Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات اجتماعی جوانان فرهنگِ سرگرمی خواهی
۱۸ تير ۱۳۸۵
  ◊   دفعات نمایش : ۷۰۰        Sunday, Jul 9, 2006
فرهنگِ سرگرمی خواهی
در پی انقلاب صنعتی و بسط مناسبات سرمایه داری، فراغت از كار جدا شد. در جوامع پیش سرمایه داری، كار و فراغت در هم ادغام و از یكدیگر نامتمایز بودند.
صفحه آخر بعدى ۴۳۲۱
فرهنگِ سرگرمی خواهی

كار و فراغت به ویژه در عصر نوین، به عنوان دو نیاز بنیانی انسانی مطرح شده اند. همچنان كه كار، عمل خلاق فرآورنده و تغییردهنده هم جهان و هم سرشت انسانی است، فراغت نیز همچون فعالیت نسبتاً خودانگیخته و آزادانه فرد در بازآفرینی خود، خود بیانگری و بازیابی خویشتن به شمار می آید. اما اگر كار (work) ممكن است از سویی در كار بیگانه شده و از سوی دیگر در زحمت (Labour) و اشتغال (Occupation) به تباهی كشیده شود، فراغت نیز چه بسا تباه می شود. محدود شدن و تقلیل یافتن فراغت به سرگرمی، سرگرمی خواهی را به عنوان بروز تباه شدگی فراغت و فراغت طلبی مطرح می كند. در این مقاله در پی سنجش تمایز فراغت طلبی و سرگرمی خواهی، برخی از ویژگی ها و كاركردهای فرهنگ سرگرمی خواهی بررسی می شود.

● فراغت طلبی در برابر سرگرمی خواهی

در پی انقلاب صنعتی و بسط مناسبات سرمایه داری، فراغت از كار جدا شد. در جوامع پیش سرمایه داری، كار و فراغت در هم ادغام و از یكدیگر نامتمایز بودند. در چنین جوامعی نه اینكه زمان فراغت و یا حتی سرگرمی وجود نداشت اما فراغت و سرگرمی عمدتاً به صورت آیین ها و جشن هایی بروز می یافت كه در واقع به عنوان بخشی از روند كار به شمار می آمدند، در عین حال كه چنین آیین ها و جشن هایی جنبه عمومی و همگانی داشت و فرد به عنوان هستی ادغام شده در جماعت در آنها شركت می جست. به علاوه بخش دیگری از وقت آزاد مردمان صرف روابط خانوادگی و خویشاوندی می شد (مثلاً در شب نشینی ها) به آنچه كه نشانگر پایبندی به اخلاق و رسوم الزامی جماعت بود و نمی تواند به عنوان گذران زمان فراغت دریافته شود. اما در جوامع سرمایه داری به ویژه با تكامل صنعت و رشد تولید و كاهش نیازمندی جامعه به كار انسانی و نیز جدایی فرد از جامعه و اكتساب هویت فردی، زمان فراغت از زمان كار جدا شد و در تعامل با آن قرار گرفت.

برای درك واضح تر زمان فراغت می باید آن را از وقت آزاد متمایز كرد. می توان گفت وقت آزاد فرد مجموعه زمانی است كه او در كار یا اشتغال موظف قرار ندارد. در عین حال این زمان شامل دو بخش فعالیت اجباری و انتخابی می شود. فعالیت های اجباری انجام شده در وقت آزاد، مثلاً زمان لازم برای رفت و آمد به محل كار موظف، زمان صرف غذا، دیدار از روی وظیفه خویشاوندان، شستن و مرتب كردن لباس و... جزء زمان فراغت نیست. بنابراین زمان فراغت بخشی از وقت آزاد است و فعالیت هایی را در برمی گیرد كه فرد نسبتاً بدون اجبار، به طور خودانگیخته و عمدتاً مطابق با دلخواست های فردی اش انتخاب می كند.

تبیین زمان فراغت با «فعالیت» در درك زمان فراغت بسیار مهم است. اگر كار با فعالیت تبیین شود و فراغت با بی فعالیتی، آن گاه رابطه كار/ فراغت فقط شامل تضاد است. در حالی كه میان این دو وحدت نیز وجود دارد. جنبه وحدت شان در این است كه هر دو به صورت های متفاوتی به نیازها و دلخواست های انسان پاسخ می دهند و اینكه هر دو در صورت های مختلف «فعالیت» بروز می یابند. جنبه تضادشان نیز از جمله اینكه با قائل شدن دو محرك اصلی نیاز و دلخواست برای انسان می توان قائل شد كه كار فعالیتی است عمدتاً معطوف به برآوردن نیازها و زمان فراغت، فعالیتی عمدتاً معطوف به پاسخ به دلخواست ها. (بالطبع این تمایزی نسبی است و نیاز و دلخواست گاه بر هم منطبق می شوند.) و نیز این تضاد كه كار، فعالیت موظف یا اجباری است و فراغت، فعالیت خودانگیخته و آزاد. (باز هم فقط اشاره می شود كه از یك سو این تمایز، مطلق نیست و از سوی دیگر، انتخاب آزادانه فعالیت های زمان فراغت با وضعیت خاص اجتماعی مشروط می شود.) از این لحاظ حتی اگر فعالیت های زمان فراغت فرد به طور جمعی انجام شود اما انتخاب نسبتاً خودانگیخته و آزادانه این فعالیت ها از سوی فرد، به دور از اجبار اجتماعی سازمان یافته و نهادینه شده، شرط زمان فراغت است.

اما زمان فراغت شامل چه نوع فعالیت هایی است؟ با فرض اینكه در زمان فراغت نیازها و دلخواست های واقعی و راستین فرد مورد نظر است، دست كم می توان سه حوزه فعالیت را برشمرد: الف مجموعه فعالیت هایی كه فرد برای رهایی از خستگی جسمانی و یا ذهنی ناشی از كار موظف روزانه انجام می دهد. این اقدامات فقط شامل حد افراطی استراحت یعنی بی عملی نمی شود. در این حوزه، بازیابی سرزندگی قوای جسمانی و ذهنی خود یا كسب آمادگی جسمانی و فكری برای كار مجدد موردنظر است. این هدف با اقدامات گوناگون مثلاً شنیدن قطعه ای موسیقی، نوشیدن آنچه مطلوب فرد است، حمام گرفتن، مطالعه روزنامه و... حاصل می آید. ب فعالیت هایی كه در ورای كارهای موظف و اجباری و نیز یكنواخت و تكراری روزمره، نیروهای خلاقه فرد را مطابق با دلخواست هایش به عمل در می آورد و در تبدیل نیروها و امكانات بالقوه اش به بالفعل، یعنی رشد فردی اش، به او یاری می رساند. اینها فعالیت های خود بیانگرانه فرد هستند. آموزش زبان های بیگانه برای گسترش حوزه مطالعات، یادگیری موسیقی یا نقاشی و...، ورزش، فعالیت های عملی مثل باغبانی، صنایع دستی و...، مطالعه و مشاركت در فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی... از جمله این فعالیت ها هستند.

اینها فعالیت هایی اند كه با هدف توانمندسازی جسمانی و ذهنی و نیز رشد عاطفی فرد نسبت به خود و جهان پیرامونش، و در كل تعالی جویی فردی انجام می گیرد. همچنان كه در این فعالیت ها فرد به بازبینی خویشتن در ارتباط با فعالیت های مربوط به كار نیز می پردازد. پ فعالیت هایی كه شامل سرگرمی و تفریح است. این فعالیت ها در مجموع به منظور فاصله گرفتن و رهایی فرد از ملالت زندگی یكنواخت روزمره انجام می شود. جدایی و رهایی از چنین ملالتی ضرورتاً تا حدودی گذار به فراتر چارچوب های زندگی یكنواخت و تكراری روزمره را ایجاب می كند. این امر معمولاً به دو صورت انجام می گیرد: ۱ درآمیختگی فرد با جهان خیالی و ساختگی متمایز از محیط پیرامونی واقعی، مثلاً با دیدن فیلم های تخیلی و حادثه ای و كمدی، ۲ نادیده گرفتن هنجارها و قلمروهایی كه از نظر اجتماعی مجازند و یا گرایش به انجام كارهایی كه مجاز نیستند. در این حال دستیابی به اشتیاق ها و هیجاناتی كه در قالب های مرسوم و یكنواخت زندگی روزمره برای فرد تجربه پذیر نیستند، ممكن می شود. این گرایش به موقعیتی متمایز از وضعیت زندگی یكنواخت و ملالت بار روزمره به رضایتمندی فرد می انجامد.

از این رو زمان فراغت، به طور كلی، فرصتی است برای تلاش فرد برای قرار گرفتن در موقعیتی مطلوب؛ موقعیت مطلوبی كه حامل حدی از تعالی جویی فردی و حس خلاقیت و تجربه آزادی است. در یك دریافت حداقلی نیز فراغت و سرگرمی می تواند تقلای منفعلانه و مبتنی بر عقل سلیم باشد كه بروز تمایل فرد به جدایی از یكنواختی ملالت بار زندگی روزمره است. اما در هر حال وجود حدی از خودانگیختگی و خودمختاری در سرگرمی و تفریح در كنار انتخاب نسبتاً آگاهانه و آزادانه فعالیت های دو حوزه دیگر مبین این نكته مهم است كه افراد به واسطه چگونگی گذران زمان فراغت شان از یكدیگر متمایز می شوند.

با همین اشاره مختصر به رابطه كار/ فراغت می توان به این نكته پرداخت كه در كشورهای سرمایه داری اگر كار به كار بیگانه شده تبدیل شد، فراغت نیز به بیگانه شدگی دچار می شود. اما نه رابطه كار/ فراغت و نه بیگانه شدگی آن چندان به جامعه ما مربوط نمی شود. ایرانیان به لحاظ تاریخی عمدتاً در چارچوب اقتصاد معیشتی زیسته اند و چندان اشتیاقی به كار نداشته اند. امروزه نیز كه در ایران زمان كار مفید و بهره وری كار بسیار پایین تر از حتی بسیاری از كشورهای در حال توسعه است مبین فروكاهی كاركردن به زحمتكشی و اشتغال ورزی است. از این رو به نظر می رسد در جوامعی مثل ایران به جای رابطه كار/ فراغت می باید به رابطه زحمت و اشتغال/ سرگرمی پرداخت. به اختصار می توان گفت كار، در مجموع، انسان جدا شده از طبیعت را در ارتباطی آگاهانه و خلاقانه با طبیعت قرار می دهد.

كار، عامل تحول غایتمند شرایط مادی جهان و زندگی خود از سوی انسان است. محصول كار تولید بروز خودتحقق بخشی انسان و كار، ممیزه زندگی او است. از این لحاظ، كار به كار جسمانی و كار فكری تقسیم نمی شود. به این معنی كه كار به علت غایتمندی اش كه وجه تعیین كننده كار انسانی است همواره وجهی فكری نیز دارد. اما زحمت (به عنوان فعالیت عمدتاً جسمانی) و اشتغال (به عنوان فعالیت عمدتاً غیرجسمانی) هر چند در تولید و یا عرضه محصولات و خدمات با كار مشترك اند اما به علت ویژگی ها و اهداف شان از كار متمایز می شوند. هدف اصلی زحمت و اشتغال، رفع نیازمندی های اولیه انسان غذا، پوشاك، مسكن است. هدف زحمت و اشتغال، فرصت یابی برای ادامه بقا است كه از طریق فعالیت هایی یكنواخت، تكراری، محدود و ملامت بار حاصل می آید. این فعالیتی است كه فرد مطابق الگویی از پیش تعیین شده و دیكته شده به او انجام می دهد و از این رو بر فعالیت خود كه فاقد خلاقیت و خودانگیختگی است نظارتی ندارد و آن را یكسره منفعلانه انجام می دهد.

می توان گفت اگر كار، برانگیزنده نیروهای خلاقه انسانی است، زحمت و اشتغال، انسان را به هستی منفعلانه ای سوق می دهد. پیامد مهم منفعلانه بودن زحمت و اشتغال و متمركز شدن این دو به تقلا برای بقا این است كه زحمت و اشتغال برای فردی كه به آنها مشغول است فعالیت های غایتمندی نیستند. برای او اینها فقط تقلایی است كه به اجبار تا بازنشستگی و یا زمان مرگش به یكسان ادامه می یابد. فرد همواره خود را مجبور و مكلف به ادامه تلاشی می بیند كه هر وقفه ای در آن فقط بقایش را به مخاطره می اندازد. چرا كه فراتر از این محدوده، زحمت و اشتغال برای او دربردارنده هیچ مفهوم، ارزش و غایتی نیست. همین امر انزجار او را نسبت به زحمتی برمی انگیزد كه چنین او را به اسارت درآورده است. او در هر لحظه زحمتكشی یا اشتغال ورزی اش در خیال لحظه ای است كه پایان زحمت و اشتغال روزانه اش اعلام شود. زحمت و اشتغال برای او همچون بیگاری زجرآوری است كه همواره درصدد شانه خالی كردن از زیر بار خردكننده آن است.

اما همین اجبار، انفعال، یكنواختی و تكرار بسیار ملامت بار زحمت و اشتغال و انزجاری كه در فرد برمی انگیزد، تاثیر مستقیمی بر چگونگی گذران زمان فراغت او ایجاد می كند. فرد گرایش می یابد كه در زمان فراغت تا حد ممكن از زحمت و اشتغال و انزجار ناشی از آن جدا شود و به آن فكر نكند. این تمایل به جدایی، تمایل به جدایی از و فراموشی نسبت به همه آن شرایطی است كه او را به چنان زحمتكشی و اشتغال ورزی تلخ و رنج آوری مجبور می كند. اما این تمایلی است كه لزوماً با انفعال، وادادگی و بی ارادگی فرد درمی آمیزد. همان ویژگی های او در زمان زحمت و اشتغال به زمان فراغت اش نیز سرایت می كند. چنین است كه حوزه های فعالیت زمان فراغت از حوزه های عمل خلاق و بازیابنده خود و خود تعالی بخش تهی شده و برای او به همان حوزه سرگرمی فرو كاسته می شود. فردی كه در زمان فعالیت موظف خود به زحمت و اشتغال می پردازد، در زمان حضور غیرموظف خود نیز عمدتاً سرگرم شدن را می جوید و زمان فراغت خود را با سرگرم شدن هرچه فزون تری پر می كند و به آن وامی دهد. گرایش به استغراق در سرگرمی و سرگرم شدن را سرگرمی خواهی می نامم. همین تقلیل زمان فراغت به سرگرمی و ادغام فرد در سرگرم شدن و سرگرمی خواهی به مرور او را از فرهنگ خاصی برخوردار می كند كه می توان آن را «فرهنگ سرگرمی خواهی» نامید.

نوشته: حسن قاضی مرادی
روزنامه شرق
صفحه آخر بعدى ۴۳۲۱
اوقات‌فراغت  |  سرگرمی
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
طالع‌بینی ۶ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۶ خرداد ماه ۹۱
مرگ فجیع موتور سوار
مرگ فجیع موتور سوار
اگر متولد این ماه هستید خودتان را با این ستاره ها مقایسه کنید
اگر متولد این ماه هستید خودتان را با این ستاره ها مقایسه کنید
این غذاهای رژیمی می توانند باعث اضافه وزن شوند
این غذاهای رژیمی می توانند باعث اضافه وزن شوند
خودكشی بی‌نتیجه زن جوان در مشهد
خودكشی بی‌نتیجه زن جوان در مشهد
گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته‌ای ایران منتشر شد
گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته‌ای ایران منتشر شد
چگونه کارمند خوش پوشی باشیم؟
چگونه کارمند خوش پوشی باشیم؟
شرط فرمانده سپاه ولی امر برای بازگشت خاتمی به عرصه سیاست
شرط فرمانده سپاه ولی امر برای بازگشت خاتمی به عرصه سیاست
ایران دسترسی به سایت پارچین پیش از حصول توافق را غیرممکن می‌داند
ایران دسترسی به سایت پارچین پیش از حصول توافق را غیرممکن می‌داند
مرگ دونفر تنها به خاطر یك فرغون شن!
مرگ دونفر تنها به خاطر یك فرغون شن!
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
جاوید، هومن
 آلبوم سایهء خود(بابک امینی و هومن جاوید)
◊  اسرار شخص ،مانند زندانیانی است که چون رها شوند تسلط بر آنها غیر ممکن است . شوپنهاور  ◊