حضرت علی (ع) فرمود: فرزندان خود را مجبور نکنید آداب و عادات شما را فرا بگیرند. چون آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.

خانواده یکی از مهم ترین عوامل موثر در رشد همه جانبه کودک است.

خانواده مقدس ترین و مهم ترین نهاد و بخش عظیمی از دنیای اجتماعی است.

اکثر مردان و زنان پس از ازدواج خواستار فرزندان سالم و نیرومند هستند تا بتوانند در زندگی، افرادی با نشاط و بارور و مفید برای جامعه باشند. یکی از مهم ترین عوامل در تامین سلا مت و بهداشت روانی فرزندان، روابط صحیح و متعادل والدین با آنها است.

ارتباط و تبادل نظر کلامی

بیشتر فرزندانمان گه گاه نیاز دارند که بتوانند آزادانه با یک بزرگسال که غالبا نیز فردی غیر از والدین است، صحبت کنند. آنان فرصتی می خواهند تا در آن اندیشه های خویش را به صورت کلمات بیان کنند و به زبان آورند، عقاید خویش را بیازمایند، مفاهیم را روشن سازند، احساسات خود را بیرون بریزند و از این راه آرامشی بیابند و بالا خره خود را بهتر مورد ارزیابی قرار دهند.

یک بزرگسال مسوول باید نخست یک شنونده خوب باشد، نه آن که با شنیدن مطالب کودک بلا فاصله به ارزشیابی و قضاوت و پند و اندرز دادن بپردازد. آنگاه می تواند براساس اطلا عات به دست آمده در زمینه تعبیر و تفسیر اطلا عات و ارائه کمک و راهنمایی اقدام ورزد.

لازم به یادآوری است که پیش از آن که فرزندانمان به حرف های ما گوش دهند، این ما هستیم که به عنوان والدین یا مربیان باید به حرف های آنان گوش دهیم و برای نقطه نظرهای آنان ارزش قائل شویم و با این کار الگوی گوش دادن را عملا به ایشان بیاموزیم.

اما چه کنیم تا فرزندانمان به حرف های ما گوش دهند و ما چگونه به حرف های آنان گوش دهیم؟

ارتباط و تبادل نظر کلا می با کودکان و نوجوانان به نظر سهل و ساده می رسد لکن متاسفانه گاه همه کوششی که ما بزرگسالا ن برای این ارتباط به کار می بریم منحصر به دادن پند و اندرز به آنان و انتظار دریافت رفتارهای مطلوب از آنان است.

حقیقت این است که هیچگونه تضمینی وجود ندارد فرزندانمان همیشه به حرف های ما با دقت گوش دهند. حتی با صراحت می توان گفت هیچ تضمینی وجود ندارد که آنان همیشه حرف های ما را بشنوند.

یکی از بهترین شیوه های گسترش هرچه بیشتر ارتباط و تبادل نظر در خانه و مدرسه، پاسخ دادن صریح و روشن به پرسش های کودکان و نوجوانان است. با پاسخ دادن صریح بزرگسالا ن پیام های ضمنی خویش را نیز می توانند به آنان منتقل کنند از جمله «سوال خوبی کردی» یا «پرسش تو سزاوار پاسخ مناسبی است». به این ترتیب فرزندمان احساس می کند که در نظر ما فردی مهم و دارای ارزش است و مسائلی را که به نظرش می رسد می تواند به راحتی با ما در میان بگذارد.

باید به خاطر داشته باشیم زمانی که فرزند از ما چیزی می پرسد در حقیقت به ما علا مت می دهد که آماده گوش دادن به ما است و می خواهد عقیده ما را بداند.

شنونده خوب بودن یک هنر است و همانند هر هنر دیگر کاری دشوار و مستلزم شکیبایی، مهارت و دقت فراوان است. ما بزرگسالا ن باید یاد بگیریم مطالب و سخن درست را در زمان نادرست و مطالب نادرست را در زمان های وسوسه انگیز و نامناسب بیان نکنیم. سکوت به جا و به موقع در ارتباط کلا می بین والدین و فرزندان و مربیان، ارزش بزرگی است.

باید از دادن پاسخ های نادرست به فرزند پرهیز کرد.

در پاسخ پرسش های فرزند نباید دروغ گفت یا به غلط چیزهای موهومی را به او آموخت.

به او فرصت مخالفت کردن بدهیم.

از تمسخر و استهزای او اجتناب ورزیم.

به او اجازه دهیم تا ابراز احساسات کند.

او را آن گونه که هست درک کنیم.

در رفتار و گفتار خویش صداقت و هماهنگی داشته باشیم.

به زبان رفتاری فرزندانمان گوش داده و آن را مورد مشاهده دقیق قرار دهیم. منظور از زبان رفتاری، کلا می است که با استفاده از نگاه، رفتارهایی چون خنده، گریه، خشم، اضطراب و غیره بیان می شود.

به رفتار کلا می و غیرکلا می آنان پاسخ بدهیم.

سعی نکنیم همیشه به بیان خود لحن آموزش دهیم.

به اهمیت گوش دادن واقف شویم و شنونده فعالی باشیم.

پاداش

اگر بناست کودک عمل کردن به شیوه اجتماع پسند و مطلوب را فرا گیرد، باید برای انجام آن احساس ارزشمندی کند.

شدت عمل به عنوان یک قاعده به اندازه تشویق به کودک نمی آموزد که کار و تکلیفی را انجام دهد. برای مثال هیچ کودکی کنترل ادرار یا هر فعالیت دیگری را که شامل کنترل ماهیچه است، تحت شرایط و روش های انضباطی سخت فرا نمی گیرد بلکه تشویق و برانگیختن و ایجاد انگیزه در او روشی موفق تر خواهد بود. سرزنش و تحقیر کودکی که لکنت زبان دارد تنها باعث لکنت بیشتر او می شود. تحسین کودک روشی موثر در بهبود و اصلا ح رفتار و مهارت های او است.

تایید والدین یا مربیان یک وسیله بالقوه مفید و کارساز در اعمال انضباط است. تشویق و تحسین باید به موقع و در مقابل عمل مثبت یا مطلوب مورد استفاده قرار گیرد تا جاذبه لا زم داشته باشد و با آن عمل مناسب مرتبط باشد. در غیر این صورت کودک معیار و هنجار مستدل و منطقی برای سنجش پیشرفت خود را در اختیار نخواهد داشت. پاداش می تواند فراسوی ارزش های مادی و حتی مفید بودن عملی چیزی که به کودک داده می شود، باشد.

پاداش می تواند با بار عاطفی و محبت، احترام به توانایی ها و پیشرفت های او باشد. در هر صورت پاداش بر احساس ارزشمندی فرزندانمان می افزاید. تحت هیچ شرایطی پاداش نباید به عنوان رشوه برای رفتار خوب و یادگیری رفتار اجتماع پسند به کار رود.

رشد اخلاقی

علت روز افزون ناسازگاری های کودکان و نوجوانان در سال های اخیر کاهش و انحطاط اخلا قی، تغییرات سریع اجتماعی و پیچیدگی های بسیار شدید زندگی است که برای فرزندانمان قابل فهم نیست. صرف نظر از محیط خانواده، مدرسه و اجتماع است که در ایجاد یا تشدید اختلا ل های رفتاری در آنان نقش بسزایی دارد. یکی دیگر از عواملی که در رشد اخلا قی آنان تاثیر دارد، اثر وسایل ارتباط جمعی مانند فیلم های ویدئویی، سی دی، ماهواره و اینترنت و غیره است.

همانگونه که از طریق ارتباط جمعی می توان به بهبود وضع اخلا قی و اجتماعی و بالا بردن سطح فکری و آگاهی افراد کمک کرد، به همان اندازه نیز می تواند در تخریب وضع اخلا قی و اجتماعی افراد به ویژه نوجوانان و جوانان تاثیرگذار باشد.

یکی از مهم ترین وظایف پدر و مادر در اینجا کنترل مستقیم و غیرمستقیم فرزندان است. خانواده ای که اساس زندگی خود را بر تقوا و ایمان استوار سازد می تواند خود را از آسیب ها و نابهنجاری ها تا اندازه بسیاری مصون بدارد.

ناخن جویدن

در یک تحقیق گسترده در انگلستان و آمریکا نشان داده شده است که بیش از نیمی از کودکان مدرسه ای ناخن خود را می جوند.

جویدن ناخن در میان بزرگسالا ن نیز دیده شده است. افراد معمولا در حالت تنش و ناراحتی به این عمل دست می زنند، البته عامل تقلید را نیز نباید از نظر دور داشت. در صورت بروز احساس ناراحتی، ناخن جویدن تشدید می شود. معمولا کودکانی که ناخن می جوند، به خصوص آنها که دارای نشانه های دیگر عصبی نیز هستند نسبت به کودکانی که این عادت را ندارند، از نظر درسی و کار مدرسه ای ناموفق ترند.

برطرف کردن علل ناامنی در کودک در رفع این حالت موثر است. متاسفانه نگرش های منفی گونه و تردیدآمیز والدین و شیوه های برخورد آنان با ناخن جویدن کودکان غالبا آسیب زا است و موجب تداوم بیشتر آن می شود.

چند نکته ضروری دیگر

بسیاری از نابسامانی های روانی و اخلا قی انسان ناشی از تربیت نادرست او در دوران کودکی است.

گرایش به استقلا ل لا زمه رشد کودک است.

آزادی های بیش از حد سبب می شود کودک به موجودی هوسباز و بی بند و بار تبدیل شود.

بازی حس کنجکاوی، ابتکار و خلا قیت کودک را برمی انگیزد و به رشد ذهنی او کمک می کند. پس جلوی بازی کودکان را نگیریم.

کودکان را هنگام بازی بهتر و دقیق تر می توان شناخت. یکی از روش های پرورش شخصیت کودکان شرکت در بازی آنها است.

والدین به ویژه مادران باید در برابر خواسته های نامعقول کودکان مقاومت کنند و تسلیم گریه و جیغ و داد کودک نشوند.

نباید انتظار داشت که کودک رام و مطیع باشد یا همواره آرام و ساکت در گوشه ای در کنار بزرگترها بنشیند.

باید در انتظارات خود از کودکان تجدیدنظر کنیم و به چشم بزرگسالا ن به آنان ننگریم.

باید به فرزندانمان اجازه دهیم تا نظرات و تصمیمات خویش را هرگاه و در هر زمان که ممکن باشد، ابراز کنند. اجرای این امر مستلزم آن است که برای آنها حق اشتباه کردن نیز قائل شویم و جز در مواردی که این اشتباه برای خود یا دیگران خطرناک است، به آنان اجازه بدهیم تا نتایج حاصل از اعمال خویش را تحمل و تجربه کنند.

فرزندانمان به قصه و داستان علا قه زیادی نشان می دهند. در انتخاب داستان باید توجه کرد که برای آنها بدآموزی نداشته باشد. در داستان ها باید اصل را بیان زیبایی نیکی ها قرار دهیم.

همیشه به یاد داشته باشید مطالعه از بازی های کامپیوتری بسیار مفیدتر است زیرا افراط در آن باعث شدت اختلا لا ت عصبی کودکان و فشار روحی آنان می شود اما افراط در مطالعه هرگز مضر نیست.

نویسنده : نجمه پهلوانیان