چالش های سازمان بهزیستی در ایران چیست

مهم ترین و کامل ترین جمله ای که در وصف این سازمان آمده, این ساختار را از مهم ترین نهادهای حمایتی دولتی برشمرده که از طریق بودجه عمومی به افراد معلول و محروم و نیازمند حمایت های بیشتر, در راستای تحقق آرامش, رفاه حداقلی و امنیت در جامعه کمک می کند این سازمان بعد از پیروزی انقلاب از ترکیب و ادغام چندین بنیاد خیریه و اجرایی با ابتکار محمدعلی فیاض بخش و مطالعات این شهید گرانقدر رسما تبدیل به سازمان بهزیستی کل کشور شد و پس از فراز و نشیب های اداری و قانونی طی این سه دهه در نهایت پس از تیر ماه سال 1390 و بر اساس قانون ادغام سه وزارتخانه تعاون, کار و رفاه و تامین اجتماعی, سازمان بهزیستی کشور به زیرمجموعه وزارت تعاون, کار و رفاه اجتماعی ملحق شد

در ساختار نظام اداری و دولتی ایران بر اساس هر سیستم و سامانه سیاسی؛ ارگان ها و نهادهایی هستند که به الزام نباید سیاسی باشند و هدف از تشکیل چنین ارگان ها یا نهادهایی به الزام رسیدگی به مطالبات و بخش قابل توجهی از نیازها و مطالبات مردمی است که به شان مدنی و شهروندی آنها بستگی داشته و مربوط است.

اگرچه در اغلب نهادهای وزارتخانه ای ما چنین بخشی به منظور توجه به نیازهای مردمی وجود دارد اما این نهادها به منظور حلقه ای رابط میان دولت و مردم نقش بایسته و درخور توجهی بازی می کنند که نمونه اش را نمی توان به عینه در هر وزارتخانه یا ارگان دولتی محض دیگری پیدا کرد.

در این مجموعه از قضا نظر به چنین ساختارهایی را مدنظر قرار می دهیم تا با آسیب شناسی میدانی و محیطی آنها صرفا از جنبه مدنی، به این نتیجه برسیم که آیا چنین نهادهایی تا امروز نقش درست و وظیفه اصلی خود را ایفا کرده اند یا خیر از سوی دیگر آیا توجه به این ارگان ها و نهادها به آن اندازه ای که اهمیت و اعتبار اجتماعی دارند، صورت می گیرد یا نه چرا که در سال های اخیر به عینه دیده می شود این ارگان ها تا چه اندازه مورد بی مهری و عدم توجه قرار گرفته اند که نه تنها قادر به انجام وظایف خود نیستند بلکه به معنای واقعی کلمه به دلیل وجود مشکلات و عدم توانایی در مواجهه با مشکلات و مسایل مردمی، نقش منفی در راستای معرفی دستگاه های مردمی زیر مجموعه دولت در حوزه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی نیز بازی می کنند. یکی از این ارگان ها سازمان بهزیستی کشور است. این سازمان بسیار مهم اگرچه هیچ گاه به عینه مورد بی مهری و کم توجهی از سوی نهاد دولت قرار نگرفته است اما در عین حال عدم توجه کافی به طرح ها و مجموعه های تحت تکفل این سازمان و اصرار بر انجام مناسب ماموریت های سازمانی بهزیستی بدون در نظر گرفتن مشکلات عمومی و نبود امکانات، علنا این نهاد را در وضعیت تحلیل های متعدد مدیریتی قرار داده و همچنین انتقادات جدی را متوجه این سازمان از قبیل کارکرد نامناسب سایر مراکز و سازمان ها کرده است.

مبنای اجرایی سازمان بهزیستی

مهم ترین و کامل ترین جمله ای که در وصف این سازمان آمده، این ساختار را از مهم ترین نهادهای حمایتی دولتی برشمرده که از طریق بودجه عمومی به افراد معلول و محروم و نیازمند حمایت های بیشتر، در راستای تحقق آرامش، رفاه حداقلی و امنیت در جامعه کمک می کند. این سازمان بعد از پیروزی انقلاب از ترکیب و ادغام چندین بنیاد خیریه و اجرایی با ابتکار محمدعلی فیاض بخش و مطالعات این شهید گرانقدر رسما تبدیل به سازمان بهزیستی کل کشور شد و پس از فراز و نشیب های اداری و قانونی طی این سه دهه در نهایت پس از تیر ماه سال 1390 و بر اساس قانون ادغام سه وزارتخانه تعاون، کار و رفاه و تامین اجتماعی، سازمان بهزیستی کشور به زیرمجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ملحق شد.

در این ارگان بزرگ و وسیع که یکی از متعالی ترین نهادهایی است که از سوی دولت هدف رسیدگی به آسیب ها و مشکلات مردمی را دارد، در زیر مجموعه حمایت از افراد ناتوان و نیازمند به حمایت در یک دسته بندی کلی قریب به 35 وظیفه و ماموریت اساسی در شرح وظایف این سازمان تعریف شده که حیات پویای این سازمان منوط و موظف به اجرا و ارائه خدمات تحت گستره این وظایف ذکر شده است. در هر کدام از سندها و چشم اندازهای توسعه و برنامه های دولت در راستای پیشرفت و توسعه و تحقق عدالت همگانی همیشه سهمی برای بهزیستی لحاظ شده و در حال حاضر این سازمان منطبق با برنامه ها و دستورالعمل های اجرایی که مطابق قانون به این سازمان ابلاغ می شود، انجام وظیفه می کند.

بودجه و اعتبارات سازمان بهزیستی

یکی از بزرگ ترین مشکلات این سازمان، مشکل بودجه کافی در راستای تحقق وظایفش بوده و هست. تقاضا و ارائه سرفصل ها و ... به منظور افزایش بودجه سالانه با توجه به رایزنی های متعدد و پی در پی در راستای تحقق این مهم ولو در ابعادی کمتر از خواسته و مطالبات اصلی، علنا بسیاری از کارها و فعالیت های این سازمان را محدود می کند و به نوعی کاملا محسوس بیماران یا نیازمندان این سازمان از نداشتن شرایط لازم و مطلوب نسبی همیشه با نگرانی های عدیده ای مواجه بوده و هستند. با توجه به نهادهای زیر مجموعه ای در دولت که نه تنها دارای چنین حساسیتی به لحاظ عملکرد سازمانی در مقایسه با بهزیستی نیستند اما عملا و علنا شاهد چنین نقص ها و نابرابری مشهودی هستیم، بنابراین به نظر می رسد توجه و تامین منابع مالی بهزیستی به نوبه خود می تواند میزان اهمیت دولت به این بخش و سایر ارگان ها و نهادهای ارتباطی با مردم و آحاد جامعه را نشان دهد. همان طور که اشاره شد، نظر به اینکه این سازمان یکی از نزدیک ترین مبادی ارتباطی در خصوص وضعیت دولت در تقابل با مردم است به همان میزان نیز شرایط اقتصادی کلی نیز بر کارکرد این سازمان تاثیر مستقیم می گذارد. برای مثال به همان اندازه که کشور از تحریم های تحمیلی سال های گذشته و اخیرا ضربه های نابرابری را متحمل شده، به همان اندازه نیز این سازمان از این وضعیت در امان نبوده و مشکلاتی بر مشکلاتش نیز افزوده شده است. از وضعیت درمان اعتیاد و ایجاد مراکز مدرن ترک اعتیاد تا واردات داروهای موردنیاز برای افراد تحت نظارت بهزیستی از معلولان گرفته تا بیماران خاص روانی، همه به نوعی در این وضعیت متاثر از شرایط تحمیلی بر این سازمان بوده و هستند.

قشر عظیم به واقع تحت تکفل این سازمان نیز به اندازه مناسبات تورمی و افزایش هزینه های معمولی و سطحی زندگی و دارو و درمان نیز تحت تاثیر شرایط عارض بر این سازمان می شوند و بالجمله و باهم در شرایط بحرانی ادامه حیات می دهند. با توجه به چنین حساسیت هایی که از قضا هرروز بر میزان آنها افزوده می شود در واقع باید گفت داشته ها و امکانات این سازمان بدون هیچ تعارفی، متناسب با وضعیت های بحرانی بالاخص در حوزه بحران های اجتماعی و نیز درمانی نمی تواند باشد و هرروز نسبت به روز گذشته هرچقدر بر نقش و اهمیت این سازمان افزوده می شود به همان اندازه نیز امکانات و اختیارات این سازمان با کاهش ملموسی روبه رو می شود.

افزایش طلاق و آسیب های اجتماعی حاصل از آن در پوشش دادن خانواده ها و افراد از این بلای اجتماعی و افزایش اعتیادهای خاص که درمان صرف و از همه مهم تر توجه به درمان آنها از حوزه اختیارات کمپ ها و مراکز ترک اعتیاد خصوصی خارج است، به همان اندازه اهمیت دارد و در عین حال نبود بودجه کافی و ضعف در امکانات بهزیستی را برجسته می کند که تهیه و واردات داروهای مورد نیاز برای بیماران صعب العلاج و خاص نیز که با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند، منجر به بروز چنین وضعیتی می شود. در این راستا اگر بنا را بر ذکر و تعدد مشکلات موجود در سازمان بهزیستی بگذاریم به همان اندازه آسیب شناسی مناسب و موجه این سازمان به درستی تحقق نمی یابد که بخواهیم بنا را بر وضعیت بودجه و همچنین کیفیت و تعدد مراجعه کنندگان به بهزیستی یا افراد تحت خدمات درمان و سایر خدمات این سازمان بگذاریم. درست همپای این مساله، در عین حال که بیان وضعیت در قالب همین جملات نشان از گستردگی و تنوع معضلات و مشکلاتی دارد که سازمان بهزیستی به وفور با آنها مواجه است، به همان میزان نیز باید ظرفیت های انسانی در راستای تحقق این مسایل مورد نظر قرار گیرند به این معنا نیروهای زبده و کارآمدی که بتوانند ماموریت های این سازمان را انجام دهند و بر اصول تعهدی این سازمان لباس تحقق بپوشانند، باید آموزش های مدون و منظمی داشته باشند که عملا نه به معنای عدم توجه به این مهم بلکه به معنای حجم زیاد ماموریت های این سازمان علنا فراهم بودن نیروهای موردنیاز برای این سازمان، به نوبه خود یکی از مشکلات تحمیلی بر عملکرد این سازمان محسوب می شود.

از همه مهم تر ادعای رسیدگی به وضعیت سازمان بهزیستی و تامین همه جانبه این سازمان در فحوای کلامی خود به واقع تایید روز افزون و بیش از حد مراجعات مردمی و اقشار نیازمند به این سازمان است که علنا اگرچه گریزی از واقعیت نیست اما افزایش همه مشکلات نیز نشان دهنده وضعیت نابسامان و بحرانی از جامعه ماست که هر روز با حجم عظیمی از نیازمندان به خدمات بهزیستی مواجه است.

برای مثال افزایش طلاق و مشکلات آتی ناشی از آن، از بی سرپرستی زنان در این فرآیند گرفته تا کودکانی که سرپرستی آنها را هیچ کدام از طرفین برعهده نمی گیرند، تا افزایش صدمات و لطمات ناشی از بروز اعتیاد و نیز بیماران روانی که درصد قابل توجهی از آنها در اثر همین ضربه های شدید اجتماعی و بحران های زندگی دچار این معضلات شده اند؛ دقیقا نشان دهنده عدم ادای درست وظیفه سایر نهادها از خانواده گرفته تا آموزش و پرورش و ... است که در واقع پایان مسیر این بخش از زندگی آنها به بهزیستی ختم شده است. از این رو وقتی سازمان بهزیستی را مورد واکاوی و تحلیل قرار می دهی علنا با ارگان خسته ای مواجه می شوی که لحظه ای آرامش منوط به کاهش معضلات اجتماعی ندارد. بالاخص در سال های اخیر که آمار تکان دهنده طلاق و ازدیاد آن، مصرف مواد مخدر و شیوع حداکثری آن در کشور و همچنین بسیاری از مشکلات اجتماعی نظیر فرار دختران و پسران از خانه و افزایش آمار و مشکلات به وجود آمده از قبیل زنان خیابانی و عملکرد آنها سلامت اجتماعی ما را به عینه و بسیار جدی تهدید می کند. چنانچه در مدت زمان مشخصی بشود نمودارهای درست و قابل قبولی در راستای کاهش معضلات و بحران های اجتماعی ارائه کرد، چه بسا سازمان بهزیستی با توجه به همه مشکلات موجود و وظایف بزرگی که در این راستا دارد، به نوبه خود از مهم ترین و ارزشمندترین معیارها در راستای عملکرد مطلوب در کارنامه دولت می تواند تلقی شود.

این بزرگ ترین آسیبی است که مجموعه بهزیستی متحمل آن می شود، اما برای ریشه یابی این صدمات هیچ کار درستی انجام نمی شود و به هیچ عنوان نیز تعجب نخواهد داشت که گفته شود: نارسایی ها و کم کاری های آموزش و پرورش، آموزش عالی، کار، ورزش و جوانان و.... به معنای درست کلمه به سازمان بهزیستی ختم می شود. به یک معنا جامعه اگر وظایفش را به درستی و دقت انجام دهد چرا لطمات و معضلات آن نسبت به گذشته باید افزایش یابد. به نوعی صدمات و لطمات تربیت درست کودکان و نوجوانان و جوانان در نهاد خانواده و تربیت آموزش و پرورش در آینده متوجه بهزیستی می شود. نهاد خانواده تحت تعلیم عوامل و عوالم نادرست طلاق، بحران های خانوادگی را دامن می زند و ثمره این بحران ها دامن سازمان بهزیستی را می گیرد. در این سو کلیه برنامه های نادرست یا کوتاهی عواملی که وظیفه صیانت و رسیدگی به ساحت امور جوانان را دارند نیز به نوعی بار بر زمین مانده را که حالا در اثر بی توجهی به هزاران آفت ناروا دچار شده است را به سازمان بهزیستی تحویل می دهند.همین یک مثال کلی به صورتی کامل ترین مراحل و مراتبی که چگونه و چطور مشکلات وارد گردونه سازمان بهزیستی می شوند و همچنین در این سازمان به الزام باید طبقه بندی شوند را نشان می دهد.

درهمین راستا یکی از مواردی که بحق وضعیت این سازمان را در میان مردم گنگ کرده، عدم آشنایی صحیح مردمی و اذهان اجتماعی با فرآیند ارائه خدمات و همچنین شناخت ساختار بهزیستی در کشور است.

اگرچه این سازمان نیازی به هیچ تبلیغ یا بیان مطلوبی از عملکرد و وظایفش ندارد، اما به آن معنا نیز نباید تلقی شود که آحاد جامعه به امور انجامی از سوی این سازمان نباید واقف باشند. برای مثال مساله مهم غربالگری که از مهم ترین وظایف سازمان بهزیستی است، نشان از توجه به ساختارهای اساسی و بنیادی این مهم در کشور دارد، در صورتی که کمترین میزان اطلاع رسانی در این خصوص ترجیحا در میان اقشار جوان جامعه صورت گرفته است. عدم تبلیغات و اطلاع رسانی چنین وظایفی که خط مشی صحیح و اصولی برای کشور دارد، همیشه به ضرر سازمان بهزیستی تمام شده و در عین حال که چنین حجم عظیمی از خدمات را ارائه و ماموریت ها را انجام می دهد دقیقا با بروز یک مورد خاص، کارکرد این سازمان به عینه زیر سوال می رود. کافی است که برخی اعتراض ها و گله گذاری ها جنبه عمومی و رسانه ای پیدا کنند، دقیقا چنین پیش بینی که اکنون عنوان شد تحقق می یابد. برای نمونه پخش فیلم مردی که مدتی پیش با پایی مصنوعی از شرایط موجود و عدم توان به منظور تهیه پای مصنوعی جدید گله داشت و عنوان می کرد چند سال است بهزیستی هیچ بودجه ای برای حل مشکل او ندارد و پیگیری دوباره را شرم می دانست چرا که هر بار با چهره تاسف بار عوامل اجرایی سازمان و بخش مربوطه در بهزیستی روبه رو می شود، دقیقا شرایط نامطلوبی از وضعیت بودجه و اعتباراتی را نشان می دهد که عدم تحقق آنها، این مجموعه عظیم را با مسایل اساسی در راستای عدم تحقق به وعده و ماموریت های محوله نشان می دهد.

در همین راستا یکی از مهم ترین دغدغه های اصلی برای این سازمان و همچنین دست اندرکاران این مجموعه بحث بودجه سالانه در این سازمان است. اگرچه بودجه الزامی برای این سازمان در هر سال با پیگیری های مختلف در بخش های جزیی افزایش های تقریبا چنددرصدی می یابد اما این بودجه به نوبه خود گویای پوشش بخش های اضافه شده به مشکلات و معضلات این سازمان نمی تواند باشد. این فرآیند به نوبه خود توانسته تا حدودی بخش های ثابت اما مازادی نظیر مستمری و مستمری بگیران این سازمان را افزایش دهد. اگرچه یکی از بزرگ ترین مشکلات این سازمان دقیقا در عدم تناسب میزان مستمری پرداختی به مستمری بگیران است و همیشه یکی از انتقادات اساسی به این میزان پرداختی است اما در تحلیل عملکرد و فرآیندهای بهزیستی متوجه می شویم بسیاری از موارد خاص از جمله ایجاد و گسترش اورژانس اجتماعی و همچنین ایجاد متداوم مراکز ساماندهی ترک اعتیاد برای معتادان و جلوگیری از کارتن خوابی می توانند تنها دو مورد از وظایف اصلی این سازمان باشند که به نوع خود اگرچه همیشه افزایش نسبی در تعداد مراکز و تنوع خدمات ارائه شده وجود داشته اما علنا نتوانسته حجم ورودی این معضلات را کاهش دهد.

در این راستا بدنه انسانی سازمان بهزیستی همان طور که اشاره مختصری به آن شد، به جد نیاز به یک تامین جدی و همچنین ایجاد و آموزش تخصص های لازم مترادف با ماموریت های این سازمان دارد چرا که در این وضعیت آسیب شناسی سازمان محیط زیست یا با تامین کامل بودجه و حتی افزایش بخش مازادی بودجه به منظور توسعه خدمات و تاسیس نهادهای ذی ربط زیر مجموعه بهزیستی در شهرهای کوچک نیازمند، می تواند به ادامه حیات مطلوب و موثر خود دلگرم باشد و همچنین با افزایش نیروی متخصصی که بتواند حجم مراجعات و معضلات را با شیوه های نوین روان مددکاری و مشاوره های سازنده در راستای بهبود و آماده سازی افراد آسیب دیده به منظور حضور دوباره در جامعه احیا کند.

اگرچه نزدیک به 14 سال از حیات اجرایی بهزیستی می گذرد و کارنامه مطلوبی نیز با توجه به همه مشکلات قابل ارائه دارد اما به منظور تداوم موثر در مقام یک سازمان مورد نیاز و حیاتی برای کشور باید وارد زمانه ای جدید از کارکرد خود شود تا بتواند در تداوم خدمات، کنترل معضلات و همچنین افزایش امید در میان اقشار آسیب دیده و آسیب پذیر اجتماعی و از همه مهم تر بیماران صعب العلاج نقش جدی و اساسی بازی کند.

روزنامه جهان صنعت