امروزه با مطالعه وضع کنونی شهرهای جدید و نحوه سکونت در آن ها مشخص می شود پروژه طراحی شهرهای جدید از اساس در ایران با شکست مواجه شده است. طبق آمار موجود، شهرهای جدید ایران در مجموع پذیرای جمعیتی کم تر از ۱۰ درصد ظرفیت اسکان خود بوده اند. برای مثال شهر هشتگرد که پیش بینی اسکان ۵۰۰ هزار نفر برای آن صورت گرفته طبق آمار شرکت عمران شهرهای جدید در حدود ۵۰ هزار نفر را در خود جای داده است. ذاکرالحسینی معاون وزیر مسکن اخیرا با اشاره به این که در حال حاضر ظرفیت شهرهای جدید در حدود ۹۰۰ هزار واحد مسکونی است، اظهار امیدواری کرده با اجرای طرح زمین های اجاره ای ۹۹ ساله ظرفیت شهرهای جدید به دو میلیون واحد مسکونی ارتقا یابد. وزیر مسکن نیز از ساخت ۲۲ شهرجدید در ایران در فاصله ۳۰ کیلومتری شهرهای بزرگ خبر داد که برخی از این شهرهای جدید برای سکونت بالغ بر۵۰۰ هزار نفر طراحی خواهد شد.با نگاهی آرمانی ساخت شهرهای جدید می تواند با افزایش کیفیت و سطح زندگی برای نوشهرنشینان همراه باشد. چرا که برخلاف شهرهای قدیمی ما که توسعه آن ها به دلیل معابر و خانه های قدیمی با اما و اگرهای فراوان و به تدریج امکان پذیر شده، در صورت مهیابودن امکانات از لحاظ تئوریک ساخت آرمان شهرهای جدید قابل وصول است اما آیا در شرایط کنونی این امکانات مهیا خواهد بود؟ آیا شهرهای جدیدی که تاکنون در ایران ساخته شده با هوشمندی و با نگاه به ارتقای سطح کیفی زندگی شهروندان ساخته می شود؟

پاسخ به این سوالات در وضعیت کنونی شهرهای جدیدی که تاکنون ساخته شده نهفته است. آنجا که پیرزنی چند سال پیش هنگام ترک شهر فولاد شهر گفت: «اینجا مانند کارخانه ای است که تعدادی زن و بچه هم در آن زندگی می کنند.»می توان گفت در ایران به ویژه در یکصد سال اخیر با رشد شهرنشینی و مهاجرت روستاییان به شهرها، شهرها بیش از پیش بزرگ و جمعیت در این شهرها متراکم تر شد و بسیاری از روستاها و محل های مساعد از نظر جغرافیایی و آب و هوایی که حداقل های زندگی در آن مهیا بود کم کم به شهرهایی کوچک تبدیل شدند و سپس هریک بنا به پتانسیل رشد خود گسترش یافتند، تا جایی که از حدود ۵۰ سال پیش دولت به دنبال برنامه ریزی برای اسکان سرریز جمعیت شهرهای بزرگ در شهرهای جدید افتاد. ایده ای که با تاسیس شهرهای جدید همچون پردیس، هشتگرد، اشتهارد، اندیشه و پرند در استان تهران، فولادشهر، مجلسی و بهارستان در اصفهان، مهاجران در اراک، صدرا در شیراز، سهند در تبریز، گلبهار و بینالود در مشهد، رامین در اهواز، علوی در بندرعباس، تیس در چابهار، لتیان در کرج، رامشاد در زاهدان و عالی شهر در بوشهر به دنبال تحقق آن بود اما امروزه با مطالعه وضع کنونی این شهرها و نحوه سکونت در آن ها مشخص می شود پروژه طراحی شهرهای جدید از اساس در ایران با شکست مواجه شده است، به طوری که ۱۴ شهر از ۱۸ شهر ذکر شده در بالا دارای سکنه بوده و چهار تای آن ها کاملا خالی از جمعیت هستند. طبق آمار موجود، شهرهای جدید ایران در مجموع پذیرای جمعیتی کم تر از ۱۰درصد ظرفیت اسکان خود بوده اند این در حالی است که طبق آمار، شهر پرند تاکنون تنها توانسته است جمعیتی بالغ بر شش هزار نفر را در خود جذب کند، شهر هشتگرد که پیش بینی اسکان ۵۰۰ هزار نفر برای آن صورت گرفته طبق آمار شرکت عمران شهرهای جدید در حدود ۵۰ هزار نفر را در خود جای داده است.از طرفی در میان همین اندک ساکنین شهرهای جدید نیز مشکلات عدیده ای مشاهده می شود چنان که شهرهایی نظیر شیخ بهایی و بهارستان در نزدیکی اصفهان همان تعداد اندک ساکنین آن نیز دانشجویان دانشگاه های تاسیس شده در این شهرها هستند، ساکنینی که می دانند چند سالی را در این شهرها مهمانند و سپس به شهر خود باز می گردند، هیچ علاقه و دل بستگی به آن پیدا نمی کنند، در نتیجه این شهرها همچون کاروان سراهایی چند ساله شده اند. از طرف دیگر فولاد شهر، مهاجران، رامین، سهند و شهرهای جدید نزدیک تهران نیز به شهرهای خوابگاهی در اطراف شهرهای مادر تبدیل شده اند که روح شهرنشینی در آن ها حاکم نیست، ساکنین این شهرها بیش تر خانواده های کارگرانی هستند که در واحدهای صنعتی خارج از شهر مادر مشغول به کارند و معمولا صبح ها قبل از طلوع آفتاب از خانه بیرون زده و شب در تاریکی خسته و رنجور به خانه باز می گردند.

شهر لندن را با ۲۲ شهر جدید اقماری می توان یکی از بهترین الگوی ساخت شهرهای جدید نامید، اما باید به این نکته توجه داشت در اروپا به جهت شرایط جغرافیایی خوب و بارش فراوان می توان در تمام نقاط آن حداقل های زندگی را فراهم کرد و به نظر می رسد ایده تاسیس شهرهای جدید با وجود چنین امکانات بسیار برای نواحی با آب و هوای اروپا مناسب باشد اما در آسیا به جهت فقر اکولوژیکی و آن هم در ایران که مساحت بسیاری از آن را مناطق بیابانی خشک یا کوهستانی سرد فراگرفته، بی شک هرجایی که امکانات اولیه زندگی فراهم بوده حتما سکونت گاهی شکل گرفته است، در نتیجه پیدا کردن محل هایی مناسب برای تاسیس شهر های جدید که دارای امکانات کافی برای زندگی باشند، بسیار دور از ذهن به نظر می رسد و چنانکه از وضعیت این شهر های جدید کنونی مشخص است یکی از دلایل عدم استقبال مردم از این شهر ها مساله کمبود امکانات اولیه مناسب در آن ها است. به طوری که امروزه با گذشت چندین سال از ساخت بعضی از این شهرها اندک ساکنین آن ها با مشکل نبود آب مناسب شرب روبه رو هستند.

اما به جز بحث حداقل امکانات حیاتی زندگی معضل دیگری که در میان شهرهای جدید ایران وجود دارد، نبود هویت فرهنگی در میان ساکنین این

نو شهرهاست. از نگاه کارشناسان وقتی شهر به معنای واقعی اش مفهوم می یابد که تعاملات منطقی بین شهروندان صورت بگیرد تا در سایه اجماع توان شهرنشینان، مشکلات هر روز کم تر و فواید و مزایای در کنار هم بودن بیش تر شود. اما در واقع این امر در شهرهای جدید ایران محقق نشده است. حتی در برخی شهرها موجب نوعی سردرگمی در میان ساکنین این شهرها شده است. ساکنینی که خود را نه اهل شهر مادر می دانند نه هویت سکونت گاه قبلی خود را حفظ کرده اند. همچنین تا هنگامی که این شهرهای جدید نقش خوابگاه های کارخانجات صنعتی اطراف مادر شهرها را بازی کنند و تا وقتی از جهت اشتغال و خدمات به خودکفایی نرسند زندگی در این شهرها دارای روح شهرنشینی و تعاون اجتماعی نخواهد شد نتیجه آن می شود که امروزه در ایران شاهد آن هستیم که بعد از سال ها تاسیس شهرهای جدید دولت (وزارت مسکن) باید طرح اسکان در این شهرها را مجددا پیگیری کند و با تسهیلات مختلف مردم را به زندگی در این شهرها فراخواند، زندگی که آینده مشخصی ندارد. سیاست توسعه شهرها در شرایطی که تقاضای بالایی برای سکونت در شهرهای بزرگ ما وجود دارد باید به روشی منطقی بنا نهاده شود، در غیر این صورت جمعیتی که با هزاران برنامه و سازماندهی وارد این شهرها می شوند آن ها را فقط به چشم پلی برای ورود به مادر شهرها می بینند.

حمیدرضا ایمانی

کارشناس معماری و شهرسازی