|
و بالاخره باید توجه داشته باشیم كه علم روانشناسی علت اصلی ناسازگاری و ناراحتی های روحی را در عوامل مربوط به قبل از تولد و دوران كودكی بر شمرده است و گفته است كه این ناسازگاریها در هر سنی به شكل معین تجلی می نماید و در صورت غفلت از درمان آنها، تا جایی فزونی می یابد كه كودك را به صورت فردی شرور و بی باك بار می آورد كه در اجتماع موجبات زحمت و ناراحتی خود و دیگران را فراهم می سازد. و باز باید بدانیم كه كودك تا زمانی كه به او توجه نشده، ناراحت، نامطمئن و مضطرب است و بسیاری از جوانان بالغی كه بی عاطفه و خشمگین اند به خاطر نیازی است كه در كودكی به محبت داشته اند و این نیاز از آنها دریغ گردیده و در نتیجه صفات مزبور را در آنها به وجود آورده است (موسوی،۱۳۴۲، شماره ۸، ص ۱۱ ۱۳). با این ترتیب ملاحظه می شود كه برای حمایت كودك و آماده ساختن او برای یك زندگی صحیح وجود جمعاً ۱۶ ماده در حقوق مدنی ایران از نظر كمی و كیفی تا چه اندازه كم و ناقص است و با ایده آل حقوق او تا چه حد فاصله دارد. اعلامیه حقوق كودك و ژنو در سال ۱۹۲۴ توسط جامعه ملل و متعاقب آن اعلامیه حقوق بشر در تاریخ دهم دسامبر ۱۹۴۸ (۱۹ آذر ماه ۱۳۲۷) به وسیله مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید كه برای حمایت كودك موادی پیش بینی نموده اند؛ ولی در سال ۱۹۵۹ یعنی ۳۵ سال بعد از اعلامیه اول، متوجه شدند كه اصلاح و تكمیل آن لازم است؛ لذا اعلامیه حقوق كودك به وسیله نمایندگان ۷۸ كشور در تاریخ ۲۰ نوامبر ۱۹۵۹ به تصویب رسید این اعلامیه گامی بود در جهت حمایت كودك كه با مطالعه آن ملاحظه می شود تا چه حد وضع اطفال در كشورهای جهان با ایده آل حقوق سازمان ملل فاصله داشته است. اصل دوم اعلامیه مذكور بیان داشته كه «هر كودك از حمایت خاصی برخوردار خواهد بود و به موجب قوانین و سایر وسائل، امكانات و تسهیلاتی به او داده خواهد شد تا بتواند از نظر جسمی و فكری ـ روحی و اجتماعی به نحوی سالم و طبیعی در محیطی آزاد و شایسته رشد نماید در قوانینی كه برای این منظور وضع می شود مصالح عالیه كودك باید بیش از هر نكته دیگر مورد توجه قرار گیرد» (مدیرنیا، ۱۳۷۹، ص ۱۸۱). اگر هدف از تربیت افراد، تنها پرورش قوای بدنی و ذهنی و كسب معلومات جهت شغل باشد، دیگر نیازی به كانون گرم خانواده نیست؛ زیرا این اهداف در مؤسسات عمومی بهتر میسر است؛ اما اجتماع افرادی را لازم دارد كه علاوه بر صفات فوق، نیروهای روحی، هنری و عواطف آنها نیز پرورش یافته باشد. پرورش عواطف و احساسات، علاقه مند شدن به خانواده و اجتماع، واحد بودن احساسات نوع دوستی، علاقه به آب و خاك و بهره مند بودن از احساسات لطیف بشری و سایر صفات ممتاز تنها در كانون گرم خانواده میسر است (بطحایی، ۱۳۴۶، ص ۱۷۷). اصل چهارم اعلامیه مذكور، به مراقبت های كافی قبل از تولد برای طفل و مادرش اشاره كرده است و بهره مند بودن از تغذیه كافی، مسكن، تفریح و خدمات بهداشتی را حق كودك دانسته است.ملاحظه می شود كه حمایت و حضانت طفل، محدود به بعد از تولد نمی باشد؛ بلكه زمان قبل از ولادت و بارداری را نیز شامل می شود كه البته این مسائل به شكل كاملتر در فقه اسلامی ما نیز مطرح شده و اسلام دقت ویژه ای به آنها داشته است؛ به گونه ای كه حتی آداب خاصی را برای انعقاد نطفه طفل نیز ضروری دانسته است كه ما در مقام بحث از آن نیستیم. در حقوق فعلی ما لازم است تكالیف پدر و مادر در قبال دوره بارداری و قبل از تولد تعیین شود تا ایشان ملزم به اجرای آن گردند و تسهیلات لازم پزشكی، روانی و مالی به وسیله دولت در اختیار مادران قرار بگیرد و مراكز بیشتری در سراسر كشور جهت دادن تعلیمات لازم به مادران در این خصوص ایجاد شوند. البته اخیراً به این مسأله توجه بیشتری شده و از طریق رسانه های گروهی نیز اطلاعاتی داده می شود، اما هنوز هم نقاط بسیاری هستند كه از چنین امكاناتی محرومند. خود مادر نیز در حین بارداری از زایمان و مراقبتهای بعدی كه برای حضانت طفـل نیازمند سلامت كامل است، نباید فراموش گردد. شاید این مبحث به نفقه زوجه و اطفال بیشتر مرتبط باشد؛ اما به مناسبت بحث حضانت كودك مورد اشاره قرار می گیرد. اصل ششم اعلامیه حقوق كودك مقرر داشته كه كودك برای رشد متعادل شخصیت خود نیازمند محبت و تفاهم است و تا جایی كه ممكن است كودك تحت مراقبت و مسؤولیت والدین خود و در هر حال در محیطی محبت آمیز برخوردار از امنیت مادی و اخلاقی پرورش خواهد یافت. كودك خردسال جزء در موارد استثنایی نباید از مادرش جدا شود. جامعه و مقامات حكومتی موظفند كه در مورد اطفال بدون خانواده و در مورد اطفال مستمند، مراقبت خاص مبذول دارند. پرداخت كمك هزینه دولتی و غیر دولتی جهت نگهداری اطفال خانواده های پر جمعیت نیز امری پسندیده و مطلوب خواهد بود این اصل به نقش مهر و محبت مادری در رشد كودك و آثار نامطلوب دور ماندن كودك در دامان مادری، توجه نموده است. به عبارت دیگر، هیچ چیز جایگزین مهر و شیر مادر نمی تواند باشد. اصل هفتم نیز به اجباری و جسمانی بودن تعلیم و تربیت كودك اشاره نموده تا وی با استفاده از فرصتها و استعدادهای پرورش یافته عضو مفیدی برای جامعه باشد. این مسأله متوجه پدر و مادر و دولت می باشد. نكته حائز اهمیت در خصوص اعلامیه حقوق كودك این است كه در هیچ یك از مواد و اصول آن سخن از تنبیه و تأدیب كودك به میان نیامده است و وظیفه پدر و مادر، دولت و اجتماع را در قبال كودك با «كلمات مراقبت و حمایت های خاص» و یا «تربیت و مراقبت ویژه» بیان داشته است. این بدان جهت است كه در امر تعلیم و تربیت، مراقبت و پرورش صحیح به خوبی می تواند جایگزین تنبیه و تأدیب گردد (شریعتمداری، ۱۳۷۴، ص ۴۷۰). بسیار به جاست كه دولت به كمك خانواده های بی بضاعت و دارای اولاد زیاد بشتابد وسائل تربیت، تعلیم و نگهداری اطفال آنها را فراهم آورد. مقاله حاضر تاكنون به بحث پیرامون حقوق كودك بر والدین و به خصوص حق حضانت پرداخت. در قسمت پایانی مقاله به این نكته نیز اشاره می كنیم كه والدین در مقابل این حقوق، از نظر قانونی چه حقی بر كودك و فرزند خود دارند؛ به عبارت دیگر كودك چه تكلیفی در قبال ابوین خود دارد؟ زیرا هیچ حقی نیـست مـگر آنكه تكـلیفی در مقابل آن وجود داشته باشد. در این خصوص تنها ماده ۱۱۷۷ از قانون مدنی ایران مقرر داشته است كه طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی كه باشد، باید به آنها احترام كند، و به این ترتیب به لزوم اطاعت از پدر و مادر و احترام به آنها اشاره نموده است. مطابق این ماده پدر و مادر می توانند كودك را مجبور سازند كه در محل انتخاب شده آنان سكونت كند یا به حكم دادگاه او را به خانه پدری بازگردانند. همچنین است اختیار پدر یا مادری كه به تنهایی حضانت طفل را بر عهده دارد (كاتوزیان، ۱۳۷۱، ج ۱۲، ص ۳۸۸). البته لزوم اطاعت طفل، با بلوغ وی به پایان می رسد و طفل از تحت ولایت و حضانت ابوین خارج می گردد. اما مطابق قسمت اخیر ماده مذكور، احترام نمودن به پدر و مادر از سوی فرزند، محدودیت زمانی و سنی ندارد و فرد در هر سنی باید والدین را احترام نماید، گرچه ضمانت اجرای قانونی برای آن ذكر نشده است و ضمانت اجرای آن اخلاق دینی و مذهبی فرد می باشد. قرآن نیز تأكید فرموده كه بالوالدین إحساناً؛ «به پدر و مادر نیكی كنید» (انعام، ۱۵۰) «ولاتقل لهما اف و لاتنهر هما و قل لهما قولاً كریماً» (اسراء، ۲۳)، آیات و روایات فراوانی درباره نحوه رفتار می باشد و احترام و ادب در برابر آنان و التزام به خدمتگذاری ایشان وارد است كه از موضوع فعلی این نوشتار خارج می باشد همان طور كه قبلاً نیز اشاره شد، مطابق ماده ۳۷۲ قانون مدنی فرانسه طفل با بلوغ از قیومت والدین خارج می شود، اما مطابق با ماده ۳۷۱ قانون مزبور، وی در تمام عمر باید به پدر و مادر خود احترام نماید و از آنان قدردانی كند. |