ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی جوانان جویای همسر را مورد خطاب قرار میدهد

قوانین از ثبات و پابرجائی خودشان حمایت میكنند و در بسیاری از مواقع اتفاقات مختلف نشان دهنده آن است كه قانون الزاماً نباید حق و انصاف را مشخص كند و در بعضی موارد هم نا حق بر اساس قوانین پیروز میشود

● ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی چه میگوید :

ماده ۱۱۰۷- نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض . ( مصوب ۱۹/۸/۱۳۸۱ )

بصورت مشخص و از نظر حقوقی بلحاظ نظر تصویب كنندگان ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی هر مرد در جمهوری اسلامی ایران مایحتاج زندگی زن را باید به فراخور احوالات و سطح زندگی زن فراهم كند و با بیان مصادیق این مایحتاج تا مطرح كردن خادم برای زن پیش رفته است .

تفسیر این ماده قانونی این است كه هر جوانی كه به خواستگاری میرود ملزم است سطح زندگی و امكانات درخور شئو نات خانواده دختر را برای همسر آینده خود مهیا كند و این از حقوق قانونی زن است در غیر اینصورت اگر مرد موفق به تهیه این مایحتاج نشود زن هم میتواند از انجام وظایف خود و زندگی مشترك خودداری كرده و در عین حال ناشزه (نافرمان)هم نباشد و در حقوقی كه همسرش نتوانسته مهیا كند طلبكار باشد .

بنابر این قانون بصورت غیر مستقیم جوانان جویای همسر را بسمت ازدواج با طبقات اجتماعی و اقتصادی همسطح و یا پائینتر هدایت میكند و میتوان به اینصورت گفت كه ازدواج مرد از طبقه پائینتر با زن از طبقه بالاتر (بلحاظ تامین معاش و امكانات زندگی) از نظر قانون مدنی نا موجه است مگر اینكه مرد خود را با سطح زندگی زن تطبیق بدهد و این حق را ندارد كه از زن بخواهد خود را با سطح زندگی پائینتر تطبیق دهد .

اگر بخواهیم راحت صحبت كنیم اینكه در فیلمهای هندی جوانی فقیر در رابطه ای احساسی با دختری ثروتمند بخواهد ازدواج كند فقط مربوط به فیلم و رویاست و اگر یك جوان ایرانی به این امر اقدام كند قانون بخاطر فقرش نمیتواند از او حمایتهای كافی بكند و در صورتی كه در چنین زندگیهایی اختلاف رخ دهد توانمندی و غنای خانواده دختر ملاك بررسیهای حقوقی خانواده جدیدالتاسیس خواهد بود و نه چیز دیگر.

باید اشاره كنم قوانین جاری كشور دارای پیچیدگیهای مختلفیست و باید در برخورد با مشكلات قانونی محتاط بود .

از طرفی عده ای میگویند روح قوانین مردانه است و عده ای دیگر میگویند قوانین زنانه است .

● من میگویم هیچكدام از اینها

قوانین از ثبات و پابرجائی خودشان حمایت میكنند و در بسیاری از مواقع اتفاقات مختلف نشان دهنده آن است كه قانون الزاماً نباید حق و انصاف را مشخص كند و در بعضی موارد هم نا حق بر اساس قوانین پیروز میشود .

از طرفی یك زن با دو فرزند و شوهر معتاد در قانون بلاتكلیف میماند و از طرف دیگر زنی با ادعای اینكه شئونات خانوادگی او داشتن استخر و سونا و جكوزیست و باید مرتباً به اسب سواری برود و شوهرش از تهیه این امكانات ناتوان است عسر و حرج خود را ثابت كرده و طلاق خود را میگیرد به انضمام تمام حقوق قانونی متناسب با شان خود .

در گذشته زنها با هزار مشكل به دادگاهها می آمدند و فقط طلاق میخواستند و حقوق خود را میبخشیدند و نمیتوانستند طلاق هم بگیرند ، در حال حاضر دختران بعد از عقد و به استناد سند عقد به دادگاه مراجعه كرده و از حق حبس استفاده كرده و مهریه های میلیونی به اجرا میگذارند و طلاق و مهریه و نفقه را با هم میخواهند و در نهایت زندگی هم نمی خواهند بكنند.

غیر از اشارات حقوقی قانون ،خود جوانان در این روزگار باید دقت داشته باشند كه همسر هم شان و طبقه برای خود بر گزینند وگرنه قانون تصریح كرده اگر با برداشتن لقمه بزرگتر از دهان پسرها به خواستگاری بروند (در صورت بروز اختلاف )قانون از آنها حمایتی نمیكند و عملاً با تقاضاهای مختلف بجا و نابجای خانواده دختر و خود دختر مرد را در مدیریت زندگی ناتوان كرده و مقدمات از هم پاشیدن اینچنین زندگیها براحتی فراهم میشود .

اینكه در روز اول خانواده دختر كوتاه بیاید و یا بعنوان تعارف عنوان شود مادیات مهم نیست اصلاً ملاك عمل هیچ دادگاهی نخواهد بود و در نهایت شئونات خانوادگی دختر ممكن است برای پسر ایجاد مشكل كند .

در مورد مسائل كیفری و مباحث ترك انفاق وضعیت كمی متعادلتر است و مجازات مرد با در نظر گرفتن ترك حداقلها صورت میگیرد ( تمكن مالی مرد ملاك اثبات ترك انفاق است نه شئونات زندگی زن) .

بهر حال جستجوی همسر در خانواده هایی كه سابقه سازگاری و صبر و آبرو داری در آنها مشهود است نسبت به خانواده هایی كه قصد دارند مو را از ماست بكشند و هر روز برای گرفتن یك حق به دادگاهها میروند بیشتر پیشنهاد میشود .

هیچ تضمینی برای موفق بودن و غنای خانواده وجود ندارد گاهی سختی پیش میآید و در این قبیل مواقع انصاف است كه كشتی زندگی را با موفقیت به پیش میبرد نه قانون .