۱) بررسی تحقیقات انجام شده در داخل ایران

۱) نتایج تحقیق شریفی (۱۳۷۲)، نشان می دهد كه آموزش مهارت حل مسأله می تواند در بهبودی یا كاهش میزان افسردگی نوجوانان و علائم اختصاصی افسردگی آنان مؤثر باشد، موجب افزایش میزان كفایت شخصی آنها و توانایی ایشان در روابط بین فردی با همسالان گردد.

۲) احمدی زاده (۱۳۷۳)، در تحقیق خویش به این نتیجه دست یافت كه آموزش مهارت حل مسأله با افزایش شایستگیهای اجتماعی و ارتقاء سطح روابط بین فردی نوجوانان ارتباط قاطع دارد و بر افزایش مفهوم خودِ تحصیلی نوجوانان مؤثر می باشد.

۳) پاپیری (۱۳۷۶)، در تحقیق خود ۲۶ نفر از دانش آموزان دختر و پسر را كه سابقه اقدام به خودكشی داشتنند، بطور تصادفی انتخاب نمود و به دو گروه آزمایشی و كنترل تقسیم نمود. بعد از ۱۲ جلسه آموزش حل مسأله به دو گروه آزمایشی، این نتایج حاصل شد كه آموزش مهارت حل مسأله می تواند در كاهش میزان افسردگی و ناامیدی و بهبود مهارت های مقابله ای نوجوانان اقدام كننده به خودكشی مؤثر باشد.

۴) نتایج بررسی اجرای آموزش مهارت های زندگی برای مقاطع چهارم و پنجم ابتدایی در ۶ استان كشور (تهران، كرمانشاه، شهرستان های استان تهران، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی و ایلام) توسط دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی۷۸ ۷۷ نشان داد كه در پیش آزمون بین گروه كنترل و آزمایش تفاوت وجود ندارد. اما در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات دو گروه وجود دارد. همچنین بین تفاوت نمرات دانش آموزان دختر و پسر ارتباط معنی دار وجود دارد و در مقایسه استان ها، استان كرمانشاه بالاترین نتایج را نسبت به استان های دیگر دارد.

۵) اسماعیلی (۱۳۸۰)، در پژوهش خود اثر آموزش درس مهارت های زندگی در تعامل با شیوه های فرزند پروری را بر عزت نفس دانش آموزان استان اردبیل مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد كه میانگین نمره عزت نفس دانش آموزانی كه درس مهارت های زندگی را گذرانده بودند، بیشتر از دانش آموزانی بود كه درس مذكور را نگذرانده بودند. این یافته با نتایج تحقیقات «انجمن روان شناسی آمریكا»۱ (۱۹۹۶ و ۱۹۹۴) هم سو بود. بدین معنا كه آموزش مهارت های زندگی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان تأثیر مثبت دارد. در این پژوهش با مقایسه عزت نفس دختران و پسران، میزان عزت نفس دختران پایین تر از پسران بوده است. بنابراین، نتایج این تحقیق، ضرورت آموزش مهارت های زندگی جهت افزایش عزت نفس دانش آموزان دختر را پیشنهاد می كند.

۶) طرح تحقیقاتی تحت عنوان «نقش آموزش مهارت های زندگی و شیوه های مقابله در پیشگیری از مصرف سیگار، حشیش و الكل بین نوجوانان استان هرمزگان» توسط دكتر «سیدمحمدموسوی» پیشنهاد شده است. اهداف این طرح كاهش میزان بروز مصرف سیگار، الكل و حشیش و به تعویق انداختن زمان مصرف آن بین دانش آموزان مقاطع اول و دوم متوسطه با استفاده از آموزش های رهبری شونده توسط گروه همسالان می باشد. نتایج مورد انتظار آن، رشد توانائیهای فردی در مقابله با استرس و حل مشكل، اعتماد به نفس، رشد و بهبود روابط خانوادگی و ارتباط با همسالان، پیشگیری از ترك تحصیل بین دانش آموزان و جلب مشاركت فعال دانش آموزان در جهت آموزش و انتقال آموخته ها می باشد. (آقاجانی، ۱۳۸۱).

۷) در پژوهشی كه در سال ۸۰ توسط منصور باقری و دكتر هادی بهرامی احسان در رابطه با نقش آموزش مهارتهای زندگی بر دانش و نگرش نسبت به مواد مخدر و عزت نفس دانش آموزان انجام گرفته است، نتایج نشان داد كه آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان موجب ایجاد تغییرات معنی دار در دانش، نگرش و عزت نفس آن ها در سطح (p<۰/۰۰۱) شده است ( منابع موجود در دفتر پیشگیری وزارت آموزش و پرورش).

۸) در تحقیقی كه در سال تحصیلی ۸۲ ۸۱ توسط كارشناسی بهداشت و تغذیه آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران بر روی ۱۵۱۷ نفر از دانش آموزانی كه مهارت های زندگی به آن ها آموزش داده شد، انجام گرفت، نتایج نشان داد كه در مرحله پیش آزمون بین دو گروه هیچگونه تفاوت معنی داری وجود ندارد. اما در مرحله پس آزمون میانگین نمرات گروه آزمایشی

تفاوت معنی داری با گروه كنترل نشان داد كه حاكی از موفق بودن برنامه آموزش مهارت های زندگی بود (منابع موجود در دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش).

۹) در تحقیقی كه توسط خاكپور (۱۳۸۱) در رابطه با شیوه های نوین در پیشگیری و درمان اعتیاد از طریق آموزش مهارت های زندگی، بر روی ۲۴۲ نفر (۱۲۱ نفر گروه آزمایش و ۱۲۱نفر گروه كنترل) انجام شد، نتایج تحقیق نشان داد كه اجرای برنامه آموزش مهارت های زندگی اثرات بلند مدتی در پیشگیری از شروع مصرف مواد مخدر و یا گرایش به مواد مخدر را تأیید می نماید. همچنین مشخص گردید كه عملكرد تحصیلی دانش آموزان نیز بهبود چشمگیری پیدا كرده است.

۱۰) در تحقیقی كه توسط آقاجانی (۱۳۸۱) با عنوان «بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان و منبع كنترل نوجوانان» انجام گردید، نمونه تحقیق ۳۰ دانش آموز بودند كه از بین ۱۹۱ دانش آموز دختر دبیرستانی بالاترین نمره را در آزمون سلامت عمومی گلدبرگ۱ و منبع كنترل به دست آوردند و به طور تصادف به دو گروه تقسیم شدند. پس از اجرای پیش آزمون بر روی گروه آزمایش و كنترل، گروه آزمایشی ۸ جلسه آموزش مهارت های زندگی را دریافت نمودند، اما گروه كنترل هیچ آموزشی دریافت نكردند. سپس مجدداً آزمون سلامت عمومی گلدبرگ و منبع كنترل بر روی دو گروه آزمایش و كنترل اجرا گردید. نتایج این پژوهش به شرح زیر است:

۱) آموزش مهارت های زندگی، سلامت روان آزمودنی ها را بهبود می بخشد.

۲) تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر منبع كنترل آزمودنی ها معنادار نبوده است.

۳) بین سلامت روان و شیوه های مقابله ای و همچنین بین منبع كنترل و شیوه های مقابله ای ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. اما بین سلامت روان و منبع كنترل ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد.

۴) بین سطح تحصیلات مادر، اشتغال مادر و عملكرد تحصیلی دانش آموزان با سلامت روان و شیوه های مقابله ای آنها ارتباط معنی داری وجود دارد.

۱۱ـ طارمیان (۱۳۷۸)، آموزش مهارت های زندگی را بر افزایش سلامت جسمانی و روانی مانند اعتماد به نفس، مقابله با فشارهای محیطی و روانی، کاهش اضطراب و افسردگی، کاهش افکار خودکشی گرایانه، کاهش افت تحصیلی، تقویت ارتباطات بین فردی و رفتارهای سالم و مفید اجتماعی، کاهش سوء مصرف مواد مخدر و پیشگیری از مشکلات روانی، رفتاری و اجتماعی مؤثر قلمداد کرده است. (آقاجانی، ۱۳۸۱).

۲) بررسی تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

۱) تلادو۱ و همكاران( ۱۹۷۴) دریافتند كه توانایی بیشتر در حل مسأله با افزایش عزت نفس و پایگاه درونی رابطه دارد. ( به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).

۲) نتایج پژوهشی كه اثر آموزش مهارت های زندگی را در زمینه خودآگاهی بررسی نمود، نشان داد كه به دنبال این آموزش، دانش آموزان صداقت بیشتر، نوعدوستی بیشتر و پرخاشگری كمتر نشان می دهند. (ویك لانگ۲، ۱۹۷۹ به نقل از نوری و محمد خانی، ۱۳۷۹).

۳) بوتوین۳ و همكاران (۱۹۸۰ تا ۱۹۹۵) ده مقاله مستقل را در مورد تأثیر برنامه آموزش مهارت های زندگی بر كاهش سوء مصرف سیگار، الكل و مواد مخدر در دبیرستان های امریكا انجام دادند، نتایج نشان داد كه اجرای این برنامه یك كاهش۴۰ تا۸۰ درصدی را در مصرف سیگار، مواد مخدر و الكل بوجود آورده بود. (به نقل از خاکپور، ۱۳۸۰).

۴) بوتوین و همكاران(۱۹۸۰ تا ۱۹۸۴) اثر برنامه آموزش مهارت های زندگی را بر مصرف الكل، سیگار و دارو بررسی نمودند. این برنامه شامل آموزش مهارت های ارتباطی، تصمیم گیری، اضطراب و استرس بود. نتایج نشان داد كه آموزش ها در كاهش مصرف سیگار، الكل و دارو مؤثر بوده اند. (به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).

۵) در بسیاری از بررسی های انجام شده، در زمینه اثر مهارت های زندگی بر عملكرد تحصیلی، از طرح های غیر تجربی استفاده شده است. مثلاً در برنامه آموزش مهارت های

«لایونز كوئست»۱ دو تغییر چشم گیر به دست آمد:

۱) افزایش اعتماد به نفس كودكان

۲) بهبود رابطه معلمان و شاگردان. تمام معلمان و شاگردان شركت كننده در این طرح از برنامه رضایت داشتند. (كوئست زیر چاپ، به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).

۶) در مطالعه پارسونز۲ و همكاران (۱۹۸۸) در مورد مهارت های زندگی، رابطه معلمان و شاگردان بهتر و رفتار شاگردان در كلاس سازگارانه تر شد.

۷) مطالعه دیگری در پرتوریكو نشان داد كه پس از اجرای برنامه مهارت های زندگی، غیبت شاگردان از مدرسه كاهش یافت (كوئست چاپ نشده). همچنین بررسی های دیگر نشان داده اند كه به دنبال اجرای چنین برنامه هایی، حضور دانش آموزان در مدارس و میانگین نمرات كلاسی آنان افزایش و بدرفتاری آنان كاهش چشمگیری یافت. (نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).

۸) در پژوهش مهم دیگری كه بر روی ۹۰۰ دانش آموز در ونزوئلا صورت گرفت، مهارت فكركردن به كودكان گروه آزمایشی،آموزش داده شد و سپس این افراد با یك گروه كنترل همتا مقایسه شدند.هر دو گروه،در ابتدا و انتهای بررسی،آزمون های هوشی وآزمون های تحصیلی را تكمیل نمودند. نتایج نشان داد كه هوش گروه آزمایش،بطور معنادار و رضایت بخشی افزایش یافت، نگرش معلمان نسبت به فرایند آموزش تغییر نمود و علاقه بیشتری به شاگردان نشان دادند.

۹ ) پژوهش وسیع تری كه روی یك نمونه ۲۴۰۰۰ نفری صورت گرفت نیز چنین تغییرات معناداری را پس ازاجرای آموزش نشان داد.(گونزالس۱،۱۹۹۰به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).

۱۰) نتایج پژوهشی نشان داد كه پس از آموزش مهارتهای حل مسأله به گروه آزمایشی، اكتساب این مهارت نسبت به گروه كنترل افزایش یافت ( تلادو و همكاران، ۱۹۸۴؛ كاپلان۲ و همكاران، ۱۹۹۲ به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).

۱۱) آموزش مهارت های زندگی، در برنامه های گوناگون مؤثر و مفید بوده است. مثل برنامه های پیشگیری از سوء مصرف دارو (بوتوین و همكاران، ۱۹۸۴ و ۱۹۸۰؛ پنتر۳،

۱۹۸۳)؛ بارداری نوجوانان(زابین۴ و همكاران، ۱۹۸۶؛ شینك۵،۱۹۸۶)؛ارتقای هوش (گونزالس، ۱۹۹۰)؛ پیشگیری از بی بند و باری جنسی (اولویس۶، ۱۹۹۰)؛ پیشگیری از ایدز (سازمان جهانی بهداشت،۱۹۹۴)؛ آموزش صلح (پراتزمن۷ و همكاران، ۱۹۸۸) و ارتقای اعتماد به نفس (تكید۸، ۱۹۹۰ به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).

۱۲) مطالعاتی در زمینه آموزش مهارت های زندگی در مقاطع راهنمایی و متوسطه انجام شد، كه نتایج تمامی آن ها حاكی از كاهش میزان مصرف سیگار،الكل و مواد مخدر، افزایش نگرش منفی نسبت به سوء مصرف مواد و افزایش عزت نفس در مهارت های اجتماعی بوده است. (پنتر۹ و همكاران، ۱۹۸۸؛ انیسكویچ۱۰ و همکاران، ۱۹۹۰؛ كروتر۱۱ و همكاران، ۱۹۹۱؛

ایگرت۱ و همكاران، ۱۹۹۴؛ باكر۲ و همكاران، ۱۹۹۵؛ تامپسون و همكاران، ۱۹۸۸). علاوه بر این، برنامه آموزش مهارت های زندگی برای پیشگیری از خودكشی، خشونت و رفتارهای منفی و كاهش افت تحصیلی نیز مورد استفاده قرار گرفته که نتایج حاکی از کاهش میزان اقدام به خودکشی، خشونت و رفتارهای منفی و افت تحصیلی بوده است(الیاس و همكاران، ۱۹۹۱؛ گینر۳ و همكاران، ۱۹۹۳؛ لافروم بواز۴، ۱۹۹۴؛ ایگرت و همكاران، ۱۹۹۴؛ تامپسون و همكاران، ۱۹۹۸؛ پنتر و همكاران، ۱۹۹۸ به نقل از خاكپور، ۱۳۸۰).

۱۳) یكی از اهداف اصلی برنامه مهارت های زندگی، ارتقاء بهداشت روانی كودكان و نوجوانان است. مطالعات بسیاری در مورد تأثیر برنامه آموزش مهارت های زندگی بر ابعاد مختلف سلامت روان انجام گرفته و نتایج نشان داده است كه آموزش این مهارت ها سبب افزایش عزت نفس، بهبود مهارت های اجتماعی و ارتباطات بین فردی، افزایش رفتارهای مثبت اجتماعی و سازگاری اجتماعی، افزایش رضایت سیستم خانوادگی و سازگاری با خانواده، افزایش مهارت حل مسائل شخصی و بین فردی و افزایش مهارت های مقابله ای شده است. (شور۵، ۱۹۸۲؛ بوتوین، ۱۹۸۲؛ پارت۶، ۱۹۸۵؛ كروتر، ۱۹۹۱؛ الیاس و همكاران، ۱۹۹۱؛ لارسون۷، ۱۹۹۲؛ گیلبرت۸، ۱۹۹۶ به نقل از خاكپور، ۱۳۸۰).

۱۴) برنامه های پیشگیری مبتنی بر آموزش مهارت های زندگی، بر اساس مطالعات انجام شده بسیار مؤثرتر از گرایش های سنتی است. مثلاً «پری۹ و كلدر۱۰» (۱۹۹۲) دریافتند كه گرایش های جامع در پیشگیری از سوء مصرف مواد (شامل آموزش مهارت های زندگی برای ارتقای توانائیهای اجتماعی) در به تعویق انداختن شروع مصرف الكل و ماری جوانا بسیار مؤثرتر از گرایش های مبتنی بر ارائه دانش و اطلاعات و گرایش های مبتنی بر رهبری همسالان بوده اند. همچنین «گلین»۱۱ (۱۹۸۹) در مروی بر گرایش های مؤثر در پیشگیری از مصرف سیگار به این نتیجه رسید كه آموزش مهارت ها، جزء ضروری برنامه های موفق و مؤثر است ( به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.