|
● مد فروشان سود می كنند
شكل گیری هویتی منسجم، پایدار و دستیابی به تعریفی از خود با مشخصه های انتخاب ارزشها، باورها و هدفهای زندگی مهمترین جنبه رشد روانی و اجتماعی در دوره جوانی است.
از سویی دیگر شكل گیری هویت در دوران جوانی ارتباط تنگاتنگی با عواطف، "خودپندار" و عزت نفس فرد داشته كه در این میان احساس تعلق و تعهد به خانواده، قوم، فرهنگ ملت و مذهب از جمله مؤلفه های مرتبط با هویت برشمرده می شود.
آنچه كه امروزه جامعه شناسان از آن به عنوان بحران هویت یاد می كنند در قالب گرایش به مدهای عجیب و غریب در كشور ما نمود پیدا كرده است.
یكی از این پسران كه برای خرید دستبند پهنی وارد مغازه می شود می گوید: این دستبند را به این دلیل می خرم كه قشنگ است. وقتی آن را دستم می كنم دستانم قشنگتر به نظر می رسد. اغلب یكی از خواننده های غربی با چنین دستبندهایی مقابل دوربین ظاهر می شود. من هم چون به این خواننده علاقه دارم سعی می كنم مثل او دستبند داشته باشم.
فروشنده می گوید: مشتری زیاد برای این نوع زیورآلات باعث شده است هر بار كه برای خرید جنس به كشور چین می روم انواع و اقسام انگشترهای عجیب و غریب درشت، دستبند و گردنبند پسرانه بیاورم. این اجناس فروش خوبی دارند، ضمن این كه حمل آن برای ورود به كشور بسیار آسان است.
وی می افزاید: البته این گونه نیست كه اغلب این اجناس از خارج از كشور وارد شود، بلكه بسیاری از آنها تولید داخل است، اما تولیدكننده داخلی از خارج از كشور الگو می گیرد.
در همین زمان دخترخانم جوانی كه برای خریدن یك گوشواره بزرگ به فروشگاه آمده است، می گوید: وقتی این گوشواره را گوشم می كنم از كنار روسری روی صورتم می افتد و قشنگ است.
چه اشكالی دارد كه من چیزی را كه دوست دارم بپوشم و ظاهرم را آن طور كه دوست دارم، آرایش كنم.
وی می افزاید: خیلی دوست دارم رنگ موهایم یك رنگ عجیب باشد. چه اشكالی دارد باید این رنگ را هم تجربه كرد. در خارج از كشور فوتبالیستها موهای خود را سبز و یا نارنجی می كنند، من هم می خواهم با رنگهای فانتزی موهایم را نارنجی كنم وقتی می پرسم گل رنگ نارنجی هم وجود دارد؟ می گوید: در بین رنگهای فانتزی هر رنگی بخواهی هست. پسرجوانی كه ظاهری كاملاً زنانه دارد، با پوزخندی از برابرم می گذرد و حاضر نیست به حرفهای من گوش كند.
● مورد توجه بودن
گرایش به مدهای عجیب و غریب و یا به عبارتی بحران هویت نزد جوانان مربوط به گروههای خاصی وجود دارد و امری عمومی نیست، اما علت و انگیزه اصلی چنین رفتارهایی را باید در چگونگی ارضای یكی از نیازهای افراد جستجو كرد.
انسان دارای نیازهای مادی و معنوی مختلفی است كه نظریه پردازان تقسیم بندیهای متفاوتی از آن به دست داده اند.
نیازهایی كه شهید مطهری از نیازهای مادی و معنوی نام می برد و چنین توضیح می دهد كه وجه ممیزه انسان و حیوان بر توجه انسان به نیازهای معنوی است و مقوله ای است كه كمتر در سطح رسانه ها و با همان صراحت، صداقت و تصریحی كه خاص آن استاد شهید بود، مشاهده می شود.
مازلو یكی از نیازهای انسان را بعد از تأمین نیازهای اساسی مورد توجه قرار گرفتن فرد توسط دیگران می داند. تأمین این نیاز در افرادی كه از زمینه های قوی فرهنگ اسلامی بهره ای ندارند به چیزهایی مثل پرداختن به نیازهای مادی تبدیل می شود، مثل آرایش كردن و خود را به صورتهای مورد توجه همگان در آوردن .
برخی از جوانان در رابطه با تأثیرپذیری از رسانه های خارجی و گروههای اجتماعی خاص راه و روش آنها را حتی در آرایش كردن تقلید می كنند و حتی در این میان سعی در ربودن گوی سبقت از گروههای مرجع خود را نیز دارند. بنابراین رنگ كردن مو، برداشتن ابرو، خود را به ظاهر جنس مخالف نزدیك كردن، متأسفانه در عالم كودكانه خود، نوعی ارزش قلمداد می كنند و قبح موضوع را فراموش می كنند.
انجام این امور نه تنها موجب می شود بین این گونه جوانان و نسل قبلی آنها شكاف و حتی كدورت و دوری ایجاد شود كه بعد از مدتی فرد دچار انزوا می شود و حتی توسط همگان نادیده انگاشته شده و به نوعی بیماری روانی مبتلا می گردد و اگر جامعه ارزشها و اصول خود را حفظ كرده باشد، به حاشیه رانده می شوند و برای زنده ماندن و در جامعه بودن چه بسا به آسیبهای دیگری نیز روی آورند.
بنابراین دو نتیجه از این بحث مهم است، یكی سعی خانواده و خویشان كه با لطایف الحیل مانع از كج روی این گونه جوانان شوند و سعی در توجیه آنها داشته باشند. دوم این كه برای ارضای نیازهای مختلف جوانان خصوصاً نیازهای معنوی چاره ای متناسب با شرایط زمان اندیشیده شود تا جوانان امكان انتخابی گسترده تر داشته باشند.
رسانه های گروهی به خصوص تلویزیون می تواند نقش اساسی در این میان داشته باشد و از آرایشهای نامطلوب مجریان و هنرپیشه های سریالهای تلویزیونی جلوگیری كند.
بخشی از جامعه بدون آگاهی به تقلید این رفتارها می پردازد، زیرا میزان آگاهی كافی ندارد، از خانواده و از محیط نظارت اجتماعی محلی به دور هستند و فرد یا افرادی توجهات لازم را به آنها نداده است.
در جامعه سیال كنونی كه فرد محیط اجتماعی ثابتی ندارد و برای جبران عضویت خود در گروههای طبیعی قبلی ناچاراند به عضویت گروههای اجتماعی دیگری درآیند، این امر پدید می آید.
بسیاری از دانشجویان به هنگام ورود به دانشگاه همان هیبت و ظاهر گذشته و محیط سنتی خود را دارند ولی دوری از خانواده و از هنجارهای قبلی به سرعت افراد كم ظرفیت و كم آگاه را در معرض عضویت در گروههای جدید كه از اصالت لازم برخوردار نبوده و الگوهای خود را خارج از مرزها و... می گیرند، در می آورد.
اگر عده ای از جوانان به سمت مد بروند كار عجیبی نكرده اند به خصوص كه خانواده نیز از این مسأله بی بهره نیست آنها هم از مد پیروی می كنند.
اما این كه چرا مدلهای عجیب و غریب مورد توجه قرار می گیرد شاید بتوان چنین گفت كه وقتی در دوران بلوغ اندام یك فرد هنوز شكل نگرفته برخی نیازها برای او اساسی است. یكی امنیت خاطر است كه می تواند آن را از پدر و مادر بگیرد و دوم نیاز به تأیید و تصدیق است.
جوان دلش می خواهد مورد قبول اطرافیان باشد پس الگوسازی می كند تا زمانی كه كودك است از والدین الگو می گیرد، در دوران ابتدایی از معلم الگو می گیرد و در دوران نوجوانی از همسالان تأثیر می پذیرد.
مثلاً مدلها را در میادین ورزشی می بینند این كه فلان ورزشكار موهایش را بلند كرده است و یا... چون ورزشكاران مورد تأیید اجتماع هستند، جوان خودش را به شكل او در می آورد تا مورد قبول باشد.
از جمله این مدلها می توانند بازیگران تلویزیون و سینما باشند و بخصوص با ارایه تصاویری بروی مجلات الگوسازی می كند، جوانان نیز كه اغلب مخاطبان این رسانه ها هستند در واقع منبع و الگو پیدا می كنند تا خودشان را به آن شكل در آورند و در نهایت نیت همه آنها، جلب توجه است، چون جوان نیاز به توجه دارد و این توجه به هر شكلی عنوان می شود.
دكتر كیهان نیا یادآور می شود: هر قدر پایگاه عاطفی فرد در خانواده متشنج باشد این تشنج را به جامعه انتقال می دهد، بنابراین خانواده در عدم بروز چنین گرایشهایی نقش مهمی دارد.
اما گاهی اوقات اینترنت و دستیابی به اطلاعات مختلف در سراسر دنیا نیز می تواند برای جوان الگوسازی كند، اما در نهایت اگر از من به عنوان یك روانشناس سؤال شود، می گویم تمام این گرایشها می تواند نوعی اعتراض هم باشد.
وقتی برخی از جوانان به قوانین خانواده، مدرسه و جامعه و یا هر كجای دیگر اعتراض دارند، واكنش ستیزه جویانه و خشم آور دارند و این كار را با پوشیدن لباس و مدلهای سو كه مورد تأیید جامعه نیست نشان می دهند.
اعتراض به این كه جامعه ما را نمی فهمد و وقتی نمی توانیم كارهایی مطابق با سنمان انجام دهیم به كارهایی متوسل می شویم كه كسی نمی تواند مانع شود، مثلاً موهایمان را بلند می كنیم.
● راه كارها و پیشنهادها
برخی از كارشناسان برای حل چنین مشكلاتی در جامعه راهكارهایی پیشنهاد می كنند كه عبارتند از تقویت زمینه های تبادل فكری و هم اندیشی با نسل جوان به منظور درك مشكلات و معضلات درونی آنان و پاسخ به پرسشهای بنیادین، توسعه مناسبات میان والدین و فرزندان از حیث عاطفی، روحی و كلامی به منظور جلب اعتماد نسل جوان و در نهایت گرایش به الگوپذیری با هدف تحكیم هویت خانوادگی آنان. تقویت زمینه های بروز و حضور نوجوانان و جوانان در عرصه های مشاركت و تصمیم گیریهای اجتماعی با هدف تحكیم هویت جمعی آنان و نیز یاری رساندن به نوجوانان و جوانان برای شناخت هرچه بیشتر توانمندیهایشان تا علاوه بر متناسب بودن انتظارات آنان از خویش با توانمندیها، این گروه سنی بتوانند موفقیتهای بیشتری در تحصیل، شغل و زندگی به دست آورند با هدف تحكیم هویت شخصی آنان. |