کودکان کم توان ذهنی را تنها نگذارید

کودک ترسیده, به مادرش چسبیده و دوست ندارد از او جدا شود هر از گاهی لبخند می زند, اما خیلی هم از بودن در این محیط غریبه خوشحال نیست نمی داند اینجا کجاست, چرا آمده و باید چه کار کند ولی می فهمد بقیه بچه ها از او خوشحال تر هستند بقیه حرف می زنند, بازی می کنند و گاهی هم به او نگاه می کنند و می خندند

کودک ترسیده، به مادرش چسبیده و دوست ندارد از او جدا شود. هر از گاهی لبخند می‌زند، اما خیلی هم از بودن در این محیط غریبه خوشحال نیست. نمی‌داند اینجا کجاست، چرا آمده و باید چه کار کند ولی می‌فهمد بقیه بچه‌ها از او خوشحال‌تر هستند. بقیه حرف می‌زنند، بازی می‌کنند و گاهی هم به او نگاه می‌کنند و می‌خندند.

با خودش می گوید «کاش هیچ وقت اینجا نیامده بودم!» وقتی آقایی که لباس آبی پوشیده می گوید باید توپ ها را از داخل سبد جدا کند، گیج می شود. نمی تواند توپ ها را انتخاب کند و وقتی دوباره از او می خواهد شکل هایی را که شبیه هم هستند، رنگ آمیزی کند گریه اش می گیرد و کاغذ و مدادها را از روی میز پایین می ریزد.

شاید داستان این پسر کوچولوی شش ساله برای شما آشنا نباشد. او برای انجام سنجش به یکی از مدارس ابتدایی نزدیک خانه شان رفته، چون مادرش باور دارد پسرش مثل بقیه بچه هاست. حتی وقتی مدیر مدرسه از او می خواهد به مدرسه دیگری برود، با گریه و ناله می گوید که پسرش فقط کمی لجباز است و به حرف هیچ کس گوش نمی کند.

به نظر می رسد مادر این پسر و خیلی از مادرهای دیگر دوست ندارند باور کنند هوش فرزندان شان پایین تر از سطح طبیعی است، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم بعضی از بچه ها چنین وضعی دارند.

دکتر میترا حکیم شوشتری، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان در گفت وگو با «جام جم» کم توانی ذهنی را چنین تعریف می کند: ناتوانی ذهنی به معنی داشتن بهره هوشی پایین تر از حد مشخص است. به طوری که بهره هوشی کمتر از ۷۰ تا ۷۵ را به عنوان کم توان ذهنی در نظر می گیریم. کم توانی ذهنی به انواع خفیف، متوسط و شدید طبقه بندی می شود و البته بین هوش پایین تر از حد معمول و هوش نرمال هم هوش مرزی را داریم (بین ۷۰ تا ۸۵) که آنها هم معمولا مشکلات یادگیری متعددی دارند.

وی توضیح می دهد: بیشتر از ۸۵ درصد موارد مربوط به کم توانی ذهنی از نوع خفیف آن است. باید توجه داشت که هرچه شدت مشکل کمتر باشد، کودک بیشتر رنج خواهد برد، زیرا بخوبی تفاوتی را که میان او و سایر هم سن و سالانش وجود دارد، درک می کند و از این موضوع ناراحت می شود.

● این مشکل را انکار نکنید!

خیلی ها نمی خواهند قبول کنند فرزندشان بهره هوشی پایینی دارد. آنها معمولا نمی پذیرند فرزندشان مانند دیگر بچه های فامیل نیست و نمی خواهند این واقعیت را باور کنند.

دکتر حکیم شوشتری با تاکید بر این نکته که والدین به هیچ وجه نباید وجود چنین مشکلی را انکار یا کودک را به دلیل هوش پایین سرزنش کنند، توضیح می دهد: بچه ها هیچ نقشی در ایجاد این مشکل ندارند. بنابراین سرزنش، طرد یا مقایسه کردن آنها با سایر بچه ها به هیچ عنوان کار صحیحی نیست.

وی خاطرنشان می کند: چنین کارهایی نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد، بلکه حتی موجب می شود اعتماد به نفس کودک از چیزی که هست نیز کمتر شود.

از طرف دیگر، خیلی از پدر و مادرها به کلی این قضیه را انکار می کنند و نمی خواهند مشکل را همان طور که هست، ببینند و آن را بپذیرند. این روانپزشک کودک و نوجوان، در این باره یادآور می شود: گاهی والدین با نادیده گرفتن این مساله، کودک را در مکان ها و موقعیت هایی قرار می دهند که با توانایی هایش تناسب ندارد. آنها تصور می کنند با چنین اقداماتی می توانند موجب پیشرفت و رشد توانایی های فرزندشان شوند، در صورتی که قرار گرفتن در محیط هایی که برای این بچه ها طراحی نشده است، ضعف آنها را بیشتر نمایان خواهد کرد.

بچه های دیگری که در این مکان ها حضور دارند نیز معمولا چندان تمایلی برای برقراری ارتباط با این کودکان نشان نمی دهند و آن طور که دکتر حکیم شوشتری می گوید، این مساله هم می تواند باعث انزوای اجتماعی این بچه ها شود. به گفته وی، والدین باید مهارت خودیاری و مراقبت از خود را به این کودکان بیاموزند تا آنها تا جایی که می توانند، مستقل عمل کنند. به عنوان مثال، توانایی هایی مانند غذا خوردن به شیوه ای مناسب در جمع و استفاده از دستشویی ازجمله مهارت هایی است که کودک باید آنها را در محیط خانواده بیاموزد. همچنین والدین باید کمک کنند این بچه ها در جامعه هم مهارت های اجتماعی بهتری داشته باشند.

● جای این مربیان خالی است

سپهر هشت ساله است. سال گذشته، او هم مانند بقیه کلاس اولی ها روز اول مهر راهی مدرسه شد و به کلاس درس رفت، اما بعد از گذشت چند هفته فهمید چقدر با دوستانش فرق دارد. او نمی توانست مثل بقیه درس بخواند، دیکته بنویسد، تمرین های ریاضی اش را حل کند یا با کسی دوست شود. حضور مادر و پدرش در مدرسه نیز چندان تاثیری نداشت. پس باید راه حل دیگری برایش پیدا می کردند، اما پدر و مادرش به هیچ نتیجه ای نرسیدند مگر این که وقت بیشتری برای پسرشان بگذارند و درس ها را بیشتر برایش تکرار کنند، اما با این کارها هم اوضاع سپهر بهتر نشد و باز هم در مدرسه تنها و بدون دوست ماند.

تعداد دانش آموزانی مثل سپهر کم نیستند، اما والدین هیچ یک از آنها نمی دانند چه کاری، بهترین است. بیشتر والدین ثبت نام در مدارس مخصوص کودکان استثنایی را دوست ندارند و حضور در مدارس عادی هم دردسرهای خاص خودش را برای آنها به همراه دارد.

دکتر حکیم شوشتری در این باره یادآور می شود: متاسفانه در سیستم آموزشی ما هنوز چنین امکانی برای این بچه ها فراهم نشده که آنها هم بتوانند همراه با مربی ویژه در جمع بچه های معمولی قرار بگیرند. در حالی امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان شرایط عوض شده و مدارس استثنایی نقش کمرنگ تری پیدا کرده اند. در این کشورها، بچه هایی که ضریب هوشی پایین تری دارند نیز می توانند در محیط های عادی حضور یابند، ولی در کنار مربی مخصوصی که به آنها کمک می کند.

به گفته این روانپزشک کودک، بچه های کم توان ذهنی که بدون حضور معلم ویژه به مدارس عادی می روند، تنها می مانند و نمی توانند با دیگر بچه ها ارتباط برقرار کنند. بنابراین ناتوانی شان هم بیشتر به چشم می آید و مشکل افزایش می یابد. گاهی نیز والدین به دلیل عدم پذیرش، بچه ها را به چنین محیط هایی می فرستند، ولی باید بدانند این کار هیچ کمکی به بهبود شرایط نمی کند و مهارت های کودکشان را افزایش نمی دهد.

بنابراین نباید فراموش کنیم پذیرش ضعف این کودکان از طرف والدین، اولین قدم برای کمک به آنهاست. باید بپذیریم همان طور که بچه ها از نظر ظاهری با یکدیگر تفاوت های بیشماری دارند، ممکن است از نظر سطح هوش و توانایی و یادگیری هم متفاوت باشند.

وی تاکید می کند: ممکن است این بچه ها در مقایسه با دیگران هوش تحصیلی پایین تری داشته باشند، ولی یادمان باشد هوش فقط در هوش تحصیلی خلاصه نمی شود. در واقع، انطباق فرد با محیط اطراف هم اهمیت زیادی دارد. بنابراین اگر کودک مهارتی را بیاموزد و مواردی را به او آموزش دهیم که بتواند ضعف هایش را بپوشاند، به او کمک موثری کرده ایم. به عنوان نمونه، اگر بچه ای از نظر حل مسائل ریاضی با مشکل روبه روست ولی می تواند مهارت های دستی را بخوبی بیاموزد، باید این مهارت را در او پرورش دهیم تا بتواند از آن استفاده کرده و ضعف هایش را بپوشاند.

● مراقب شان باشید، اما به اندازه

خیلی وقت ها والدین و مربیان این قدر به این بچه ها توجه می کنند و این قدر مراقب شان هستند که رفتارشان موجب خشم بچه های دیگر می شود و برعکس گاهی هم بعضی والدین اصلا توجهی به این کودکان ندارند و آنها را رها می کنند.

دکتر حکیم شوشتری با اشاره به این که باید تعادلی را در این زمینه رعایت کنیم، توضیح می دهد: این بچه ها به دلیل مشکلاتی که دارند و همچنین چون قضاوت اجتماعی خوبی ندارند، ممکن است در معرض اذیت و آزار قرار بگیرند. بنابراین باید حواسمان به این بچه ها باشد و آموزش های خاصی را برای شان در نظر بگیریم تا بدانند چطور باید از خودشان مراقبت کنند. با این حال، به گفته این روانپزشک کودک نباید توجه بیش از حد به این کودکان موجب خشم خواهر و برادرها یا سایر هم سن و سالان شان شود یا برعکس به کلی نادیده گرفته شوند؛ بلکه باید رفتار متعادلی در برابر آنها داشته باشید.

● دنبال مقصر نگردید

مادر، پدر را مقصر می داند و پدر هم فکر می کند همه این مشکلات تقصیر مادر است. این بحث ها و مشاجره ها همیشه بوده و هست، اما واقعا تقصیر کدام یک از آنهاست که فرزندشان بهره هوشی پایینی دارد؟ آنها همیشه دنبال مقصر اصلی می گردند.

دکتر حکیم شوشتری اما نظر دیگری دارد و می گوید: هیچ وقت نباید دنبال مقصر بگردید. متاسفانه چنین مشکلی میان همسران شایع است و به خصوص زمانی که سابقه چنین مشکلی در یکی از اعضای خانواده همسر وجود داشته باشد، بیشتر شاهد این مساله هستیم.

وی تاکید می کند: به جای این که دائم دنبال مقصر بگردید باید به دنبال این باشید که چطور می توان مشکلات را کاهش داد. همچنین کمتر بودن بحث ها و تنش ها در محیط خانواده نیز می تواند کمک کننده باشد.

● مهارت های مورد نیاز را آموزش دهید

اگر بچه ای تمام سال های تحصیل را در مدرسه مخصوص دانش آموزان استثنایی درس خوانده باشد، انتظار می رود بعد از گذشت این همه سال بتواند زندگی مستقلی داشته باشد و به تنهایی کارهای شخصی اش را انجام دهد. با این حال، گاه می بینیم انتظار ما با واقعیت یکسان نیست و این بچه ها نمی توانند با موفقیت در جمع حاضر شوند.

دکتر حکیم شوشتری ضمن بیان این که آموزش های تئوری به تنهایی به درد این بچه ها نمی خورد و باید نکات مربوط به زندگی را به صورت عملی بیاموزند، می گوید: باید مهارت هایی را به این بچه ها بیاموزیم که در جامعه به دردشان بخورد و بتواند گرهی از کارشان باز کند. به عنوان نمونه، دانستن ساعت در اوقات مختلف شبانه روز یا درک کردن مفهوم پول و نحوه استفاده از آن می تواند در آینده برای این بچه ها مفید باشد. بنابراین باید مهارت های اصلی را که در زندگی روزمره لازم دارند. به آنها بیاموزید و به صورت عملی این موارد را به بچه ها آموزش دهید.

بسیاری از والدین هم به دلیل حمایت های عاطفی سعی می کنند خودشان همه کارهای مربوط به کودک را انجام دهند. در حالی که چنین کاری به گفته این روانپزشک کودک، نه تنها مفید نیست که حتی قدرت و توان کودک را نیز کاهش می دهد. بنابراین خوب است که قدم به قدم این موارد را به آنها آموزش دهیم و بگذاریم برای حضور در جامعه آماده شوند. فراموش نکنیم هدف از یادگیری برای کودکی که هوش پایینی دارد نباید گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، بلکه باید ببینیم چه توانمندی هایی برای حضور در اجتماع نیاز دارد و همان موارد را به او آموزش دهیم.

نیلوفر اسعدی بیگی