مساله جنسیت زن و مرد را وقتی با اقسام حد زنامواد ۸۲ ۹۷ قانون مجازات اسلامی موردبررسی و مقایسه قرار می دهیم نه تنها تبعیضی علیه زنان نیست بلكه در بعضی موارد مجازات حد زنامختص مردان است زنان در آن موارد حكم حدزنای مردان را ندارند. به طور كلی اقسام حد زناعبارتست از اعدام و تازیانه و تراشیدن موی سر وتبعید كه دو مجازات اخیر خاص مردان است .ماده ۸۷ قانون مجازات اسلامی می گوید: «مردمتاهلی كه قبل از مباشرت مرتكب زنا شود به حدجلد (تازیانه ) و تراشیدن سر و تبعید به مدت یك سال محكوم خواهد شد». این حد زنا در موردزنان نیست و در نتیجه تبعیضی علیه آنها نیست درنتیجه دو دسته دیگر مجازات زنا یعنی اعدام وتازیانه را به لحاظ مقایسه بین جنسیت زن و مرد وادله اثبات آن پی می گیریم .

اعدام و شلاق زناكار

ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی می گوید:«حد زنا در موارد ذیل قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محض و غیر محض نیست ».

الف ) زنا با محارم نسبی

ب ) زنا با زن پدر كه موجب قتل زانی است .چنانچه مردی خواه متاهل باشد یا مجرد با یكی اززن های محارم خود مانند مادر، زن پدر، خواهر،دختر، دختر خواهر، دختر برادر، عمه یا خاله زناكند بنا به نظر جمع زیادی از فقها محكوم به اعدام است و در این فرض اگر زن به انجام عمل زناراضی باشد مجازات اعدام نسبت به او نیز جاری است .

ج )زنانی غیر مسلمان با زن مسلمان كه موجب قتل زانی است .

د) زنای به عنف و اكراه كه موجب قتل زانی اكراه كننده است .

در این دو مورد نیز نه تنها تبعیضی علیه زنان نیست بلكه نسبت به جنس مرد سختگیری بیشتری روا داشته شده است تا از قدرت خود سواستفاده نكنند.

نتیجه آنكه در مورد اعدام زناكار هیچ گونه تبعیض علیه جنس زن نسبت به مرد وجود ندارد.مورد دیگر اعدام زناكار فرضی است كه مرد یا زن زناكار بالغ و عاقل و آزاد گرچه همسر نداشته باشدو به اختیار خود زناكرده باشد و تا سه مرتبه كیفریكصد ضربه شلاق حد را خورده باشد، كیفر او درمرتبه چهارم ، اعدام است (ماده ۹۰ ق .م .ا) دراین مورد نیز هیچ تبعیضی علیه زنان نیست بلكه كاملا تشابه و تساوی نیز رعایت شده است .

همچنین زنای مرد محض (مردی كه دارای همسر دائمی است و با او در حالی كه عاقل بوده مباشرت جنسی داشته و هر وقت نیز بخواهدمی تواند با او مباشرت كند) و زن محصنه (زن شوهردار) موجب رجم و سنگساری آنان است دراین حكم كه نقش بازدارنده ای دارد هیچ فرقی بین زن و مرد نیست و از این جهت تبعیضی علیه جنس زن نیست .

اما مجازات شلاق متوجه زن و مرد زناكاری است كه دارای همسر با شرایط احصان نباشند و به اختیار خود زنا كرده باشند. (م ۸۸. ق . م . ا) و این مجازات تا سه مرتبه قابل تكرار است ولی در مرتبه چهارم مرتكب زنا محكوم به اعدام است در این مجازات نیز هیچ تفاوت و تبعیضی بین جنسیت زن و مرد نیست ، در نتیجه بند «ز» ماده ۲ كنوانسیون محو كلیه اشكال تبعیض علیه زنان با مجازات حدزنا تعارض ندارد.

چگونگی اجرای حد زنا

در كیفیت و چگونگی اجرای حد زنا برزن یامرد زناكار هیچ تبعیضی علیه زنان روا داشته نشده است . بلكه تمام تفاوتها به فیزیك زن و مرد در دونوع ساختار وجودی برمی گردد كه نادیده انگاشتن این تفاوت روحی و جسمی زن و مردچشم پوشی بر واقعیتهای موجود نظام هستی است . حد زنا بر مرد زناكار غیرمحض در حالی جاری می شود كه ایستاده باشد و اگر او را برهنه یافته اند جز عورت ، بقیه بدن او برهنه باشد و اگر بالباس یافته اند بنابر احتیاط به هر صورت كه او رایافته اند حد به همان شكل بر او جاری می شود وضربات شلاق نباید بر سر و صورت وعورت او واردشود ولی حد زنا بر زن زناكار غیرمحض در این حالت جاری می شود كه زن نشسته باشد و بدن اوبا لباس و مانند آن پوشیده باشد و از شلاق زدن برسر و صورت زن نیز باید خودداری شود. همچنین اجرای حد درباره زن باردار و شیرده باید تاموعد مقتض به تاخیر افتد (م .۹۲. ق .م )

در مورد حد سنگسار برای مرد و زن زناكاری كه حریم الهی و انسانی را نقض كردند مرد محض تا كمر و زن محصنه را تا نزدیكی سینه در گودالی دفن می كنند (م ۱۰۲ ق . م . ا) و طبق شرایط حدرجم زناكاران سنگسار می شوند.

این گونه تفاوتهای موجود در اجرای حد زنا كه در بعضی موارد وضعیت بهتری برای زنان مرتكب زنا در اجرای حد ایجاد می كند نه تنها تبعیضی علیه آنان نیست بلكه به لحاظ فیزیك زنان و مسائل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با ساختار وجودی زن در جامعه اسلامی رعایت آنها ضروری است و چه بسا برابر زن و مرد موجب تشییع فحشا شود.

نتیجه :

با توجه به ادله اثبات زنا (اقرار، بینه ) و اقسام وكیفیت اجرای حد زنا به این واقعیت می رسیم كه هیچ گونه تبعیضی علیه زنان به خاطر جنسیت آنان در مورد ادله اثبات زنا و اقسام حد زنا وجودندارد. بلكه تفاوتهای موجود در مسائل مربوط بزه زنا مانند تعریف احصان و امثال آن تنها به خاطرفیزیك جسمانی و جنبه نفسانی وجود هر یك اززن و مرد است كه عدم توجه به این دو مهم قائل شدن به تشابه غیرمنطقی بین دو وجود زن و مرداست .