|
●آسیب شناسی اجتماعی در نوجوانان
متأسفانه عده ای از نوجوانان به علت ضربه ها و آسیب های ناشی از آن (مسائل جسمانی ، ذهنی ، عاطفی روانی و تربیتی و نیز اقتصادی ـ اجتماعی ) جامعه ستیز می شوند و اگر تحت درمان و مراقبت های تربیتی و تأدیبی قرار نگیر ند، كم كم رفتارهای ضد اجتماعی در آنها شكل گرفته و رشد پیدا می كند. این نوجوانان اغلب محصول خانواده های متلاشی دارای مشكلات عدیده مانند فقر، اعتیاد ، طلاق ، پدر و مادر پرخاشگر و ... هستند. این ها از وضع و محیط خانوادگی خود شكایت و عدم رضایت داشته و خود را قربانی خانواده می دانند به همین خاطر علیه آن عصیان می كنند. این نوجوانان از محرومیت، طردشدگی و مورد بدرفتاری قرار گرفتن رنج می برند و عدم رسیدگی و آزادی و بی بندو باری زمینه ساز بروز اینگونه رفتارها است.
طبق تحقیقات روانشناختی در رفتار این نوجوانان قبل از سن ۱۵ سالگی حداقل ۳ مورد از علایم زیر وجود دارد: فرار از مدرسه، اخراج یا تعلیق از مدرسه به علت سوءرفتار، بزهكاری، فرار از خانه و گذراندن شب بیرون از خانه، دروغگویی مصرانه ، یا سوءاستفاده از موادمخدر، دزدی، ولگردی، افت تحصیلی، تخلف مداوم از قوانین و مقررات در منزل و مدرسه و دعوا به راه انداختن.
●در رفتار پس از ۱۸ سالگی این نوجوانان نیز وجود حداقل ۴ مورد از موارد زیر دیده می شود:
۱ عوض كردن مكرر شغل، نداشتن شغل، بیكاری قابل توجه، غیبت زیاد و ترك شغل های متعدد بدون پیش بینی شغل دیگر كه همه اینها ناشی از عدم توانایی در حفظ شغل مداوم و ثابت است.
۲ عدم توانایی در انجام وظیفه به عنوان یك پدر مسئول (عدم توجه به نیازهای اولیه فرزند).
۳ قبول نداشتن معیارهای اجتماعی در رابطه با رفتار طبق قانون مانند: دزدیهای مكرر، مشاغل غیرقانونی و... و نیز خرید و نگهداری اشیای دزدی، فروش دارو و موادمخدر، بازداشت های مكرر، محكومیت قضایی.
۴ عدم توانایی به حفظ تعلق به شریك زندگی كه با این معیارها مشخص می شود: دو بار و یا بیش از دو بار طلاق یا جدایی (چه ازدواج قانونی و چه غیرقانونی)، ول كردن همسر و ...
۵ تحریك پذیری و پرخاشگری ، با نزاع و حملات جسمانی از جمله كتك زدن همسر و فرزند.
۶ عدم ایفای تعهدات مالی مانند قصور در پرداخت بدهی های خود به صورت مكرر، قصور در پرداخت هزینه های نگهداری كودك، قصور در حمایت از سایر افراد عائله به طور مكرر و منظم.
۷ نداشتن برنامه منظم و قبلی در كارها مانند میل آنی برای رفتن به سفر بدون تدارك قبلی شغل و هدف روشن از رفتن به سفر و یا مدت اقامت در جایی و یا داشتن نظر روشن در مورد زمان بازگشت.
۸ بی توجهی به حقیقت با دروغگویی های مكرر، استفاده از اسم های مستعار یا اغوای دیگران در جهت منافع خود.
۹ بی پروایی در رانندگی به صورت رانندگی در حالت مستی یا با سرعت های غیرمجاز به صورت مكرر.
به طور كلی شخصیت های ضداجتماعی دائماً به قوانین، رسوم و اخلاقیات جامعه ای كه در آن زندگی می كنند، تجاوز می كنند. رفتار آشفته آنها در سراسر عمر ناشی از ناراحتی ذهنی نسبت به مقررات نیست بلكه آشفتگی آنها در واقع نوعی اختلال رفتاری است كه علت روشنی ندارد. تاریخچه اختلال شخصیت ضداجتماعی در پدران این افراد وجود دارد.
مطالعات نشان داده است كه اختلال رفتاری این افراد، هم منشأ ژنتیك و هم علت محیطی دارد. همچنین به عوامل دیگری مانند: علل روانی اجتماعی اشاره شده است.
عوامل اجتماعی: همانگونه كه اشاره شد مسائل اقتصادی خانواده را دربرمی گیرد و این افراد بیشتر به گروههای پایین اقتصادی اجتماعی تعلق دارند.
میزان بزهكاری در مناطق زاغه نشین حومه شهرهای بزرگ بیشتر از سایر مناطق است.
زندگی این افراد بیشتر براساس اصل لذت و بدون توجه به اصل واقعیت است كه قسمتی از این گرایشها به وسیله والدین و قسمتی دیگر به وسیله عوامل اجتماعی تعیین می شود.
این افراد از خانواده ها و محیط هایی هستند كه میزان از هم پاشیدگی خانوادگی، الكلیسم و رفتارهای ضداجتماعی زیاد است.
عوامل روانشناختی مربوط به تربیت و تقویت وجدان اخلاقی (سوپرایگو) در درون خانواده و دوران كودكی است.
این افراد قادر به كنترل خواسته های آنی خود نیستند. آنها در مقابل مراجع قدرت سركشی می كنند و با آنها درگیر شده و نسبت به احساسات دیگران احساسی ندارند. آنها می دانند كه رفتارشان غیرقانونی و غیراخلاقی است، اما نسبت به آن حساس نیستند. آنها دارای نقص هیجانی هستند. خودمحور و خودخواه بوده، توقعات فراوانی دارند و معمولاً اضطراب، پشیمانی و احساس گناه ندارند.
عده ای از پژوهشگران معتقدند كه رفتار لجوجانه ضداجتماعی این افراد جست وجویی برای جلب توجه و مقبولیت است.
احساس ناامنی
وقتی صفحات حوادث نشریات را ورق می زنیم، به گزارش های گوناگونی از رفتارهای بی رحمانه نسبت به كودكان توسط بزرگترها كه اغلب پدر و مادر و نزدیكان آنها هستند، برمی خوریم؛
▪مادر (نامادری) فرزند خود را با آتش سیگار...!!
▪پدری به دختر... ساله خود...
▪دختر (پسری) به علت رفتارهای خشن والدین خود از خانه فرار كرد!
▪ مردی همسر و فرزندانش را...!!
▪زنی شوهرش را در خواب...
▪و ایضاً ماجراهای خفاش شب و گروه سیندرلا و...
▪ دزدی از مغازه جواهرفروشی توسط...!!
▪دزدی از... توسط كودكی...؟؟
▪ كودكان پاكدشت؟
▪ كیف ربایی! كودك ربایی؟ جنایت، جنون سرعت، جنون و...
اینها نمونه هایی عینی از مواردی است كه در جامعه ایجاد احساس ناامنی می كند!
مزاحمت های خیابانی و مسائل و مشكلات اداری ، بیكاری، نداشتن خانه، مشكلات مربوط به ازدواج، هزینه های درمانی، مشكلات مربوط به نداشتن بیمه درمانی و بازنشستگی برای گروههای آسیب پذیر، سالمندی با بازنشستگی و بدون بازنشستگی، كودكان و زنان خیابانی و...
اینها همه و همه احساس ناامنی را در جامعه به وجود می آورند.
شایان ذكر است كه همه این موارد در بیشتر جاهای دنیا وجود داشته و در برخی از جامعه ها از شدت و آسیب بیشتری به علت گستردگی بی بندوباری و ضعف حاكمیت و وجدان اخلاقی و دینی، برخوردار است.
اما در كشور ما به نظر می رسد، مسائل تربیتی و خانوادگی در شكل گیری اولیه اینگونه رفتارهای ضداجتماعی، آن چنان كه روانشناسان و جامعه شناسان كشورمان درتجزیه و تحلیل برخی از این آسیب ها به آن اشاره كرده اند، نقش مهمتری داشته و مسائل مبتلا به آنها ریشه در مسائل اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی دارد كه برای رفع آن همت همه دست اندركاران و همه آحاد و افراد جامعه را به فراخوان می پذیرد.
آموزش و پرورش می تواند در این زمینه نقش اصلی و سازنده را ایفا نماید.
كودكانی كه اصطلاحاً به آنها بچه های دشوار یا «شر» گفته می شود اگرچه در هر مدرسه به تعداد انگشتان دست هستند. اما در مجموع می توانند به گروهی تبدیل شوند كه نیاز به درمان و آموزش خاص دارند. درحالی كه مدرسه اغلب، این كودكان را به خانواده و یا مراكز مشاوره پاس می دهد در حالی كه خانواده خود درگیر مسأله است و مركز مشاوره نیز ضمانت اجرایی برای درمان دارویی و یا رفع معضلات خانواده را ندارد. در واقع با یك درمان علامتی رفع تكلیف می كنند.
پس تكلیف این بچه چه می شود؟ آخر او كودكی بیش نیست. فقط كمی شرور است و شیطان! هنوز شخصیت او به شخصیت ضداجتماعی تبدیل نشده است!
و صدالبته كه این بچه ها یكی دو تا نیستند كه تعلیم و تربیت جداگانه ای می طلبند. اما نه در مدارس عادی كنونی. بلكه نیازمند مدرسه ای خاص خودشان هستند.
نوجوانان مشكلات خاص خود را دارند و NGOها در این زمینه بسیار كارساز هستند. اما نیازمند گروههای اجتماعی غیردولتی و مستقل بیشتر برای آنها هستیم و صد البته نیاز به امكانات فراوان فرهنگی و هنری برای آنها داریم.
جوانان برای ورود به دانشگاه و ورود به مشاغل و رفع مشكلات ازدواج نیاز به حمایت و راهنمایی دارند و خانواده ها برای اداره خانواده و تربیت فرزندانشان نیاز به امكانات و حمایت و راهنمایی دارند.
سالمندان و بازنشستگان و آنهایی هم كه حقوق و مستمری دریافت نمی كنند، نیاز به امكانات رفاهی و معیشتی دارند تا خانه خود را نفروشند(!) و ادامه عمر خود را در آسایش و آرامش به سر برند!
●مقابله با احساس ناامنی
احساس ناامنی آرامش انسانها را به هم می ریزد و مانع رشد و تعالی افراد جامعه و پیشبرد و پیشرفت جامعه می گردد.
همه ما در قبال این مسأله مسئول هستیم و باید همچنان كه در موارد مختلفی دست همت از آستین بیرون كشیده و به یاری دیگران شتافته ایم ، در این مورد خاص نیز چاره اندیشی كنیم. این نیازمند بسیج عمومی روانشناسان، جامعه شناسان، متخصصین تعلیم و تربیت و سازمان ها و وزارتخانه های ذیربط مانند مجلس، وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و درمان، وزارت كار و امور اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی، وزارت رفاه، سازمان بهزیستی، شهرداری، نیروی انتظامی و... است.
چالش این گروه ها در كنار یكدیگر می تواند برای بررسی ریشه ای احساس ناامنی در جامعه و برنامه ریزی در جهت رفع معضلات و مشكلات پدیدآورنده این احساس كمك نماید.
باشد كه چنین شود! |