|
ازدواج آگاهانه و با برنامه، برج مراقبت زندگی است و ضرورت آن، به ویژه در این دوران که زندگی بشر از پیچیدگی خاصی برخوردار است، پوشیده نیست.
ازدواج، اهداف و نیازهای بی شماری را برآورده می سازد که مهم ترین آن ها آرامش و سکون است: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»؛۱ و از نشانه های او این است که از [نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میان شما دوستی و رحمت نهاد.»
مواردی چون نیل به آرامش و سکون، تأمین نیازهای جنسی و حیات، بقای نسل، تکمیل شخصیت و تکامل اجتماعی، سلامت و امنیت اجتماعی و تأمین نیازهای روانی اجتماعی در شمار مهم ترین اهداف ازدواج جای دارند. رسیدن به همه این اهداف به تأمل و تفکر و نیل به چنین ازدواجی به برنامه ریزی نیازمند است.
این مقاله به ضرورت ازدواج می پردازد و سپس ۹ مؤلّفه ضروری جهت برنامه ریزی ازدواج را برمی شمارد؛ از آسیب شناسی و عناصر چهار گانه لازم یک ازدواج سخن می گوید و به بعضی مسائل مربوط به ازدواج در دوران جوانی، به ویژه، دوران تحصیل، اهتمام می ورزد.
رسول اکرم در حدیثی زیبا می فرماید: ایّما شابّ تزوّج فی حداثة سنه عج شیطانه یاوَیلَه عصم منی دینه؛ هر جوانی که در سنین جوانی ازدواج کند، شیطانِ [موکل بر] او فریاد می زند: واویلا! دین او از دسترس من حفظ شد.»۲انسان، اجتماعی ترین موجود زمین است و هیچ انسان سالمی نمی تواند بدون ارتباط با دیگران زندگی کند. آدمی ترکیبی از جسم و روان است. برخی چنان می پندارند که وجودشان به این جسم خاکی محدود است. در صورتی که این جسم، استراحتگاه موقتی روح شمرده می شود و روان آدمی به مونس و همدم و همراه نیاز دارد. اریک فروم ۳، روان شناس آلمانی، می گوید: «انسان از لحظه ای که به دنیا می آید تا آن دمی که از دنیا می رود، هر کاری که می کند برای رفع احساس تنهایی خویش است.»۴وقتی این تنهایی بیش تر شود، تکاپوی بشر برای جست وجوی یار و همراه فزونی می یابد. کامل ترین و جامع ترین نمود این جست و جو که قاعدتاً تمام زندگی فرد را تحت الشعاع قرار می دهد، ازدواج است.
البته ازدواج امری سهل و ساده نیست. برای این امر مهم باید بسیار اندیشید و به فکر فرو رفت، نقشه ها کشید و مهم تر از همه مشورت کرد. خلاصه همه این موارد محتاج برنامه ریزی است.
● ضرورت برنامه ریزی در ازدواج
صاحب نظران معتقدند به همان اندازه که نباید از ازدواج دچار ترس و توهم شد، به همان اندازه نیز نباید این اتفاق مهم و حیاتی را ساده پنداشت؛ زیرا ازدواج های بدون برنامه و مطالعه کارنامه خوبی نداشته اند. به همین خاطر، برای یک ازدواج موفق باید برنامه داشت. این امر به ویژه در دنیای پست مدرن امروز که از پیچیدگی خاص برخوردار است، اهمیت دو چندان پیدا می کند؛ ازدواج یک سنت دیرینه اجتماعی است؛ ادیان الاهی از مشوّقان عمده آن بوده اند و حتی آن را میثاق مقدس خوانده اند. دین مبین اسلام بر این سنت پاک و ارزشمند که سعادت جامعه را رقم می زند و موجب بقای نسل می گردد، بسیار تأکید ورزیده است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «هیچ بنایی نزد خداوند از ازدواج محبوب تر نیست.»۵ این بنا به برنامه و نوعی مهندسی فکری و روحی نیاز دارد. ازدواج وتشکیل خانواده حرکت از «من» به سوی «ما» است. نیازی مقدس و طبیعی است که از فطرت و آفرینش انسان ها سرچشمه می گیرد و نباید آن را یک قرار داد متعارف اجتماعی تلقی کرد؛ زیرا اگر این بنیان مقدس آسیب بیند، پیامدهایی جبران ناپذیر دارد.
در برنامه ریزی ازدواج از ۹ عامل نام برده می شود که در توفیق این امر مهم تأثیر بسیار دارد. این عوامل عبارت است از:
۱) نیت و اراده آگاهانه برای ایجاد خانواده و ساختن زندگی مشترک
نیت تنها یک امر ذهنی نیست. این پدیده مجموعه ای از طراحی های ذهنی و عملی است که سخت کوشی و تلاش بهینه و کارامد بخشی از آن به شمار می آید. کسی که برنامه ای شفاف و روشن برای این امر مهم داشته باشد، استحکام و بقای این پیوند مقدس را رقم زده است. البته این نکته را هم نباید فراموش کنیم که هر گاه انسان به کاری مقدس و ارزشمند به ویژه ازدواج دست بزند، دست های نامرئی از آستین رحمت الاهی خارج می شوند و یاری اش می دهند. بسیاری از ازدواج های موفق و زوج های کامیاب وجود چنین امری را تأیید کرده اند. پس وقتی از برنامه در ازدواج سخن می گوییم، هدف آن است که این امر مهم را به زمان مبهم موکول نکنیم و در زمان های مناسب و نزدیک به آن، با مشاوره و رایزنی و مطالعه و کسب اطلاعات و مهم تر از همه تجارب دیگران، به برنامه ریزی روی آوریم.
۲) سلامت روح و جسم
انسان سالم به وجود آورنده خانواده سالم است و چون اجتماع مجموعه خانواده ها است، وقتی سلامت روان پایه و اساس زندگی های مشترک باشد، بالندگی اجتماعی به ارمغان می آورد. سلامت جسم در مرتبه بعد است. گروهی از مردم دراثر سوانح و جنگ ها مشکل جسمی پیدا می کنند؛ ولی می توانند زندگی زناشویی بسیار متعالی تشکیل دهند. در مسأله ازدواج سلامت اندیشه و روان و خلقیات از اهمیت ویژه برخوردار است.
۳) داشتن منبع درآمد مناسب
بحث تأمین برای یک ازدواج موفق و زندگی پرخیر و برکت بسیار ضرورت دارد. مسأله اشتغال و تأمین خانواده نوعی امنیت روانی ایجاد می کند که لازمه زندگی مشترک است. دانشجویانی که به ازدواج تمایل دارند، با جد و جهد در کنار درس حرفه ای می یابند و مسأله تأمین را تا حدود زیادی حل می کنند. یاری خانواده دراین زمینه نیز از عوامل آسان کننده ازدواج است. البته در این مراحل صبر، قناعت، پذیرش وضع موجود، و تلاش برای تأمین هر چه بیش تر ضرورت دارد.
امروزه این نکته حائز اهمیت است که حتی بسیاری از افراد توانگر جامعه که مشکل تحصیل وتأمین نداشته اند، در آغاز راه سال ها صبر و تلاش کرده اند تا توانسته اند به مرحله توانگری نائل شوند. تأمین رهاورد سال ها اندیشه وعمل و جد و جهد است. روان شناسان می گویند: «هر حرکت انسان بایک فکر یا تصویر ذهنی شروع می شود و سپس از آن جا به صورت مادی تجسم پیدا می کند. پس می توانیم با افکارمان و ایده های عملی مان زندگیمان را بسازیم؛ چرا که جایگاه اصلی قدرت و توانگری درون ما است.»۶انسان چرایی است که می تواند با هر چگونه ای بسازد. این یک شعار روان شناسی نیست. خلقت آدمی به گونه ای است که اگر بخواهد و از جمود خارج شود و منتظر نشود همیشه برایش تصمیم بگیرند، می تواند به مرحله تصمیم سازی برسد و مهم تر از آن در بحث تأمین به مرحله کارآفرینی دست یابد. جوان امروز، در مقایسه با جوان دهه های پیشین، از خلاقیت، مهارت، استعداد و توانگری بیش تر برخوردار است. از طرف دیگر، جوامع امروز از فرصت ها و امکانات اشتغال و تولید و فعالیت آکنده اند. این ما هستیم که باید به سمت کار خیز برداریم یاموقعیت آن را خلق کنیم. چه بسا لازم باشد این موقعیت را در کنار تحصیل و بانیت تشکیل زندگی مشترک فراهم سازیم. نکته مهمی که در این جا وجود دارد، بحث ازدواج و رزق است. امام (ع) می فرماید: «من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله عزوجل ان الله عزوجل یقول «و ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله»؛۷کسی که به خاطر ترس از فقر [و مشکلات مالی ] ازدواج را ترک کند، به خداوند سوءظن پیدا کرده است؛ چون خدا می فرماید: و اگر فقیر باشند [و ازدواج کنند] خدا از فضل خود آن ها را بی نیاز می سازد.»
۴) سن مناسب
زوج مناسب باید از جهت جسمی به بلوغ کامل رسیده باشند و از جهت روحی و روانی برای پذیرش مسؤولیت ازدواج آمادگی داشته باشند. امروزه، با عنایت به بحث تحصیل و کار و امکانات، تعریفی خاص از سن مناسب وجود ندارد؛ یعنی با لحاظ کردن بلوغ جسمی و روحی و تطبیق با شرایط زمانه، از جهت تحصیل و اشتغال و تأمین، می توان در خصوص ازدواج تصمیم گرفت. البته نباید فراموش کنیم که بیش از سن تقویمی، سن عقلی ضامن بقای زندگی مشترک خواهد بود. از سوی دیگر، برخی صاحب نظران دامنه سنی ویژه برای دختران و پسران ذکر کرده اند، برای نمونه سن مناسب آقایان جهت ازدواج را، با لحاظ شرایط فوق، بین ۲۲ ۲۸ سال و سن مناسب خانم ها را بین ۱۹ ۲۵ سال دانسته اند. البته هم سنی آقایان و خانم ها در بسیاری از موارد مثبت است و به تفاهم بالا در محیط خانواده می انجامد.
امروزه شاهد بالا رفتن سن ازدواج آقایان و خانم ها هستیم که پدیده ای جالب نیست. به طوری که مرز ۳۰ ۳۵ سال برای آقایان و ۲۵ ۳۰ سال برای خانم ها عادی شده است. البته نباید شرایط اجتماعی، اشتغال و بحث تأمین را انکار کرد؛ اما همان گونه که گذشت کمک و همکاری بزرگ ترها و تأمین بخشی از هزینه زندگی در زمان تحصیل زوج یا زوجین و سعی و اهتمام همسر در برآوردن نیازهای خانواده و داشتن صبر، قناعت و پذیرش شرایط گذرای فعلی و ایمان و اعتقاد به رحمت خداوند از تبدیل شدن این دوره های بالای سنی به فرهنگ جلوگیری می کند.
امروزه اصطلاح «سنین طلایی»۸ زندگی بسیار شنیده می شود. این دوره در ازدواج آقایان همان سنین ۲۲ ۲۸ است و در خانم ها۲۰ ۲۵ سالگی. همچنین ۶ ۱۸ سالگی را سنین طلایی یادگیری و حفظ و تکرار و ۱۸ ۲۵ سالگی را سنین طلایی تجربه اندوزی شمرده اند.
۵) ثبات عاطفی
داشتن ثبات عاطفی و کنترل عواطف و احساسات در امر ازدواج بسیار تعیین کننده و مهم است. حوصله و بردباری، صداقت، خلوص، بی آلایشی، مهربانی، گذشت، صمیمیت ، اعتماد، اطمینان، نظم و انضباط و همکاری، سازگاری، تعهد، سخاوت و حسن تفاهم و بالاخره انعطاف از موارد عمده ثبات عاطفی اند. جوانانی که در آستانه ازدواج و تشکیل خانواده قرار دارند، باید از حداقل ثبات برخوردار باشند؛ بتوانند خشم و شادی غیر طبیعی خود را کنترل کنند؛ با متانت و تأمل به بررسی واقعیت ها پردازند و هنگام قضاوت و داوری با عقل و منطق ظاهر شوند. امروزه عقیده بر این است که در امر ازدواج باید «عقل و عاطفه» را به هم پیوند زد تا فرزندی به نام منطق صحیح و تعامل انسانی زاده شود. تحقیقات مختلف نشان می دهد در مجموع افراد متأهل از افراد مجرد خوشبخت تر و راضی تر، سالم تر و دارای وضعیت روحی واقتصادی بهترند. همچنین زنان جوان متأهل، در مقایسه با دوره تجرد خود، از فشار روانی کم تری برخوردارند.
از سوی دیگر، کلاً ازدواج عامل تعادل عاطفی است. به شرطی که زوج ها در تعامل های خود به مؤلفه های آن توجه داشته باشند. جالب این است که در شرایط مساعد روحی و روانی، انسان بعد از تعادل عاطفی به تعادل روانی می رسد. امروزه ازدواج منبع بسیار مهم امنیت خاطر، به ویژه برای زنان، به شمار می آید و برای احساس مسؤولیت های زوجین در برابر یکدیگر جایگاهی مهم و حساس است. ازدواج برای زنان بیش تر جنبه عاطفی و صمیمیت وتعلق دارد. ۹
۶) داشتن منطق و مسؤولیت پذیری
برای پدید آوردن یک ازدواج موفق هرگز نباید بنیان آن را بر هوس های گذرا استوار کرد. یکی از معیارهای اساسی در مرحله مقدماتی ازدواج داشتن منطق و احساس مسؤولیت پذیری است که در حقیقت علاقه و رغبت برای ایجاد خانواده است و پیش شرط اساسی ازدواج موفق به شمار می آید.
مسؤولیت پذیری نوعی اطمینان خاطر و امنیت روانی به همراه می آورد و از راه های اساسی کاهش صدمات زندگی و حیات مشترک زناشویی است. بنابراین، تا این حس در وجود جوان به ظهور نرسیده است، نمی تواند به سمت یک زندگی زناشویی بی دغدغه گام بردارد. پس زوج های جوان باید، در حدود وظایف خویش، حس مسؤولیت را در خود تقویت کنند.
۷) عشق الاهی و تحکیم بنیان خانواده
در فرایند ازدواج مراحلی وجود دارد که سردار همه آن ها عشق و شوق به زندگی با همسر آینده است. این عشق هر چه به حقیقت و واقعیت و اصالت نزدیک تر باشد، خانواده از تداوم و استحکام فزون تر برخوردار می شود. وفاداری به عشق، وفاداری به همسر را به ارمغان می آورد که در آن احساس تکامل و تعلق خاطر و خوشبختی حاصل می گردد. بعضی صاحب نظران معتقدند، «عاشق بودن» شیرین تر از «حق داشتن» است. پس اگر در زندگی مشترک همواره بر این اصرار کنید که حق به جانب من است، عشق و گذشت را فراموش خواهید کرد. کانون خانواده مکانی برای بخشش و خوشبخت کردن طرف مقابل است نه مقابله و به دست آوردن امتیاز.
عشق جاذبه و کشش قلبی انسان به سوی کمال و جمال است. زیبایی یکی از کمالات است و زیبایی مطلق خدا است. شعرا و عرفا از جذب پروانه به سوی شمع عشق راترسیم می کنند:
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید۱۰
منصور حلاج می گوید: «المحبة نار تحرق ما سوی المحبوب؛ عشق آتشی است که هر آنچه جز محبوب است آتش می زند.»
عشق لازمه زندگی است خواه زندگی زناشویی باشد و خواه عواطف و احساساتی که بین اعضای یک خانواده رد و بدل می شود. اگر عشق امیر باشد، هیچ مشکلی توان ایستادگی ندارد. مرحوم شریعتی می نویسد: «آن جا که عشق فرمان می دهد، محال سرتسلیم فرودمی آورد.» ۱۱دریک برنامه موفق ازدواج عشق جایگاهی ویژه دارد. عشق را باید عامل تعالی و تکامل انسان بدانیم و آن را از ارضای نیازهای معمولی ومشترک حیوانی و انسانی متمایز سازیم؛ زیرا اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یاانسانی نیازمند باشیم، این نیاز میان ما و آن شیی ء یا انسان نوعی وابستگی ایجاد می کند. این وابستگی را نباید با کشش عاشقانه یکی بدانیم. این نوعی هوای نفس به شمار می آید. عشق از صفات برتر ومتعالی انسانی است و بدین سبب، موجب تعالی و عفت و کمال ازدواج می شود.
بهترین جایگاه عشق دل های جوان و پاک است. این پدیده، اگر با شوق زندگی و مسؤولیت پذیری و قناعت و منطق و ثبات عاطفی و انتخاب برنامه ریزی شده و صحیح همراه شود، در زندگی روشنایی می آفریند و در سایه لطف و رحمت الاهی زوجین به معشوق حقیقی که جمال روی خوداو است، متصل می گردند. عشق گل سرسبد نعمت های الاهی و الفبای برنامه زندگی است.
۸) قوانین ازدواج
ازدواج دارای وظایف، حقوق و تکالیف است. ضرورت آشنایی جوانان باقوانین و مقرارت ازدواج بر هیچ کس پوشیده نیست. این مسأله بخشی از برنامه ازدواج است. قانون می گوید: وقتی زوجین به سنین تکلیف می رسند یعنی از بعد جسمی به بلوغ کامل و از جهات روانی به تعادل رسیدند آماده ازدواج، با حفظ شرایط جانبی، هستند. به منظور تعظیم سنت نبوی در امر ازدواج و زندگی سعادتمندانه در دنیای امروز و تشکیل خانواده در ایام جوانی، زوجین باید دقیقاً با حقوق و تکالیف زناشویی از نظر شرعی، اجتماعی، قانونی و انتظارات و تعهدات و مسؤولیت های خود آشنا شوند.
آشنایی مقدماتی با حقوق و قوانین تشکیل خانواده، در پایداری ازدواج و شیرینی و لذت زندگی بسیار مؤثر است. از جمله این حقوق، حقوق قانونی و شرعی، مهریه و حدود و اختیارات زوجین در برابر یکدیگر، تقسیم کار، حقوق زن، تعهدات اصلی و فرعی، شروط و تربیت فرزند است.
۹) بهداشت، مدیریت تحکیم خانواده
از لوازم یک ازدواج موفق و برنامه ریزی شده آشنایی زوجین با بهداشت و تلاش برای حفظ و نگهداری سلامت خانواده است.کسب اطلاعات در خصوص تنظیم خانواده و توجه به برنامه های جمعیتی کشور، به عنوان یک خانواده بزرگ، ضرورت دارد. تعامل های زوجین، بهترین سن بچه دار شدن زن که بین ۲۰ ۳۰ سالگی است و رعایت فاصله حداقل ۳ سال بین دو زایمان و رفتار مسؤولانه و آگاهانه در زندگی زناشویی بخشی از این اصول به شمار می آید.
دنیای امروز دنیای تغییر است و زوج های جوان باید هر روز طریقی جدید برای بهتر شدن روابط خود بیابند.
● نتیجه گیری
از عوامل بسیار مهم مانع ازدواج در سنین واقعی و درست، نیازهای تصنعی و غیر ضروری مانند لوکس گرایی ،تنوع های بیش از اندازه در خوراک و پوشاک و توهمات خیالی است. البته عوامل بازدارنده واقعی نیز وجود دارند که قابل اغماض نیستند؛ ولی قابل رفع و حل می نمایند؛ مانند بحث اشتغال، منبع درآمد و مسکن که در طول مقاله به آن ها اشاره شده است. برای از میان برداشتن این موانع، افزون بر همت فرد، تلاش بستگان و والدین نیز مؤثر و کار ساز می نماید. امروزه اموری چون مسکن، وسائل زندگی و حرفه و درآمد درزندگی نقش اساسی دارند وعدم یا کمبود آن ها می تواند عامل اختلاف و ناخشنودی و فروپاشی زندگی شود. پس می توان لوازم اصلی یک زندگی پایدار را در ۴ مورد خلاصه کرد:
۱) توکل: داشتن نیت و اراده راسخ و واقع بینانه و حساب شده جهت تشکیل زندگی
۲) تأمین: برآورده ساختن حداقل نیازهای ارضا کننده که استقلال زوجین را به همراه داشته باشد.
۳) تجهیز: امکانات لازم برای یک زندگی نسبتاً متعادل و حتی ساده
۴) تضمین: ضمانت روحی، روانی، عاطفی و برآورده کردن حداقل های معیشتی برای یک زندگی تعاملی و دور از مداخله و وابستگی مفرط به دیگران
نباید فراموش کرد که ازدواج با تحصیل و طی مدارج عالی منافات ندارد. بسیاری از افراد موفق و متخصص جامعه در سنین جوانی و حتی در آغاز تحصیل به این مهم روی آوردند و با تحمل و تأمل و قناعت و اندیشه زندگی ای سعادتمندانه بنیان نهادند. در بسیاری موارد زندگی ساده و با قناعت سال های آغازین همراهی دو زوج جوان چنان شیرین است که توانگران بدان رشک می برند. و این مسأله به ما باز می گرددکه:
چگونه می خواهیم زندگی کنیم؟
با چه کسی می خواهیم ازدواج کنیم؟
چه توقعاتی داریم؟
چه ویژگی های اخلاقی وروانی داریم؟
اساس و بنیان زندگی را بر چه چیزهایی می نهیم؟
یک برنامه خوب برای ازدواج حاوی مطالبی مهم است که اساس آن توکل، همت، تفاهم، و واقع بینی درزمان ازدواج است تا به مرحله منزلت متعالی متأهلان برسند. در تاریخ چنین نگاشته اند: «بشربن حارث» ازدواج نکرده بود. به او گفتند: مردم درباره تو حرف می زنندو می گویند سنت رسول خدا (ص) راترک کرده ای! گفت: به آن ها بگویید من مستحب راترک کرده، به واجب مشغولم و عبادت می کنم.
وقتی بشر در گذشت، او را در خواب دیدند و پرسیدند: خداوند با تو چه کرد؟ گفت منازل مرا در بهشت بلند قرار داد و مقامات بسیار عالی به من عطاکرد، ولی هنوز به مقام و منزلت متأهلان نرسیده ام.۱۲
ازدواج فرصتی است که فرد باید در آن به سمت موفقیت ها شتاب گیرد؛ زیرا در ازدواج های موفق و با برنامه و توکل به خداوند، زوجی در کنار فرد قرار می گیرد که زمینه های رشد را فراهم می کند. هر چه سنین ازدواج به جوانی نزدیک تر باشد، این توفیقات فزون تر و سریع تر است. علی محمد علی الدخیل می گوید: هر کس که تاریخ را مطالعه بکند خواهد دید که: ان خلف کل رجل مؤثر امراة؛۱۳ همانا که پشت هر مرد مؤثر و ماندگار یک زن وجود دارد.»
برتولت برشت، نویسنده نامدار وتحلیل گر، توفیقات سقراط حکیم در دوران جوانی را مدیون همسرش (اکسانتییه) می داند.۱۴
سخن را با کلام امام صادق به سرانجام می رسانیم. آن حضرت می فرماید: «ان رکعتین یصلیهما رجل متزوج افضل من رجل یقوم لیلة و یصوم نهاره اعزب؛۱۵ دو رکعت نمازی که انسان ازدواج کرده بخواند بهتر از آن است که انسانی شب هایش باعبادت و روزهایش با روزه بگذرد؛ اما ازدواج نکرده باشد.» |