ازدواج به عنوان مبنای شکل گیری نهاد خانواده، مناسک گذار افراد از جوانی به بزرگسالی و مهمترین واقعه در زندگی فردی، همواره در افکار عمومی جامعه و در تحقیقات علمی و دانشگاهی مورد توجه قرار گرفته است. ازدواج، یک نهاد اجتماعی و حقوقی مهم است که از طریق فراهم کردن مجموعه خاصی از حقوق، امتیازات، تعهدات، مسوولیت ها، انتظارات نقشی جدید از روابط زناشویی پایدار حمایت می کند و موجب بقا و تداوم نهاد خانواده و ساختار اجتماعی می شود. ازدواج به همراه ساز و کارهای تحقق و نظم وترتیبات مرتبط با آن، یکی از مهمترین پدیده های اجتماعی، فرهنگی و زیستی است که هم متاثر از تحولات جامعه و هم تاثیرگذار بر آن محسوب می شود.

از این رو نهاد ازدواج تحت تاثیر تغییرات اجتماعی و فرهنگی و به طور کلی متاثر از جایگاه جوامع در گذار از نظم سنتی به نظم مدرن دچار تغییرات چشمگیری شده است.

در حقیقت ازدواج یک مبادله اجتماعی است که تداوم حیات اجتماعی را بر مبنای اصل "دگردوستی" تضمین می کند. می توان گفت ازدواج دارای منشا زیستی و جسمی است که بر آن حیات فرهنگی نیز افزوده می شود تا ساخت های اساسی خویشاوندی موجبات دگرگونی حیات طبیعی را فراهم آورد. این فرآیند ناشی از این واقعیت است که انسان هم موجودی برخوردار از نیازهای طبیعی، هم موجودی اجتماعی است. بدین لحاظ، ازدواج نیز دارای ابعاد زیستی، اقتصادی، عاطفی روانی و نیز اجتماعی است. بر این مبنا همزیستی زن و شوهر در درون خانواده آنان را در چنان گردونه ای از تعاملهای مختلف قرار می دهد که بی هیچ شبهه ای قابل مقایسه با هیچ یک از الگوهای روابط انسانی دیگر نیست. روانشناسان و متخصصان خانواده (برگس و دیگران ۱۹۷۹) معتقدند که هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج اطلاعات صحیح تر و دقیق تری نسبت به یکدیگر داشته باشند، بهتر می توانند موفقیت یا شکست زناشویی خود را پیش بینی کنند. مطالعات نشان می دهد که افراد تمایل دارند همسرانی مشابه خود برگزینند. شاخصهای این تشابه عمدتا اعتقادات مذهبی، تحصیلی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. اینگونه افراد زندگی را تقریبا مشابه هم تعریف می کنند و اهداف و رویاهای آنان نیز به یکدیگر نزدیک است.

عوامل فرهنگی یکی از شاخصهای مهمی است که یک زوج را به یکدیگر نزدیک می کند; زمینههای فرهنگی روابط بین آن دو را خلاق، جالب و پویاتر می سازد. براساس تحقیقات، هر اندازه فرد با همسر خود وجوه اشتراک فرهنگی بیشتری داشته باشد، برای سازگاری با او آماده تر است و با اختلافات کمتری مواجه می شود. هماهنگی قومیت و فرهنگ دختر و پسر نیز از عوامل موثر در موفقیت ازدواج است. تفاوت قومیت ممکن است بتواند خانواده تواناتری را بیافریند، اما از سوی دیگر می تواند ایجاد درگیریهای بیشتری کند. پس مهمترین موضوع نگرش دختر و پسر و خانواده آنان به تفاوت قومیت است. مطالعات نشان می دهد که تفاوت قومیت می تواند یکی از تهدیدهای جدی در ازدواج باشد. هر قوم آداب و رسوم خاص خود را دارد. فرد با کدهای فرهنگ خود بزرگ می شود. فرهنگ مانند پوست بدن او شده و از آن گریزی ندارد.

خانوادهها نیز علاقمند هستند که فرزند آنان با فردی ازدواج کند که با آداب و رسوم آنان آشنا باشد. اگر نگرش زوج و خانواده آنان به تفاوت قومی یا فرهنگی همراه با توهین و تحقیر باشد، می تواند شعله بسیاری از درگیریها را مشتعل کند. بر عکس اگر زوج به این تفاوت به دیده احترام و تنوع بنگرند، عامل تقویت در روابط آنان می شود.

هماهنگی خانوادهها از نظر موقعیت فرهنگی و اقتصادی نیز مهم است. فرزندان درون خانواده به دنیا می آیند و فرایند اجتماعی شدن نیز در خانواده شکل می گیرد. خانواده تعیین می کند در چه محلی زندگی کنند، فرزندان به کدام مدرسه بروند و از چه تفریحاتی استفاده کنند. هماهنگی خانوادهها می تواند در آینده به درک و همدلی بیشتر زوج کمک کند. قواعد حاکم بر روابط قبل از ازدواج دختر و پسر در ایران در شهرهای بزرگ و بقیه نقاط ایران متفاوت است. در واقع طیف وسیعی از قواعد وجود دارد. در برخی از روستاها بدون مشورت با زوج برای آنان همسر انتخاب می کنند. در برخی مناطق دختران با سن کم به عقد و ازدواج خواستگار در می آیند. در پایتخت در طبقات بالا ممکن است دختر و پسر مسوولیت کامل انتخاب همسر را عهده دار باشند.

هنوز در فرهنگ ما خواستگاری رواج دارد و رسم معمول بدین منوال است که فردی خانواده دختر را به خانواده پسر معرفی می کند. این انتخاب بر اساس جاذبه فیزیکی دختر و شرایط خانوادگی و مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و قومی استوار است. گاهی وظیفه یافتن زوج مناسب بر دوش مادر و خواهر داماد قرار می گیرد تا برای وی زن مناسبی انتخاب کنند. این رسم در شهرهای کوچک و روستاها با قوت بیشتری ادامه دارد. بعد از مراسم خواستگاری در برخی خانوادهها رسم است که دختر وپسر را برای مدتی با یکدیگر نامزد می کنند تا با هم آشنا شوند و ازطرف دیگر زمان لازم برای تهیه مقدمات ازدواج فراهم شود.

پدیده ای که به تدریج وارد فرهنگ ایران می شود انتخاب همسر توسط دختر وپسر و از طریق آشنایی آنان با یکدیگر است. هنوز این روش مورد تایید همه خانوادهها نیست و معمولا مردان خانواده در جریان این روابط نیستند. در جوامع پیشرفته وقتی نهادهای جدید به وجود می آید، این نهادها جایگزین نهادهای قبلی می شود، ولی در ایران نهادهای جدید یعنی ملاکها و ارزشهای جدید در کنار همان نهادهای قدیمی و سنتی ازدواج با همان نیازها باقی مانده اند. به همین دلیل دختران و پسران نمی دانند چه ملاکی را برای انتخاب همسر در نظر بگیرند و این موضوع برای دختران به مراتب دشوارتر و سنگینتر است چرا که دختران با وظایف مختلف و متعددی رو به رو هستند.

رسانههای چند فرهنگی اجازه انتخاب فرهنگ منحصر به فرد را از جوانان گرفته است و فرهنگ نسلهای جدید الزاما و تنها با انتقال ارزشها و اعتقادات و باورها شکل نمی گیرد، بلکه تجارب کلی نسل جدید در زندگی در رویارویی با مسائل و مشکلات آنان نیز موثر است.

در واقع سلامت خانواده و جامعه در گرو ازدواج سالم است. ازدواج سالم خانواده را سالم می سازد و خانواده سالم جامعه ای سالم به وجود می آورد.

آگاهی های اجتماعی فرهنگی مجموعه گستردهای از شناخت اجتماعی ما را در مراحل گوناگون اجتماعی شدن در بر می گیرد. این آگاهی اطلاعات جمع آوری شده توسط حواس را سازماندهی، تعبیر و تفسیر می کند. آگاهیها طیف وسیعی از اطلاعات از خرافات و روشهای سنتی و قومی تا الگوهای علمی را در بر می گیرد. عوامل متعددی مانند خانواده، فامیل، دوستان، سازمانهای آموزشی و علمی و وسایل ارتباط جمعی در شکل دهی آگاهی و شناخت دخالت دارند. آگاهیهای اجتماعی فرهنگی بر نگرش و رفتار فرد تاثیر می گذارد. در حقیقت ازدواج یک مبادله اجتماعی است که تحت تاثیر دگرگونیهای اجتماعی قرار دارد. ازدواج پدیده ای است که تحت نظارت دقیق جامعه قرار می گیرد. وجود قواعد سخت و دقیق ناظر بر ازدواج در طول تاریخ همیشه گواه همین مدعاست.

عوامل اجتماعی و فرهنگی هم از شاخصهای مهم است که یک زوج را به یکدیگر نزدیک می کند. زمینههای فرهنگی، روابط بین آن دو را خلاق، جالب و پویاتر می کند. بر اساس تحقیقات، هر اندازه فرد با همسر خود وجوه اشتراک فرهنگی بیشتری داشته باشد، برای سازگاری با او آماده تر است و با اختلافات کمتری مواجه می شود.

در واقع عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی باعث می شود که جوانها نگرش شان نسبت به امر ازدواج و نگرش آنها نسبت به الگوهای سنتی ازدواج، مناسبترین سن ازدواج، فاصله سنی مناسب، ازدواج با خویشاوندان، خصوصیات روانی اجتماعی همسر ایده آل، درباره جهیزیه مهریه، معاشرت قبل از ازدواج، ضرورت خواستگاری و ضرورت عروسی تغییر کند.

در یک تحقیق در سال ۸۲ که دکتر منوچهر محسنی انجام داده است در مورد ازدواج و خانواده در ایران در مورد نیمرخ روانی اجتماعی همسر ایده آل سوال شده است که موارد زیر برآمده از آن می باشد:

۱) خوش اخلاقی برای مرد و نجابت برای زن مهمترین صفت انتخاب شده هستند.

۲) از میان همه خصوصیات مورد سوال (نجابت، خوش اخلاقی، تحصیلات بالا، اصالت خانوادگی، خوش قیافه بودن، پولدار بودن، خانه دار بودن و...) نجابت، خوش اخلاقی و اصالت خانوادگی برای زن و خوش اخلاقی، نجابت و اصالت خانوادگی برای مرد به ترتیب صفات با اهمیت شناخته شده اند.

در مورد معاشرت قبل از ازدواج هم بیش از ۷۰درصد دختران و پسران جوان در سنین ۲۴ ۱۶ و ۳۴ ۲۵ ساله با معاشرت قبل از ازدواج موافق هستند. مردان در گروه سنی ۴۴ ۳۵ ساله و زنان در گروه سنی ۵۵ سال و بیشتر، بیشترین میزان مخالفت با موضوع را دارند.

نویسنده : ندا مهاجرانی