هدف خداوند از خلقت انسان، تعالی و کمال اوست. انسان از دو بعد مادی و معنوی قابلیت رشد دارد. یکی از وجوه هویت انسان، وجه جسمانی اوست که در قبال حفظ، سلامت و رشد آن درپیشگاه خداوند مسئول است.

در این میان ورزش، ابزاری اصولی و کارآمد برای سلامت جسم و پرورش روح انسان به شمار می آید.

از طرفی ورزش بانوان از اهمیت خاصی برخوردار است. چراکه علاوه بر وجوه اشتراک آن با ورزش آقایان و تاثیر مشترکی که بر سلامت و نشاط در هر دو جنس زن و مرد دارد، با توجه به اوامر و نواهی دین، حدود و ضوابطی برای آن تعیین شده است.

لذا با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری(س) ضرورت بازنگری جدی در امر ورزش بانوان بیش از پیش احساس می شود. فقه پویای اسلام بایدپاسخگوی احکام و شبهات به روز در این حوزه باشد. و از سوی دیگر اهتمام جدی در اجرای احکام از بدیهی ترین وظایف مسئولین مربوطه می باشد.

پس از انقلاب شکوهمند ایران و با حاکمیت اصول اسلامی بر اجتماع، شورای ورزش بانوان، امور ورزشی بانوان را عهده دار شد. در اسفندماه ۱۳۶۰ با تاسیس مدیریت امور ورزش بانوان، زمینه ای برای سامان بخشی و گسترش ورزش بانوان فراهم شد. ارتقاء این تشکیلات تا سطح معاونت سازمان تربیت بدنی و تشکیل انجمن های مختلف ورزشی راه را برای توسعه ورزش بانوان هموار ساخت. در سال۱۳۷۰ حرکتی تازه در ورزش زنان مسلمان در ایران به وقوع پیوست. و آن امکان حضور زنان در مسابقات ورزشی بود. با تصویب اساسنامه ای در بهمن ماه۷۱ اولین دوره مسابقات بانوان کشورهای اسلامی در رشته های بدمینتون، والیبال، بسکتبال، هندبال، تنیس روی میز، تیراندازی، شنا، دو میدانی برگزار شد.

بررسی میزان رشد ورزش بانوان در عرصه های داخلی و خارجی هرچند گواه پیشرفت ورزش بانوان ایرانی است اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که در مقایسه با ورزش آقایان به دلیل محدودیت های اجتماعی و دیگر عوامل از رشد مطلوبی برخوردار نیست. به طوری که با توجه به برابری تقریبی تعداد زنان و مردان در جامعه کنونی، مردان ۸/۶ برابر بیشتر از زنان ورزش می کنند.

حتی در مسابقات مخصوص بانوان تنها عده معدودی از دختران می توانند در فعالیت های ورزشی شرکت کنند و جمع کثیری از آنان به دلیل محدودیت هایی که وجود دارد، از پرداختن به ورزش محروم می مانند. عوامل اجتماعی تاثیر قابل ملاحظه ای بر قابلیت های ورزش بانوان ایرانی دارد. با توجه به احکام شرعی و تعبد اخلاقی و دینی خانواده ها دختران بعد از دوران کودکی نمی توانند در هر مکانی به ورزش بپردازند. در نتیجه فقر حرکتی در آنان ایجاد شده و باعث نزول عملکرد آنان در اثر کاهش قوای جسمی می شود. بدیهی است منع بانوان از ورزش مختلط، بایستی همراه با ایجاد فضا و برنامه ریزی لازم برای جداسازی و تفکیک جنسیتی اماکن ورزشی باشد. این در حالی است که تعداد چنین اماکن ورزشی برای بانوان به نسبت جمعیتی بسیار محدود است. این مسئله همت بیش از پیش مسئولین مربوط را می طلبد. اگر دوچرخه سواری بانوان در ملا عام جایز نیست؛ باید فضای سرپوشیده و مختص دوچرخه سواری برای بانوان فراهم باشد. در غیر این صورت بی تردید احکام به مرحله اجرا در نمی آیند.

نتایج تحقیقات نشان می دهد که دختران در سنین قبل از ازدواج کمتر به باشگاه های ورزشی روی می آورند ولی پس از ازدواج این امکان را پیدا می کنند که بیشتر در باشگاه های ورزشی به فعالیت بدنی بپردازند. در خصوص پسران این نتایج کاملاً برعکس است. پسران مجرد فرصت بیشتری برای ورزش کردن در باشگاه ها دارند، اما با تشکیل خانواده کمتر به این مهم می پردازند. عوامل فرهنگی و محدودیت های اجتماعی تأثیرات شگرفی در ورزش به جا گذاشته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مجموع مردان بیشتر از زنان به ورزش روی می آورند.۱ در حال حاضر مدارس، تقریبا تنها مکان مطمئن برای ورزش دختران دانش آموز به شمار می رود. این امر لزوم توجه ویژه مسئولین به ورزش مدارس را تشدید می کند. تشکیلات ورزش بانوان و دست اندرکاران ورزش مدارس باید بیش از گذشته به این امر توجه کنند تا از این طریق بتوان زمینه را برای رشد و توسعه ورزش در بین دختران آماده ساخت.

خوشبختانه در سال های اخیر توجه مسؤولان نظام بیش از گذشته به این امر معطوف شده و بودجه های تخصیص یافته به یکباره افزایش چشمگیری داشته است. در نتیجه ساخت اماکن ورزشی مخصوص بانوان شتاب فزاینده ای گرفته و سالن های ورزشی موجود، زمان بیشتری را به بانوان اختصاص داده اند. اما هنوز راه درازی تا مقصد مطلوب درپیش داریم.

نکته دیگر این که برخی ورزش ها حتی از نظر علمی با ویژگی ها و توانایی های زنان همخوانی ندارد. اما بی آن که به این امر توجه شود تمام هم و غم ها صرف رقابت در این رشته ها حتی تا مراحل جهانی می شود.

مقام معظم رهبری می فرمایند: "زنان در محیط های سرپوشیده به ورزش بپردازند؛ اما چه لزومی دارد دختران ما در تمام مسابقات جهانی شرکت کنند؟! من نمی فهمم چرا؟ البته الان در این زمینه نمی خواهم دستوری بدهم؛ اما بررسی شود. برای جاهای مشخصی که هستند بفرستید تا بررسی کنند که زنان در چه حدودی خوب است شرکت کنند؟"

انتظار این است که ایران و خصوصا زن مسلمان با پیشینه تمدن و فرهنگ سازی که دارد خود مرجع نقد برخی از این ورزش ها باشد. نه این که با حضور خود مهر تاییدی بر آن ها بزند. تصاویری که از برخی مسابقات ورزشی بانوان در جهان انعکاس می یابد حاکی از عدم امکان اطمینان به آن فضاهاست.

ورزش بانوان قبل از هر چیز به فضاسازی نیاز دارد و قبل از آن به فرهنگ سازی منطبق بر حدود دینی.

در حال حاضر ورزش بانوان در ایران به رغم درخشش های جهانی، با چنین آسیب هایی مواجه است که توجه به آن ها رسالت اسلامی زنان محسوب می شود.

جای آن دارد که نماینده ای از طرف مقام معظم رهبری برای پاسخ به شبهات مختلف وجود داشته باشد و در کنار آن به ارائه نظر مراجع به صورت صریح و به روز اقدام شود.. اینجاست که ضرورت پرداختن به آموزش ها و فرهنگ سازی های مربوط در امر ورزش بانوان، اصولی و برای همگان قابل اطمینان می گردد.