16 آذر روز دانشجو

واژه دانشجو, نیازمند انقلاب و دگرگونی فکری زیادی است دانشجویی, یک مقطع نیست و زمان برنمی دارد و تنها عنوانی برای ورود به یک طبقه اجتماعی در جامعه نیست

دانشجویی یک مکتب است. دانشجو نمی میرد، بلکه هموار با سرعت آب رودخانه در جریان است و پیشرفت می کند.

دانشجو، به اندازه کرامت و تقدسش، وسیع و پردامنه است. آن قدر پر افق که هرگاه به هر سوی کرانه اش انگشتی اشاره بریم، نسیمی تازه از معنا می یابیم. شانزده آذر 1332، دانشجویان و اتحاد ملی، توانایی های جنبش دانشجویی، گوشه ای از دغدغه های حوادث تاریخی و انقلابی است.

آنچه امروزه در اعتلای فرهنگ آموزشی کشور به دانشجو نسبت می دهیم، جوانانی با دلی پر از شور و شوق، پشتکار مثال زدنی برای پیشبرد آینده کشور و تغییر گذشته ای تلخ است، که همه افراد جامعه به وجود یک دانشجو، یک دانش آموخته تاثیرگذار برای تحرک های انقلابی نیاز دارد. نیاز جامعه به یک دانشجو به عنوان یک اغتشاش گر نیست، ما دانشجویان را نیاز داریم، چون وجودشان برای ما مهم است، اگر دانشجو نباشد پس کتابی نیست، اگر دانشجویی نباشد، پیشرفتی نیست، پیشرفت سطح جامعه معنایی ندارد.

اگر دانشجو نباشد، پس فرهنگی نیست.

نبود دانشجو نتیجه اش در مقابل، مراسم هایی که با عنوان جشن های فارغ التحصیلی برگزار می شود، به اشتباه، سرخوشیِ کاذبی میان مخاطبانش ترویج می شود. در حالی که حرکت با جامعه علمی جهان، یک لحظه فراغت را تاب نخواهد آورد و نیازمند تلاش های شبانه روزی همه دانش دوستان کشور است.

در این راه پر از فراز و نشیب چه خون ها و اشک هایی که ریخته شده، برکت وجودشان، سایه دل سوزشان از ما دریغ شده، چه روزهایی که در ناآگاهی تمام در مسیری از تاریکی پا گذاشتیم و حسرت یک لحظه بودنشان را کشیدیم.

آنچه روز دانشجو را در تقویم مناسبت های انقلاب اسلامی به فراموشی نسپرده، ریشه های عمیق این نام گذاری ها و از خود گذشتگی های جوانانی است که تا سالیان سال فراموش نخواهند شد. تظاهرات دانشجویان انقلابی، به عنوان اعتراض به سواستفاده گری ها، در گرماگرم غارت سرمایه های ملی، فرهنگی، مادی و مذهبی از سوی استبداگران، توسط فرزندان فرهیخته ایران، این آگاهی را به ملت داد، که آی مردم ما در ردیف اول این صف هستیم، شما هم بپیوندید که راه درازی در پیش داریم.

در این راه پر فراز و نشیب، خون سه جوان آزادی خواه ایرانی است که نام دانشجو را در شانزدهم آذرماه هر سال بر خاطره ها تلنگر می زند. یادآوری این روز گوش به زنگی است برای ما که غافل از هدف، برکت و پیشرفت کشورمان نباشیم.

ما نماینده ای از طرف دانشجویانی فرهیخته هستیم که به برکت وجود آن ها، امروز، در همین لحظه شاهد دگرگونی های شگرف و آرامش روحی هستیم.

دکتر علی شریعتی در توصیف سه شهید دانشجوی رویداد 16 آذر 1332 در یک مملکت عدالت-طلب، می نویسد: «اگر اجباری که به زنده ماندن دارم، نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم؛ همان جایی که 22 سال پیش، «آذر»مان در آتش بیداد سوخت. او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند. این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند ـ همچون دیگران ـ کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید، بیاموزند، هر که را می رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمی روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید»ند. این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است.

دانشجویان قشر باسواد و فرهنگی جامعه، افزون بر شخصیت اجتماعی خود، الگوی رفتار و تفکر دیگران است. برخی در این عرصه چنان چشمگیر بوده اند که، پس از پیمودن موقعیت های عالی مختلف، هویت های یک جامعه بودند.

دانشجویی یعنی به صحنه آمدن و در میدان چالش های حیاتی و اساسی حضور داشتن. وقتی هویت ملی و سیاسی یک ملت مورد مناقشه قرار می گیرد. وقتی به فرهنگ و اعتقادات و باورهای ریشه دار یک ملت اهانت می شود و آن را تحقیر می کنند، فقط یک دانشجو است که می تواند با صدای گرم و جنبش های آتشین فریاد سردهد و آغازی برای شروع جدید باشد.

سخن آخر، این است وجود یک تلاش گر، یک الگو، یک عدالت ریشه دار در تاریخچه پر فراز و نشیب جنبش دانشجویی در ایران؛ کلام شان هم با فراموشی مقابله می کند و هم یادآور می شود که جنبش دانشجویی در طول تاریخ دست کم ۶۰ ساله اش، برای رسیدن به عدالت اجتماعی نهایت تلاش را ورزیده است.