مدیریت ناکارآمد چالش بزرگ فوتبال ایران

مدتی است که فوتبال ایران یک بار دیگر دچار تنش شده است در واقع چالش بزرگ, بحث مدیریتی است بجز تعدادی اقل, اکثریت مدیریت ناکارآمد است و مصداق های آن هم در جامعه زیاد است, می توان به آن رجوع کرده و مثال بزنیم که بر اثر مدیریت ناتوان چه بر سر این فوتبال آورده اند مطلب زیر یادداشتی است از امیر حاج رضایی کارشناس فوتبال دربراه چالش های فوتبال ایران در ادامه بخوانید

سه شنبه شب نتوانستم از بازی زیبا و باکیفیت رئال مادرید و دورتموند، لذت لازم را ببرم چون یکی، دو ساعت پیش از آن، پرسپولیس 4 گل از الهلال خورد و تا آخر شب به این فکر می کردم که چه کار داریم می کنیم و چه بر سر فوتبال مان می آید. پرسپولیس پیش از آنکه مغلوب الهلال شود، مغلوب جریاناتی شد که داخل ایران افتاد. اگر این جنگ برابر و پایاپای بود، ممکن بود هر تیمی برنده شود اما در ابوظبی شرایط به گونه دیگری بود. به چه گناهی پرسپولیس میزبانی را از دست داد و چرا باید غرامت آن حادثه سفارت را بدهد. بعد از آن اتفاق به عبارتی پرسپولیس وارد کندو شد. آنها با هم متحد هستند و پرسپولیس در فضای غریبانه و پر از خصومت به کار خود ادامه داد و باز هم حاشا به همت و جانفشانی بازیکنان و درایت برانکو که تا این مرحله بالا آمدند.

تیم در امارات است که خبر محرومیت بازیکن و باشگاه می آید. این محرومیت به چه کسی برمی گردد؟ قطعاً به سیستم مدیریتی. چگونه مانوئل ژوزه در دوره مدیریت پیشین در بدو ورود 720 هزار یورو گرفت و مدیریت و وکلای باشگاه با اهمال کاری اجازه دادند کار به شکایت بکشد و باشگاه از جیب مردم یک میلیون و 250 هزار یورو به این مربی پرداخت کند. بر اساس آمار منتشر شده در رسانه ها، ایران 85 پرونده مفتوح در فیفا دارد. وقتی من برای کارگاه های یک روزه آموزشی فوتبال به شهرستان ها می روم، می بینم که در جاهایی 40 شاگرد تنها 5 توپ دارند. پولی که باید برای رشد، ارتقا و آموزش جوانان این کشور صرف شود، با چه اجازه ای به دلیل سوء مدیریت در حلقوم بیگانگان ریخته می شود. کمی آن سوتر در باشگاه استقلال شاهد نوعی دیگر از سوء مدیریت و ناکارآمدی مدیران هستیم. شاید عملکرد منصوریان از بعد فنی قابل نقد باشد اما اتفاقاتی که افتاد، اصلاً توجیه پذیر نیست. 2 هفته پیش فرانک دی بوئر به دلیل نتایج ضعیف از هدایت کریستال پالاس برکنار شد اما کجا شاهد این ادبیات سخیف و جنجال ها بودیم. در روزی که منصوریان تصمیم گرفت از استقلال برود، آیا هیچ کدام از ما فکر نکردیم که ممکن است همسر و فرزند او از تلویزیون شاهد این همه فحاشی و ناسزا باشند که تا رسیدن او به رختکن می شنید؟ این چه نوع رفتاری است؟ چرا مدیران به همین سادگی مربی سوزی می کنند. قصد من دفاع از منصوریان یا هر مربی دیگری نیست، برکناری یا استعفا در همه جای دنیا وجود دارد اما این همه تنش و اهانت که منشأ آن مدیریت ناصحیح است، اصلاً پذیرفتنی نیست.

باید بدون هیچ شک و شبهه ای بپذیریم که مشکل مدیریتی داریم و این اواخر خودش را بیش از هر زمان دیگر نشان داده است. البته روی صحبت من با عده قلیلی از مدیران توانمند نیست. از سویی افرادی که بدون کار کارشناسی این مدیران را منصوب می کنند هم باید پاسخگو باشند. انتصاب مدیرانی که بدون درنظر گرفتن پایگاه اجتماعی، سیر سلوک اخلاقی، میزان و سطح سواد و آشنایی آنها با زبان فوتبال صورت می گیرد. در پرسپولیس و استقلال مدیران و پیشکسوتان تحصیلکرده وجود دارد اما اعتنایی به آنها و توانمندی هایشان نمی شود. چالش مدیریتی وجود دارد و برای رفع و کاهش آن باید هر چه سریع تر راهکار لازم انتخاب شود. مطمئناً تربیت مدیر در کوتاه مدت نمی تواند دردی را دوا کند اما باید شروع شود و برای شرایط فعلی هم از جامعه پرسپولیس و استقلال، چهره هایی که کار مدیریت انجام داده اند، دعوت به کار شوند. وقتی مدیر ضعیف منصوب می شود، او کابینه اش را هم ضعیف انتخاب می کند و نتیجه چیزی می شود که الان شاهد هستیم. سال ها پیش فردی به نام کالین جونز که معاونت کمیته آموزش فوتبال انگلستان را برعهده داشت، به ایران آمد و در یکی از کلاس هایش گفت که فوتبال 3 سرفصل دارد؛ مدیریت، برنامه ریزی و سرمایه گذاری. مدیر ناتوان برنامه ها و سرمایه ها را از بین می برد.