آیا دوربین مدار بسته امنیت را برای ما به ارمغان خواهد آورد

اولین مسأله ای که در خصوص دوربین های مدار بسته به ذهن متبادر می شود این است که امنیت در برازجان و دشتستان در وضع نامناسبی قرار دارد, و مسئولین امنیتی شهر از حفظ آرامش و آسایش مردم با وسائل معمول و از طرق مرسوم عاجز مانده, دست به دامن دوربین مدار بسته و امثال آن شده اند این در حالی است که افراد نا معلومی در نشریات مختلف پیام تبریک و تشکر برای مسئولین امنیتی و انتظامی شهر فرستاده و چاپ می کنند و مشخص نیست کدام امنیت را مد نظر دارند

چندی است که بحث نصب دوربین های مدار بسته در سطح شهر برازجان در افواه مردم گرداننده ی زبانها شده و در محافل حدیث ها پرورانده است. این طرح که علی الظاهر توسط فرماندار دشتستان متعاقب وضع نامناسب امنیت در برازجان طرح شده و پیگیری می شود اولین بار توسط هفته نامه اتحاد جنوب منتشر شد. اما از آنجا که تا کنون هیچ کدام از نشریات ( مطبوعات و سایبر ها) به این مسأله به صورت ماهوی و تحلیلی نپرداخته اند و عن قریب است که برازجان به پاریس و لندن تبدیل شود (البته نه از باب توسعه، مدیریت علمی، پیشرفت، اشتغال و آسایش مردم بلکه از باب از بین رفتن حریم های خصوصی ) لازم آمد چند نکته ای را در این خصوص و آثار و ماهیت این طرح متذکر شویم:

۱) اولین مسأله ای که در خصوص دوربین های مدار بسته به ذهن متبادر می شود این است که امنیت در برازجان (و دشتستان) در وضع نامناسبی قرار دارد، و مسئولین امنیتی شهر از حفظ آرامش و آسایش مردم با وسائل معمول و از طرق مرسوم عاجز مانده، دست به دامن دوربین مدار بسته و امثال آن شده اند. این در حالی است که افراد نا معلومی در نشریات مختلف پیام تبریک و تشکر برای مسئولین امنیتی و انتظامی شهر فرستاده و چاپ می کنند و مشخص نیست کدام امنیت را مد نظر دارند. آقای کشتکار فرماندار دشتستان حدود سه هفته قبل در جلسه ای اعلام کرده بودند که تیری در شهرستان شلیک نمی شود که ما ندانیم توسط چه کسی بوده و .... سوال این است که اگر چنین سیستم اطلاعاتی پیشرفته ای در این شهرستان وجود دارد، ضرورت دوربین های مدار بسته چیست؟ آیا این یک شانتاژ است یا یک راهکار؟ به هر حال شورای تأمین این شهرستان بر وضع امنیت شهرستان مسلط اند و شایسته ی تقدیر و تشکر و ادعا، یا در مانده و دست به دامن دوربین مدار بسته و.... ؟ آقای فرماندار بالاخره ما دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ ما باور کنیم آنچه را که در شهرستان شاهدیم و از انتشار بسیاری از آنها را خجالت می کشیم یا سخنان شما را؟

۲) سالهاست که مردم دشتستان از شرایط اسفناک امنیت شهرستان گلایه مند اند و معلوم نیست چه کسی می خواهد برای این درد درمانی بیابد. همه به فکر مسکن زدن هستند شاید به این دلیل که مسئولین شناخت صحیحی از مشکل ندارند و شاید هم شیوده ی درمان را نمی دانند. گروهی معتقد اند انعکاس مسأله نا امنی در رسانه های گروهی موجب ایجاد چهره ای نا مناسب از شهرستان می شودو پیرو سفر استاندار به برازجان و گلایه مندی ایشان از وضع امنیت، برخی در نشریات شهرستان از این سخن افراشته دلخور بودند که چرا به شهرستان شان توهین کرده است. لیکن بایستی پرسید، که ما تا کی می خواهیم بر ضعف های خویش سر پوش بگذاریم؟ تا کی می خواهیم سرمان را زیر برف بی مبالاتی فرو برده و بر طبل ادعا بکوبیم و تعریف و تمجیدهای سود جویانه و یا عوام فریبانه و یا از روی ترس صادر کنیم. همین رویکرد باعث شده تا روز به روز شرایط بغرنج تری را شاهد بوده و بیشتر و بیشتر با درگیری، نا به سامانی، قتل، سرقت مسلحانه بر هم خوردن آرامش و آسایش و ... رو به رو شویم. در واقع عمومی نکردن یک اپیدمی اجتماعی زمانی معقول می نماید که تلاش برای رفع اصولی و منطقی آن قطعی شده و دلسوزان جامعه را قانع سازد، نه زمانی که در این خصوص فرافکنی صورت می گیرد، و مشکلی که در اصل و ریشه زاییده ی راهبری بد جامعه می باشد را به مردم و جامعه نسبت دهند. در حقیقت به کار گیری دوربین های مدار بسته به این معنی است که با ایجاد فضایی، نظامی- امنیتی( پلیسی) با معلول ها برخورد شود و مدلول ها محکوم گردند. در حالی که معلوم نیست چه کسی می خواهد تلاشی در جهت از بین بردن علت ها بکند. شهرستان دشتستان مرتبا در حال مهاجر پذیری و مهاجر دهی است علاوه بر آن وضع خاص جغرافیایی ساخت و بافت شهری و روستایی و اجتماعی، تسلط مدیران ناکار امد و سود جو، زد و بندهای سیاسی، جو خاص فرهنگی، مورد ظلم و تعدی قرار گرفتن توسط مرکز استان و بسیاری موارد دیگر همه دست به دست هم داده تا این شهرستان را با وضع نامناسب امنیت روبرو سازد. و در حقیقت مشکل امنیت در این شهرستان با ساختن فضای پلیسی حل که نمی شود بنا بر مطالعات علمی و اجتماعی وخیم هم خواهد شد. چه بسا همه ی ما روی کار آمدن فرمانده قبلی نیروی انتظامی ( سرهنگ ملک صادقی) را که با ساختن فضایی پلسیس سعی بر ایجاد امنیت داشتند به یاد داریم. اما همانطور که می دانیم این امنیت فقط در حد کاهش سرقت های مسلحانه جوابگو شد ( آن هم به صورت مقطعی) و دیگر موارد نا امنی به صورت های ساکت و آرام زیر پوست شهر جریان داشت و آن فضا فقط مجرمان را حرفه ای تر کرد و مسکنی بر درد بیشتر نبود( البته در حوزه ی روند متداوم اجتماعی نه در مقطعی خاص چرا که همان کارهای پلیسی در یک مقطع خاص اجتناب ناپذیر بود). اگر پیشنهاد این دوربین ها را فرمانده نیروی انتظامی مطرح می کرد تعجبی نبود چرا که خاصیت نیروهای انتظامی تفکر پلیسی است.( هر چند که هم اکنون پلیس در دنیا به نقش پیشگیرانه خود توجه بیشتری دارد تا به گیر و بند اما در کشور ما...) اما طرح مسأله توسط فرماندار شهرستان جای بسی نگرانی است. در واقع فرماندار شهرستان بایستی با مدیریتی علمی و استفاده از تحصیلکردگان علوم اجتماعی و فرهنگی سعی بر حل معضلات داشته باشد نه با انتخاب آسان ترین راه و دهان پر کن ترین شیوه. و شاید بایستی بر تابید سخنان کسانی را که در آستانه انتخاب آقای کشتکار به عنوان فرماندار دشتستان نگران نظامی بودن و امنیتی فکر کردن ایشان( به عنوان یک فرد نظامی بدون سابقه مدیریت اجتماعی کلان) بودند. اگر در جامعه ای قوانین اجرا نمی شوند چندین علت وجود دارد که مهمترین انها عبارت اند از

الف) شرایط بد جامعه که به شدت جرم پرور است.

ب) قوانینی که قابل اجرا نیستند( و باید متناسب شوند)

ج) عدم ضمانت اجرای قوی و مناسب برای قوانین. بدیهی است که هیچ کدام از این موارد با ایجاد فضای پلیسی اصلاح نمی شوند(محکوم کردن جامعه) بلکه اصلاح همه این موارد به عهده ی خود دولت ها است.

۳) از سالها پیش تا کنون بارها و بارها صدا و سیما، با شور و بلوا و سر و صدا داد از تعرض کشور های اروپایی به حریم خصوصی مردم در شهرهایی بزرگی همچون لندن سر داده و مدعی می شد که چون در کشور ما حریم خصوصی مردم محترم است و این از ضروریات دین و سیستم سیاسی ماست، ما دوربین مدار بسته نداریم و ساعت ها بحث کارشناسی برای تنویر افکار عمومی خرج این مسأله شد. لذا امروز ما با نصب دوربین های مدار بسته مطمئنا نقض ادعا کرده ایم. ما معتقد شده بودیم که می توان با ایجاد یک تفکر دینی معقول و اجتماعی بدون نیاز به اینکه دوربینی در کار باشد فرد انسان بر رفتار خودش کنترل داشته باشد. نه اینکه مانند غرب از شیوه های کنترل مادی استفاده کنیم. آقای کشتکار آیا ما از دیدگاه دینی خود برگشته ایم؟ ما دیدگاه دینی خود را نا کارآمد یافته ایم؟

۴) در یک ماه گذشته که هفته ی نیروی انتظامی و ادعا های فرماندار دشتستان و فرمانده نیروی انتظامی و ... در خصوص امنیت کامل در دشتستان را شاهد و شنوا بوده ایم و این بزرگواران نا امنی را احساس مردم و نقل محافل خصوصی ایشان دانسته بودند، چندین فقره سرقت مسلحانه از مغازه و موتورسیکلت داشته ایم، حداقل شش فقره سرقت اتومبیل، چندین مورد تجاوز به عنف، آدم ربایی، زورگیری و موارد متعددی تیر اندازی داشته ایم. و آخرین مورد آن هم رگبار بستن به مأمور نیروی انتظامی در خودرو شخصی اش در روستای دهقائد بود. سوال: کدام یک از این موارد را می توانید با دوربین مدار بسته ردیابی کنید؟

۵) نکته آخر اینکه خانه از پایبست ویران است. آقای کشتکار شما فکر می کنید اگر تمامی دستگاه ها بخواهند دست به دست هم داده و متخلفان و اشرار را دستگیر کنند چقدر زمان لازم خواهد داشت که شروری در دشتستان باقی نماند؟ باور بفرمایید حداکثر در ۲۴ ساعت تمامی انها دستگیر خواهند شد. اما مسأله اینجاست که طرف به جرم قاچاق هروئین دستگیر می شود اما زود تر از مأموری که او را دستگیر کرده از دادگاه بیرون می آید. چنین مأموری احساس امنیت لازم را برای انجام وضیفه ندارد. کار خود را به خطر انداختن جان خویش و کاری عبث می پندارد. اطاله بیش از حد دادرسی، ضعف شدید کارآگاهی در سیستم پلیس، وجود چاله چوله های زیاد قانونی، پارتی بازی های تأسف بار در سیستم انتظامی و قضایی و هزار و یک دلیل دیگر باعث شده عملا ضمانت اجرایی برای قوانین در میان نباشد. و به قول مولای متقیان مجرمی که به میزان لازم مجازات نشود بار دیگرجرمش را با جرأت بیشتری مرتکب خواهد شد. لذا بهتر می نماید که فرماندار محترم دشتستان و دیگر متصدیان امنیت شهرستان با استفاده از روشهای علمی همچون استخدام چندین نفر دانشجویان دکترای جامعه شناسی و جرم شناسی و... به دنبال تحقیق و پژوهش در خصوص ابعاد قضیه(ویژگی های جرائم در شهرستان و موقعیت فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی شهرستان) و نیز یافتن راه حل های اساسی مشکل باشند نه دور زدن آنها. نظیر چنین فعالیت های در دوره سردار قالیباف انجام شد( البته در کلان شهر ها) و نتایج مثمر ثمر و خوبی بدست داد و نیروی انتظامی را از حالت پلیسی صرف خارج کرده و به یک نهاد علمی انتظامی تبدیل کرد. امید می رود که از تجربه ی سالهای اخیر در این خصوص استفاده شود و همچنین شایسته می نماید در اتخاذ تصمیمات اجتماعی از صبغه تبلیغاتی آن کاسته و به جنبه سودمندی، علمی و قابل اجرا بودن آن توجه کنیم.

میم.دشتستون