Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات اجتماعی شهر و شهرنشینی امیدهای دوردست حاشیه نشینان !
۹ اسفند ۱۳۸۸
  ◊   دفعات نمایش : ۵۴۳        Sunday, Feb 28, 2010
امیدهای دوردست حاشیه نشینان !
نگاهی به پدیده حاشیه نشینی و تبعات اجتماعی آن
امیدهای دوردست حاشیه نشینان !

پدیده حاشیه نشینی به عنوان یکی از پدیده های اقتصادی اجتماعی همواره اذهان بی شماری از جغرافیدانان، جامعه شناسان و حقوقدانان را به خود معطوف ساخته است. به طوری که آنان را به انجام پژوهشها و تحقیقات دامنه داری در چرایابی ظهور این پدیده واداشته است. متاسفانه در اکثر این پژوهشها از منطقه حاشیه نشین شهر به عنوان منطقه جرم و جنایت یاد می گردد.ولی با اندکی تامل و انصاف باید بر این نظریه قلم بطلان کشید. درواقع ویژگیهای کالبدی، اقتصادی، فرهنگی و نیز خلا تدابیری که وضعیت بغرنج حاشیه نشینی را سامان بخشد؛ در شکل گیری این پیش فرض نقشی بسزا ایفا می کند.

و گرنه حاشیه نشینان نیز همانند دیگر شهروندان تابع قانون و هنجار های اجتماعی می باشند. با بررسی آمار ها و گزارشات جنایی این نکته به وضوح آشکار می گردد که آمار جنایی در مناطق حاشیه نشین (پایین شهر) از نقاط دیگر شهر که از فضا و محیط مناسبی برخوردارند بیشتر است. دلایل بی شماری را می توان در این امر دخیل دانست. از جمله ارقام سیاه که نباید فراموش گردد، بی تردید آمار و گزارشات جنایی در مورد پرونده ها و وقایعی است که به مرجع ذیصلاح ارجاع گشته اند. اما دنیای بزه شاهد تکوین جرایم متعدد دیگری است که شاید هرگز بر روی میز داوری هیچ دادرسی قرار نگیرند. از این رو به اعتقاد ما حتی اگر آمار جنایی، جرایم ارتکابی از سوی حاشیه نشینان را رو به فزونی نشان دهد؛ و نمی توان گفت حاشیه نشینان صد در صد جرایم زیاد تری انجام می دهند.

باید در نظر داشت در طول تاریخ بشریت نسبت به فقرا، و زاغه نشینان دیدی تحقیر آمیز و همراه با بغض و تبعیض وجود داشته است. گاه یک جرم مشابه که توسط دو فرد ندار و مرفه انجام می گیرد در نظر اجتماع نسبت به فرد فقیر و حاشیه نشین بسیار زننده تر است. این حقیقت را شکسپیر در سخنی زیبا چنین بیان می کند: گناه را با طلا اندود کن تا نیزه نیرومند عدالت بی آنکه صدمه ای دیده باشد، بشکند. در طول تاریخ، اکثر حاشیه نشینان به علت فقر فرهنگی، اقتصادی و اطلاعاتی مورد سوء استفاده های مکرر دیگر افراد اجتماع قرار گرفته اند که به دلیل عدم حمایت از طرف یک وکیل خبره یا دلایل دیگر دست به اقدام قانونی نزده و حتی در صورتی که بخواهند از طریق قانونی احقاق حق نمایند قربانی زور و زر طرف مقابل گشته اند. غیر از اینها دلایل دیگری چون عوامل فرهنگی، بیکاری، میزان تحصیلات و ... نیز در جرم زایی مناطق حاشیه نشین دخیل اند که در ذیل تنها به بررسی چند عامل خواهیم پرداخت.

● تعریف حاشیه نشینی

حاشیه نشینی را در معنای عام شامل تمام کسانی می دانند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن بوده ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند. جاذبه شهر نشینی و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه خویش به سوی قطبهای صنعتی و بازارهای کار می کشاند و اکثر آنها مهاجرین روستایی هستند که به منظور گذران بهتر زندگی راهی شهر ها گشته اند. مارشال کلینارد می گوید: حاشیه نشینی مسئله و عارضه ای شهری و منشا عمده بزهکاری ها می باشد. هر چند حاشیه نشینی دارای انواع مختلف است اما یک الگوی مشخص جهانی دارد. افرادی که در مناطق حاشیه نشین زندگی می کنند از ساختار قدرت و سیاست عمومی جامعه جدایی یافته اند. در حقیقت حاشیه نشینی از لغت “Slumer ” گرفته شده است. حاشیه نشینان به لحاظ اجتماعی دارای موقعیتی متزلزل بوده و در طبقه پایینی از اجتماع قرار دارند. فقیرند و در کوچه و پس کوچه ها و محلات کم درآمد زندگی می کنند.

● ویژگی مسکن در مناطق حاشیه نشین

در نگاهی گذرا به مناطق بالای شهر و منطقه حاشیه نشین آن تفاوتهای بارزی بین آن دو به چشم می خورد. در محلات بالای شهر، منازل اغلب وسیع، دارای نماهای زیبا و آرامش زا می باشند کوچه ها و کوی ها و بلوک بندی ساختمانها طبق استانداردهای شهر سازی ساماندهی گشته اند. در این مناطق تعداد مراکز فرهنگی تفریحی، ورزشی، مراکز خرید لوکس و فضاهای سبز نسبتا فراوان است. کوچه ها و کوی های عریض، آرامش و سکون ذهنی را برای ساکنین این مناطق به ارمغان می آورد. فضای سبز و پارکهای این مناطق بر پویایی حیات صحه می گذارند. اما در محلات پایین شهر و حلبی آباد ها دیگر از بلوک بندی ساختمانها، کوچه های عریض، مراکز فرهنگی ورزشی، فضاهای سبز و مراکز لوکس تجاری خبری نیست. هر چه است کوچه های تنگ و کثیف و خانه های غیر استاندارد و کوچک اند که خود نمایی می کنند.

به جای مراکز خرید شیک و فروشگاه های زنجیره ای، تعداد زیاد بقالی های ریز و درشت که از فرط استیصال و بیکاری به این شغل روی آورده اند به چشم می خورد. منازل اکثرا قدیم الاحداث بوده و با شرایط جدید زمانی تطابق ندارد. خانه ها فاقد حفاظ امنیتی و نرده کشی و دیوار های مرتفع اند. از این رو سهولت سرقت و دله دزدیها در این منازل آتش حرص معتادان و کارتن خوابها و نیز بزهکاران نوجوان را شعله ور تر می سازد. از سوی دیگر در گوشه و کنار این مناطق تعداد زیادی منازل مخروبه به چشم می خورند که این مکانهای مخروبه محل اکثر جرایم و رذایل اخلاقی می باشد. به علت نبود مراکز تفریحی، استخر و سالنهای ورزشی، کودکان مجبور به بازی در معابر و یا در محیط های بسته دور از چشم والدین می باشند که این مسئله از سویی آنها را در برابر بیماریهای گوناگون و از سویی انحرافات اخلاقی آسیب پذیر می سازد.

از دیگر سو به دلیل بیکاری ، افراد اقدام به خرید خودروهای قراضه جهت مسافر کشی می نمایند که به علت به روز نبودن ساخت و ساز ها و فقدان پارکینگ، بیشتر اتومبیل ها در معابر و کوچه ها پارک می گردد که این مسئله علاوه بر تنگ تر نمودن فضای عبور و زشت جلوه دادن معابر و تاثیرات منفی روانشناختی، احتمال تصادفات موتوری و سواری را برای کودکان بیشتر می گرداند. از سویی دیگر انگیزه سرقتهای شبانه از خودروها را بویژه برای معتادان و نوجوانان ایجاد می نماید.

ویژگی بارز مسکن در این مناطق کوچکی و کم حجمی آنهاست. به همین دلیل نیز اعضای خانواده سعی دارند بیشتر اوقات روزانه را در بیرون از خانه بگذرانند. بویژه کودکان که ناخواسته تمام یا بخش اعظم روز خود را در کوچه خود یا کوچه های اطراف و یا در مکانهای جذاب در دسترس برای بازی چون مخروبه ها، زباله دان ها و.... سپری می نمایند. این دور ماندن از فضای خانه نوعی بزرگ شدن خود به خودی (در روابط اجتماعی) را باعث می گردد که می تواند بر سر راه کودک انواع رفتار های نا بهنجار و نا متناسب با سن را قرار دهد. این فضاهای مسکونی کم حجم مجالی جهت ایجاد اتاق های مستقل و مجزا برای ساکنین ایجاد نمی کند. علاوه بر این ، این فضاهای کوچک چند کار بردی اند مثلا فضایی که محل کار (دارقالی فرش ....) یا محل آشپز خانه است؛ در اواخر شب مبدل به محل خواب و استراحت می گردد از این رو عامل مهمی در بروز انواع بیماریهای روانی، تغذیه ای و بهداشتی ساکنین محسوب میگردد.

در این مناطق کمترین فضای انسان ساخت مربوط به فضاهای اوقات فراغت است. برای همین نیز عصرگاهان انواع تجمعات گروههای مختلف در کنار کوچه ها و مغازه ها ایجاد می شود. نبود هیچ زمین فوتبال، مکانهایی جهت سرگرمی، سالن های ورزشی، استخر و خانه فرهنگ کاملا در این نقاط محسوس است. با وجود این نوعی از گذراندن اوقات فراغت مخصوصا در میان پسران نوجوان در نقاط خاصی از محله (تقاطع کوچه ها) رواج دارد و آن راندن موتور با ایجاد حرکات نمایشی و تولید آلودگی صوتی و صداهای گوشخراش است البته باز تعداد اندکی از افراد قادر به تهیه چنین وسیله ای هستند. این نوع حرکات جالب و تمجید های اطرافیان حس داشتن چنین وسیله ای را برای نوجوانان کم سن جهت خود نمایی را تیزتر کرده و چون مبلغی برای تهیه آن ندارند آنها را مستعد جیب بری و یا سرقتهای کوچک می گرداند.

در این مناطق برخی از خانوارها به علت بیکاری و جهت تامین معاش خانواده به ساخت و فروش مشروبات الکلی مبادرت می ورزند و یا به فروش مواد مخدر روی می آورند با این توضیح که از نوجوانان جهت توزیع نیز یاری می طلبند. البته خود نیز در طیف مصرف کنندگان جای می گیرند. مشکلات مالی، اغلب کودکان را از پرداختن به تحصیل باز داشته و از همان دوران طفولیت آنها را به کارگرهای ضعیف و بیمار مبدل می سازد. کارگران کوچکی که به جای تفریح، شادی و لذت بردن از دوران شیرین کودکی برای پر کردن شکم های کوچک و همیشه گرسنه خویش مجبور به کار کردن و زیر دست شدن کارفرمایان سختگیر می گردند. این مسئله علاوه بر تبعات فراوانی که بر جای می گذارد به مسئله کودک آزاری و حتی سوء استفاده های جنسی از کودکان خردسال نیز دامن می زند. بسیاری از این کودکان از همان ابتدا برای ارضای نیاز های جسمی تغذیه ای خود به فکر بزه هایی چون جیب بری ، کیف زنی، سرقت های دسته جمعی، حمل مواد مخدر و الکلی، توزیع فیلم های مستهجن و... می افتند و به تدریج به بزه های بزرگ و خطر ناک دست می زنند.

چرا خشونت موجود در جرایم ارتکابی از سوی ساکنین مناطق پایین شهر از دیگر نقاط بیشتر است؟ دلایل فراوان جامعه شناختی، روان شناسی، اقتصادی و... را در پاسخ به این سوال می توان نام برد. بی شک یکی از دلایل عمده این واکنش اجتماع ستیز، انفجار انبار باروتی است که در نتیجه ناکامی ها و نارسایی ها در درون او جمع گشته و در قالب یک رفتار جنایی اعتراض خود را به این نابرابری طبقاتی اعلام می دارد. شاید دلیل دیگر این پدیده تجمع اکثر مجرمانی که از دیگر مناطق طرد گشته و یا ظرفیت مالی سکونت در نقاط دیگر را نداشته و مجبور به سکونت در این مناطق گشته اند باشد.

حضور این بزهکاران و از بین رفتن قبح رفتار های جنایی عاملی در تجری دیگر افراد ساکن در این مناطق در جهت ارتکاب جرایم می باشد. افرادی که انگار طرد و تبعید گشته اند و در محله های غیر بهداشتی و غیر قابل سکونت خویش در غم فراموش شدن از سوی دیگر همنوعان در خود می لولند. افرادی که همواره به چشم حقارت، ضد اجتماعی بودن و خطر ناک بودن به آنها نگریسته می شوند. افرادی که همواره از کمترین خدمات شهری، بیمه، بهداشت، تغذیه و رفاه برخوردارند. در اینجا همه چیز برای تنازع بقاء است با شتابی صد چندان. جنگ برای زنده ماندن، نبرد برای دریده نشدن، جنگ با گرسنگی، تشنگی و جنگ برای داشتن یک سر پناه محقر. والدین از همان ابتدا که به طور تسلسل وار متعلق به این طبقه مغبون شده اند به ماشین های بی روحی برای کار کردن مبدل گشته اند.

اکثر والدین در این مناطق بی سواد یا کم سواد بوده و ازدواج هایی در سن پایین انجام داده و خانواده ای پر جمعیت را تشکیل می دهند که به دلیل کار بسیار و خستگی ناشی از آن، تنش ها و فشار های روحی رمقی برای تربیت صحیح فرزندان ندارند؛ حتی فرصتی برای نوازش فرزندان و قصه گفتن برای آنها. در اینجا خبری از این لحظات غزل گونه نیست. بین والدین و فرزندان حرفهای عاشقانه و پر محبت رد و بدل نمی شود. باید همواره حریمی باشد. به اعتقاد آنها نباید با گفتن این واژه های سبک و جلف پرده دری نمود. اما علم روانشناسی اثبات کرده که این تنها چند واژه تا چه اندازه در سلامت روح فرزند تاثیر دارد و باعث تلطیف روان اوست. اما اینجا هر چه هست کار است و تلاش، مبارزه و ریاضت. در اینجا برای ناز پروری مجالی نیست. چرا که والدین اعتقاد دارند که برای تداوم زندگی اشان باید بازوانی قوی، ساق هایی کشیده، گوش هایی تیز، حرکاتی سریع و قلب هایی بی احساس داشت.

برای آنها دانستن جدول مندلیف، فرمولهای شیمی، قانون نسبیت، غزل های عاشقانه، آداب ظریف معاشرت و نزاکت چندان ضروری نیست. بلکه دانستن این نکته که اگر نخوری خورده می شوی کافی است. آشنایی با دنیای پلید دهشتناک و دنیایی با آدم های گرگ صفت از همان ابتدا آنها را عاصی، معترض و کله شق به بار می آورد. به جای اینکه برای سر هم کردن دروغی یا قاپیدن خوراک پسر همسایه تنبیه شوند، جسارت و زرنگی او را می ستایند. آنجا تعصبات مردانه، فرمانبری های محض زنانه، کم نیاوردن در مقابل دیگران تمجید می شود. و به جای آنکه با لذات و زیبایی های دنیا آشنا شوند، دنیای پیرامون را وحشتناک و ترس آور و انسانهای اطراف را عاملانی مزاحم می پندارند و چه افسوس که در کنار تیله بازیها و گل بازیهایشان نقشه های شومی که نمی بافند. گاهی برای رهایی از این وضع اسفبار دست به خود کشی می زنند یا به فکر فرار از خانه می افتند. با فرار از خانه مشکلات حاد تر و اوضاع وخیم تر می گردد.

دیگر حتی از آن سر پناه نمور و غیر استاندارد نیز خبری نیست. در این مسیر جرم زا با انسانهای خلاف کاری که روح انسانیت را در خود خفه کرده اند آشنا می گردند و برای امرار معاش مجبور به انجام هر نوع تخلف و رفتار جنایی می گردند. به تدریج پا به باندهای حرفه ای جنایتکار می گذارند و حتی گاهی مجبور می شوند برای تنازع بقاء دست به خود فروشی بزنند. به علت عدم حمایت خانواده از آنان اغلب سوء استفاده های کثیفی از آنها به عمل می آید. اما افسوس که دیگر راه بازگشتی نیست. بازگشت به کجا؟ به همان کوچه های تنگ و باریک، به خانه ای که امنیت را در آن تجربه نکرده، به نزد والدین بیمار و خشن.

نتیجه گیری: به اعتقاد نگارنده دیگر زمان شهر های چند هزار نفری که وجود دو یا چند مرکز تفریحی فرهنگی برای جمعیت این شهر کافی می بود به سر آمده است. امروزه باید به هر یک از محلات و مناطق مسکونی به چشم یک شهر چند هزار نفری نگریسته و تمامی امکانات و تشکیلات لازم برای یک شهر را در این مناطق تعبیه نمود. در پایان باید بگوییم با اینکه مناطق پایین شهر به علت نابسامانیهای خاص خود مستعد برای انجام جرایم می باشند. اما دور از انصاف است که به ساکنان این مناطق به چشم مجرمان بالقوه نگریسته و برخوردی تحکم بار و آمیخته به تحقیر با آنها داشت. به اعتقاد نویسنده بهتر است به جای تئوری پردازی به فکر راهکار های مفید عملی برای آنان بود.

لیلا نعمتی
کارشناس ارشد حقوق جزا وجرم شناسی؛ وکیل دادگستری
منابع:
اصغری، اکبر؛ پایان نامه: پژوهشی در روند حاشیه نشینی در ایران؛ دانشگاه تبریز۱۳۷۹؛.
ایزدی، اصغر؛ پایان نامه: توصیف فضاهای انسان ساخت حاشیه نشینان؛ دانشگاه تبریز۱۳۸۵ ؛.
کی نیا ،مهدی؛ مبانی جرم شناسی؛ تهران؛ انتشارات دانشگاه تهران۱۳۷۶ ؛ .
نیرومند، مصطفی و مجید احسن؛ حاشیه نشینان بندرعباس؛ موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تبریز۱۳۵۱ ؛.
روزنامه رسالت ( www.resalat news.com )
حاشیه‌نشینی‌
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
سیاره حلبی آبادها
با گذشتن تعداد زاغه نشینان ساکن در حلبی آبادهای حومه های فقیر نشین شهر های بزرگ کشورهای جنوب - از دخمه های لیما تا تپه های زباله مانیل- از مرز یک میلیارد نفر (که ابعاد مختلف آن در گزارش های اخیر سازمان ملل نیز مورد بررسی قرار گرفته) درواقع باید پذیرفت که رشد ساختار …
۲۰ خرداد ۱۳۸۸
پدیده حاشیه‌نشینی و پیامدهای اجتماعی، فرهنگی آن (ارزنان و دارک اصفهان)
رشد شتابان شهرنشینی و افزایش میزان مهاجرت روستائیان به شهرها مسئله حاشیه‌نشینی و مسکن نامناسب را پدید آورده است.
۲ دی ۱۳۸۷
تحلیل علل اقتصادی ـ اجتماعی حاشیه‌نشینی در شهر اصفهان
در سال ۱۹۵۰، یک‌سوم جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کردند، نیم قرن بعد، این نسبت به یک‌دوم افزایش یافت و در سال ۲۰۵۰ این مقدار به دو سوم افزایش خواهد یافت.
۲ دی ۱۳۸۷
حاشیه‌ای که متن شد
نگاهی به موج حاشیه‌نشینی در کلانشهرها
۱ آبان ۱۳۸۷
حاشیه نشینی و معضلی به نام تکدی گری
با وجوداینکه برقراری عدالت اجتماعی به عنوان هدف اساسی در تمام برنامه های توسعه ای پس از انقلاب مورد توجه خاص برنامه ریزان قرار گرفته و در اکثر برنامه ها مهمتر از رشد اقتصادی بیان شده اما انگار تا به امروز با توجه به اوضاع اقتصادی جامعه و نرخ تورم افسارگسیخته …
۱۶ شهریور ۱۳۸۷
واکنش وزیر خارجه آلمان به مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد
واکنش وزیر خارجه آلمان به مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد
دوست دارم در تراکتور بمانم اما می‌گویند ما پول نداریم
دوست دارم در تراکتور بمانم اما می‌گویند ما پول نداریم
دستگیری سرتیپ قلابی كه كارت‌های پایان خدمت صادر می‌كرد
دستگیری سرتیپ قلابی كه كارت‌های پایان خدمت صادر می‌كرد
دزدان دریایی در حمله به دو نفتكش ایرانی ناكام ماندند
دزدان دریایی در حمله به دو نفتكش ایرانی ناكام ماندند
جزئیات دستگیری شرور سابقه‌دار کرج اعلام شد
جزئیات دستگیری شرور سابقه‌دار کرج اعلام شد
داستان عجیب بازگشت پرسپولیسی‎‌ها از عربستان و سرگردانی ۱۲ ساعته!
داستان عجیب بازگشت پرسپولیسی‎‌ها از عربستان و سرگردانی ۱۲ ساعته!
طالع‌بینی ۶ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۶ خرداد ماه ۹۱
ضرر ۳۰ میلیونی کاهش قیمت دلار به سارقان صرافی
ضرر ۳۰ میلیونی کاهش قیمت دلار به سارقان صرافی
مزایای زرشک و اثرات مطلوب آن بر جنین
مزایای زرشک و اثرات مطلوب آن بر جنین
وقتی بندناف دور جنین می‌پیچد...
وقتی بندناف دور جنین می‌پیچد...
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
شجریان، محمد رضا
 آلبوم خلوت یار
◊  هرگز نمی‌توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم . چینگ  ◊