«پسر من ۱۱ ساله شده است اما هنوز هر از گاه مرا با ابراز محبت شدید بغل می کند و مثلا صورتش را روی بازویم می گذارد و می بوسد. زیاد می گوید که مرا بغل کن، نوازشم کن یا چیزهایی از این قبیل. راستش من کمی می ترسم. پسرم به سن نوجوانی نزدیک می شود و من می خواهم حدود را رعایت کنم و به او هم این حدود را یاد بدهم. چه کنم؟» این بخشی از نامه یکی از خوانندگان سلامت (خانم ش) بود که تصمیم گرفتیم با یکی از مشاورن خانواده سلامت، دکتر پروین ناظمی، روان شناس و مشاور خانواده و مدرس دانشگاه، مطرح کنیم و از او جواب بخواهیم...

خانم دکتر! متن نامه این خواننده سلامت را ملاحظه کردید. اجازه بدهید با این سوال شروع کنیم که از چه سنی لازم است پدر برای دخترش و مادر برای پسرش حد و حدودی در رابطه والد فرزندی قایل شود؟

ـ ببینید، معمولا تا اواخر کودکی و اوایل نوجوانی، محبت والدین به صورت حمایت از بچه ها و توصیه و احتمالا امر و نهی است اما در همین دوران (اوایل نوجوانی) محبت به صورت برآورده کردن نیاز عاطفی نوجوان به جنس مخالف است. به همین علت، در دوران کودکی در حد لوس و وابسته نشدن و در دوران نوجوانی به شرط سوءاستفاده نکردن از محبت می توان این حالت را ادامه داد. پدر و مادر، آن قدر تجربه دارند که خودشان متوجه این موضوع بشوند؛ فقط باید بخواهند که وارد این وادی نشوند.

منظور شما از نیاز عاطفی کودک به جنس مخالف چیست؟

ـ خب، این نیاز با نیاز به برقراری رابطه زناشویی فرق دارد. این موضوع را در همین ابتدا گوشزد کردم که سوءتفاهمی ایجاد نشود. کودک با نزدیک شدن به دوران نوجوانی، به علت تغییرات فیزیولوژیک و نیاز روانی، از نظر عاطفی ضمن توقع پشتیبانی و حمایت داشتن از طرف والدین، برای دیده شدن در جمع خانواده و دوستان و برای ارضای نیاز عاطفی که به جنس مخالف دارد، نیاز به توجه والدین به همان صورت ادامه کودکی اما با حالتی آمیخته با دادن استقلال و احترام، دارد.

این محبت والدین برای ارضای نیاز عاطفی بر جنس مخالف چه فاید ه ای دارد؟

ـ خب، اگر شما بسیاری از روابط خارج از عرف خانواده و فرهنگ را که در میان پسران و دختران وجود دارد، در نظر بگیرید. اگر ریشه یابی کنید؛ می بینید ناشی از کمبود محبت والدین به ویژه در دوران نوجوانی است چون والدین، خود را از کنار فرزند نوجوان شان کنار کشیدند و به او بی اعتنایی کردند. البته با بزرگ شدن و رسیدن به دوران نوجوانی، به هر حال نیاز به برقراری رابطه زناشویی ایجاد می شود اما در یک خانواده سالم و متعهد به اصول اخلاقی، مسیر ارضای نیازها در جهت صحیح و سالم قرار خواهد گرفت.

مگر توجه والدین، چه تاثیری دارد؟

ـ شما تا به حال دختر و پسری را دیده اید که با افتخار در کنار پدر و مادرش راه برود و آنان را به دوستان خود معرفی کند؟ تا حالا دیده اید که بعضی دختر و پسرها چه لذتی می برند از رابطه شان با والدین؟ این نتیجه همان توجه و رابطه صمیمانه والدین است. همان توجه پدر به دخترش و توجه مادر به پسرش است؛ البته در چارچوب قوانین. این توجهات موجب می شود در دوران نوجوانی، فرزندان ما توجه کمتری به رفیق بازی و ارتباط نامناسب و خارج از حدود اخلاقی با جنس مخالف داشته باشند.

گفتید قانون و حد و حدود روابط. خب، مرز این روابط بین والدین و فرزندان کجاست؟

ـ سوال مناسبی است. پدرها و مادرها باید بدانند که برقراری رابطه با هر کسی تابع ظرفیت ها، فاصله ها، میزان صمیمیت و نزدیکی افراد به میزان علاقه و نیاز دوطرف به محبت یکدیگر است. بر همین اساس، اگر در زمان کودکی، فرزندمان در اتاق ما می خوابید، الان دیگر لزومی ندارد این کار انجام گیرد. اگر پیش از این او را همیشه در آغوش داشتیم و نوازش می کردیم و به اصطلاح مثل بچه با او رفتار می کردیم، الان جنس محبت مان فرق می کند. البته او را در آغوش حمایت خود می گیریم اما میزان و مقدار را کمتر می کنیم. باید در اتاق مستقل خود بخوابد و زمان بیشتری را نسبت به گذشته به کسب تجربه و ارتباط با دوستان خود که مورد تایید خانواده و شناخته شده اند، بگذراند. او باید بفهمد که پدر و مادر حامی او هستند و او را درک می کنند و او می تواند به آنها تکیه کند؛ اما در موارد غیرضروری، ارتباط جسمی آنها با یکدیگر لزومی ندارد.

اگر فرزندی، این حد و حدود را شناخت، چگونه بفهمیم که از حد خودش بیرون رفته و آن وقت، چه کار باید بکنیم؟

ـ معمولا علایم و نشانه هایی دارد که والدین می دانند؛ یعنی پدر یا مادر می دانند چه زمانی نوجوان شان یا کودک بزرگسال آنان به مرز کنجکاوی جنسی رسیده است و پا را از مرز نیاز عاطفی به والد جنس مخالف خود فراتر گذاشته است. ما یک سری نقاط حساس جنسی داریم که در روابط گوناگون مشخص کننده برقراری رابطه زناشویی است. لمس این نقاط موجب بروز سوءتفاهم می شود و معمولا کودکان و نوجوانان تا زمانی که از پدر و مادر خود حرکات مشابهی ندیده باشند (حتی اگر اتفاقی در جایی دیگر مشاهده کرده باشند) با والدین خود، چنین برخورد و رفتاری نخواهد داشت. همیشه رفتار خود والدین، این اجازه را به فرزندان می دهد که رفتاری مشابه را در پیش گیرند اما حتی اگر رفتار نادرست و خارج از عرف در زمینه روابط بین فردی از فرزندان مان مشاهده کردیم، نباید به طور مستقیم به آنان گوشزد کنیم چون آنان را مصمم تر و کنجکاوتر می کند و شاید زمانی که حس کنند دست شان رو شده، لجبازی کنند و رفتار خود را با شدت و حدت بیشتری بروز دهند. در این مواقع، بهتر است غیرمستقیم و با طرح بهانه هایی غیرواقعی و ظاهرا موجه، موقعیت های زمانی و مکانی را تغییر دهیم. خلاصه اینکه محبت والدین به فرزندان لازم است و به سلامت روان آنان کمک می کند اما والدین با رفتار خود باید به آنان آموزش دهند که مقدار این صمیمیت چه قدر است؛ بدون اینکه آنان را تحریک کنند و بدون اینکه پا را از تماس بدنی محبت آمیز معمولی فراتر بگذارند.

دکتر هومن خلیقی