معظل اشتغال و مسکن عمده نگران نسل جوان جامعه ماست و عمده دلیل بالا رفتن سن ازدواج در کشور

سالها قبل در یکی از مجلات مطلبی در مورد اسکیموها خواندم که بسیار جالب بود، در قسمتی از مطلب نوشته بود که اسکیموها در در سن ده سالگی ازدواج میکنند!!! صحت و سقم این مطلب روشن نبود و توضیحی در مورد اینکه چند درصد از اسکیموها در این سن ازدواج میکنند و یا سن پسرها و دخترهای اسکیمو چند سال است هم داده نشده بود ولی باز هم مطلب بسیار جالب بود که این جماعت خاص در دنیا در این سن اقدام به تشکیل خانواده میدهند. خیلی از آن زمانی که من این مطلب را در مجله که فکر میکنم دانستنیها بود گذشته و هر سال که گذشت سن ازدواج متاسفانه سیر صعودی داشت و راهکارهای حکومت مثل دادن وام ازدواج و تشویق ازدواجهای دانشجویی و ... هم نتوانست جلوی این سیر صعودی و منفی را بگیرد. شاید خیلی ها فکر کنند که این آمار هم مثل بسیاری دیگر از آمارهای دیگر که در کشور ما سالهاست رشد منفی دارند است ولی به نظر من بالا رفتن سن ازدواج مسئله خطرناکیست که اگر نشود این مشکل را به صورت ریشه ای حل کرد طبعات منفی بسیاری خواهد داشت. این سوال که چرا سن ازدواج در کشور ما آنقدر بالا رفته و چه عواملی در آن دخیل است شاید برای همه شما به وجود آمده ولی پیدا کردن جواب و مسئول آن کار سختی باشد.

عوامل زیادی در بالا رفتن سن ازدواج دخیل است که اگر بنده بخواهم یک به یک به آنها بپردازم روزها باید مشغول تایپ کردن باشم ولی از نظر من دو عامل کلی میتواند باعث این مشکل باشد و باقی عوامل در حاشیه میباشند. اگر در خبری که اول مطلب نوشتم دقت کرده باشید شاید این دو عامل بشناسید. اسکیموها مردمانی هستند که خیلی ساده زندگی میکنند و این افراد مشکلات پیچیده ای را که ما در جوامع خود داریم را ندارند. یک اسیکمو مشکل شغلی ندارد زیرا که این افراد شکارچی هستند و با ابزاری ساده مشغول شکار ماهی ها و سایر جانوران روی یخها میشوند و رزق و روزی خود را از این کار به دست می آورند. مورد بعدی هم مسکن اسکیموهاست که کاملاً ساده و منحصر به خودشان است، آنها به راحتی خانه های یخی میسازند خانه هایی که مصالح آن فقط یخ است که به وفور در قطب پیدا میشود. پس یک اسکیمو اگر از لحاظ بدنی مشکلی نداشته باشد برای تهیه مسکن و شغل هیچ دغدغه فکری نداشته و به راحتی میتواند زندگی خود و یک خانواده را تامین کند و به نظر من مسکن و شغل مناسب دو عامل بسیار مهم برای عدم ازدواج هستند که باعث شده سن ازدواج در کشور ما مرتب بالا و بالاتر برود.

وضعیت شغل و مسکن در کشور ما انقدر پیچیده شده که افکار بسیاری از جوانان به ویژه جنس مذکر را به خود اختصاص داده. برای به دست آوردن شغل مناسب و آینده کاری خوب یک جوان ایرانی بعد از سالهای سال تحصیل و کسب علم باید تلاش زیادی به خرج بدهد و فقط این تلاش هم کافی نیست و متاسفانه شغلهای ثابت که اغلب در دست دولت و شرکتهای دولتیست بین خودیها تقسیم میشود، آمار وحشتناک بیکاری در کشور ما نشان از عدم توجه و کارآمدی دولت در باره این مسئله مهم است و وقتی کسی شغل مناسبی ندارد مطمئناً برای خرید و یا اجاره مسکن با این قیمتهای بالا هم مشکل خواهد داشت و این فرد چگونه و با کدام پشتوانه باید در سن جوانی ازدواج کند اصلاً معلوم نیست مگر اینکه خانواده متمولی داشته باشد تا وی را پشتیبانی کنند و یا اینکه خیلی نخبه باشد و در جوانی بتواند کار خوبی با درآمد بالا برای خود پیدا کند که احتمال این هم بسیار اندک است. وقتی یک جوان در بهترین روزهای زندگی که میتواند آن را در کنار شریک زندگی خود به سر ببرد تنهاست و در بعضی از موارد برای ارضای نیازهای عاطفی و جنسی اقدام به گناه میکند چگونه از این فرد باید انتظار داشت که بعد از سالهای سال گناه و فشار ناشی از تنهایی و عدم گناه بتواند بعد از رفع و رجوع مشکل مسکن و شغل و سایر مشکلات حواشی به صورت سالم تشکیل خانواده داده و در آینده مشکل نداشته باشد.

متاسفانه هیچ وقت کسی خود را برای اینگونه مشکلات در کشور ما مسئول نمیداند و همه فقط در فکر رفع مسئولیت از خود و انداختن توپ در زمین دیگری هستند. مسئولان هم که فقط در حال تشویق جوانان برای ازدواج زود هستند و هیچ پاسخی در مورد ایجاد اشتغال ثابت و مسکن ارزان به مردم نمیدهند و از جوانی که فشارهای زندگی از هر طرف او را میفشارد انتظار دارند که همیشه اخلاق خوب و اسلامی داشته باشد. من مطمئن هستم که خود شمایی که این مطلب را میخوانید با تمام وجود این مسئله و مشکلات ناشی از آن را با تام وجود درک کرده اید چه کسانی که جوان هستند و چه کسانی که جوان قدیم هستند و امروز جوانانی در خانه دارند. بعضی وقتها با خود فکر میکنم ای کاش من هم یک اسکیمو بودم.

حمید رضا مقسمی

حمید رضا مقسمی (h_moghassemi)