از سال ۸۶ «روز خانواده و تكریم بازنشستگان» در تقویم رسمی كشور درج خواهد شد. علت انتخاب این روز شأن نزول آیه «هل اتی» در سوره الانسان كه راجع به خانواده و استحكام پایه های آن است عنوان شده است. سوره هل اتی در روز ۲۵ ذی الحجه در شان اهل بیت پیامبر (ص)نازل شد كه پس از سه روز روزه و انفاق افطار خود، از طرف خداوند اطعام شدند.

اما در شورای فرهنگ عمومی اتفاق نظر بر این بود كه روز بازنشستگان با یك روز در تقویم رسمی كشور تلفیق شود كه بهترین روز برای این منظور روز ۲۵ ذی الحجه یعنی روز خانواده بود. در دین مبین اسلام خانواده یكی از مهم ترین اركان جامعه محسوب می گردد. پایبندی به خانواده و جلوگیری از بی بند وباری و همچنین ارتقاء جایگاه و تحكیم بنیان خانواده، از جمله مسائلی است كه به آن شفارش فراوان شده است.

خانواده به عنوان کوچک ترین نهاد اجتماعی ، آسیب پذیرترین گروه در برابر آسیب های اجتماعی است به طوری که اکثر مشکلات و آسیب ها ابتدا در خانواده ها بروز پیدا می کند و در صورت عدم پیشگیری و برخورد نا صحیح با آنها ، به درون جامعه نیز رسوخ می کند و در این شرایط دشوار دیگر نمی توان به راحتی مشکلات و آسیب ها را کنترل کرد.

بی شك با انجام فرامین دینی اسلام در مورد خانواده و درنظر گرفتن آنها می توان تا حد زیادی زمینه سلامت خانوادگی و سعادت و جاودانگی را برای خویش فراهم سازیم.

شعار امسال روز خانواده « تحول در خانواده ها ، چالش ها و فرصت ها » تاکید بر دگرگونی های مهمی دارد که این واحد اساسی جامعه در سال های اخیر درگیر آنها بوده است. دگرگونی هایی چون كاهش میانگین اعضای خانواده، افزایش سن ازدواج، بالا رفتن میانگین سن مادران در تولد اولین فرزندشان، كاهش مرگ و میر نوزدان و افزایش سن والدین بهمراه دیگر تغییراتی چون زندگی مشترک بدون ازدواج یا ازدواج کارگران مهاجر که در شهرها و کشورهایی زندگی می کنند که همسرانشان حضور ندارند، افزایش طلاق، افزایش تعداد خانواده های تك سرپرست و اپیدمی بیماری هایی مانند ایدز. بسیاری از این دگرگونی ها موجب زیر سئوال بردن ساختار جامعه به گونه ای که ما می شناسیم می شود. دگرگونی های مزبور مستلزم این است که با یکدیگر تلاش کنیم تا خود را تطبیق دهیم، سیاست عمومی را به نحوی شکل دهیم که نیازهای خانواده ها را رفع کند، یقین حاصل کنیم که خدمت اساسی مانند آموزش و بهداشت به تمامی شهروندان به ویژه کودکان بدون در نظر گرفتن وضعیت خانوادگی آنها ارائه می شود.بعضی از تحولات و تغییرات در ساختار خانواده فرصتهای جدیدی ارائه می دهد ، مانند اختیارات جدید و گسترده تر برای دختران و زنان.

وظایف و کارکرد آن:

خانواده عهده دار وظایف مهم و فوق العاده ای است كه اهم آن عبارتند از:

ابقای نسل

پرورش نسل و مراقبت از آن به سبب حفظش از خطرات گوناگون

صمیمیت و نزدیكی تنگاتنگ با اعضا و همرنگی و همدلی و تعاون

تكمیل و تكامل و ایجاد زمینه امن و آسایش در خانواده به گونه ای كه امكان عبادت خدا و موجبات رشد از هر حیث فراهم شود.

نقش و اهمیت خانواده:

خانواده تنها نظام اجتماعی است كه در همه جوامع، از مذهبی و غیر مذهبی پذیرفته شده و در جوامع گوناگون دارای نقش، پایگاه و منزلت های گوناگون است، با اینكه خانواده هسته ای كوچك از اجتماع است، در حیات اجتماعی مردم نقش و تأثیری فراوان دارد. خانواده هسته اول همه سازمانها و نهادهای اجتماعی است همه نقش های مربوط به ایجاد تمدن و انتقال مواریث و رشد و شكوفایی انسانیت به آن مربوط می شود و نیز همه سنت ها، عقاید و آداب ویژگی های فردی و اجتماعی از طریق خانواده به نسل جدید انتقال می یابد.

جامعه متشكل از خانواده هاست، مختصات آن از طریق روابط خانوادگی قابل توصیف است. اثر وجودی مفید و یا زیانبخش آن، به جامعه هم می رسد. ساخت و مشی آن در سكون یا اضطراب جامعه مؤثر است. انگیزه اعضایش در انگیزه های اجتماع تأثیر می گذارد. چگونگی مشی و سبك زندگی آن در اخلاق جامعه و در صحت یا بیماری آن نقشی مؤثر دارد.

تربیت دینی فرزندان

مطالبی که پیش رو دارید، گزارشی اجمالی از فرایند تربیت دینی فرزندان است که پس از اشاره به ابعاد مختلف دوران کودکی و نوجوانی، به بیان حقوق فرزندان، مسئولیت های والدین و عوامل دین گریزی جوانان می پردازد.

واقعیت ها و بایسته ها:

یکی از شاخصه های نظام های دینی توجه به واقعیت پیش از بیان مسئولیت ها است. اساساً در میان نظامهای تربیتی، آن سیستمی موفق تر است که پیش از بیان «بایدها و نبایدها» به «هست ها و نیست ها» توجه نماید. بنابراین بر ما لازم است که با غرایز، روحیات، عواطف، احساسات، نیازها و ابعاد مختلف فرزندان خود آشنا شویم و در همان قالبها به برنامه ریزی برای تربیت دینی آنها بپردازیم.

الف) سن مناسب برای آغاز برنامه های تربیتی:

از آنجا که بنابر مطالعات روان شناختی و آموزه های دینی، عوامل مختلف وراثتی و ژنتیکی و حتی محیطی از آغاز شکل گیری نطفه بر انسان تأثیر به سزایی دارند، باید از دوران انتخاب همسر و حتی پیش از آن برای برخوداری فرزندان آینده مان از تربیتی سالم و مناسب، زمینه سازی نماییم. بر همین اساس، پیامبر اکرم (ص) از ازدواج با همسران ناشایست نهی فرموده و فرزندان به دنیا آمده از آنها را تباه شده و از دست رفته می شمارد. امیر مؤمنان (ع) نیز خصلت های زشت و زیبا در روح و روان انسانها را متأثر از شیر مادران شان می داند.

آزمایشهای تجربی در این زمینه نیز این واقعیت را تأیید می کند که انسان از دوران جنینی نسبت به محیط و صداهای مختلف اطراف خود حساس بوده و به خصوص از مادر و سخنان و روحیات وی تأثیر می پذیرد. به همین دلیل، در اسلام به پدران سفارش شده است که از روزی حرام اجتناب ورزند و آداب ویژه ای را به هنگام انعقاد نطفه رعایت کنند. به مادران توصیه شده که در دوران بارداری، مراقب اندیشه ها و رفتارهای خویش بوده، همواره در طهارت جان و پاکیزگی تن و روان تلاش کنند؛ چرا که از کوزه همان برون تراود که در او است. پس از ولادت نیز فرزندان به طور مستقیم در معرض برخی آداب و مراسم مذهبی قرار می گیرند؛ آدابی مانند خواندن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ که در روایات به عنوان پناهی در برابر وسوسه های شیطانی شمرده شده است؛ کام گرفتن کودک با تربت امام حسین (ع)؛ انجام غسل ولادت؛ ختنه کردن؛ عقیقه کردن؛ صدقه دادن به وزن موی سر کودک از طلا یا نقره و به وزن بدنش از خرما و ..... امروزه از نظر علمی نیز تأثیر بسیاری از این اعمال برآینده کودک غیرقابل انکار است. با این حال، بدیهی است که فرزندان را نمی توان از آغاز تولد به طور مستقیم مورد تعلیم و تربیت قرار داد و ناچار باید منتظر پیدایش زمینه های یادگیری و تربیت پذیری در آنها بود. در این باره که آموزش و پرورش دینی فرزندان را از چه سنی باید آغاز کرد، میان دانشمندان و کارشناسان امور تربیتی اختلاف نظر است.

برخی با هر گونه تعلیم و تربیت مذهبی تا پیش از بلوغ مخالفند، ولی عده ای دیگر با تأکید بر آمادگی و استعداد اطفال برای تربیت پذیری، بر این باورند که می توان برخی معلومات دینی را به طور ساده و قابل فهم به آنها عرضه نمود و با تلقین، آنها را در این فضای مقدس قرار داد. جان لاک از اندیشمندان غربی نیز معتقد است که تربیت دینی را باید از کودکی آغاز کرد. وی می گوید: « اندیشه خدا را از همان آغاز کودکی می توان در نهاد فرزندانمان جای داده، عشق و احترام به خدا را در روانشان بدمیم. »

به نظر می رسد برای یافتن سن مناسب برای آغاز برنامه های تربیتی باید سن طبیعی گرایش فرزندان به دین و مذهب را شناخت. بررسی های روان کاوان نشان می دهد که آغاز پیدایش حس مذهبی در کودکان به ماههای قبل از چهارسالگی باز می گردد و حتی گاه در حدود ۲ تا ۳ سالگی ظاهر می شود. کودکان از سه سالگی، علاقه بسیار به دعا و سرودهای مذهبی داشته، از تکرار و خواندن دعاهای دسته جمعی، لذت بسیار می برند. از حدود ۴ سالگی، کنجکاوی سراسر وجود کودک را فرا می گیرد و درباره حقایق مختلف جهان و از همه مهم تر آفریدگار جهان می پرسد. این مرحله، سن طبیعی کودک برای پذیرش مفهوم خداوند است. کودک چهار ساله، پدر خود را به بزرگی و اهمیت خدا می داند و تلقی او از خدا همچون پدر، ولی بزرگ تر است. او حتی گاه خدا را همچو عضوی از خانواده به حساب می آورد. احساس مذهبی با رشد و افزایش سن کودک آشکارتر می شود و در شش سالگی به روشنی می توان تظاهر به رفتارهای مذهبی را در کودکان مشاهده کرد. یک کودک شش ساله با علاقه تمام درباره خدا پرستش نموده، خواستار آشنایی و صحبت با او است و درخواستهای غالباً مادی خویش همچون اسباب بازی، خوراک و پوشاک را با او در میان می گذارد، به تدریج در سن هفت سالگی، خدا را مقامی قدرتمند و بالاتر از والدین می شناسد.

بر همین اساس، امام باقر (ع) در حدیثی مفصل به تشریح وظایف اولیا در تربیت ایمانی فرزندان از سن سه سالگی می پردازد:

در سه سالگی کلمه توحید « لا اله الا الله » را به کودک بیاموزید و در چهارسالگی با نبوت پیامبر اسلام آشنایش سازید و در پنج سالگی رویش را به قبله کنید و سجده بر زمین را یادش دهید. در شش سالگی رکوع و سجود را به شیوه صحیح به او بیاموزید و در هفت سالگی وضو و نماز را به طور کامل آموزش دهید.

براساس این حدیث شریف، کودک را باید در سه سالگی با خداوند، در چهار سالگی با نبوت و در پنج و شش سالگی با پرستش به شیوه های مختلف آشنا ساخت، تا آن که در هفت سالگی بتوان مجموعه نماز را به عنوان نمادی از کل دین و به تعبیر روایات ستون دین به او القاء نمود.

نکته مهم دیگر در این میان توجه به پرسشهای دینی کودکان است. آنها بر مبنای سیر پیش گفته به پرسش درباره مذهب و موضوعات دینی پرداخته، برکسب درک و فهم خود، سوالات متفاوتی از اطرافیان می پرسند. در شش سال اول درباره منشأ و علت اشیاء سؤال می کنند: من از کجا آمده ام؟ آسمان را که درست کرده است؟ و .... در سن ۷ تا ۱۰ سالگی سوالهایی عمیق تر میپرسند و خواهان پاسخ هایی مستدل تر هستند: چرا خدا دیده نمی شود؟ چگونه خداوند در همه جا حضور دارد؟ خدا چیست؟ انسانها چطور در قیامت دوباره زنده می شوند؟ در سنین نوجوانی به دلیل افزایش آگاهی ها و معلومات بر دامنه و عمق سوالات افزوده می شود. اگر مبانی اعتقادی در سالهای پیش در ذهن شان جای گرفته باشد، پاسخ به سوالات بعدی آسانتر خواهد بود؛ زیرا پاسخهایی که در سنین قبل شنیده اند، فضایی اعتقادی در ذهن شان ترسیم نموده و در آن فضا به اندیشه و پرسش می پردازند.

منبع: رواق اندیشه جلد ۱۴/ مركز پژوهشهای اسلامی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.