کاش زن ها خودشان را باور کنند

گفت و گو با مونا هداوند خانی, نایب رئیس هیأت سوارکاری استان تهران

با زنی روبه‌رو می‌شدم که از هر لحاظ زنی بود قوی و محکم.

ریز جثه اما پر قدرت. چه در کلام چه در برخورد. مونا هداوند خانی فرزند یک مادر و پدر فرهنگی و وکیل پایه یک دادگستری است. او داور مسابقات سوارکاری، نایب رئیس هیات سوارکاری استان تهران و عضو کمیته داوران سوارکاری است. هداوند نفر سوم کنکور انسانی در سالی که باید سرنوشتش را برای وکالت رقم می‌زد شد. زنی که چون خواسته موفق شده است. وقتی می‌گفت زن بودنم را باور دارم باور می‌کردی که باور دارد.

▪ آیا در داوری مسابقات سوارکاری تفاوتی میان زنان و مردان هست؟

ـ خیر، البته تا سال‌های قبل مسابقات جدا از هم برگزار می‌شد اما در حال حاضر ادغام شده است. ابتدا آقایان با اسب پرش می‌کنند و سپس خانم‌ها. اما در پایان رده‌بندی آنها یکی است.

▪ یعنی توانایی‌های زنان و مردان را یکسان می‌بینند؟

ـ حتما. چون در همه جای دنیا این بوده و هست و اگر در ایران هم چنین نمی‌شد ما از دنیا عقب می‌افتادیم. من از سال ۷۸ دیگر پرش نکردم چون دیگر رقابتی نبود. چهار، پنج نفر خانم بودیم که با هم مسابقه می‌دادیم. اما از زمانی که مسابقات را ادغام کردند کمیت پایین آمد اما در واقع این کیفیت بود که بالا‌تر رفت.

▪ پس یعنی در مسابقات سوارکاری به زن به عنوان یک جنس ضعیف‌تر از مرد لااقل از دید فیزیکی هم نگاه نمی‌شود؟

ـ به هیچ وجه. می‌دانید به نظر من ریز جثگی و یا ظریف بودن یک زن دلیل آن نمی‌شود که با چند مرد به‌طور یکسان مسابقه ندهد. یکی از دلایلی که همیشه مرا برای تیم ملی دعوت می‌‌کردند ریز جثه بودن من بود چون آن موقع ما با اسب قرضی سوارکاری می‌کردیم و من می‌توانستم با هر اسبی مسابقه دهم. زنان با اسب‌ها ظریف‌تر و مهربان‌تر برخورد می‌کنند و اسب‌ها این را خوب می‌فهمند. اما متاسفانه در ایران ما ترینر خانم نداریم و همه مرد هستند.

▪ به نظر شما این ورزش مردانه است؟

ـ نه، این را قبول ندارم. من به این اعتقادی ندارم. این ورزش فقط کمی سنگین است و در واقع کمی جسارت می‌خواهد. شاید برای زن‌ها کمی سخت باشد اما ورزش مردانه نیست.

▪ این جسارت باعث نمی‌شود که از ظرافت و زنانگی ورزشکار بکاهد؟

ـ شاید. من احساس می‌کنم از زن‌های دیگر قوی ترم و شاید بهتر است بگویم که جسارتم زیاد است. من همیشه به پدر و مادر شاگردهایم می‌گویم جسارتی که دختر شما در این ورزش پیدا می‌کند را دختر‌های دیگر کمتر دارند و این جسارت در زندگی اجتماعی به او کمک می‌کند.

▪ آیا جسارت داشتن در زندگی اجتماعی لازمه یک دختر یا یک زن است؟

ـ صد درصد. این جسارت در زندگی اجتماعی به زنان کمک می‌کند.

▪ چقدر احساس می‌کنید در برخورد‌های اجتماعی به علت داشتن چنین جسارت‌هایی با دیگر زن‌ها متفاوت هستید؟

ـ قطعا زیاد است و حتی در شغل وکالتم هم بسیار زیاد تاثیر داشته است.

▪ موکلین شما با زن بودنتان مشکلی ندارند؟

ـ من یک چیزی را در وکالت متوجه شدم و آن این است که بسیاری از آدم‌ها ترجیح می‌دهند که وکیل زن داشته باشند. شاید به این دلیل که خانم‌ها نسبت به آقایان در کار مسوولیت بیشتری احساس می‌کنند.

▪ شاید چون بیشتر از مردها احساساتی هستند؟

ـ نه، ببینید یک زن شاید برای کارهایش حتی شب نخوابد اما آقایان ممکن است چند کار را با هم انجام دهند چون باید به قول معروف چرخ زندگی را بچرخانند. اما کلا من احساس می‌کنم در وکالت به زن‌ها بیشتر اعتماد می‌کنند. زن‌ها بیشتر از مرد‌ها احساس مسوولیت می‌کنند.

یک زن اگر تصمیم به قتل بگیرد خیلی بیشتر از یک مرد از نتیجه آن می‌ترسد. یک مرد اگر عصبانی شود ‌این کار را می‌کند. در روانکاوی ثابت شده است که زن‌ها اول فکر می‌کنند بعد عمل اما در مردها این قضیه برعکس است.

▪ سوارکاری را از کجا شروع کردید؟

ـ در ۱۰ سالگی یکی از دوستانم من را با سوارکاری آشنا کرد و الان به مدت ۲۵ سال است که سوارکاری می‌کنم.

▪ مربیگری چطور؟

ـ از ۲۰ سالگی. من یکسری دوره‌های مربیگری را گذراندم تا بتوانم ابتدا مربی درجه ۳ بشوم. آن موقع هیات سوارکاری بانوان از آقایان جدا بود. در نتیجه من مدرک مربیگری برای بانوان گرفتم.

▪ از چه سالی داوری مسابقات را به عهده دارید؟

ـ سال ۷۴ اولین داوری درجه ۳، را انجام دادم. سال ۷۷ داوری درجه ۲ گرفتم سال ۸۴ هم توانستم داوری کل کنم. تا سال ۷۸ خودم هم با اسب پرش داشتم منتها کمک داور هم بودم اما بعد از آن دیگر تصمیم گرفتم در مسابقات فقط داوری کنم. از سال ۸۱ دبیر هیات سوارکاری استان تهران بخش بانوان شدم و در ابتدای سال ۸۴ پس از ادغام دو هیات بانوان و آقایان به عنوان نایب رئیس هیات سوارکاری استان تهران انتخاب شدم.

▪ وکالت را از چه سالی آغاز کردید؟

ـ من در سال ۷۸ در امتحان کانون وکلا شرکت کردم و نفر بیستم کانون شدم. در سال ۸۱ وکیل پایه یک دادگستری شدم.

▪ وکالت و سوارکاری در زندگی کاری شما تداخلی با هم نداشتند؟

ـ من خودم را اول یک ورزشکار می‌دانم تا وکیل. اما طبیعتا برای هر دو انرژی می‌گذارم و گاهی هم خیلی خسته می‌شوم.

▪ آیا تا به حال از روی اسب به زمین خورده‌اید؟

ـ یک‌بار از روی زین اسب در حال حرکت پرت شدم و مهره‌های کمرم آسیب شدید دید و مدتی در بیمارستان بستری شدم. در این ورزش حتما از این اتفاق‌ها زیاد می‌افتد.

▪ خانواده شما هیچ مخالفتی با رشته ورزشی که انتخاب کردید نداشتند؟

ـ به هیچ وجه، پدر و مادرم مشوق من بودند. چه در ورزش چه در رشته سخت وکالت.

▪ آیا درگیر بودن با مشاغل مردانه و فضاهای مردانه در شخصیت‌تان تغییری ایجاد نکرده؟

ـ چرا. من احساس می‌کنم محکم و قوی هستم. مطمئنا حرفه‌هایی که انتخاب کرده‌ام بی‌تاثیر نبوده است.

سیده غزال هاشمی طاری