وقتی عرصه بر پدر و مادر بخصوص مادران به علت اینکه درکنار فرزندان خود بیشتر هستند

بر اثر اختلالات خلقی کودکشان، تنگ می شود، آن وقت است که ناآگاهانه رفتارها و اقداماتی انجام می دهند. که بیشتر به این مسأله دامن می زند. مطلب زیر می تواند به مادران جوانی که با این مشکل روبرو هستند. کمک کند که با این مشکل به نحوی درست کنار آیند.

۱) دست از سرزنش کردن خود بردارید و اقدامی عملی انجام دهید

اگر خود را به دلیل مشکل خلقی فرزندتان سرزنش کنید کاری مخرب انجام می دهید، با این کار وقت و نیرویی که می توانید برای کمک به او صرف کنید هدر می رود. سرزنش کردن و احساس گناه ناشی از آن باعث می شود تا نسبت به شناخت منشأ مشکل فرزندتان ناآگاه بمانید، لذا تأکید می کنیم که اختلال خلقی او در نتیجه قصور و کوتاهی شما ایجاد نشده است، اما به عنوان واقعیتی که وجود دارد شما را به مبارزه می طلبد. پذیرش این اصل نه تنها در فرآیند تشخیص و درمان اختلال خلقی فرزندتان مؤثر است، بلکه در پرورش مهارت حل مسأله در زندگی روزمره شما نیزکمک کننده خواهد بود.

۲) واقع بین باشید

تعیین حدود انتظارات قابل قبول از کودک مبتلا به اختلال خلقی کار دشواری است و توصیه می شود که برای این منظور از درمانگر کمک بگیرید. با توجه به اینکه اختلال خلقی به طور طبیعی از نظر شدت در نوسان است تنظیم این انتظارات به گونه ای که نه خیلی زیاد و نه خیلی کم باشد مشکل خواهد بود.گرچه کودکان نیازمندند بدانند در هر لحظه به طور شفاف و ثابت چه انتظاراتی از آنها داریم با وجود این گاه لازم است که این انتظارات از پیش تعیین شده باشند. هنگام بروز یک حمله شدید خلقی، وقت مناسبی برای پافشاری بر انجام تمام وظایف روزمره فرزندتان نیست. با این حال همچنان که درمان پیش می رود و خلق او تثبیت می شود به تدریج می توان سطح انتظارات را بالا برد.

۳) قوانین خانواده را در حد اعتدال برقرار کنید

کودکان برای تنظیم رفتار خود نیازمند قوانین هستند، گرچه تعداد زیاد قوانین وضع شده ممکن است مشکل آفرین باشد تعداد کم آن نیز اشکالاتی به همراه دارد.

وقتی در خانه قوانین بسیار زیادی حکمفرما باشد، کودکان به سرعت مأیوس و ناامید می شوند. آنها ممکن است که یا با پذیرش نقش قانون شکن، دست از هر گونه تلاشی برای رضایت والدین بکشند و یا به طور مداوم سعی در راضی نگاه داشتن والدین خود داشته باشند که این امر به ندرت می تواند موفقیت آمیز باشد. برعکس وقتی که قوانین محدود و مبهم باشد، اجرای آن غیرممکن و موجب می شود تا شاهد بروز رفتارهایی غیرقابل کنترل از جانب کودکان باشیم. اگرچه این موضوع در مورد همه کودکان صدق می کند، اما کودکی که یک مشکل زمینه ای دارد در اداره کردن موقعیت های ناکام کننده مشکل بیشتری خواهد داشت. قوانین در وهله اول باید بر حفظ امنیت جسمی و هیجانی همه اعضای خانواده تأکید داشته باشد و در مرحله بعد پیامدهای عدم رعایت قوانین نیز باید به صورت آشکار و ثابت برای همه مطرح شود.

۴) آسان بگیرید

اگر با فرزندتان بر سر قانون خاصی جر و بحث می کنید، از خود بپرسید که آیا این قانون را برای چه وضع کرده اید، آیا دلیل آن منطقی و موجه است و یا امری دل بخواهی و سلیقه ای است؟ از آنجایی که کودکان مبتلا به اختلال خلقی در حوزه های متعددی نیازمند مساعدت هستند، اگر تصمیم بگیرید به موقعیتهای زیادی بپردازید و در مورد تمام آنها قانون صادر کنید شما و (البته فرزندتان) احساس مغلوب شدن پیدا خواهید کرد. پس چه باید کرد؟ آسان بگیرید! فهرستی از قوانینی که انتظار دارید فرزندتان رعایت کند، بنویسید. آیا می توانید این فهرست را به چند قانون محدود و اساسی نظیر «با بدن و زبان خود به دیگران صدمه نزنیم» ساده کنید؟ شعار ما این است که «ساده بگیرید، ساده بگیرید، ساده بگیرید» بدین ترتیب شما برای رفتاری محکم و با ثبات آماده می شوید وفرزندتان نیز وقتی مغلوب پیچیدگی قوانین نشود آنها را بهتر رعایت خواهد کرد.

۵) انعطاف پذیر باشید

فرزندتان مبتلا به اختلالی است که نشانه های آن هر روز تغییر می کند و طبق تعریف، عملکرد او نیز طی زمان متفاوت خواهد بود. در نتیجه، مواقعی وجود خواهد داشت (به ویژه در ضمن حملات شدید اختلال خلق) که به ناچار قوانین باید به طور موقت کنار گذاشته شود. اگرچه برای والدین تعیین مدت زمانی که کودک برای تلویزیون، کامپیوتر و بازی های ویدیویی صرف می کند دارای اهمیت است با وجود این انعطاف پذیری در این زمینه، با توجه به دوره بیماری کودک کمک شایانی به وی خواهد کرد. برای یک نوجوان بشدت افسرده می توان تماشای یک فیلم سرگرم کننده را به عنوان بخشی از برنامه افزایش فعالیت های لذت بخش مجاز دانست و یا در مورد کودکی با مهارت های اجتماعی بسیار ضعیف ممکن است از یادگیری یک بازی ویدیویی خاص همچون راهی برای ایجاد علایق مشترک با همسالان سود ببرد. نکته کلیدی انعطاف پذیری است. آیا آنچه انجام می دهید برای فرزندتان مؤثر است؟ اگر چنین باشد عالی است. اگر چنین نیست یک قدم به عقب برگردید و دوباره موقعیت را ارزیابی کنید.

۶ موضوعاتی را که قصد دارید به خاطر آنها در برابر فرزندتان بایستید انتخاب کنید

والدین کودکان مبتلا به اختلال خلقی، وضعیت خود رابه نوعی مانند «زندگی در منطقه جنگی» و یا احساس مداوم «حرکت روی پوست تخم مرغ» توصیف می کنند. هر یک از این دو حالت تنش زا یعنی جنگ مداوم یا حرکت کند پاورچین اوضاعی ملال آور می باشند. برای به حداقل رساندن کشمکش و کاهش تنش کلی، ما شما را تشویق می کنیم تا موضوعات مهم منجر به درگیری میان خود و فرزندتان را تعیین کنید. به این ترتیب خانوده شما خواهد توانست در فاصله میان تعارض ها و کشمکش ها آرامش داشته باشد. برخی موضوعات ارزش جنگیدن ندارند. اگر شما به طور مداوم با فرزندتان در حال کشمکش هستید با خود فکر کنید که چرا چنین است؟ آیا می توانید از آن دست بردارید؟ اگر دلیل درست و مطمئنی برای آن وجود ندارد، می توانید انتخاب کنید که آیا بهتر است جر و بحث کنید و یا راه مصالحه را در پیش بگیرید. سازش و مصالحه پیوسته باید برای حفظ سلامت و امنیت جسمی و روانی افراد خانه باشد. از کشمکش در مورد غذا اجتناب کنید. هیچ کودکی در خانه ای که مواد غذایی در دسترس است نباید گرسنه بماند. با وجود این برخی ازکودکان مبتلا به اختلال خلقی از اختلالات خوردن نیز رنج می برند. اگر فرزندتان با مسائل مربوط به غذا یا وزن اشتغال فکری دارد، یا اگر دچار کاهش یا افزایش بیش از حد وزن می باشد از متخصص کودکان و گروه بهداشت روان مشورت بخواهید.

برای کودکان و نوجوانانی که وزن بالا و یا عادات غذایی نادرست دارند با متخصص تغذیه مشورت کنید. در صورتی که غذا را از صحنه اختلاف کنار بگذارید کودکان و نوجوانان برای بهبود عادات خود بهتر عمل خواهند کرد.

۷) در مهارت حل مسأله متبحر شوید

رؤیا دختری چهارده ساله است و در ۹ سالگی مشخص شده است که مبتلا به اختلال وسواسی جبری می باشد. با وجود سازگاری رؤیا با دارو، او هر روز صبح با خلق تحریک پذیر بیدار می شود و مشکلات زیادی در انتخاب لباس دارد. او انواع لباسها را می پوشد اما چون از آنها ناراضی است به اجبار همه لباسها و حتی لباس زیرش را به طور مکرر عوض می کند. رؤیا هنگام انتخاب لباس مرتب از مادرش تأیید می خواهد تا حدی که مادرش نمی تواند برای رفتن به سر کار حاضر شود و اغلب با تأخیر به محل کار خود می رسد. بیشتر روزها این مراحل در نهایت به عصبانیت و گاه گریه رؤیا و مادرش ختم می شود. پدر رؤیا سعی می کند تا حدی به دختر خود اطمینان خاطر بدهد اما از دخالت کردن در این معضل صبحگاهی خودداری می کند. حال از شما می خواهیم تا به این شرح حال و موقعیت های مشابه آن به عنوان انعکاسی از مشکلات فرزند خود بیندیشید. سپس به مهارتهای ارتباطی و حل مسأله در خانواده خود رجوع و به روشهای اداره کردن مشکلات فکر کنید. اکنون مشکل را به صورتی دقیق و شفاف توصیف و آن را از دیدگاه افراد مختلف خانواده تعریف کنید.

الف) مشکل چیست؟

از دیدگاه رؤیا: او از صبح ها متنفر است زیرا به محض اینکه از خواب بیدار می شود فکر اینکه چه بپوشد و اینکه هیچکدام از لباسها با هم جور درنمی آید شروع می شود و او نمی تواند جلوی این افکار خود را بگیرد. او از اینکه تقریباً هر روز صبح با مادرش بر سر موضوع لباس پوشیدن دعوا می کنند بیشتر متنفر است تا فکر لباسها.

از دیدگاه مادر: او قصد دارد به دخترش کمک کند و به او اطمینان دهد، اما وقتی این کارش احساس خوبی را در رؤیا ایجاد نمی کند احساس درماندگی و طردشدگی پیدا می کند. او در ضمن چون خسته و با تأخیر به محل کارش وارد می شود، با مشکلات شغلی نیز مواجه می باشد.

ب) چه کسی باید در جریان مشکل قرار گیرد؟

رؤیا و والدینش از مشکل او آگاهند و باید به آن بپردازند. درمانگر رؤیا نیز باید از تحریک پذیری صبحگاهی او اطلاع پیدا کند تا دارویش راتنظیم کند و از طرفی تا زمانی که خانواده بتواند مستقلاً به مهارت کافی مشکل گشایی موضوع دست پیدا کند. پزشک می باید به عنوان بخشی از فرایند مشکل گشایی ایفای نقش کند. اگر رؤیا نیز همانند مادرش در موقع ورودبه مدرسه خسته باشد لازم است معلم اونیز تا حدی در جریان موضوع قرار گیرد و اطمینان یابد که خانواده روی این موضوع کار می کند. رؤیا می باید از تأثیر خلق خود در بروز مشکلات صبحگاهی آگاه شود. زیرا او هرچه بیشتر در مورد رابطه بین مشکل خلقی خود با توانایی اش در فرایند لباس پوشیدن اطلاعات داشته باشد بهتر قادر خواهد بود به خود کمک کند.

پس از آن اعضای خانواده که به نوعی با مشکل درگیرند باید با همفکری یکدیگر، فهرستی از راه حل های احتمالی راتهیه کنند.

ج) راه حل های احتمالی چه می باشد؟

رؤیا:

شب قبل از خواب ، لباس روز بعد را انتخاب کنم.

پدر:

مهارت های سازگارانه رؤیا افزایش یابد تا او بتواند صبح ها اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد.

مادر:

در درمان او به موضوعاتی نظیر نگرانی های رؤیا درباره تصویر او از بدن خویش و پذیرش آن در اجتماع نیز پرداخته شود.

مادر:

پدر هر روز مسؤولیت فرستادن رؤیا را به مدرسه به عهده بگیرد.

پدر:

مادر از اتاق رؤیا خارج شود.

پدر:

داروی رؤیا تنظیم شود.

سپس رؤیا و پدر و مادر مزایا و معایب راه حل های پیشنهادی خود را ارزیابی کنند.

د) مزایا و معایب هر پیشنهاد چیست؟

انتخاب لباس در شب می تواند روش مفیدی باشد. چون رؤیا بعدازظهرها در برابر افکار وسواسی مقاومت بیشتری دارد. صبح ها سخت ترین زمان برای اوست. مشکل این است که حتی اگر او شب قبل لباس خود را انتخاب کند ممکن است که صبح دوباره گرفتار همان افکار وسواسی بشود. او نیازمند راهکارهایی برای مقاومت در برابر آن افکار می باشد.

رؤیا به طور جدی در جریان درمان کار کرده و دستاوردهایی نیز داشته است. او با این عقیده موافق است که می تواند باصحبت کردن بادرمانگر برای پرورش راهکارهای سازگارانه تر حرکت کند.

بااین حال بر سر مادرش فریاد می زند که این اختلاف هیچ ارتباطی به قیافه او ندارد و فقط و فقط به نوع لباس ها مربوط می شود و نه به بدن او.

شاید ترغیب کردن پدر برای دخالت بیشتر در موضوع کمک کننده باشد _ ما دقیقاً نمی دانیم که نتیجه چه خواهد بود _ او تا به حال در این جریان نقشی نداشته است.

صبح ها مادر و رؤیا مشکلات زیادی را در مورد همدیگر تجربه کرده اند. کاستن ازدخالت مادر در این قضایا می تواند به بهبود ارتباط آنها کمک کند. زیرابه نظر می رسد که رؤیا وقتی مادرش را در دسترس می بیند بیشتر از هر زمان دیگر از او اطمینان خاطر می خواهد. از آنجا که مادر می تواند در انتخاب لباس کمک زیادی به دخترش بکند می توان مادر را تشویق کرد این کار را در بعدازظهر روز قبل انجام بدهد.تنظیم داروی رؤیا نیز راهی برای کاهش افکار وسواسی اوست. او برای درمان اختلال وسواسی _ جبری (OCD) خود کپسول فلوکستین مصرف می کند. این دارو به استثنای مشکل لباس پوشیدن در صبح ها، در سایر مسائل مربوط به وسواس او بسیار مفید بوده است. آخرین باری که روانپزشک رؤیا سعی کرد تا مقدار این دارو را افزایش دهد، خلق رؤیا بالا رفت (هایپومانیک شد). با توجه به سطح خونی فعلی داروی تثبیت کننده خلق او (سدیم والپروات) اقدام دیگری که برای کاهش تحریک پذیری او می توان انجام داد افزایش مقدار این داروی تثبیت کننده خلق است. اکنون رؤیا و پدر و مادرش باید تصمیم بگیرند که کدام راهکار را در ابتدا به اجرا دربیاورند.

ه) یکی از راهها را انتخاب و امتحان کنید

با کمک درمانگر، خانواده این برنامه را انتخاب کرد: رؤیا درباره لباسهایی که می تواند بپوشد با مادر مشورت کند، سپس آنها را امتحان و یکی را انتخاب کند و در نهایت لباس فردا را شب قبل کنار بگذارد. رؤیا موافقت کرد که به محض بیدار شدن لباس بپوشد وبه آینه نیز نگاه نکند. طبق برنامه او اجازه دارد فقط یک بار در مورد لباسش سؤال کند یا تأیید بخواهد.همزمان قرار شد رؤیا به منظور آگاهی یافتن از مسائل مربوط به لباس پوشیدن خود با درمانگر همکاری کند به این صورت که درباره موضوعاتی چون مدیریت افکار وسواسی و اشتغال ذهنی در موردشکل ظاهری، نیاز به اطمینان بخشی از طرف مادر و چگونگی رسیدن به استقلال بیشتر کنکاش لازم را به عمل آورند (اهدافی مناسب برای یک نوجوان چهارده ساله). بعد از به اجرا درآوردن یک راه حل، خانواده باید گذشته را مرور و موفقیت نسبی برنامه انجام شده را ارزیابی کند. اگر اولین راه حل مناسب بوده است آن را دوباره انجام دهد. اگر روش فوق درست عمل نکرده است راه حل دیگری را انتخاب کندو آن را به کار ببندد.

برنامه پیشنهادی این خانواده چه نتیجه ای داشت؟

رؤیا و والدین او برنامه را پیاده کردند، به مدت دو روز برنامه با موفقیت مواجه بود اما از روز سوم دوباره رؤیا جلوی آیینه گرفتار و مشکلات صبحگاهی اش تکرار شد.

و ) دوباره امتحان کنید

بعد از آنکه نقشه اول نتیجه معکوس داد، خانواده رؤیا برای طرح ریزی مجدد با درمانگر ملاقات کردند. آنها تصمیم گرفتند که مادر برنامه شغلی خود را تغییر دهد. لذا ساعت کاری جدید او به جای ۸ /۵ صبح تا ۴ /۵ بعدازظهر، ۷ صبح تا ۳ بعدازظهر باشد. به این صورت بعدازظهرها امکان حمایت مادر از دختر بیشتر خواهد بود اما صبح ها در انتخاب لباس برای رؤیا کمتر دخالت خواهدداشت. بدین ترتیب مادر قبل از اینکه رؤیا از خواب بیدار شود از خانه خارج شده است. آنها همچنین تصمیم گرفتند که مدت روان درمانی انفرادی رؤیا تا موقعی که «معضل لباس پوشیدن او» حل شود، افزایش یابد. چون رؤیاعادت نداشت که از پدرش تأیید بخواهد، به تدریج مستقل تر از پیش به مسأله لباس پوشیدن خود پرداخت. او آرام آرام از راهکارهایی که به کمک درمانگرش طراحی شده بود استفاده کرد و توانست لباسی را بپوشد که شب قبل انتخاب کرده و با نگرانی کمتری صبحانه بخورد و از منزل خارج شود.

۸) پیام را با بیان مناسب منتقل کنید

صحبت کردن با کودکان مبتلا به اختلال خلقی کار دشواری است. هنگامی که فرزندتان آشفته و ناراحت است شما ممکن است به طور طبیعی بخواهید او را آرام کنید و در مورد مشکلاتی که دارد به وی اطمینان خاطر دهید. احتمالاً شما به طور غریزی تلاش می کنید تا مشکل او را حل کنید. گرچه وجود این غرایز در والدین ارزش خاص خود را دارد اما می تواند موجب شود رابطه شما و فرزندتان در مسیر نادرست قرار گیرد. در اینجا برخی از قوانین برقراری ارتباط بهتر با فرزندان آورده شده است، رعایت این توصیه ها هم در رابطه با کودک مبتلا به اختلال خلقی و هم در ارتباط با دیگران نیز مفید هستند.

ـ به احساسات و نگرانی های فرزندتان گوش دهید اما او را اصلاح نکنید.

هنگامی که فرزندتان در مورد بدرفتاری همکلاسی اش با شما صحبت می کند و غمگین و ناراحت به نظر می رسد، به او گوش کنید و بپذیرید که او ممکن است غمگین باشد. ما شما را تشویق می کنیم تا خود را همانند ظرف محافظی تصور کنید که اولین وظیفه اش آن است که (به عنوان یک والد) به فرزند خود اجازه دهد که احساساتش را درون آن بریزد. پس زمانی به حل مشکل او بپردازید که احساسات او را تصدیق کرده اید و برای عواطفش اعتبار قائل شده اید.

سعی کنید برای درک بهتر فرزندتان سؤالاتی را از او بپرسید نظیر: «تو در مورد ... چه احساسی داری؟» به او نشان دهید که به حرف هایش گوش می دهید نظیر «اوه به نظر می رسد که وقتی ... اتفاق افتاد تو واقعاً ناراحت شدی». جملاتی برای حمایت از او بیان کنید نظیر: «متأسفم که این اتفاق برات افتاد».

ــ قبل از این که به فرزندتان توصیه بکنید از او بپرسید که آیا به راهنمایی احتیاج دارد؟

اگر قبل از آماده شدن فرزندتان برای دریافت کمک به حل مشکل او اقدام کنید در ارتباط تان اصطکاک ایجاد می شود. اگر فرزندتان برای پذیرش نصایح و توصیه های شما آماده نباشد به آنها توجهی نمی کند و ممکن است بی توجهی او باعث شود شما احساس کنید طرد شده اید و ناراحت بشوید. از طرف دیگر اگر ابتدا از او سؤال کنید که آیا پیشنهاد و کمکی لازم دارد او با احتمال بیشتری به عقاید شما گوش خواهد داد زیرا درک می کند شما نگرانی های او را معتبر دانسته اید و از او حمایت می کنید. همچنین اگر او را در فرآیند حل مسأله موجود دعوت کنید مشارکت فعال تری از او مشاهده خواهد شد تا این که راه حل را به طور مستقیم در اختیارش بگذارید.

ـ با فرزندتان به طور مستقیم در مورد موضوعاتی که موجب نگرانی شما می شود صحبت کنید اما این موضوعات باید کاملاً مشخص باشند.

وقتی مستقیماً در مورد موضوعاتی که شما را آزار می دهد صحبت می کنید جریان حل مسأله بهتر انجام می شود. با وجود این اگر مکرراً و به دفعات زیاد نگرانی هایتان را با او در میان بگذارید فرزند شما احساس خواهد کرد که مورد سرزنش قرار گرفته است. تحقیقات نشان داده است که تعاملات عیب جویانه موجب بدتر شدن سیر افسردگی می شود. اگر عادت کنید که فقط موضوعات مهم را انتخاب کنید از بحث در مورد مسائل بی اهمیت تر اجتناب خواهد شد. مثلاً شما ممکن است که درباره نگرانی خود از عادت بیدار ماندن های طولانی تا ساعت ۴ ۳ روزهای تعطیل با فرزندتان بحث کنید زیرا نگران بروز حمله مجدد خلقی او بر اثر کم خوابی هستید و این برای سلامتی موضوع مهمی است. ما می دانیم که عادات صحیح خواب بخش مهمی از مدیریت هر اختلال خلقی است. از طرف دیگر سهل انگاری او در تمرین روزانه موسیقی موضوع چندان ارزشمندی برای مجادله نیست زیرا او خود سرانجام پیامد تمرین ناکافی موسیقی را تجربه خواهد کرد اما این دستاورد مسلماً تهدیدکننده زندگی او نخواهد بود.

قبل از این که موضوعات کوچک روی هم انباشته شود به آنها بپردازید.

هنگامی که به موقع به مشکلات توجه شود بار هیجانی و تعارض کمتری ایجاد می شود و معمولاً اداره آن آسان تر خواهد بود. برای فرزندتان که نیازمند یادگیری مهارت های مؤثر در اداره کردن نشانه ها یا اختلال خلقی اش است، برقراری الگویی از حل مسأله توأم با آرامش دارای اهمیت است.

ـ بر نکات مثبت تأکید کنید.

به خاطر بسپارید که فرزندتان را در زمان مناسب تحسین کنید و به او بازخورد مثبت بدهید. بهبودی، فرآیندی تدریجی است که به وسیله پیشرفت های کوچک ایجاد می شود. می دانید که فرد افسرده بر نکات منفی خود، دنیای اطراف و آینده بیش از حد تمرکز می کند. اگر کودکان به تناسب فعالیت های خود از ما بازخوردهای مثبت و واقع بینانه دریافت کنند این نگرش منفی گرایانه تغییر خواهد کرد. کاربرد عباراتی که در ظاهر مثبت می باشند اما پشتوانه حمایتی کافی ندارند جایز نمی باشد.

ـ بازخورد منفی را با صدایی آرام بیان کنید

صحبت کردن با صدایی آرام موجب می شود تا به جای تمرکز بر فرزندتان به عنوان یک شخص، انتقاد متوجه عملی شود که انجام شده و یا تکلیفی که انجام نگرفته است. هنگامی که از فرزندتان می خواهید تا به صورت دیگری رفتار کند سعی کنید فرمول XYZ را به خاطر بسپرید و به صورتی از او درخواست کنید که رفتارش را تغییر دهد (یعنی: وقتی که تو X را انجام می دهی من احساس Y می کنم و ترجیح می دهم که Z را انجام دهی، مثلاً به جای فریاد زدن بر سر فرزندتان که «بس کن دیگه داد نزن» به او بگویید: «وقتی داد می زنی گوشم درد می گیره، عصبانی می شم و ترجیح می دم که آروم تر صحبت کنی»). با تمرین کافی مهارت به دست آورید تا در چنین مواقعی آرامش خود را حفظ کنید. وقتی این توانایی ایجاد شد شما الگویی برای فرزندتان خواهید بود از کسی که ارتباط مؤثر برقرار می کند. عاقلانه به نظر نمی رسد بر سر کودک فریاد بزنیم تا دست از فریاد زدن بردارد.

ـ بیشتر به شیوه مثبت اظهارنظر کنید تا به صورت منفی.

انتقاد سازنده راه خوبی برای کمک به رشد و تغییر دیگران است. تحقیقات نشان داده است که برای خنثی کردن یک اظهارنظر منفی به هفت مورد اظهارنظر مثبت نیاز می باشد، بنابراین سعی کنید طی روز به جای اظهارنظرهای بدبینانه در مورد فرزندتان به صورت مثبت نظر دهید. این توجیه به نظر ساده می آید اما در واقع کاری مشکل است، پس تمرین کنید. در ابتدای صبح بیست سکه در جیب چپتان بگذارید و هر بار که فرزندتان را تحسین می کنید یک سکه را از جیب چپ بردارید و در جیب راستتان بگذارید و هرگاه از او عیب جویی می کنید یک سکه از جیب راست به جیب چپ برگردانید. سعی کنید تا پایان روز همه سکه ها از جیب چپ به سمت راست جابه جا شود.

ـ پیام های بدنی را فراموش نکنید.

شما ممکن است بیشتر از واژه ها با بدنتان حرف بزنید. یک چهره پرتنش، دست های گره کرده و قیافه عبوس چیزی است که ما به عنوان ارتباط غیرکلامی می شناسیم. این وضعیت ها پیام متفاوتی را به کلماتی که بر زبان می آورید اضافه می کنند. حرکات صورت و بدن و آهنگ صدایتان به طور قابل ملاحظه پاسخی را که ابراز می کنید تحت تأثیر قرار خواهد داد و شما با تسلط پیدا کردن بر این ویژگی ها در همراهی با رعایت سایر توصیه های قبلی، الگویی از ارتباط سالم را در اختیار فرزندتان قرار دهید و بدین ترتیب هر دوی شما از ارتباط غیرکلامی هماهنگ با کلام مرتبط با آن سود خواهید برد.

ـ از بازی بیست سؤالی خودداری کنید.

اضطراب به راحتی می تواند شما را مغلوب خود کند با وجود این سعی کنید به منظور نظارت بر فرزندتان او را در مورد احساساتش سؤال پیچ نکنید. تحقیقات نشان داده است که شیوه تعاملی مزاحم و مداخله جو (هرچند که قصد واقعی شما مزاحمت و مداخله نباشد فرزندتان آن را چنین تجربه می کند)، روند بهبودی کودک افسرده را کند می کند. علاوه بر این چنانچه فرزندتان نگران است که اگر به شما میدان دهد زیاده روی خواهید کرد به احتمال زیاد در کنار شما احساس راحتی ندارد و وقتی هم که واقعاً به توصیه های شما احساس نیاز پیدا می کند به شما نزدیک نمی شود.

ـ دشمن اصلی را شناسایی کنید

شخصیت فرزند خود و نقاط ضعف و قدرت او را از بیماری و نشانه های آن تفکیک کنید. اگر تحریک پذیری او را به عنوان یک نشانه مشخص از بیماری اش در نظر می گیرید و نه یک ویژگی شخصیتی، قادر خواهید بود با او ارتباط مثبت تری برقرار کنید.

ـ در غم و شادی یکدیگر شریک باشید

با همسرتان در مورد مشکلات فرزند خود درک مشترک داشته باشید. وجود همسرانی که تفسیر مشابهی از بیماری فرزند و اهمیت درمان آن دارند امری حیاتی است. هنگامی که والدین در پیمودن یک مسیر همکاری دارند، اداره اوضاع بسیار مشکل نیز آسان خواهد بود و برعکس آن وقتی رخ می دهد که آنها در جهات متناقض عمل می کنند.

برخی اوقات والدین می توانند به سادگی حوزه های مشترکی را برای اداره یک موقعیت خاص پیدا کنند. در سایر موارد بهتر آن است که از شعار «توافق بر سر عدم توافق» پیروی کنید و تصمیم بگیرید که کدام یک از والدین اداره آن موقعیت خاص را به عهده گیرد.

ارتباط خوب برای حفظ مشارکت قوی و مؤثر ضرورت دارد. بنابراین توصیه می کنیم تا از همان راه کارهایی که برای بهبود ارتباط بین خود و فرزندتان بهره برده اید برای بهبود ارتباط خود با همسرتان نیز استفاده کنید.

توصیه هایی برای والدین

چگونه می توانید به طور موقت انتظارات خود را از فرزندتان کاهش دهید بدون این که او را لوس کنید:

۱) هنگامی که به طور مداوم متوجه می شوید فرزندتان از انجام انتظارات شما ناتوان است این خواسته ها را کاهش دهید (شکست مداوم برای اعتماد به نفس هیچ انسانی خوب نیست).

۲) به تدریج انتظارات معقول خود را افزایش دهید و ارزیابی کنید که این خواسته های ابراز شده چگونه انجام می گیرد.

۳ ) اولویت بندی کنید:

الف ) فهرستی را از مسؤولیت های فرزندتان تهیه کنید که شامل حوزه هایی مانند امور شخصی ، ارتباط با دیگران، تکالیف مدرسه و خانه باشد.

ب ) با مهمترین موضوع فهرست شروع کنید(در این ترتیب انجام تکالیف مدرسه باید قبل از مرتب کردن رختخواب آمده باشد) . با خلاقیت خود در مورد این که چگونه وظایف می تواند به تدریج مشکل تر شود فکر کنید(مثلاً انجام تکالیف با کمک یک فرد دیگر کم کم با انجام مستقل آن جایگزین می شود).

۴) تصدیق کنید که فرزندتان به بیماری مشخصی مبتلا است که به بهبودی نیاز دارد.

آیا باید فرزندانمان را از اخبار بد محافظت کنیم؟

پاسخ به این سؤال هم مثبت است و هم منفی. شما نباید اطلاعات را به صورت اسرارآمیز از فرزندتان مخفی کنید، او احتمالاً از اخبارتان سر درمی آورد یا حس می کند که اتفاقی افتاده است. با وجود این شما می توانید با صحبت کردن درباره مسائل مطابق با سن و سال و در زمانی که قادر به تفکر و پردازش اطلاعات باشد از او محافظت کنید (برای مثال قبل از رفتن به مدرسه یا رختخواب زمان مناسبی برای این کار نیست) . شما همچنین می توانید در یک موقعیت خصوصی تر موضوع پیش آمده را با همسرتان، دوستان دیگر و یا دیگر اعضای خانواده مورد بحث قرار دهید. اگر قرار است اتفاق ناخوشایندی در آینده رخ دهد ممکن است به نظر شما آن زمان بهترین موقع برای گفتن موضوع به فرزندتان باشد.

برخی از کودکان با آگاه شدن از یک جریان قبل از آنکه رخ دهد سازگاری بهتری نشان می دهند در حالی که گروهی دیگر در این موقعیت ماتم می گیرند، نگران می شوند یا عکس العمل نشان می دهند. برای این که چگونه و در چه زمانی اخبار ناراحت کننده را بدهید سن و ویژگی های سرشتی او را در نظر بگیرید. ما توصیه می کنیم توضیح کوتاهی به کودک بدهید و سپس سؤالات او را پاسخ گویید با این شیوه شما اطلاعاتی را فراهم می کنید که فرزندتان جست وجو می کند بدون این که وارد جزئیاتی شوید که فراتر از آنچه او می خواهد یا نیاز دارد باشد. شما می توانید چند روز بعد از فرزندتان بپرسید آیا سؤالات بیشتری برایش مطرح شده است. به این ترتیب دقیقاً کودک اطلاعاتی کافی را دریافت می کند بی این که در معرض بمبارانی از اطلاعات قرار بگیرد که برای آن آماده نشده است.

تمرین خانواده:

اداره کردن نشانه های اختلال با استفاده از شیوه های حل مسأله:

۱) دراین برنامه شما، همسر و فرزندتان مشکلی را در خانواده شناسایی کنید که درباره یکی از نشانه های بیماری فرزندتان دور می زند (مثلاً تحریک پذیری بعد از مدرسه که منجر به جنگ و دعوا با خواهر و برادر می شود).

۲) همگی مشخص کنید که چه کسانی باید در بحث مربوط به مشکل شرکت کنند.

۳) مانند اعضای یک گروه در مورد راه حل های احتمالی این مشکل همفکری کنید.

۴) در مورد مزایا و معایب هر راه حل بیندیشید و بهترین راه حل که بیشترین مزایا را داشته باشد انتخاب کنید.

۵) در پایان راه حلی را که انتخاب کرده اید به عمل درآورید. راهکار پیشنهادی چه تأثیری داشته است؟ اگر نتیجه مناسب به دست نیامده است به فهرست راه حل های خود بازگردید و موارد بعدی را انتخاب و به آن ها عمل کنید.

دکترمحمدعلی صاحبی

فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان