هفته آینده درهای مدارس به روی ۱۱ میلیون دانش آموز باز می شود و بار دیگر کودکان و نوجوانان به عرصه علم آموزی قدم خواهند گذاشت، این در حالی است که هر کدام از آنها پس از یک وقفه چند ماهه برای ساعاتی از خانه و خانواده فاصله می گیرند و با مربیان و همکلاسان جدیدی در محیط مدرسه ساعاتی را سپری خواهند کرد. در این میان رفتار برخی از دانش آموزان با دیگر همسالانشان تفاوتهایی دارد. آنها مرتب در کلاس درس به جنب و جوش و صحبت مشغولند ناگهان به وسط کلاس می آیند و هرکس را در اطرافشان باشد آزار می دهند.

رفتار این گونه دانش آموزان مختص کلاس درس نیست، بلکه در محیط خانه نیز حالتی بی قرار دارند. در یک چشم برهم زدن از در و دیوار و یا درخت بالا می روند و به وسایل منزل دست می زنند. حتی پیچ و مهره های آن را باز میکنند. به کودکان دیگر و حتی خودشان صدمه می زنند و خلاصه اطرافیان را کلافه می کنند. به راستی علت این همه حرکت، شلوغی و بی قراری چیست؟ و والدین و مربیان با این قبیل کودکان چگونه باید رفتار کنند؟

متخصصان می گویند: بی قراری کودکان علل و ریشه هایی دارد که یکی مربوط به خود کودک و دیگری عوامل مربوط به دیگران است.

وجود نقص جسمی یا ناامنی روحی

گاهی بی قراری کودکان ناشی از یک بیماری یا عارضه دردناک است مثل بیماری انگلی، و خارشهای ممتد که کودک به دلیل ترس از پزشک آن را به پدر و مادر بیان نمی کند و موجب بی قراری او می شود.

این مسأله گاه تا آنجا پیش می رود که سبب اضطراب و ناامنی کودک شده و احساس می کند ممکن است به دلیل وجود آن از سوی والدین یا مربیان تنبیه شود و در نتیجه چنین کودکی شبها بد می خوابد و یا خوابهای آشفته می بیند.

گاهی نیز این بی قراری ریشه مادرزادی دارد و طفل از یک بیماری عصبی رنج می برد که در اثر یک کسالت ممتد پدید آمده و تا آن کسالت درمان نشود، امکان اصلاح وجود نخواهد داشت.

در صورتی که خانواده ای به لحاظ اقتصادی ضعیف باشد و یا کودک در رسیدن به امتیازهایی که می خواهد احساس ناکامی کند و ظرفیت روحی او هم به حدی نیست که به هر چه می خواهد برسد در نتیجه احساس شکست می کند و بی قرار می شود. در مواردی نیز کودک بی قرار به علت معلوم یا نامعلوم، محبت والدین یا معلم خود را از دست داده است. هر قدر سن کودک پایین تر باشد ترس ناشی از احساس ناامنی او بیشتر است. تولد کودکی جدید و یا تغییر معلم و یا مدرسه ای که به آن انس گرفته می تواند از این موارد باشد.

در نتیجه همین امر برخی، نا آرامی ها و بی قراریهای کودکان را ناشی از آن می دانند که می خواهند توجه والدین، مربیان و دیگر بستگان را در محیط به خود جلب کنند.

عدم تحمل وضع موجود

برخی از روانشناسان معتقدند: گاه کودک نمی تواند وضع موجود را تحمل و خود را با آن هماهنگ کند، به این معنی که دایم در جست و خیز بوده و سر و صدا به راه انداخته و والدین هم به این رفتار او توجه یا اعتراض نداشته و آزادش گذاشته اند در نتیجه اکنون که باید در کلاس درس یا میهمانی و یا در محیطی که نوزاد کوچکتر خوابیده آرام بگیرد، تحمل وضع موجود برایش غیرممکن است. این مسأله موجب می شود که اطرافیان او را دردانه و بی ادب به حساب آورند و سرزنش یا تنبیه کنند.

کودکان بی قرار و هوش بالا

برخی از متخصصان هم علت بی قراری بعضی ازکودکان را در کلاس ناشی از آن می دانند که هوش آنها از دیگر همسن و سالان بیشتر است. بنابراین نمی توانند اشتباههای والدین یا معلمان خود را تحمل کنند. گاهی مطلبی در کلاس گفته می شود و شاگردی با هوش بالا آن را درمی یابد ولی معلم ناچار است برای تفهیم دیگران چندبار آن را توضیح دهد و در نتیجه حوصله چنین کودکی سرمی رود و این خود منشأ بی قراری می شود.

الگوها و معاشرتهای نادرست

بعضی از بی قراری کودکان ناشی از معاشرت با کودکان جنجالی و شلوغ است و در مواردی نیز وجود تضاد و کشمکش بین خواهران و برادران زمینه را برای ناآرامی کودک فراهم می کند. چون هر کدام در پی کسب موقعیت و جلب حمایت بیشتر والدین یا اطرافیان هستند. در این میان کودکی که توان همراهی با آنها را ندارد، احساس عدم توفیق می کند. متأسفانه برخی از الگوهایی که در فیلمهای تلویزیونی و سینمایی به کودکان ارائه می شود نیز خود زمینه ساز بی قراری و ناآرامی آنهاست. برخی تشویقها و یا خط و نشان کشیدنهای نادرست توسط مادر و پدر نیز می تواند در رفتارهای کودکان تأثیر گذار باشد. به عنوان مثال وقتی کودک خردسال را وا می دارند تا در هر مجلس و محفل خانوادگی با جنب و جوشها، سر و صداها و یا شعر خوانی موجب سرگرمی دیگران شود. او که مزه تشویق را چشیده سعی می کند در حضور دیگران و در جایی همان رفتار را تکرار کند چون فرق محیط های خانوادگی و رسمی را درک نمی کند.

از طرف دیگر، مادری که مرتب به کودکش می گوید: وقتی پدرت آمد شکایت بدرفتاریهای تو را به او خواهم کرد، او را به اضطرابی دایمی، حتی به هنگام خواب دچار می کند.

اختلافهای خانوادگی، تضادهای انضباطی

به یاد داشته باشیم که کودکان خانه را پناهگاه و محیط امنی برای خود می شناسند، بنابراین درگیریها و مشاجره های خانوادگی در حضور آنها سبب می شود که آرامش روانی کودکان برهم خورده و آنها را وادار به حرکتهایی کند که به گمان آنها وضعیت را از آن شرایط خارج می کند.

گاه نیز تضادهای انضباطی زمینه ساز بی قراری کودک می شود. زیرا پدر و مادر در خانه دستوری به او می دهند که با دستور معلم و مدرسه در تضاد است و کودک نمی داند که به کدام دستور عمل کند و کدام را نادیده بگیرد و در نتیجه دچار مشکل روحی می شود. همین کشمکش درونی می تواند او را به فردی بی قرار، ناآرام و مضطرب درخانه و مدرسه مبدل کند.

بررسیها نشان می دهد که همه کودکان بی قرار و پر جنب و جوش افرادی کم هوش نیستند، بلکه اغلب آنها از لحاظ هوش در سطح بالاتر قرار دارند.

فراموش نکنیم که برخی از این رفتارها ناشی از شرایط رشد کودک است.

اصلاح رفتاری این کودکان

در هر حال نخستین گامی که باید در ارتباط با اصلاح رفتاری این گونه کودکان برداشته شود شناخت و کشف علت این بی قراری است تا راههای درمان آن اعم از رفع ریشه های اضطراب و ناامنی، واگذاری مسؤولیت، ایجاد سرگرمی، پذیرش و حمایت از سوی والدین و مربیان، جستجوی نقاط مثبت و در صورت لزوم درمان پزشکی انجام شود.

نسرین سرچمی

منابع

۱- با دنیای کودک آشنا شویم، ترجمه خلیلیان.

۲- خانواده و دشواریهای رفتاری کودکان، دکتر قائمی- علی.

۳- روانشناسی کودک، رفتار کودکان، ترجمه دکتر آوارگان.

۴- اسلام و تعلیم و تربیت، دکتر حجتی.