اصول و روش های آموزش مفاهیم دینی به کودکان بر اساس تربیت دینی و اخلاقی

از طریق تربیت می توان آدمی را به بلندترین نقطه جمال و کمال رساند و از طریق تربیت است که می توان انسان خام و ناپخته را به انسان های متفکر و مدبر در سطح جهانی و بین المللی تبدیل کرد

دکتر زهرا قنبرپور

دکترای تعلیم و تربیت

تربیت در سازندگی انسان وسیله ای برای جهت دادن و هدایت وی است. از طریق تربیت می توان آدمی را به بلندترین نقطه جمال و کمال رساند و از طریق تربیت است که می توان انسان خام و ناپخته را به انسان های متفکر و مدبر در سطح جهانی و بین المللی تبدیل کرد و در جنبهِ اجتماعی باز تربیت عامل بزرگی برای همسازی و تفاهم داشتن در حیات اجتماعی توام با صلح و سعادت است، تربیت امری است که وجودش برای ادامه همه جوامع انسانی ضروری است. فقدان تربیت صحیح برای بشریت یک فاجعه بوده است، جنگ هایی که اتفاق افتاده ناشی از تربیت غلط آن ها بوده که به جان هم افتاده و خون یکدیگر را بر زمین جاری ساختند. آری مردمی که خون ریزی می کنند به ظاهر وحشی و بی سواد نبودند بلکه براساس نظاماتی به ظاهر متمدن تربیت یافته بودند ولی در آن نظام از تعالیم آسمانی خبری نبوده و جسم و تن و غرائز را مورد توجه قرار می دادند. و امروز هم همان خطر، بشریت را تهدید می کند از آن بابت که برخی نظام ها، نه تنها الهی نشده اند بلکه فاصله آنها با خدا و تعالیم انبیاء روزبروز بیشتر می شود.امر تربیت در همه ایام و در طول تاریخ برای همه جوامع و ملت ها مهم بود و ما مسأله تربیت را برای همه یک مسأله حیاتی می دانیم. اهمیت دادن به امر تربیت در عصر حاضر به ویژه برای دوام کشور ما که مهد اجتماعی از مردم انقلابی و مسلمان است، مهم است .بنابراین، همان گونه که شناخت خصوصیات و توانایی های کودکان در بهینه سازی آموزش مفاهیم دینی امری مسلم است، شناخت اصول و روش های مربوط به آموزش مفاهیم دینی کودکان دبستانی نیز ضرورت دارد.بدین ترتیب، اگر آموزش مفاهیم دینی کودکان بدون توجه به اصول و روش های صحیح آموزشی انجام پذیرد، مصداق این سخن امام صادق علیه السلام خواهد بودکه: «اَلعامِلُ عَلی غَیرِ بَصیَرهٔ کَالسَّائِرِ عَلَی غَیرِ الطَّریقِ لایَزیدُهُ سُرْعَهُٔ السَّیْرِ الاَّ بُعدا»؛( کلینی، ج1، ص 43.) کسی که بدون بصیرت دست به انجام کاری می زند، مانند رونده در بیراهه ای است که هرچه سرعتش بیش تر باشد، از مقصد دورتر خواهد شد.

تربیت فرهنگی بر اساس فرهنگ تربیت دینی

می دانیم که فرهنگ ها همه خالص، یکدست ، سالم و بی عیب نیستند. به ویژه که در عصر ما به علت توسعه و همگانی شدن وسایل ارتباط جمعی، دهکده جهانی در حال تحقق و فرهنگ ها در حال آمیزش و اختلاط اند. یک ایرانی با اینکه مسلمان است و سعی دارد بر اساس قرآن و سنت عمل کند آگاهانه یا نا خودآگاه فرهنگ دیگران را با آن مخلوط کرده راه و رسمی را در پیش گرفته است که نه اسلام است ، نه مسیحیت ، نه ایرانی است ، نه فرانسوی و روسی و از همه فرهنگ ها نشانه ها و رگه هایی در زندگی او به چشم میخورد به همین خاطر در تربیت فرهنگی نسل اگر خواستار رای و نظر اسلام باشیم باید به این نکات توجه کنیم:

1- شناخت اسلام و فرهنگ آن که برگرفته از قرآن و سنت(قول،فعل،و تقریر معصوم) است.

2- شناخت فرهنگ های موجود،که با فرهنگ کشور ما آمیخته و معجونی از فرهنگ موجود را ساخته و مارا در خود شناور کرده اند.

3- ارزشیابی آن فرهنگ مثبت و منفی و انطباق یا عدم انطباق آنان با اسلام.

4- اصلاح جنبه های منفی آنها در صورت امکان و زدودن جنبه های خلاف اسلام آنها.

5- افزایش جنبه هایی به آنها که زمینه را برای تکمیل فرهنگ و انطباق با اسلام فراهم آورد.

در نهایت یا قبول آن فرهنگ و جزئی از اسلام دانستن آن ،یا طرد کامل آن. (قائمی،1387 ،تربیت فرهنگی)

تعریف تربیت دینی

برای رسیدن به تعریفی کامل از تربیت دینی بهتر است ابتدا به تعریف تربیت بپردازیم و بعد از آن دین را تعریف کنیم . در تعریف تربیت می گوئیم:

« تربیت عبارت است از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب » ( شکوهی یکتا،۱۳۷۳،ص۷)

در تعریف دین نیز می گوئیم:

« مجموعه تعالیم و دستورات نشات گرفته از خدا که از طریق وحی به پیامبرش ابلاغ شده تا به گوش مردم برساند وآنها را وادار به رعایت و عمل کند. بر اساس باور ما، تعالیم و دستورات الهی از یک سو نظام حیات فردی و اجتماعی ما را در دنیا سر و سامان می دهند و از سوی دیگر تامین کننده سعادت ما در دو جهان هستند.» (قائمی،۱۳۷۴،ص۱۳)

تربیت دینی یعنی رسیدن به تزکیه و نتیجه آن چیزی نیست جز فلاح و رستگاری. آنجا که خداوند متعال می فرماید: «قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها » (شمس،آیات۸و۹) «آنکه خویشتن را تزکیه کند، رستگار است و آنکه خویشتن را غوطه ور در معاصی کند، نومید و مایوس است.»

اصول آموزش مفاهیم دینی به کودکان

اصل سهولت

منظور از اصل سهولت این است که در آموزش مفاهیم دینی به کودکان، باید توان شناختی، عاطفی و انگیزشی کودکان را در نظر گرفت و از زیاده روی، خشونت و سخت گیری در روند آموزشی پرهیز نمود؛ زیرا هدف از آموزش مفاهیم دینی، برانگیختن شوق و رغبت کودکان به یادگیری آموزه های دینی است و نه صرفا انتقال آگاهی های دینی. از این رو، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره این سخن را تکرار نموده اند که «آموزش دهید و آسان بگیرید و سخت گیری نکنید»؛( ری شهری، العلم والحکمه فی الکتاب والسنه، ، 1376) چرا که «خداوند مرا سخت گیر و سرسخت مبعوث نفرمود، بلکه مرا آموزگاری آسان گیر مبعوث نموده است.»( همان، حدیث 1308) شهید مطهری نیز نقل می کند: «پیامبر صلی الله علیه و آله آن گاه که معاذ بن جبل را برای تبلیغ دین به یمن فرستاد، به او چنین فرمود: «یا مَعاذُ بَشّروَ لاتُنَفِّرْ وَ یَسّرْوَ لاتُعَسِّرْ»؛ می روی برای تبلیغ اسلام، اساس کارت تبشیر و مژده و ترغیب باشد، کاری بکن که مردم مزایای اسلام را درک بکنند و از روی میل و رغبت به اسلام گرایش پیدا کنند. نکته ای که پیغمبر اشاره کرد این بود که «بَشَّر وَ لا تُنَفِّرْ»؛ کاری نکن که مردم را از اسلام فرار بدهی و متنفر بکنی. مطالب را طوری تقریر نکن که عکس العمل روحی مردم فرار از اسلام باشد.( مطهری، سیری در سیره نبوی، ، 1367)

حال با توجه به اصل آسان گیری در آموزش های اسلامی، رعایت این اصل در آموزش مفاهیم دینی به کودکان از اهمیت بیش تری برخوردار است؛ زیرا بنابر آنچه در بررسی ویژگی های کودکان بیان شد، مفاهیم دینی اموری هستند که با فطرت کودک سازگارند و نیازی به تحمیل و سخت گیری ندارند، سخت گیری زمانی است که آموزه هایی خلاف خواست فطری کودک به گونه ای برای او ترسیم و تکرار شود که آن را بدون فکر و اندیشه بپذیرد. علاوه بر این، مفاهیم و آموزه های دینی سهل و آسان، زمینه های درونی و انگیزشی لازم را برای کودک فراهم نموده، او را به یادگیری مفاهیم و حقایق دینی علاقه مند می سازد. چنان که خشونت و سخت گیری در امر آموزش مفاهیم دینی، کودک را نسبت به اصل دین و تعالیم حیات بخش آن بدبین نموده، آثار و پی آمدهای ناگواری در روحیه لطیف او باقی خواهد گذاشت. بنابراین، رعایت این اصل در آموزش مفاهیم دینی کودک چنان مهم است که ائمه معصومین علیهم السلام در سخنان نورانی خویش والدین را بدان سفارش نموده اند. بنابر مضمون روایتی از امام صادق علیه السلام به نقل از رسول مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله ، «والدین کاری را که انجام آن برای کودک آسان و ساده است بپذیرند و آنچه را که انجامش بر وی سنگین و غیر قابل تحمّل است از او انتظار نداشته باشند.»( وسایل الشیعه، ج 15، ص 199.)

اصل تدریج

اصل تدریج و رعایت توان و استعداد دانش آموز از دیگر اصول تعلیم و تربیت است. انسان از زمان تولد تا سنین بزرگسالی توانایی های جسمی، ذهنی و عاطفی یکسانی ندارد و در هر دوره از رشد با خصوصیات ویژه آن دوره ظاهر می شود.

قرآن کریم در طول 23 سال به تدریج بر پیامبر نازل گردید که خداوند در کریمه 106 از سوره «اسراء» به این نکته اشاره می فرماید: «وَ قُرآنا فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلَی مُکْث وَ نَزَّلناهَّ تَنزیلاً»؛ و قرآنی که آیاتش را از هم جدا کردیم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانی؛ و آن را به تدریج نازل کردیم.

مفسّران در بیان علل نزول تدریجی آیات قرآن مطالب فراوانی نوشته اند که بررسی همه آن ها از حوصله این مقاله بیرون است و در این جا تنها به دیدگاه علامه طباطبائی اشاره می کنیم. به عقیده ایشان، نزول آیات قرآن به تدریج به خاطر بلوغ و رشد استعداد مردم در تلقّی معارف اعتقادی و احکام فرعی و عملی آن است.( طباطبائی، المیزان، ذیل آیه 106 اسراء)

خلاصه آن که، قرآن با در نظر داشتن سطح درک و فهم مردم، به مرور احکام اسلام را بیان فرموده، به گونه ای که فهم و پذیرش آن برای آنان ممکن باشد. بنابراین، آموزش مفاهیم دینی به کودکان باید تدریجی باشد و آنان را به تدریج و آرام آرام با مفاهیم دینی آشنا نمود. در تعالیم اسلامی توصیه هایی در این زمینه وجود دارد که ما تنها به ذکر یک روایت اکتفا نموده و نتیجه گیری می کنیم.

امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام در حدیث مفصلی آموزش مفاهیم دینی کودکان را در سنین مختلف بیان فرموده است: «در سه سالگی کلمه توحید "لااله الاالله" را به کودک بیاموزید، سپس او را رها کنید تا به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد، آن گاه "محمد رسول الله" را به او یاد بدهید، سپس تا چهارسالگی او را رها سازید و در چهار سالگی صلوات بر محمد را به او بیاموزید...»( وسایل الشیعه،ج15، ص 194)

بر این اساس، دانشمندان تعلیم و تربیت با توجه به توانایی های ویژه دوران کودکی در آموختن مفاهیم و معارف، رعایت اصل تدریج را مسأله مهمی تلقّی نموده اند که غفلت از آن نتایج جبران ناپذیری به بار خواهد آورد. در این مجال به آراء تنی چند از آنان اشاره می کنیم.

به نظر پستالوزی (J. H. Pestalozzi 1827 1746)، مربی بزرگ تعلیم و تربیت سوییسی، آموزش کودک باید بر اساس مراحل رشد طبیعی آدمی صورت گیرد. بر همین اساس، دست یافتن کودک به مرحله بعدی را، آن گاه برای او ممکن می داند که مرحله نخست را پیموده باشد. وی با توجه به اصل تدریج در آموزش سرعت و شتابزدگی را زیان آور دانسته، می گوید: «طبیعت، شایستگی های برتر آدمی را همانند گوهری که در صدف پنهان است، در او پنهان کرده است. اگر صدف را پیش از وقت بشکنید، گوهری ناقص خواهید یافت.»( نقیب زاده، فلسفه آموزش پرورش،1375) غزالی در کتاب میزان العمل می نویسد: «یکی دیگر از وظایف معلم این است که به قدر فهم فراگیر سخن گوید و یکباره در تربیت نخست، آنان را از امور آشکار به موارد دقیق، و از ظاهر و علنی به پنهان و خفی منتقل نکند...»( غزالی، میزان العمل،1376)

بنابراین، آموزش مفاهیم دینی دارای مراحل و درجات است و این مراحل و درجات به دلیل تفاوت در رشد استعدادهای شناختی، عاطفی، انگیزشی و نیز تفاوت در معلومات و تجربیات دانش آموزان است، به گونه ای که نمی توان هر مطلبی را در هر مرحله ای آموزش داد، بلکه مطالب باید متناسب با سطح فکر و قدرت درک دانش آموزان باشد. به عنوان مثال، آموزه های وجود خداوند، توحید، معاد و مانند آن ها در دوره ابتدایی نمی تواند در قالب استدلال های پیچیده عقلانی و مفاهیم انتزاعی آموزش داده شوند، بلکه باید با زبانی ساده، جذاب و آسان بیان گردند؛ و مفاهیم انتزاعی، براهین فلسفی و منطقی را به دوره هایی موکول کرد که استعداد لازم برای فهم آن ها در دانش آموزان پدیده آمده باشد.

اصل مداومت و استمرار

در مکتب اسلام، آموزش امری است مداوم و مستمر، و مسلمان همیشه باید در وادی آموزش و فراگیری باشد، همان گونه که در حدیث آمده است: «اُطلُب العِلم مِنَ المَهدِ اِلیَ الْلَحْدِ.»

چنین گفت پیغمبر راستگوی زگهواره تا گور دانش بجوی

کسب علم و فراگیری امر دایمی تلقّی شده است و تحصیل علم از نظر اسلام زمان معین و مشخصی ندارد، چنان که امام صادق علیه السلام فرمودند: «طَلَبُ العِلمِ فَریضَهٌٔ عَلی کُلِّ حال»( العلم و الحکمه فی الکتاب و السنه ، حدیث 780.) و حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «لایُحرِز العِلمَ الا ّمَن یُطیِلُ دَرْسَهُ»؛( همان، حدیث 1005) بر دانش و معرفت دست نیابد، مگر کسی که در تحصیل خویش مدوامت نماید؛ زیرا که به فرموده آن حضرت، دانش و معرفت پایان نمی پذیرد.( همان، حدیث 165)

بنابراین، همان گونه که گذشت، از نظر اسلام، آموزش مفاهیم و حقایق دینی امری است که باید تا پایان عمر استمرار یابد و آدمی تحت تأثیر آن باشد، لکن دوران کودکی و نوجوانی را می توان دوران ملازمت و مداومت آموزه های دینی از نظر اسلام دانست که باید والدین و مربیان بر این امر نظارت داشته و هدایت نمایند. در این باره تنها به ذکر یک روایت از امام صادق علیه السلام بسنده می کنیم که فرمود: «اَلغُلامُ یَلعَبُ سَبْعَ سِنیَن وَ یَتَعلَّم الکتابِ سَبعَ سنِینَ و یَتَعلَّمُ الحَلالَ وَ الَحرام سَبْعَ سِنینَ»( وسایل الشیعه، ج 15، ، ص 194.)؛ کودک به مدت هفت سال باید بازی کند و به مدت هفت سال باید آموزش خواندن ببیند و به مدت هفت سال باید تعلیم حلال و حرام داده شود.»

بنابراین، از روایات اسلامی استفاده می شود که آموزش مفاهیم دینی در دوران کودکی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، چنانچه آموزه های دینی در این دوران انجام نپذیرد، به آموزش در بزرگسالی نمی توان امید چندانی داشت. به عبارتی، اهمیت آموزش آموزه های دینی به کودک از سویی و طولانی بودن دوره ساختار ذهنی و روانی کودکی انسان از سوی دیگر، استمرار و مداومت در آموزش مفاهیم دینی به کودک را می طلبد. از این رو، باید به موازات رشد عقلی و تحول روانی کودک، مفاهیم اعتقادی را به کودک انتقال داد و از شتاب و فشار بی مورد در این امر پرهیز نمود.

اصل آگاهی بخشی

آموزش مبتنی بر بصیرت و آگاهی دانش آموز از اصول اساسی نظام آموزشی اسلام است. در منابع اسلامی، آیات و روایات فراوانی وجود دارد که علم و آگاهی را می ستاید و مردم را به سوی آن می خواند و تشویق می کند و از جمود و تقلید کورکورانه و بدون تفکّر و تعقّل بر حذر داشته و به شدت نکوهش می نماید؛ مثلا، کریمه 108 سوره «یوسف» می فرماید: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا الیَ اللّهِ عَلی بَصیرهٔ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنی وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ مااَنَا مِنَ الْمُشرِکین.» در این آیه، خداوند از انسان ها می خواهد بر اساس بصیرت و آگاهی رفتار نمایند و دین حق را بپذیرند، و شیوه دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز بر اساس آگاهی است.

از این رو، در نظام آموزشی اسلام دیگر جایی برای تحمیل عقیده و القائات و به تبع آن، تقلید کورکورانه باقی نمی ماند؛ چرا که اصولاً این مفاهیم با مفهوم پذیرش بر اساس بصیرت و آگاهی، به هیچ وجه سازگار نیست. در برخی از روایات نیز بر این نکته تأکید شده که آموزش اگر بر اساس فهم و آگاهی نباشد، چندان سودمند و پایدار نخواهد بود.

روایت علوی زیر نمونه ای از این روایات است: «اَلا لا خَیْرَ فی عِلْم لَیْسَ فیه تَفَهّم، اَلا لاخَیْرَ فی قراءهٔ لَیْسَ فیه تَدَبّرٌ...»؛( اصول کافی، ج 1، ص 36.) هان! بدانید دانشی که بر اساس اندیشه و آگاهی فرا گرفته نشود، خیری ندارد، و یادگیری که در آن تدبر نباشد نیز خیری نخواهد داشت.»

همان گونه که پیروان نظریه گشتالت، یادگیری را عبارت از کسب بینش دانسته و عقیده دارند اگر دانش آموز آنچه را که در مدرسه می آموزد واقعا بفهمد و نسبت به آن بصیرت حاصل کند به آسانی می تواند به موقعیت های جدید انتقال دهد، صاحب نظران تعلیم و تربیت اسلامی نیز به آموزش بر اساس فهم و آگاهی بخشی تأکید می کنند، بلکه برخی با تمایز بین مفهوم فهم و بصیرت با حفظ کردن و به خاطر سپردن، معتقدند فهم یا بصیرت پایه و اساس یادگیری را تشکیل می دهد.( شریعتمداری، روان شناسی تربیتی ،1370) از دیدگاه شهید مطهری، هدف در تعلیم و تربیت اسلامی باید دادن رشد فکری به دانش آموز باشد.( مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، 1374) از دیدگاه برخی دیگر، رشد و تعالی کودک در فرآیند آموزش و پرورش به عمق و معرفت درونی وابسته است نه افزایش حجم اطلاعات.( کریمی، کودک و مدرسه، 1378)

بنابراین، آنچه باید در جریان آموزش مفاهیم دینی به کودکان، مورد توجه معلمان قرار گیرد، تأکید بر درک و آگاهی مفاهیم است، ضمن این که حفظ و تکرار و تلقین شرط لازم آموزش در سنین کودکی است ولی کافی نیست. این حقیقت را می توان در کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام یافت که می فرماید: «فَضْلُ فِکْر وَ تَفَهّم اَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تِکْرار وَ دِراسَهٔ»؛( غررالحکم، حدیث 6564) یادگیری ای که بر اساس تفکّر و فعالیت فکری دانش آموز باشد، به مراتب سودمندتر از تکرار و مرور آن است.»

اصل تفاوت های فردی

تفاوت های فردی از اصول پذیرفته شده در روان شناسی، تعلیم و تربیت و معارف دینی است، و به این معناست که همه انسان ها با یکدیگر شباهت هایی دارند، ولی آنان از حیث ویژگی های شناختی، عاطفی، انگیزشی، بهره هوشی، تأثیر و تأثرات محیطی و صفات شخصیتی از همدیگر متفاوتند. همین امر موجب می شود که هر انسانی، موجود مستقل، تام و فردی خاص باشد. به همین دلیل، یکی از عمده ترین مسائل روان شناسی، مسأله تفاوت های فردی و عوامل آن ها می باشد و حتی برخی از روان شناسان می گویند: «روان شناسی غیر از تفاوت های فردی موضوع دیگری برای بحث ندارد.»( شعاری نژاد، روان شناسی، 1372) بر این اساس؛ اصل تفاوت های فردی از دیدگاه دانشمندان تعلیم و تربیت نیز مورد توجه قرار گرفته است. برای مثال، شهید ثانی بر این اعتقاد است که معلم باید با هر یک از دانش آموزان با توجه به میزان فهم و استعداد آنان سخن گوید، و مورد خطاب قرار دهد.( عاملی، مکتب الاعلام الاسلامی، 1368.)

خواجه نصیرالدین طوسی ترجیح می دهد که معلم باید پیش از هر اقدام آموزشی، استعداد و قابلیت های کودک را با دقت و فراست شناسایی و آن گاه علوم و صنایع متناسب را به او بیاموزد.( اخلاق ناصری، 1369، ص 227.)

مرحوم محمدتقی جعفری، معلم و دانش آموزان را به باغبان و گل ها و درختان یک باغ تشبیه می کند که هر یک از درختان و گل ها، ویژگی ها و نیازهای متفاوتی دارند. نیاز هر کدام به آب و هوا و نور و کود متفاوت می باشد. این باغبان است که باید با دقت کامل نیاز هر یک از آنان را بشناسد، به مقدار لازم آن ها را آبیاری نموده، و در معرض نور و هوا قرار دهد. معلّم نیز باید ویژگی های شناختی و عاطفی هر یک از دانش آموزان را بشناسد تا بتواند متناسب با آن ها رفتار خاصی در پیش گیرد.( جعفری، تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، جلد چهارم)

خلاصه آن که، توجه به تفاوت های فردی در آموزش یکی از اصولی است که معلم باید با آن آشنا باشد وآموزش خود را با آن همگام سازد؛ زیرا «اهمیت دادن به تفاوت های فردی در آموزش، اثربخشی آموزشی را بیمه می کند.»( احدیان، راهنمای روش های نوین تدریس ، 1378) بر این اساس، رعایت تفاوت های فردی در آموزش مفاهیم دینی کودکان دبستانی از اهمیت زیادی برخوردار است، به ویژه در انتخاب و استفاده از روش های آموزشی، معلّمان باید انعطاف بیش تری داشته باشند و در آموزش مفاهیم دینی به کودکان به طور یکسان عمل ننمایند، بلکه متناسب با ویژگی های شناختی، عاطفی، انگیزشی، سوابق خانوادگی و محیطی آنان، از روش های گوناگون و مؤثر استفاده نمایند. به عنوان نمونه، معلّمان می بایست بدانند برای برخی از کودکان، آموزش مفاهیم دینی با استفاده از روش شعر و داستان سودمند است و برای برخی از راه پرسش و پاسخ. برخی مفاهیم دینی را زودتر می فهمند و برخی دیگر نیاز به مثال و توضیح بیش تری دارند.

روش های آموزش مفاهیم دینی

مقصود از روش های آموزش مفاهیم دینی به کودکان، فنون، شیوه ها و دستورالعمل های جزئی است که اهداف و اصول آموزش مفاهیم دینی را به ثمر می رساند و به آن ها عینیت می بخشد. در واقع، بخش کاربردی فرایند آموزش مفاهیم دینی، شیوه ها و روش های آن است. به عبارتی، مهم ترین و دشوارترین مرحله از فرایند آموزش، تعیین و تشخیص روش های آموزش مفاهیم دینی و استفاده و به کارگیری صحیح و مناسب آن، به ویژه برای کودکان می باشد. از این رو، در این بخش، با توجّه به ویژگی های شناختی، عاطفی و انگیزشی کودکان دبستانی، به بررسی این روش ها خواهیم پرداخت.

روش استفاده از مثال

یکی از روش های مهم و مؤثر در آموزش مفاهیم دینی به کودکان دبستانی، استفاده از مثال است. استفاده از مثال های متنوع، فهم مسائل انتزاعی را برای دانش آموزانی که از نظر رشد شناختی و تحول روانی ضعیف و یا در سطح پایینی می باشند، آسان می کند. به عبارتی، در بیان مطالب علمی و عقلی، استفاده از مثال بهترین روش برای هر چه بیش تر آشکار ساختن مطالب، تفهیم ساده تر و در نتیجه، درک بهتر و سریع تر آن هاست. از این رو، استفاده از مثال یک شیوه قرآنی است. قرآن کریم با استفاده از این روش، حقایق و مفاهیم عقلی و غیر محسوس را در قالب حکایات و مثال های سودمند، به گونه ای در ذهن مخاطب ملموس و مجسم می سازد تا به این ترتیب ماهیت امر برای مردم روشن و آشکار گردد و آنان به خوبی به حقیقت موضوع پی ببرند.( اسماعیلی، تفسیر امثال القرآن ، 1368.)

پیامبر مکّرم اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام نیز در بسیاری از موارد برای القا و تفهیم آموزه های عالی دینی و تبیین مطالب عقلی، از مثال آوری بهره برده اند.(همان)

اگرچه اعتقاد به خدا و دین در کودکان فطری است و نیازی به اثبات ندارد، اما حتی در کودکی نباید از تقویت زیربنای اعتقادی غافل ماند، و در سنین دبستان می توان آن ها را به زبانی ساده مطرح کرد. بنابراین، استفاده از مثال یکی از روش های مناسب در آموزش مفاهیم دینی و اصول اعتقادی به کودکان است؛ زیرا گاه می توان با ذکر یک مثال مناسب و هماهنگ با مقصود، مطلب و مفهوم عمیق دینی را آسان و برای کودکان قابل فهم و درک نمود. از این رو، مربیّان و معلّمان می توانند با استفاده از این روش مفاهیم اعتقادی اسلام را در پرتو مثال هایی ساده و محسوس و ملموس در حد توان کودکان برای آنان آموزش دهند.

روش قصّه گویی

زبان قصّه یا داستان یکی از مناسب ترین روش های آموزش مفاهیم دینی به کودکان است؛ زیرا کودکان شیفته شنیدن قصّه و خواندن داستان می باشند و این سبب می شود تا بخش عمده تعلیم و تربیت دینی کودکان از این راه انجام پذیرد. هرچه استفاده از داستان های مناسب بیش تر باشد، تأثیر این آموزش و رسیدن به هدف های مورد نظر آن، ساده تر و سریع تر صورت می گیرد. در اهمیّت این روش و بهره گیری از آن، همین بس که در قرآن کریم و تعالیم انبیای الهی و کتاب های آسمانی هم این روش مؤثر، یعنی زبان داستان و قصّه برای آموزش، هدایت، القای مفاهیم و پیام های دینی مورد توجّه قرار گرفته است. قرآن کریم بسیاری از مفاهیم، حقایق و آموزه های دینی را در قالب بهترین قصّه ها، به زبانی ساده، جذّاب و قابل فهم برای مردم بیان نموده است. مثلاً، در داستان حضرت آدم و حضرت عیسی علیهماالسلام حقیقت و چگونگی آفرینش الهی تفسیر می شود؛ در داستان حضرت ابراهیم علیه السلام اثبات توحید و یگانگی خداوند و در داستان عُزَیر کیفیت معاد بیان گردید است.

از آن جا که قصه و داستان آموزه ها و حقایق آموزشی را به طور غیر مستقیم بیان می دارد، از نظر روان شناسی تربیتی نیز یکی از مهم ترین و مؤثرترین روش های آموزشی به حساب می آید. بنابراین، معلّمان در آموزش مفاهیم دینی به کودکان می توانند با استفاده از این روش، مفاهیم اعتقادی دین اسلام، از قبیل مسأله توحید، نبوّت، امامت و معاد را در صورت لزوم در قالب داستان های مناسب و با توجّه به مقتضای سن و حالت روحی دانش آموزان دبستانی بیان کنند.

روش یادآوری نعمت های الهی

خداوند متعال نعمت های مادی و معنوی فراوانی برای بشر آفریده است. به عبارتی، خداوند انسان را سرشار از نعمت های خویش نموده و همه نوع نعمت در اختیار او قرار داده است. در قرآن، نعمت های الهی بر دو گونه اند: نعمت های ظاهری و نعمت های باطنی؛ چنان که قرآن کریم در کریمه 20 سوره «لقمان» می فرماید: «وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهًٔ و باطِنَهًٔ»؛ نعمت های آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته است. در این که منظور از نعمت های «ظاهر» و «باطن» در آیه چیست، مفسّران بسیار سخن گفته اند. در احادیثی که از پیامبر مکّرم اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نقل شده است، نعمت ظاهری را رزق و آفرینش نیکو و توحید و نبوت و اسلام، و نعمت باطنی را ولایت و مودت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته اند.( خرمشاهی، 1377، ص 2247.)

از سوی دیگر، قرآن کریم در آیاتی چند به یادآوری نعمت های الهی سفارش نموده است. برای مثال، در کریمه 3 سوره «فاطر» می فرماید: «یا اَیُّهَاالنّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ خالق غیرُاللهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ و الْارضِ لااله اِلاّ هُوَ فَاَنّی تُؤفَکُون.» «ای مردم به یاد آورید نعمت های خدا را بر شما؛ آیا آفریننده ای جز خدا هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست؛ با این حال چگونه به سوی باطل منحرف می شوید؟»

همچنین یکی از روش های تربیتی پیامبران الهی، یادآوری نعمت های الهی می باشد تا به این وسیله گرایش انسان ها را به سوی صاحب نعمت برانگیزند و سپاس گزاری از نعمت دهنده را، که از گرایش های ریشه دار و فطری انسان است، در آنان بیدار سازند. چنان که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این باره می فرماید: «فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ، وَ واتَرَ اِلَیْهِمْ اَنْبِیاءَهُ، لِیَسْتَأدُوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَکّروُ هُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ.»( نهج البلاغه، خطبه اول.)

از این رو، در دوره دبستان با توجه به تمایلات فطری و گرایش های ذاتی پاک و دست نخورده کودکان بهتر می توان از روش یادآوری نعمت های الهی در آموزش و تعمیق بینش الهی آنان استفاده کرد. یادآوری نعمت های خداوند می تواند به تقویت و تعمیق شناخت کودک در مسأله خداشناسی کمک کند تا بتواند ولی نعمت خود را بشناسد و وظایف خود را از قبیل شکرگزاری و ایمان به او، ایفا کند. با یادآوری نعمت های الهی می توان ذهن کودک را به خدای مهربان متوجه کرد و میل و گرایش او را نسبت به خدایی که همه چیز را آفریده و به همه کمک می کند، جلب نمود. بر این اساس، در تدریس و آموزش خداشناسی و معاد به کودکان، باید بیش تر بر محبت و عشق الهی به همه انسان ها و به ویژه نیکوکاران و دادن پاداش و نعمت های بهشتی به آنان در روز قیامت تأکید کرد و آنان را نسبت به خدا و رحمت او امیدوار و علاقه مند ساخت و از بیان عذاب و رنج دوزخ، که زندگی پس از مرگ را به گونه ای وحشتناک و دهشت انگیز ترسیم نماید، خودداری کرد.

روش نمایشی (نمادین)

منظور از نمایش، مجسّم کردن و به صورت مشهود و محسوس درآوردن پیام ها و آموزه ها است. روش نمایشی یکی از روش های آموزشی است که دارای تأثیر فوق العاده ای می باشد و از راه آن می توان آموزه های دینی را در قالب های قابل مشاهده و به گونه ای روشن، آسان و محسوس به کودکان آموزش داد. نمایشی کردن مفاهیم عقلی و انتزاعی، به ویژه برای کودکان با توجه به غلبه برخورد حسّی آنان، موجب می شود که این گونه مطالب بهتر درک شود و یادگیری عمیق تری صورت پذیرد؛ معمولاً کودکان، خاطرات نمایشی را که در کودکی دیده اند، به شکل آگاهانه یا ناآگاهانه، تا آخر عمر در حافظه خود حفظ و نگهداری می کنند. اصولاً استفاده از روش نمایشی، و به صورت محسوس و مشهود در آوردن مفاهیم و مسائل آموزشی، از جمله روش هایی است که در قرآن کریم نیز فراوان مورد استفاده قرار گرفته است. قرآن کریم با استفاده از روش نمایشی توانسته است اصول اعتقادی را اثبات و برای عموم مردم قابل درک و فهم نماید. قرآن کریم هنگامی که مثلاً درصدد تقویت ایمان مخاطبان به زندگی پس از مرگ و مسأله معاد می باشد، به ارائه نمونه-های مشابه حسّی و قابل مشاهده در این دنیا می پردازد؛ یکی از نمونه های عینی که قرآن مجید بارها به آن پرداخته و برای اثبات این امر در برابر چشم همگان به معرض نمایش قرار داده، زنده شدن مجدد گیاهان می باشد. علاوه بر تعالیم وحی، معصومان علیهم السلام نیز در پاره ای از موارد برای محسوس و مجسّم نمودن مفاهیم و حقایق دینی از روش نمایشی استفاده نموده اند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در موارد متعددی، مانند آموزش نماز و حج از این روش استفاده نموده و به مردم می فرمودند: «صَلُّواکَمارَاَیْتُمُونی اُصَلّی»؛( مجلسی ، ج85، ص 276.) نماز بگزارید، آن گونه که می بینید من نماز می گزارم. در حدیثی آمده است که روزی عده ای از بزرگان یهود به مدینه آمدند و از حضرت علی علیه السلام در مورد خدا سؤالاتی نمودند؛ از جمله درباره معنی جمله «اَیْنَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجْهُ الله»؛ یعنی چطور ما به هر طرف رو کنیم، به طرف خدا هستیم؟ حضرت علی علیه السلام به ابن عباس دستور داد هیزمی آماده نموده و آتشی را برافروزند، آن گاه از آنان سؤال کرد: صورت آتش به کدام جهت است؟ گفتند: ما که برای شعله آتش صورتی نمی یابیم؛ یعنی شعله آتش که پشت و رو ندارد. آن گاه حضرت فرمود: «کَذلِکَ ربّی اینما تولوا فثم وجه الله»؛ یعنی همان گونه که شعله پشت و رو ندارد و شما در هر طرف آن باشید، روبه روی آن هستنید، خدا نیز پشت و رو ندارد.( میلانی ،1375ش، ص 175.)

بنابراین، طبیعی است که جنبه آموزشی روش نمایشی مؤثرتر و پرجاذبه تر از روش گفتاری صرف است؛ چرا که روش نمایشی همزمان گوش و چشم مخاطب را به کار می گیرد. از این رو، در آموزش مفاهیم دینی کودکان لازم است تا آن جا که امکان دارد مواد و مطالب آموزشی به صورت نمایشی ارائه گردد. آموزش بسیاری از مفاهیم دینی اعمّ از اصول و مبانی ارزشی، اعتقادی و احکام عملی با استفاده از روش نمایشی قابل آموزش پذیر است. مثلاً، در ارتباط با خداشناسی، معلم می تواند دانش آموزان را به نزدیک ساختمانی که عده ای مشغول ساخت و تکمیل آن هستند ببرد تا آنان با مشاهده زحمات و تلاش های فراوانی که برای بنای آن صورت می گیرد، به این نتیجه برسند که ساختمانی به این کوچکی و بساطت نیازمند سازنده ای است، پس این زمین و آسمان ها و دیگر مخلوقات عالم که بسیار عظیم تر و شکوهمندتر می باشند، محتاج خالقی آگاه و توانا است.

نتیجه گیری

سخن پایانی اینکه تربیت اخلاقی کودکان هم از ارزش ها، معیارها و نگرش های مربیان و والدین که نمایندگان جامعه هستند و هم از کلیه شیوه ها و تدابیری که برای تعامل با آنها اتخاذ می کنند، تاثیر می پذیرد. . به این ترتیب، مربی می تواند با فراهم کردن فرصت هایی نظیر بحث و تصمیم گیری در زمینه مسائل اخلاقی و اجتماعی و تحریک قابلیت های شناختی- اخلاقی، بروز رفتارهای صحیح در انظار کودکان، احترام به کودکان و فراهم کردن موقعیت هایی برای تجارب عملی اخلاقی برای کودکان بر پرورش داوری های اجتماعی و اخلاقی آنها تاثیر مثبت داشته باشد. بدیهی است که بلوغ اخلاقی معلمان و والدین یکی از عوامل عمده است که کیفیت این روابط و چگونگی آن را تحت تاثیر قرار می دهد. تعلیم و تربیت اسلامی به عنوان بیان آنچه که برای تربیت انسان مورد نیاز بوده است، توسط خداوند و انبیاء الهی و نیز ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ به اندازه کافی بیان شده است. مطالعه قرآن و دیگر منابع اصیل اسلامی هر اندیشمند منصف را به این واقعیت و حقیقت غیر قابل انکار می رساند.منابع موجود در این زمینه که از قدیم توسط فلاسفه و مربیان مسلمان تعلیم و تربیت به نگارش درآمده، می تواند به فهم این امر به طالبان حقیقت کمک نماید، که به برخی از آنها و نیز به آثاری از مربیان و نویسندگان معاصر اشاره شد. اما، تعلیم و تربیت اسلامی به معنای علم تعلیم و تربیت و نیز ارائه نظریه تربیتی و سیستم تعلیم و تربیت اسلامی هنوز بسیار جوان و کم سابقه است و هنوز فعالیت های بیشتری را طلب می کند تا به یک علم تمام عیار و نظریه ای علمی و نیز سیستمی فراگیر و کامل تبدیل گردد. البته در این ارتباط اگر نقصی نیز مشاهده شود، که می شود، مربوط به دست اندکاران امر مطالعه و نظریه پردازی، برنامه ریزی و پی ریزی یک نظام تعلیم و تربیت اسلامی و در آخر اجرای آن در مرحله عمل می باشد.

تصحیح شده