جملات زیبا در مورد شهادت حضرت زهرا متن تسلیت ایام فاطمیه

جملات زیبا در مورد شهادت حضرت زهرا شهادت حضرت زهرا تسلیت باد برای تسلی این دردی که بر شیعیان نمودار شده است, چاره ای جز آویختن به تن مستانه گلمات نداریم در ادامه چند متن ادبی برای شهادت آن حضرت آورده شده است که با هم می خوانیم

دیروز زهرا(س) ، دخت نبی، عزیزهمگان بود

محرم حریم نبی و ولی وکبریا بود

بهانه خلقت ، تاج سر مومنان بود

درب خانه اش ضریح گلبوسه فرشتگان بود

پناهگاه یتیمان و ابن سبیل بود

سرزنده وشادمان و بانوی اول چهان بود

قاری مدینه و گل محفل مدینه بود

محدث بود ومرجع بانوان عالم بود

و امروز...........

و ناگاه چه شد.؟

وقتی پرستوی صلح الهی پرکشید

بعدازنبی، باطن ها ظاهرشد

بظاهر دوست به یکباره دشمن شد

و بعد......

جفا و جور وستم بسوی بیت الوحی آمد

بلای تمام عالم بسوی فاطمه(س) آمد

تازنده بود همدرد، رنج و دردبود

همگان ارث پدربردند واو محروم بود

جای گلبوسه پیامبر(ص)، آماج سیلی خصم شد

پهلویش شکستند، بازویش کبود و محسن اول شهید ولایت شد

آندم........

آه ازغم حسن مجتبی(ع)، باران اشک حسین سیدالشهداء(ع)

زانوبغل گرفته وشانه بدست زینب کبری(س)

و.......

رخسار گلگون علی مرتضی (ع)

وغوغا درآسمان ......

غلامرضا شهریاری

چقدر مظلوم بودی و علی از تو هم، مظلوم‏تر .

و آن‏گاه که پدر، در بسترِ ارتحال افتاد، قلبت شکست .

هیچ‏وقت، تو را چنین غمگین ندیده بودم .

پدر که گریه‏هایت را دید، در آغوشت کشید؛ هر چند خود نیز می‏گریست! راستی! نگفتی پدر، برایت چه گفت؟

چه زود او را فراموش کردند و حرف‏هایش را! چه زود، تو را خشمگین کردند و خدا را .

آمده بودند تا علی را بِبَرند. یادت می‏آید؟ هر چند، به یاد آوردنش نیز قلبم را می‏آزارد. هر چند، هیچ‏کس نمی‏خواهد تو را به یاد بیاوَرَد، اما من شهادت می‏دهم خونِ تو را و کودک نیامده‏ات را و «فضه» نیز با من همزبانی خواهد کرد آغوشِ گرم و خونینت را .

تمامِ مظلومیت، در چشم‏های علی علیه‏السلام جمع شده بود و ریسمان، فریاد را در گلویش می‏شکست .

دیگر وقتِ نشستن نبود. انگار پیامبر بود که برخاست و از پسِ پرده ـ در مسجد مدینه ـ سخن گفت؛ برآشفت و تو ـ دیگر ـ هیچ نگفتی؛ هر چند کودکانت را در برابر دیدگان اشکبارِ علی علیه‏السلام در آغوش گرفتی؛ هر چند علی علیه‏السلام ۳۰ سال، تنها شد؛

هر چند ... .

به گریه ‏ام نخندید، خواب‏آلوده مردم مدینه! گریه من، ذوالفقار من است. دختر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را با گریه چه نسبتی است؟ مرا با گریه نسبتی نیست؛ اگر گوشتان را سر شنیدن ندای حق باشد، مگر جز گریه، راه چاره‏ای هست برای بیدار کردن شما؟! گریه‏ام، ذوالفقار من است؛ پس بهراسید از گریه فاطمه تا دامن خوابتان را نگیرد و از نادانی بیدارتان نکند!

حسین امیری

فاطمه علیهاالسلام ، صبر لایزال نبوی بود که در هیأت عفتی سر به فلک کشیده، چادر به سر می‏کشید و در کوچه‏های مدینه، در تمام رهگذرهای هستی، حضور خدا را به کائنات، یادآور می‏شد.

سیلی ستم و تازیانه کینه را به جان خرید تا هجوم تندبادِ انکار، شمع یک‏تنه حقیقت را خاموش نکند.

افسوس از سوره کوثر که در آن خانه گِلین، همسایه اهالی غفلت و سنگدلی شد! آه از زمزمه‏های شرحه شرحه بتول که در نیمه‏شبِ سجاده و تسبیح، ارکان عرش را به لرزه می‏افکند! آه از ریحانه رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله که در مشام حسادتِ زمین، به هدر می‏رفت و چشمانِ حقیقت‏ستیز زمانه، رخساره طهارتش را طاقت نداشت.