بازی سرنوشت در تفاله های قهوه

تصویری از فالگیرها در آرایشگاه های زنانه

اکبر گنجی ۶ نفر، نفری ۵۰ هزار تومان، در کمتر از یک ساعت. درآمدی مناسب برای شغلی که استرس‌ها و خستگی‌های بسیاری از شغل‌ها را ندارد. هیچ یک از کسانی که در سالن آرایشگاه طناز خانم هستند، او را به‌طورکامل نمی‌شناسند. ۲ شاگرد طناز خانم که چند ماهی است با دیپلم آرایشگری در این آرایشگاه استخدام شده‌اند، می‌گویند او از نزدیکان طناز است...

فائزه یکی از مشتریانی بود که آن روز برای رنگ کردن مو و ابرویش به سالن طناز رفته بودند: «خود طناز بود و ۲ شاگردش. ۵ زن دیگر هم بودند. چند دقیقه‌ای گذشت که او آمد. رنگ روی سر من بود و منتظر بودم که طناز با صدای بلند گفت خانم‌ها ایشان دوست من شیدا هستند. فال قهوه می‌گیرند. هرکس خواست قیمتش ۵۰ تومان است. بعد از معرفی شیدا که زنی میانسال بود کمی پچ‌پچ شروع شد. دختر جوانی که کنار من بود، گفت اصلا به فال و اینجور چیزها اعتقاد ندارد. یکی می‌گفت به عنوان سرگرمی بد نیست. بهتر از انتظار کشیدن برای جذب شدن رنگ یا رسیدن نوبت است. چند نفری همان ابتدا فال گرفتند.»

فائزه که آن روز را در آرایشگاه دقیق به خاطر دارد، اضافه می‌کند: «قهوه را برعکس روی فنجان می‌گذاشت. یکی از خانم‌ها قهوه را تا ته خورد و مجبور شد یک فنجان دیگر بخورد، چون شیدا می‌گفت نباید تا آخر نوشید تا نقش و نگار ته فنجان بماند. بعد هم می‌گفت فلان نشان را می‌بیند و معنی‌اش فلان است. دختر جوان هم او را مسخره می‌کرد که اگر فنجان را تکان بدهد، فالگیر به جای خط صاف خط کج می‌بیند و سرنوشت فرد عوض می‌شود.» او می‌گوید: «بیشتر نوع حرف زدن و سوالاتش جالب بود. من هم فال گرفتم اما کاش نمی‌گرفتم. به من گفت فرزندانت به موفقیت می‌رسند اما شوهرت در چند ماه آینده تصادف می‌کند. از آن روز تا به حال، وقتی همسرم بیرون است از نگرانی می‌میرم. تا حالا چند صدهزار تومان پول برای انواع طلسم داده‌ام تا بلا رفع شود. طلسم‌نویس را هم فالگیر به من معرفی کرده است.»

فالگیری گاهی به سادگی نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه است. گاهی نیز فال‌هایی مثل تاروت چند مرحله دارند و تفسیر هر مرحله زمان زیادی می‌برد، اما چه ساده و چه سخت، ممکن است ماجراهایی را هم در پس خود داشته باشد. «کلاهبرداران و رمالان به دام افتادند.» تیترهایی که هرچند وقت یک بار در صفحه حوادث روزنامه‌ها دیده می‌شود و گویی پایانی برای این ماجراها وجود ندارد. جمشید، طراح و سرپرست چند سایت سرگرمی است. یکی از سایت‌هایی که مدیریت می‌کند، سایت فالگیری است. جمشید در مورد این سایت می‌گوید: «ما علایم تفسیرهای فال قهوه را در سایت آورده‌ایم تا فرد خودش قهوه بخورد و علامت و معنی آن را چک کند و نیازی به فالگیر نباشد. کارت‌های فال تاروت را هم با معانی آن آورده‌ایم. به جای حضور فالگیر، کافی است روی موس کلیک کنید تا فال و معنی آن ظاهر شود. فال حافظ هم در سایت هست.» با این حال استقبالی از سایت جمشید نشده است. او می‌گوید: «فال همان فال است و هیچ تفاوتی با آنچه فالگیرها می‌گویند ندارد؛ ولی مردم دوست دارند به فالگیر مراجعه کنند. دلیلش این است که فالگیر با چرب زبانی و دروغ مردم را فریب می‌دهد. هر انسان مجردی در زندگی‌اش فردی را دوست دارد که ممکن است در رسیدن به عشقش ناکام باشد. هر آدمی سالی یک بار مسافرت می‌رود، اما مردمی که ساده‌دل‌اند و خرافاتی، حرف فالگیرها را باور می‌کنند.»

جمشید که برای طراحی سایت مطالعات زیادی روی فال داشته است، درباره شیوه کار فالگیران می‌گوید: «چند مطلب امیددهنده و مثبت به فرد می‌گویند و او را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند. بعد ناگهان یک نکته منفی می‌گویند که مثلا تصادف می‌کنی. دلیلش این است که تو بگویی وای حالا چکار کنم و او هم بگوید چند طلسم بخر و بگذار زیر بالشت تا رفع شود.» او در این باره کارت‌های تاروت را مثال می‌زند: «در هر سری فال تاروت، از بین تمام کارت‌ها ۱۰ کارت انتخاب می‌شود که هرکدام پیشگویی یک قسمت از زندگی شماست، اما کارت‌ها با هم در تضاد هستند. ممکن است در یک نوبت، کارت‌های پادشاه و فرشته عدالت را توامان بردارید که یکی امیددهنده و دیگری برعکس آن است.» جمشید می‌گوید مطالب زیادی در سایت‌های مختلف درباره انسان‌های بزرگ خوانده است؛ همه آنها آینده‌شان را خودشان ساخته‌اند. او می‌گوید: «اگر فالگیرها قادر به پیشگویی آینده هستند، چرا آینده خودشان را پیشگویی نمی‌کنند و اینقدر گرفتاری دارند؟»