Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات ورزشی بانوان من مریض دویدنم
۱۶ بهمن ۱۳۸۷
  ◊   دفعات نمایش : ۸۰۶        Wednesday, Feb 4, 2009
من مریض دویدنم
گفت و گو با پدیده بلوری زاده، دونده
من مریض دویدنم

ساعت هشت شب روی چمنهای هتل المپیک روبروی دختری نشسته ام که پرافتخارترین دونده ی زن ایران است. تمام پرسنل و ورزشکاران مستقر در هتل المپیک وقتی از کنارمان می گذرند با احترام خاصی با پدیده برخورد می کنند. اما دختری که روبروی من نشسته جدا از محترم بودنش، شاخصه ی دیگری هم دارد؛ او به شدت خندان و اکتیو است. شاید اینها برای مخاطبین جذاب باشد اما روزنامه نگاران خوب می دانند این مصاحبه شونده ها تیز تر از آن هستند که بتوانی مصاحبه را به نفع خودت پیش ببری. تمام تلاشم را کردم تا در پیست مصاحبه پیروز باشم اما چنین نشد. هرچه باشد او قهرمان دوومیدانی زنان ایران است. صدا و تصویر پدیده را اینجا ببینید و بشنوید.

▪ پدیده چگونه پدیده شد؟

ـ ورزش را با شنا و ژیمناستیک شروع کردم و در سن هفت سالگی به دوومیدانی معرفی شدم و از همان سن بود که ورزش را به صورت حرفه ای شناختم. سال سوم راهنمایی بود که به پیشنهاد مادرم به رشته ی والیبال روی آوردم.

▪ چه شد تصمیم گرفتی ورزش کنی ؟ چون دختران در کشور ما زیاد به صورت جدی – به نسبت پسران – به ورزش علاقه نشان نمی دهند و یا به دلیل شرایط موجود قید ورزش کردن را می زنند .

ـ من مادرم ورزشکار بود . او هم می دوید و هم والیبال کار می کرد . او داوری دو ومیدانی می کرد و معتقد بود همه باید ورزشهای پایه را یاد بگیرند . همین ایده ی او باعث شد من تا قبل از ده سالگی شنا و دومیدانی را یاد بگیرم .

▪ دویدنت از کجا شروع شد ؟ می خواهم ببینم نطفه ی علاقه ات به دوومیدانی کجا بسته شد؟

ـ من در کلاس ژیمناستیک هیچ حس خوبی نداشتم و از این کله معلق زدنها نفرت داشتم . هر روز هم یا دل درد داشتم یا بدنم کوفته بود . تشک ژیمناستیک ما دقیقا پشت پیست دوومیدانی بود . من همیشه وقتی بچه ها را در پیست دوومیدانی می دیدم، لذت می بردم و حسرت می خوردم وقتی می دیدم آنها دائم دنبال هم می دوند . بالاخره یک روز از کلاس فرار کردم و رفتم توی پیست. معلم ژیمناستیک وقتی متوجه غیبت من شد به مادرم زنگ زد و مادرم توانست من را در پیست پیدا کند . گفت چرا فرار کردی ؟ جواب دادم من دیگر به کلاس ژیمناستیک نمی روم و می خواهم بدوم و این طور شد که مادرم اسم من را در کلاس دوومیدانی نوشت ...

▪ و از همینجا مسیر زندگی تو تغییر کرد

ـ بله ؛ اولین مسابقه ام در هفت سالگیم بود و باختم . آنقدر گریه کردم که کار مادرم برای دو روز دلداری دادن من بود . اما تلاشم را کردم و اولین دختری بودم که در سن هفت سالگی به مسابقات قهرمانی دوومیدانی استان تهران راه پیدا کردم .

▪ همان اول کار چه مشکلاتی سد راهت شد؟

ـ بد نیست این را بگویم آن زمانی که من دویدن را شروع کردم هیچ پیستی برای دویدن نبود یا بهتر بگویم هیچ مکانی برای ورزش زنان وجود نداشت . حتی درب ورزشگاه شهید کشوری را بستند و گفتند زنان نباید ورزش کنند و اصلا دلیلی ندارد خانمها ورزش کنند ! یادم می آید مادرم و چند خانمی که آنجا ورزش می کردند تحصن کردند و گفتند ساعت دو تا چهار و نیم برای خانمهاست و هیچ مردی را در آن ساعات برای ورزش راه ندادند . هنوز که هنوز است آن دو ساعت در ورزشگاه شهید کشوری متعلق به خانم هاست و هیچ کس اجازه ندارد این زمان را از آنها بگیرد.

▪ برخورد همسایه ها، جامعه و مردم راجع به ورزش کردن تو چطور بود؟

ـ خوشبختانه حمایت های خانواده ی من باعث شد درگیر این مسائل نباشم . البته پدر من چندان راضی نبود و وقتی هم راضی شد معتقد بود ورزش را تا سن خاصی باید پیگیری کرد و مثلا در ۲۵ سالگی دیگر بس است و حالا ازدواج و خانه داری . اما هیچوقت فراموش نمی کنم اولین بار در اولین مسابقات کشورهای اسلامی پدرم اجازه داشت که به سالن بیاید و من آخرین نفری بودم که مشعل را حمل می کردم و وقتی من از کنارش رد شدم دیدم که صورتش سراسر اشک شده است و نام من را بلند صدا می کند . دیگر از آن به بعد پدرم مسابقاتم را ندید و ...

▪ وقتی از کنارش رد شدم دیدم صورتش سراسر اشک است. دیگر از آن به بعد پدرم مسابقاتم را ندید

پدرت از دنیا رفته؟

ـ بله ؛ دقیقا ۱۰ روز قبل از مسابقات غرب آسیا پدرم از دنیا رفت.

▪ و تو در مسابقات غرب ٱسیا شرکت کردی؟

ـ بله

▪ مقام هم آوردی؟

ـ من اول و سوم شدم.

▪ آرزویت در ورزش چه بود و انتهای دوومیدانی را کجا می دیدی؟

ـ در ورزش قهرمانی آرمان و آرزوی بزرگی نداشتم . شاید رکورد زدن یا ... اما بیشتر از همه چیز نفس ورزش کردن برایم مهم بود . واقعا دیوانه وار عاشق دوومیدانی هستم . اما بزرگترین آرزویم در دوومیدانی درجه ی مدرس بین المللی دوومیدانی ست.

فواد خاک نژاد
پی نوشت: زمانی که این مصاحبه را می خوانید، پدیده بلوری زاده از کارگاه بین المللی مدرسان دوومیدانی از اندونزی بازگشته است و به بزرگترین آرزوی دوران حرفه ای خود دست پیدا کرده است
مقالات ارسالی به آفتاب
پدیده‌بلوری‌زاده
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
سوم آسیا و یازدهم جهان!
گفت و گو با اولین دختراسکیت باز نمایشی ایران
۳ بهمن ۱۳۸۷
تمرین در پارکینگ پارک، مسابقه در پیست های جهانی
گفت و گو با قهرمان لیگ اسکیت دختران ایران
۳ بهمن ۱۳۸۷
مثل دختران سرزمین من
صبحی که قرار است برای گفتگو با "سحر" بروم، کمی دو دل هستم . تا به حال مصاحبه ای چنین سخت را تجربه نکرده ام. "سحر" نه قهرمان المپیک است و نه حتی دارای یک مدال کشوری.
۱ آبان ۱۳۸۷
هزاران زن مثل من!
بچه که بودم، خواهرم هفته نامۀ فانوس می خرید و پدرم استقلال جوان، از همون موقع تب فوتبال تو خونۀ ما داغ بود. توی مدرسه همیشه بحث قرمز و آبی بود؛ با اینکه دختر بودیم تماشای تمام بازی های ملی و لیگ قطع نمی شد...
۲۸ مهر ۱۳۸۷
موجود دوست داشتنی به نام پونی
گفت و گوی شیرزنان با اولین زن پونی کار ایران
۱۵ مهر ۱۳۸۷
دوست دارم در تراکتور بمانم اما می‌گویند ما پول نداریم
دوست دارم در تراکتور بمانم اما می‌گویند ما پول نداریم
دستگیری سرتیپ قلابی كه كارت‌های پایان خدمت صادر می‌كرد
دستگیری سرتیپ قلابی كه كارت‌های پایان خدمت صادر می‌كرد
دزدان دریایی در حمله به دو نفتكش ایرانی ناكام ماندند
دزدان دریایی در حمله به دو نفتكش ایرانی ناكام ماندند
جزئیات دستگیری شرور سابقه‌دار کرج اعلام شد
جزئیات دستگیری شرور سابقه‌دار کرج اعلام شد
طالع‌بینی ۶ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۶ خرداد ماه ۹۱
ضرر ۳۰ میلیونی کاهش قیمت دلار به سارقان صرافی
ضرر ۳۰ میلیونی کاهش قیمت دلار به سارقان صرافی
دستور ویژه وزیر کار برای حمایت از پیرمردی که در سن ۸۳ سالگی صاحب فرزند شد
دستور ویژه وزیر کار برای حمایت از پیرمردی که در سن ۸۳ سالگی صاحب فرزند شد
بیانیه خانه هنرمندان ایران در محکومیت خواننده آلبوم موهن علیه امام هادی(ع)
بیانیه خانه هنرمندان ایران در محکومیت خواننده آلبوم موهن علیه امام هادی(ع)
مزایای زرشک و اثرات مطلوب آن بر جنین
مزایای زرشک و اثرات مطلوب آن بر جنین
وقتی بندناف دور جنین می‌پیچد...
وقتی بندناف دور جنین می‌پیچد...
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
بهاری،علی اصغر
 آلبوم آوای بهاری
◊  مرد بلند همت تا پایه بلند به دست نیاورد از پای طلب ننشیند. کلیله و دمنه  ◊