ضد فرهنگ ایرانی

فرض کنید دارید فیلمی کوتاه از جامعه ی خود را مشاهده می کنید و در پایان این فیلم از شما خواسته می شود نظر خود را بیان نمایید

فرض کنید دارید فیلمی کوتاه از جامعه ی خود را مشاهده می کنید و در پایان این فیلم از شما خواسته می شود نظر خود را بیان نمایید :

پلان اول :

ذهن مشوش و بیماری که بی آنکه نیازی به درمان خود ببیند بدون رعایت حریم جنس مخالف او را متهم به ولنگاری و مجبور به رعایت بسیاری از محدودیت های بی مورد می نماید .

پلان دوم :

خانمی در خیابان به صدای بلند ضبط ماشینی به خاطر بی فرهنگی و عدم رعایت حقوق شهروندی اعتراض می کند و سخنان بسیطی هم در این مورد به سمع و نظر دیگران می رساند و دو قدم جلوتر آدامس جویده یا دستمال کاغذی اش را در کف خیابان رها می کند .

پلان سوم :

در یک معبر پر رفت و آمد ، جهت رفاه حال عابران پیاده ، پل هوایی ساخته اند اما بلوار وسط خیابان را با انواع و اقسام نرده و تیرک و سیم توری مسدود کرده اند تا شهروندان محترم در یابند که مجبورند با استفاده از این پل از عرض خیابان عبور کنند .

پلان چهارم :

برخی شعرها سایت به سایت ، ایمیل به ایمیل و دست به دست رد و بدل می شوند و با افتخار به گوش دادنشان می نشینیم و آن را نشانه ی روشنفکری می دانیم و با خود نمی اندیشیم که : شعر در بستر ادبیات تعریف شده و ادبیات هم از ادب نشات گرفته است اما کسانی مانند قاآنی ، ایرج میرزا و نجفی هایی هم وجود دارند که اولی ، شاعر معاصر قاجار ، با تزریق عنصر چاپلوسی به شعر گرانمایه ایران زمین و دومی و سومی هم با استفاده از لعن و ناسزا در شعر باعث سوق ادبیات به سمت وسوی بی ادبی بوده اند ، نقد جاده ی گسترده ای دارد که می تواند اندیشه ای را به سامان برساند در حالی که توهین و ناسزا ، علاوه بر اینکه نشانه ناتوانی ، جهت گیری بی سمت و سو و به چالش کشیدنی کور و بی مایه است ، می تواند نوعی سوء استفاده از آزادی بیان و توهین به شعور مخاطب به شمار آید .

پلان پنجم :

یقه کشی ، جنگ فیزیکی و قمه و چاقو و دشنام های کلامی و نواختن کل خاندان دو سوی دعوا که هر روز در گوشه کناره های خیابانهای شهر رخ می دهد از مصادیق بی فرهنگی و عاری بودن از تمدن است ، دموکراسی و آداب حقوق بشری ، علی الخصوص آداب آراسته به تربیت و فرهنگ ایرانی ، مستلزم این است که در قبال توهین افراد صرفا روشنگری کرده و از هرگونه مقابله به مثل و دامن زدن به اختلاف و لعنت و آرزوی مرگ کردن بپرهیزیم و در صورت نیاز به مراجع قانونی مراجعه نماییم .

این مثال صرفا دعوای دو فرد با همدیگر را در بر نگرفته بلکه مشمول اختلاف کشورها ، ادیان ، فرهنگ ها و قاره ها نیز هست .

پلان ششم :

در گوشی ها و پیام ها و وبلاگ ها و صفحه های سرگرمی داخل کشور و حتی گاهی در رسانه های عمومی ، قومیت ها به هر بهانه ای به سخره گرفته می شوند حال آنکه اقوام ، سازنده ی تمامیت ارضی یک کشورند ، و ملیت را تعریف می نمایند ، توجه به این نکته ضروری است که قومیتی به نام پارس وجود ندارد و پارس ، سرزمین پهناوری است که نام بلند ایران زمین با همه ی اقوام شریف ترک و لر و بلوچ و کرد و... بر آن نهاده شده است .

پلان هفتم :

باد در غبغب انداخته ایم که منشور کوروش و اصل حقوق بشر متعلق به تمدن ایران زمین است !

و هنوز هیچ چیز از آن نمی دانیم حتی همان دو ماده ی اول را !

پلان ها ادامه دارد ...

شما در مورد این صحنه ها که هر روز می بینید ، قضاوت کنید .

امیدامانی مله