضربان قلب. می دانستیم که می شود ولو هر چقدر سخت باشد. می دانستیم با قهرمان یورو و با رونالدو پیکار داریم اما انسان هستیم دیگر؛ سیرایی نداریم و قانع شدن در کارمان نیست. از ابتدای بازی چیزهای خوبی در یادمان نیست. مثلا درگیری مختصر بیرو و سعید. یا پوزخند کریس بعد از ناکام ماندن در دریبل زدن علیرضا. بیرون پای کوارشما را هیچ وقت فراموش نمی کنیم. با آن بیرون پای لعنتی اش ما را هم به قربانیان قبلی اضافه کرد. بیرانوند اوج شاهکارش را گذاشته بود برای اکران رسمی و حقیقی "چطوری کریس؟" در موردوویا. یادمان نمی رود که به چه هول و ولایی افتاده بودند پرتغالی ها. قضاوت ضعیف و اخلاق بد داور پاراگوئه ای مانند نفر قبلی اش که از اروکوئه بود را هم همیشه به خاطر خواهیم آورد. اعتراض های کارلوس که عضو لاینفک خاطرات ما شده است. سردار پنالتی گرفت و VAR سرانجام به دادمان رسید. گل کریم بازهم دل های نا امید را امیدوار کرد. ناگهان توپ جلوی طارمی افتاد و مهدی... از اینجا به بعد گفتنی نیست. همه ماجرا را حفظیم... ما هیچ ما نگاه.

در این جام همه با پدیده VAR آشنا شده ایم. برخی دوستش دارند و برخی دیگر نه. اما ماهیت این تکنولوژی خیلی خوب است. کمک داور ویدیویی کمک می کند تا شما اشتباهات خود را بار دیگر ببینید و تصحیحش کنید. به اصطلاح خودمان کلاهتان را قاضی کنید. چند دقیقه ای وقت گذاشتیم و مرور کردیم آنچه بر ما در این جام گذشت را. هیچ کس نمی تواند به عملکرد کلی این بچه ها خرده بگیرد و آن را زیر سوال ببرد. اصلا هم نمی گوییم از آنها انتقاد نکنیم اما هر وقت که به توانایی این تیم و سرمربی اش شک کردیم؛ هر وقت دوباره به سرمان زد آنها را سوژه خاص و عام کنیم به تکنولوژی VAR مغزمان رجوع کنیم و سکانس به سکانس چیزهایی که از این جام به یادگار در هارد ذهنمان ذخیره شده را ببینیم. قطعا نظرما برمی گردد. همین...

نوید استادرحیمی