پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها

با فرا رسیدن فصل تابستان,تعطیلات تابستانی نیز شروع می شود,این تعطیلات فرصتی است تا اعضای خانواده یعنی پدربزرگ, مادربزرگ, پدر و مادر و بچّه ها دور هم جمع شوند

با فرا رسیدن فصل تابستان،تعطیلات تابستانی نیز شروع می شود،این تعطیلات فرصتی است تا اعضای خانواده یعنی پدربزرگ، مادربزرگ، پدر و مادر و بچّه ها دور هم جمع شوند.در این جمع خانوادگی،اغلب لحظات خوب و خاطره انگیزی میان پدربزرگ و مادربزرگ و نوه های شان به وجود می آید،هم چنین میان بچّه های بزرگ تر(پدر و مادر)، با والدین شان(پدربزرگ و مادربزرگ).

امّا متأسفانه بیشتر مواقع هنگامی که فرزندان ما، به طور هم زمان نزد ما و والدین ما هستند، رفتارشان به گونه ای است که بر روی روابط متقابل والدین-فرزند تأثیر می گذارد.معمولاً بچّه ها تنها زمانی خوب هستند،و رفتار درستی دارند،که تنها با یکی یا دیگری باشند.(یعنی یا با پدر و مادر و یا با پدربزرگ و مادربزرگ) حال اگر سه نسل را در یک جا و کنار هم بگذارید،این جمع به خودی خود می تواند انفجاری به معنای واقعی باشد.

علّت امر این است که ما اغلب فرزندان خود را با روشی متفاوت، از آن چه والدین مان،ما را تربیت کرده اند،تربیت می کنیم و پرورش می دهیم،به خصوص اگر شیوه ی تربیتی والدین ما،کاملاً متفاوت با شیوه ی تربیتی عشق و منطق باشد.

شاید درک آن چه بین ما و فرزندان مان می گذرد، برای پدربزرگ و مادربزرگ ها سخت باشد.واکنش ما نسبت به اشتباهات فرزندان مان،به جای عصبانیّت، احساس همدلی و دلسوزی است.ما به جای محافظت و حمایت از فرزندان خود به آنها محبّت می کنیم،ما به آنها علاقه داریم،ولی این علاقه باعث نگرانی ما نمی شود.ما معمولاً به فرزندان خوداجازه ی شکست و پذیرش مسئولیت می دهیم-ما می دانیم که برای این شسکت ها بهای سنگینی نمی پردازیم و استطاعت جبران آن را داریم، و در آخر این کودکان درس های بزرگی از تجربه های خود کسب می کنند.

در اغلب موارد، والدین ما شیوه و نحوه تربیتی کاملاً متفاوتی با ما دارند.پدربزرگ ها و مادربزرگ ها،که راه کارها و شیوه های تربیتی ما را درک نمی کنند، شاید از روش تربیتی ما انتقاد و اظهار نارضایتی کنند.به طور مثال می گویند:«چه طور توانستی اجازه بدهی،که چنین مسئله ای برای بچّه اتفاق بیفتد؟»با چنین اظهارنظرهایی از طرف آنها، تنش در روابط خانوادگی ایجاد می شود.

قبل از آن که رویکردی داشته باشیم،به راه کارهایی که این تنش را در روابط خانوادگی برطرف می کند،اوّل،باید این نکته را مدّنظر داشته باشیم،که در آینده ای نزدیک زمانی که فرزندان ما به بزرگسالی می رسند،همان الگوی رفتاری و نوع برخوردی که ما با والدین خود داریم،آنها نیز همان رفتار و برخورد را با ما خواهند داشت.ما به هر شکلی که با والدین خود رفتار کنیم،مطمئناً به همان شکل نیز فرزندان مان، با ما رفتار خواهند کرد.(پشت تان لرزید؟آیا ترسیدید؟)

دوّم، به خاطر داشته باشید،متأسفانه در بعضی موارد والدین و فرزندان رابطه ای کاملاً مسموم و بدی دارند.فرزندان،زمانی که بزرگ می شوند،و به طرف والدین کشیده و جذب می شوند،درست مانند پروانه ای که جذب نور شمع می شود-امّا همیشه شمع پروانه را می سوزاند،ولی پروانه دوباره باز می گردد تا بسوزد- این فرزندان،همواره در آرزوی داشتن رابطه ای نزدیک با والدین خود هستند،که هرگز نیز این رابطه صمیمی به وجود نمی آید.حال برخوردها و تنش هایی که بر سر پرورش وتربیت نوه ها به وجود می آید،در حقیقت نشانه هایی از مشکلات و مسائلی است که درازمدّت و ریشه ای می باشند.

به استثناءبرخی افراد سعادتمند و خوشبخت،اغلب ما می خواهیم به این نکته پی ببریم که چرا در طول زندگی هیچ گاه از سوی والدین خود کاملاً پذیرفته نمی شویم،و مورد تأیید و مهر و محبت بی قید و شرط آنها قرار نمی گیریم،و تمام انرژی که صرف تلاش برای درک این نیاز مهمّ می کنیم،در نهایت بی نتیجه و بی ثمر می ماند.

هنگامی که بحث از چهار قانون کلی زیر در مورد روابط متقابل پدر و مادر-پدربزرگ و مادربزرگ به میان می آید،یادآوری نکات گفته شده در بالا،بسیار مهمّ است.

▪ قانون اوّل:زمانی که ما با والدین خود هستیم،باید تصمیم بگیریم،که چه کسی می خواهد کنترل و نظارت کودک را بر عهده بگیرد.معمولاً این کار به عهده ی والدین خود کودک است.حال اگر پدربزرگ و یا مادربزرگ احساس کند که نیاز به بحث،در مورد رفتار کودک است،باید از آنها خواهش کنیم،زمانی که کودک بدرفتاری نمی کند و یا حضور ندارد،با ما به بحث و گفتگو بپردازند.یک شیوه ی مناسب،برای آن که پدربزرگ یا مادربزرگ،افکار و نظرات خود را ارائه دهد،این است که به طور مثال بگوید:«روابط من با تو واقعاً مهمّ است، و من نمی خواهم، که هیچ مسئله ای به این رابطه خدشه وارد کند.من متوجّه چند نکته در مورد نوه هایم شدم.حالا دوست داری این نکات را بدانی؟»فقط در صورتی که پاسخ ما مثبت باشد،پدربزرگ یا مادربزرگ باید به بحث خود ادامه دهد.

▪ قانون دوّم:بهترین نحوه و شیوه ی برخورد ما،در برابر آن چه پدربزرگ یا مادربزرگ می گوید،این است که به جریان و عملکرد مسائلی که باید در نظر گرفته شود،نگاهی مؤثر و کارآمد داشته باشیم.به طور مثال شاید به مادر خود بگوییم:«مادر،قبل از این که شما نظرتان را بگویید،یا بخواهید با من در مورد نحوه ی تربیت بچه ها صحبت کنید،امیدوارم که ابتدا،نسبت به این مسئله ی تربیتی دیدگاه مثبتی داشته باشید.بعد از من سؤال کنید، که چرا این روش تربیتی را انتخاب کردم.آیا حالا این استدلال برای شما قابل قبول و عقلانی است؟»

▪ قانون سوّم:بگذارید تا پدربزرگ و مادربزرگ بدانند،که چرا ما در کنار آنها هستیم.آیا این حضور ما به خاطر احساس قصور و کوتاهی در قبال والدین مان است،یا احساس تعهد و منّت نسبت به ایشان؟و یا حتّی برای وقت گذرانی و تفریح است که به دیدن آنها می رویم؟گاهی اوقات لازم است که به والدینخود بگوییم:«پدر،مادر،اعضای یک خانواده در تعطیلات یا از روی احساس تعهّد و یا احساس قصور و کوتاهی و یا به خاطر تفریح و وقت گذرانی دور هم جمع می شوند.امّا من خوشحال می شوم اگر شما به این با هم بودن های مان به عنوان تفریح و لذّت بردن از حضور همدیگر نگاه کنید.حال اگر از نظر شما این طور نیست،نظر خودتان را برای بهبود و حلّ این مسئله بیان کنید.چون من نمی خواهم که شما فکر کنید،ارتباط ما صرفاً به خاطر حس تعهّد و یا کوتاهی و قصور من در قبال شما است.»

▪ قانون چهارم:انتظارات و توقعات اساسی و ضروری را برای پدربزرگ و مادربزرگ شرح دهید.بسیار مهمّ است که بعضی از مسائل برای دو طرف روشن شود.ما باید از والدین خود بخواهیم، که در حضور کودکان در مورد راه کارها و روش های تربیتی ما،اظهارنظر منفی نکنند.

موضوع دیگری که باید توضیح داده شود،این است که اگر پدربزرگ و مادربزرگ،قصد تربیت و تأدیب نوه های خود را دارند،ابتدا باید ما را در جریان بگذارند.دربعضی موارد،پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هم حق دخالت در تربیت وتأدیب بچّه ها را دارند.به طور مثال،اگر بچّه ها شیطنتهای بد و بی جایی می کنند،پدربزرگ و مادربزرگ حق دارند تا از ما بخواهند،به مسئله رسیدگی کنیم،و یا اجازه دهیم تا آنها خود به موضوع رسیدگی کنند.آنها هم چنین این حق را دارند،تا از ما بخواهند از نزدشان برویم.

اگر روش ها و راه کارهای تربیتی ما،کاملاً متفاوت با روش های تربیتی پدران و مادران مان می باشد،عاقلانه است که قبل از دیدن پدربزرگ و مادربزرگ ابتدا،اصول تربیتی عشق و منطق را برای شان توضیح دهیم،تا این که زمانی که به اتفاق بچّه ها نزد آنها هستیم،مشکلی پیش نیاید.

به طور خلاصه،خط مشی و نحوه ی برخورد با پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها،براساس احترام و رعایت حقوق والدین است،و بسیار مهم است که بدانیم فرزندان ما،از رفتار و برخورد ما با والدین مان الگوبرداری می کنند.پس مراقب رفتار خود،با پدر و مادرتان باشید.

نویسنده : فاستر دبلیو کلاین و جیم فی

ترجمه : میترا خطیبی

منبع:کتاب تربیت با عشق و منطق