دختران و پسران ، میوه های باغ زندگی به شمار می روند که در ادامه راه از تشریک مساعی و طرح زندگی مشترک ، چاره ای ندارند . زیرا زندگی به صورت تجرد ، تلخ و بدفرجام است و شکوفه های حیات را در نیمه راه ، خزان کرده و به دور می ریزد .

دست آفرینش ، یک نوع کشش و جاذبه درونی میان این دو نوع به ودیعه نهاده که هر کدام در سنین خاص خواهان دیگری می شود و اضطراب و ناآرامی آنان از طریق ازدواج ، به سکون و آرامش تبدیل می گردد .

ناظر به این نکته کلام الهی است که می فرماید :

و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها۱

از نشانه های خدا برای شما این است که از جنس خودتان ، برایتان همسری آفرید تا به وسیله او آرامش پیدا کنید

حال این سئوال مطرح می شود که آیا هر ازدواج چنین ثمره ای را در پی خواهد داشت ؟ پاسخ این است که :

پیوند ازدواج و زناشویی در صورتی می تواند سودمند و پایدار باشد که روحیات ، غرایز و طرز تفکر طرفین ، همسو باشد ( نمی گوییم یکی باشد ، چرا که تحقق چنین امری محال است . هر انسانی دارای ویژگیهای منحصر به فردی می باشد که دیگری فاقد آنهاست ) عدم همسویی ، ریسمان وحدت زوجین را به ضعف و سستی می کشاند و سرانجام باعث از هم گسیختن شیرازه زندگی آنان می شود .

ما همه روزه در جامعه خود شاهد پدیده تلخ طلاق و جدایی هستیم . پدیده ای که رو به رشد نهاده و باعث آزار زوجین و خانواده های آنها می شود و بنای ازدواج را پس از گذشت اندک زمانی فرو می ریزد . زوجین ، راه دادگاه را در پیش گرفته از هم جدا می شوند و چه بسا نو نهالان معصومی را روی دست یکدیگر رها کرده و به دنبال راهی می روند ، شاید بار دیگر بتوانند برای خود همسر مناسبی برگزینند .

علت این پدیده ناگوار چیست ؟

شاید بتوان گفت از دلایل اصلی ( نه منحصر به فرد ) آن عدم مطالعات صحیح و محاسبات غلط در هنگام انتخاب همسر در رابطه با گزینش فردی همسان و همانند به خود باشد.۲

این مقوله در منابع دینی اعم از قرآن ، احادیث و فرمایشات پیامبر و ذریه پاک ایشان تحت واژه هم کفو و کفویت مطرح شده است ، که اهم بحث در این رابطه مربوط به همتایی و کفویت در ایمان و اعتقادات قلبی می باشد .

چنانکه خدای تبارک و تعالی در قرآن چنین می فرمایند :

الطیبات للطیبین۳

زنان پاک لایق مردان پاکند

و نیز می فرمایند :

فانکحوا ما طاب لکم من النساء۴

پس با زنان پاک ازدواج کنید

مقصود از پاکی در زنان و مردان در مرتبه اول پاکی و طهارت باطن است ، که عبارت از ایمان به خدا ، قیامت ، نبوت ، قرآن ، ملائکه و نیز آراستگی به اخلاق الهی می باشد.۵

زن متدین و پایبند به قوانین و اصول و فروع اسلام ، باید با انسانی مانند خود ازدواج کند. همان طور که تذکر داده شد تناسب صد در صد امکان ندارد ، اما هر چه زن و مرد عقاید متشابه و نزدیک تری به هم داشته باشند و فاصله و اختلاف کم تر ، مطلوب تر خواهد بود.۶

گفته می شود که مردی از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ پرسید : « با چه کسی ازدواج کنیم ؟ » ایشان فرمودند : « الاکفاء » یعنی همکفوها ، همسانها ، همشأنها .

او دوباره پرسید : « کفوها چه کسانی هستند ؟ » حضرت فرمودند :

المؤمنون بعضهم اکفاء بعض۷

مؤمنین برخی هم کفو و همشأن برخی دیگرند .

این سخن پیامبر علاوه بر اینکه کفویت و همانندی در ایمان و عقاید دینی را توصیه می کند مؤید این مطلب نیز می باشد که برخی از مؤمنین کفو برخی دیگرند نه هر مؤمنی کفو دیگری باشد پس صرف مؤمن بودن شرط کافی برای ازدواج نیست . در عین اینکه شرط لازم می باشد . نتیجه اینکه علاوه بر معیار تناسب اعتقادی و ایمانی زوجین باید در موارد دیگری نیز دارای تشابه ، تناسب و هماهنگی باشند که در ادامه همین مقاله مورد بررسی قرار می گیرند .

تفاهم و توافق فکری و فرهنگی:

همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری میان دو همسر اهمیت بسزایی در داشتن یک زندگی پویا ، پربار و سعادتمندانه دارد . هنگامی که دو نفر زندگی مشترکی را پایه گذاری می کنند در بطن آن پرورش فرزندان و نیز تکامل هر چه بیشتر در سر لوحه اهداف خویش دارند . اگر این دو فرد دارای افکار نزدیک به هم باشند ؛ در تصمیمات طرحهایی که برای تربیت فرزندان و پیشرفت زندگی دارند آسان تر و بهتر به نتیجه و راه حل مشترک دست می یابند . و بالعکس اگر هر یک طرز فکر خاص و یا مخالف با طرف دیگر را دارا باشند نمی توانند تصمیمات و برنامه های مشترکی داشته و در نتیجه این طرز فکر باعث به وجود آمدن اصطکاک و برخورد فکری بین آن دو می شود و فرزندان ایشان نیز دچار دوگانگی فکری خواهند شد و آرامش و سکون در چنین خانواده ای کم می گردد .

تناسب مالی:

برای کمک به استحکام بنیان یک زندگی مشترک بهتر است که سطح زندگی مالی طرفین به هم نزدیک باشد . اغلب افراد با داشتن مقداری پول و ثروت دچار غرور و تکبر می شوند و در نتیجه طرف دیگر را که شاید فاقد آن مال و ثروت باشد ، مورد تحقیر و سرزنش قرار می دهد . فردی که در خانواده ای با تمکن مالی پایین یا متوسط بزرگ شده طبیعتا شخصی ساده پوش ، ساده زیست و قانع می باشد و در مقابل دیگری که در مال و ثروت غوطه ور بوده اغلب اهل تجمل و خودنمایی است .چنین افرادی کم تر می توانند تفاهم داشته باشند حداقل عدم تفاهم در حیطه همین موضوع از نتایج عدم همانندی چنین افرادی می باشد .

تناسب سنی:

از آنجا که بلوغ فکری و جنسی دختر و پسر براساس قوانین فیزیولوژیکی حاکم بر بدن آنها متفاوت است و پسران حداقل چهار سال دیرتر از دختران به این رشد می رسند . بهتر است برای پاسخگویی به نیازهای طرفین تناسب سنی میان آن دو برقرار باشد . تحقیقات انجام گرفته در این زمینه مؤید این مطلب است که باید دختران از پسران سن کم تری را داشته باشند . قانون کلی این است البته استثنائاتی نیز هست که با وجود عدم تناسب سنی زندگی آنها بسیار موفق بوده است . اما همیشه در وضع و بیان قوانین، استثنائات ملاک قرارنمی گیرد. بلکه مسائل کلی مورد توجه می باشند.

تناسب تحصیلی:

برای روشن شدن این قسمت از بحث به بخشی از زندگی امام بزرگوار اشاره می کنم .می دانیم که ایشان اهل درس و بحث و دارای تحصیلات عادی دینی بودند . هنگامی که به سن ازدواج رسیده بودند دختران زیادی در فامیل مشتاق ازدواج با ایشان بودند . دخترانی که به اقتضای شرایط نامطلوب آن زمان نتوانسته بودند تحصیل کنند و در نتیجه بی سواد مانده بودند . امام از ازدواج با آنها امتناع می کردند به این دلیل که معتقد بودند باید همسراشان نیز اهل علم و تحصیل باشند چرا که در این صورت زندگی موفق تری در پیش رو دارند . می بینیم که چنین هم شد.۸

تناسب جسمی:

تناسب جسمی از اهمیت فراوانی برخوردار است شاید بسیاری از افراد در ظاهر منکر آن باشند در حالی که باشند در حالی که در واقع برای همه افراد دارای اهمیت می باشند .

مردی که از جمال و تناسب اندام بهره چندانی ندارد نباید به دنبال همسری زیبا با اندام متناسب باشد زیرا چنین ازدواجی از احتمال موفقیت چندانی برخوردار نیست عکس این قضیه نیز صادق است.۹

ذکر این نکته ضروری است، زیبایی، یک معیار واندازه معین و «قانون استاندارد» ندارد که بشود افراد را با آن سنجید ؛ بلکه ـ تا حدودی ـ به سلیقه افراد بستگی دارد . و در واقع یک خصوصیت نسبی است . منظور ما هم توجه به تناسب دو فرد که خواستار ازدواج با هم هستند ، می باشد . همین که دو همسر یکدیگر را بپسندند و از هم خوششان بیاید و دلخواه هم باشند مورد قبول خواهد بود.۱۰

هماهنگی روحی و روانی:

روحیات افراد در زندگی بسیار مؤثر است و در سازگاری و ناسازگاری آنها نقش مهمی دارد . در علم روانشناسی افراد از نظر ویژگیهای روحی و روانی به دو طیف « دورن گرا » و « برون گرا » طبقه بندی می شوند .

هر کدام از این دو طیف دارای درجه های متعددی هستند : شماره ۱ ، درون گرای محض و شماره ۱۰۰ ، برون گرای محض است . و شماره ۵۰ متعادل بین این دو حالت . حال اگر فردی بالاتر از ۵۰ باشد به برون گرایی کشش دارد و کم تر از ۵۰ به درون گرایی . متخصصان روانشناسی معتقدند ، افرادی که با هم ازدواج می کنند باید تفاوتی بیشتر از ۲۰ تا ۳۰ درج نداشته باشند . البته باید متذکر این نکته نیز بود که نباید افراد هم گروه با هم ازدواج نمایند .

چرا که مطابق معیارهای ارزشی اسلام ، برون گرایی صرف ( از خود بی خود شدن ) یا درون گرایی صرف ( رهبانیت و گوشه گیری ) نامطلوب است ، اگر افراد هم گروه ، یا با تفاوت زیاد با هم ازدواج کنند هر یک از جهتی دچار افراط یا تفریط خواهند شد . پس برای حفظ تعادل و داشتن یک زندگی مطلوب و خلاصه کلام میانه روی باید افراد با درجات درون گرایی و برون گرایی با یکدیگر پیمان ازدواج ببندند . چرا که « خیر الامور اوسطها » یکی از سفارشات دینی می باشد.۱۱

در این مبحث تا حدودی مشترکاتی که باید دو همسر داشته باشند مورد بررسی قرار گرفت اما در عین توجه به نکات بیان شده توجه به این موضوع نیز ضروری است که افراد در گزینش همسر نباید دنبال تناسب صد در صد باشند چرا که وسواس در این زمینه پسندیده نیست .

برای اینکه موضوع این مبحث ملموس تر شود به ذکر نمونه هایی در همین رابطه می پردازیم :

ـ خانم دکتری که در زمینه شغلی و نیز خانوادگی بسیار موفق و مورد توجه گزارشگران تلویزیون قرار گرفته بود وقتی به دلایل و ریشه های موفقیت او توجه می شد یکی از در دلایل آن تناسب تحصیلی و فکری وی با همسرش که مانند او پزشک بوده ، با مشغله های کاری وی آشنایی کامل داشت . لذا نه تنها مانعی در سر راه وی محسوب نمی شد که مشوق او نیز بود .

برخلاف مورد بالا فردی محقق و پژوهشگر دارای همسری با دیدگاههای بسیار ساده و پیش پا افتاده بود که فکر و ذکری غیر از مهمانی رفتن و مهمانی دادن و کارهای روزمره نداشت . هر چه همسر محقق ظرف مقابل خود را توجیه می کرد که کار تحقیقی نیاز به گذاشتن وقت و نظم دارد ؛ همسر وی قبول نمی کرد و پی در پی از وی تقاضای همراهی با خود را در مراسم و مهمانیها و تفریحات مختلف داشت . زندگی این دو فرد کانون بحث و ناراحتی بود و سرانجامی جز جدایی و طلاق برای آنها در پی نداشت . که عدم تناسب روحیات این دو فرد در تحصیلات ایشان را می رساند .

ـ مورد دیگر زن و مردی هستند که تفاوت عقیده در مذهب دارند ( یکی شیعه و دیگر اهل سنت است )

این دو نیز مدام بر سر اختلاف مذهبی بحث و مشاجره می کنند و هر یک عقاید دیگری را مورد تهاجم و تمسخر قرار می دهد . سرانجام آنها نیز طلاق و جدایی بود در حالی که در ابتدای امر هر دو تصور می کردند که زندگی موفقی را درپیش خواهند داشت . ولی عدم تناسب عقیده باعث ایجاد اختلاف و در نتیجه فراق و جدایی آنها شد .