دوست دارم هادی ساعی شوم

سارا خوش جمال, اولین سهمیه المپیک تکواندو ایران

سارا خوش جمال فکری اولین سهمیه المپیک زنان تکواندو ایران را کسب کرده، باید حسابی کاردرست باشد. از او چیزهای زیادی برای خودم ترسیم کردیم. با امین محمدی به سمت باشگاه ورزشی کبکانیان می رویم، وارد سالن می شویم. دخترکی ریزنقش جلویمان سبز می شود، ظاهراً سالن در اختیار خانم هاست. «بله، بفرمایید؟» با خانم خوش جمال قرار داشتیم. سارا همان دخترک ریزنقش است. نه قد بلندی دارد و نه جثه اش کسی را یاد مردان می اندازد. او افتخار ملی تکواندو ماست. عکاس کارش را انجام می دهد و حال نوبت من است که رودرروی او بنشینم. تازه سه ماه پیش ۲۰ سال اش شده، ۸ سال پیش، در ۱۲ سالگی از آنجایی که برادرانش تکواندو کار می کردند، به این ورزش علاقه مند شده. در تکواندو هرچه دارد از خانم آذرمهر است. برادران شصت و یکی و شصت و سه یی اش به خاطر درس، شیاپ چانگ را بوسیدند و گذاشتند کنار، اما خواهر ته تغاری شان تکواندو را ادامه داد و نامش را به عنوان اولین زن ایرانی تکواندو المپیک ثبت کرد. خواهر بزرگتر سارا هم که در حال حاضر ۲۶ سال دارد، با وجود همسرش کمتر از سارا تمرین می کند، اما او هم عضو تیم استان تهران است. ماحصل ۶۰ دقیقه رودرروی هم نشستن ما را می خوانید.

- اول بگو تا به حال چه مقام هایی کسب کرده یی ؟

زیاد بودند، مثلاً در مسابقات بین المللی پایتخت کشورهای اسلامی مقام آوردم، در مسابقات لبنان سوم شدم، در مسابقات کره دوم و در چین هم روی سکوی سوم مسابقات ایستادم.

- و حالا کسب سهمیه المپیک ...

در حقیقت دوره اول مسابقات در منچستر بود که آنجا موفق نشدم مقام بیاورم و به المپیک راه پیدا کنم. دور دوم مسابقات در هندوستان برگزار می شد. رقیب اولم مغول بود که شکستش دادم، بعد به حریف تایلندی خوردم که تا لحظه پایانی با هم شرایط برابری داشتیم، اما روی یک اشتباه باختم. شاید باور نکنید اما به خاطر حساسیت مسابقات فشار زیادی روی من بود. بعد خوردم به حریفی از پاکستان. او را شکست دادم و با کسب مدال برنز توانستم یکی از سهمیه های المپیک ۲۰۰۸ چین را به نام خودم و ایران رقم بزنم.

- ظاهراً اولین زنی بودی که به این افتخار رسیدی.

دروغ چرا، خودم نمی دانستم اولین نفر بودم، اما بعد از چند روز متوجه شدم و شادی مضاعف دیگری را تجربه کردم و حسابی خستگی ام بعد از این همه سال سختی و تمرین فشرده در رفت.

- برای آینده چه فکری کرده یی ؟ برای درخشش در المپیک.

مطمئناً باید تمرین و تلاشم را بیشتر کنم ؛ سنگین تر از گذشته چون مسابقات سنگین تری را در پیش دارم. فدراسیون و مربیان برایم برنامه یی آماده کرده اند و روی آن پیش می رویم. به مربیانم خیلی اطمینان دارم و با کمک آنها می توانم به حدنصاب لازم از آمادگی دست پیدا کنم.

- همراه خانم آذرمهر؟

بله، ایشان مربی بنده بودند و من تکواندو را از او یاد گرفتم. پیش ایشان کار را شروع کردم و حالا هم که ایشان مربی تیم ملی هستند و من بازیکن تیم ملی.

- ۸ سال است که داری تکواندو کار می کنی، مطمئناً در این ۸ سال اخبار و جزئیات ورزش مورد علاقه ات را دنبال کردی. می خواهم ببینم حداقل در این فواصل، وضعیت پیشرفت خانم ها در تکواندو را چطور دیدی؟

با حرفتان موافقم، پیشرفت که مطمئناً بوده.

- پیشرفت که صددرصد، اگر نبود که سارا خوش جمال نمی توانست امسال سهمیه المپیک را کسب کند.

شاید، قبلاً خانم ها بیشتر اوقات می رفتند و می باختند، یا در واقع از تورنمنت های مختلف دست پر بر نمی گشتند. الان همه چیز خیلی بهتر شده و ان شاءالله بهتر از این هم بشود که من مطمئنم می شود.

- فکر می کنی چرا این پیشرفت به این خوبی صورت گرفته؟

منظورتان چیست؟

- در واقع می خواهم بدانم ناشی از چیست؟

علت هایش... بالاخره این برنامه ریزی های مناسب فدراسیون بوده که حاصلی این چنین داشته، همه شان ۲۴ ساعته ما را حمایت کردند و همت و تلاش فراوان خودمان باعث شد بتوانیم پیشرفت کنیم.

- با حجاب مشکلی نداری البته منظورم حجاب حین مسابقه است؟

نه، مشکلی نیست، در واقع ورزش تکواندو خودش لباسی کاملاً پوشیده دارد یا کلاهی که می گذاریم خودش پوشیده است، فقط مقنعه را اضافه می کنیم که زیاد اذیت نمی کند.

- از هم دوره یی هایت بگو، کسانی که با هم شروع کردید، یا مدت زیادی با هم بودید. می خواهم بدانم حالا که تو به این جایگاه رسیدی، آنها کجایند؟

بارزترین آنها مهروز ساعی بود که حالا معلوم است کجاست. در مسابقات دوحه که موفق شد، بالاخره برترین ورزشکار زن هم شناخته شد که این خود مطمئناً پیشرفت خوبی است.

- مهروز چند سال دارد؟

متولد ۶۳ است، یعنی ۲۳ سال.

- کدام تان زودتر شروع کردید؟

من زودتر از او شروع کردم ولی بالاخره او خواهر هادی ساعی است.

- کجاها با هم بودید؟

یک زمان هم باشگاهی بودیم. تو کلاس و اردو هم زیاد با هم هستیم و خلاصه حسابی با هم دوستیم.

- الان شما جلوتری یا مهروز ساعی؟

نمی دانم.

- از نظر پیشرفت و مقام.

مهروز بالاتر است.

- اما تو برای اولین بار سهمیه المپیک را کسب کردی...

فکر نمی کنم باز هم من جلوتر باشم.

- وضعیت مالی ورزش تکواندو چطور است؟

امکانات فراهم است. از نظر اردوهای داخلی و برون مرزی هم مشکلی نداریم. همه چیز خوب و مستمر برگزار می شود. مسابقات تدارکاتی لازم برای آمادگی بیشتر را داریم و واقعاً فدراسیون زحمت زیادی می کشد و جا دارد در اینجا از همه شان تشکر کنم و بگویم خسته نباشید.

- شما شرایط برابری با آقایان دارید؟

در مواردی که در سوال قبل گفتم، نه.

- در گذشته هم همین طور بود؟

نه، اما الان خیلی بهتر شده. قبلاً شنیده بودم فرق هایی هست اما الان خودم ۴ سال است که عضو تیم ملی ام و شرایط امکاناتی، اعزام و اردوها بسیار عالی است.

- البته سوال اول من در رابطه با مسائل مالی بیشتر به دستمزدها برمی گشت، از حقوق ها و قراردادهایتان بگویید.

ما در تیم ملی ماهانه دویست هزار و خرده یی می گیریم.

- کم نیست؟

نمی دانم.

- به نسبت دیگر ورزش ها پایین نیست؟

چرا، پایین که هست.

- هنوز هم در تیم دانشگاه آزاد هستی؟

بله.

- آنجا قراردادت چگونه است؟

در باشگاه ها مثلاً من سالانه ۴۰۰ ، ۵۰۰ هزار تومان می گیرم.

- اینکه خیلی پایین است، یک فوتبالیست معمولی برای یک سال بین ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان می گیرد...

می دانی، چون مساله لیگ بانوان تازه شروع شده، این جوری است وگرنه قطعاً بهتر می شود، حتی الان وضعیت از اوایل بهتر شده.

- وضعیت قراردادهای باشگاهی آقایان چطور است؟

آنها برای یک سال معمولاً ۳۰ ، ۴۰ میلیون می گیرند، گاهی هم بیشتر یا مقداری کمتر.

- دستمزد آقایان و خانم ها در تیم ملی هم اینقدر تفاوت دارد؟

فکر نمی کنم، تا آنجایی که من می دانم یکسان است.

- چرا در سطح باشگاهی این همه تفاوت است، کمی هضمش برایم سخت است؟

خب آنها خیلی سال است دارند حرفه یی کار می کنند و تجربه شان هم بیشتر است. این امری طبیعی است، البته از نظر امکانات برابریم.

- اسپانسرها چقدر از شما حمایت می کنند؟

در بین خانم ها مساله اسپانسر زیاد جا نیفتاده و الان چون سال های اول جدی شدن مسابقات است از اسپانسرها زیاد خبری نیست ولی کم کم بیشتر خواهند شد.

- از آقایان که حمایت می کنند...

بله، در بین آقایان که زیاد است.

- مثلاً باشگاهی مثل پیکان یا سایپا که پشتوانه خوبی دارند، در تکواندو هم تیم دارند؟

بله، در آقایان که باشگاه های بزرگ زیادی تیم دارند.

در خانم ها چی؟

مثلاً دانشگاه آزاد هست ولی بیشتر تیم های استانی هستند. هر استان یک تیم داده.

- مهمترین رقبای سارا خوش جمال نمایندگان کدام کشورها هستند؟

چین تایپه، چین، تایلند و ویتنام.

- این کشورها در سطح آقایان هم قدرتمند هستند یا فقط بانوان؟

فرق می کند، در میان آقایان در وزن های مختلف فرق می کند.

- در حال حاضر آقای پولادگر رئیس فدراسیون هستند، چه کسی در امر بانوان نظارت می کند؟

حاج آقا پولادگر که هستند، سرکار خانم دکتر عرب عامری هم که نایب رئیس شان هستند در سطح بانوان.

- یک بار از یک جا شنیدم تو متولد ۶۷ نیستی، ۶۴ هستی. مساله صغرسنی تو صحت دارد؟

نه، صحت ندارد، من متولد ۶۷ هستم.

- برگردیم به چند سوال قبل، برخوردهای فدراسیون با بانوان چطور است؟

برخورد بسیار گرمی دارند، مثلاً من که برگشتم، در فرودگاه استقبال خوبی از من شد و همگی خیلی خوشحال بودند

- برخورد سازمان ورزش با فدراسیون تکواندو چگونه است؟

نمی دانم، درواقع من دنبال این چیزها نیستم،

- تو فقط بازیکنی یا تدریس هم می کنی؟

فقط بازیکنم.

- اصلاً سابقه تدریس نداری؟

نه، تا الان نداشتم.

- از ۱۳ آذر که برگشتی ایران، حس می کنی رسانه ها خیلی دور و برت را پر کردند و حسابی سرت شلوغ شده، از این شرایط راضی هستی؟

استقبال که خیلی خوب بود، البته توی هفته گذشته خیلی خسته شدم و متاسفانه گهگاه به تمریناتم هم نرسیدم، الان هم تصمیم گرفتم بیشتر تلفنی مصاحبه کنم که از زندگی ام عقب نمانم.

- از این شرایط خیلی خسته شده یی؟

در کنار جذابیت هایش مقداری هم خسته کننده است اما بالاخره همه قهرمان ها باید در راه موفقیت چنین مسیر و مسائلی را طی کنند.

- شهرت را دوست داری؟

شهرت، مقدار کمش خوب است، یعنی فکر می کنم همه دوست داشته باشند ولی خیلی زیادش را نه،

- مثلاً دوست نداری یک روز مثل هادی ساعی باشی که در خیابان همه دورت جمع شوند و با تو عکس بگیرند؟

دوست دارم یک روز هادی ساعی باشم چون یک قهرمان ملی و عالی است ولی نمی خواهم بشوم هادی ساعی که از من عکس و امضا بگیرند.

- می خواهی هادی ساعی بشوی تا به نمایندگی شورای شهر برسی؟

نه، علاقه یی به این مسائل ندارم.

- میانه ات با سیاست چطور است؟

علاقه خاصی به سیاست ندارم.

- نمی خواهی از شهرت و جایگاهت در ورزش در آینده به عرصه های دیگر سرک بکشی؟

آنقدر تکواندو را دوست دارم که تا به حال به این مسائل فکر نکرده ام.

- مثلاً علاقه یی نداری بازیگر شوی؟

تا به حال به آن فکر نکرده ام.

- تو به نسبت کسانی مثل مهروز ساعی که نزدیک ترین دوستت است، جثه ریزتری داری، درست است؟

بله، بالاخره ایشان وزن شان بالا است و من کمتر و رقبا و مسابقات مان با هم فرق می کند.

- این عدم ورزیدگی ات را می رساند؟ به کارت ضربه یی نمی زند؟

نه، این حرف ها نیست، اتفاقاً سبک وزن ها رقبای بیشتر و سخت تری دارند ولی حریف سنگین وزن ها کمتر است، مثلاً اگر ما باید ۴ ، ۵ بازی را پشت سر بگذاریم تا برسیم به سکو، آنها می توانند با ۲ ، ۳ بازی این کار را انجام دهند.

- با بعضی از ورزشکاران زن که حرف می زنم، خودشان اعتراف می کنند روحیه مردانه یی دارند یا خشن تر از همتایان خودشان هستند. تو جزء کدام دسته یی، مثل اینها یا برعکس شان؟

نه، فکر نمی کنم روحیه ام خشن باشد، البته گاهی اوقات جدی هستم یا اعتماد به نفس بالایی دارم اما خشونت زیاد نه. تکواندو هم باعث نشده خشن باشم و بیرون زمین مسابقه خشن که نیستم هیچ، خیلی هم آرام و خونسردم.

- پس از آن دسته نیستی که آرزوی پسر بودن داشته باشی؟

نه اصلاً.

- و لطافت زنانه ات هم که جای خودش هست؟

بله، حتماً. مثلاً دوستان من بیرون که مرا می بینند باور نمی کنند که من رزمی کارم.

- اهل دعوا نیستی؟

دروغ چرا، اوایل که وارد تکواندو شده بودم، یعنی حول و حوش دوره راهنمایی چند باری دعوا کردم.

- با آقایان؟

بله، بیشتر با آقایان.

- زدی یا خوردی؟

بیشتر خوردم، البته نخوردم، خودم ناخودآگاه پرت شدم روی زمین.

- حالا دیگر قرار نیست برای قهرمان ملی از این دست اتفاق ها بیفتد؟

ان شاءالله که نه...

- حالا اگر مساله خاصی رخ دهد چی؟

(می خندد) سعی می کنم ندیده و نشنیده بگیرم. کلاً آدم دعوایی نیستم که حس جنگجویی داشته باشم، حس جنگجویی دارم ولی در زمین مبارزه تکواندو. شما هم اگر عکس های من را بیرون ببینید، مطمئناً شباهتی با تکواندوکارها ندارم.

- اگر با یک هم وزن مرد خودتان مسابقه بدهی، پیروز می شوی؟

نه، پرسیدن ندارد. معلوم است که می بازم. چون قدرت بدنی آقایان در هر صورت بیشتر است و آنها تکواندو هم بیشتر کار کرده اند.

- حالا اگر هادی ساعی و مهروز ساعی با هم مسابقه بدهند چه کسی می برد؟

باز هم معلوم است، هادی ساعی.

- علایق تو منهای ورزش چه چیزهایی است؟

به درس خواندن علاقه زیادی دارم.

- چه رشته یی درس می خوانید؟

در دبیرستان که ریاضی فیزیک بودم، در دانشگاه هم فیزیک می خواندم اما بعد از گذشت سه ترم به خاطر ورزش رها کردم آمدم تربیت بدنی تهران. فیزیک را در کرج می خواندم.

- چند ترم است تربیت بدنی می خوانی؟

دو ترم.

- مطمئنی متولد ۶۷ هستی؟ چطور ۵ ترم دانشگاهی را در این سن و سال پشت سر گذاشتی؟

آخر من خیلی از درس هایم را جهشی خواندم و زود رفتم دانشگاه.

- بچه کدام محلی؟

تهرانسر.

- و متولد کجا...

رودبار.

- از کی آمدید تهران؟

از چهار، پنج سالگی.

- از رودبار خاطره یی داری؟

نه، چیز زیادی یادم نیست. حتی آن موقع هم که زلزله آمد، آنجا نبودیم. آنجا ما در روستای «نصفی» زندگی می کردیم که بسیار هم زیباست.

- قشنگ ترین خاطره ات را بگو...

لحظه یی بود که سهمیه المپیک را کسب کردم؛ مسابقه که تمام شد خوشحالی را در چشمان خانم آذرمهر دیدم و رفتم بغلش کردم. خیلی خوب بود.

- در تورنمنت های بین المللی با تماشاگران مرد مشکلی نداری؟

نه، مساله یی نیست.

- حتی اگر آن مردها بزرگان تکواندو جهان باشند؟

آنقدر مسابقه داده ایم که حالا برایمان این مسائل عادی شده.

شیوا آباء، امیرحسین بزرگزادگان