آخرین نفسهای یک پیوند عاطفی

صدای گرومب همسایه ها را لب پنجره می کشد این سینی چای است که وسط حیاط پرت شده و پشت بند آن صدای داد و بیدادی است که از پنجره دست راستی آپارتمان همکف به حیاط می آید

صدای گرومب همسایه ها را لب پنجره می کشد. این سینی چای است که وسط حیاط پرت شده و پشت بند آن صدای داد و بیدادی است که از پنجره دست راستی آپارتمان همکف به حیاط می آید.

مرده شوی چای دم کردنت را ببرد. این چای که یخ است! چای صبحانه را بعدازظهر برای من می آوری؟

و بعد از این صدای فریاد که با طنین و بم ادا می شود، صدایی نازک و زنانه همراه با جیغ جواب می دهد: مرده شوی خودت را ببرد با این اخلاق افتضاح. وقتی جلوی همه می گویی زنم بی سلیقه است این هم از سرت زیاد است.

بله حالا همسایه ها هم دیگر می دانند که دلیل این صدای گرومب تلافی بدگویی های آقا، جلوی فک و فامیل بوده است نه بمب و خمپاره. پس نفسی از سر آسایش می کشند و دوباره سر جاهایشان برمی گردند.

● مشکلات هزار رنگ

مشکلات آدم ها هم مثل خودشان متنوع است یعنی به تعداد آدم ها، مشکل وجود دارد. بیشتر این اختلافات بین زن و شوهرهاست و اختلافات میان زن و شوهرها، آزاردهنده و مخرب است چون یک زندگی زناشویی ناموفق بدون شک دامنه اختلافات را به زندگی فرزندان، خانواده های دو طرف و گروه دوستان نیز می کشاند . امروزه برخلاف سال های گذشته که کمتر زن و شوهری با میل و علاقه وارد زندگی مشترک می شدند حالا بیشتر ازدواج ها عاشقانه است، اما هنوز هم همین زندگی هایی که عاشقانه شروع می شوند بعد از مدتی از محبت خالی می شوند و فقط به خاطر بچه ها ادامه پیدا می کنند.

دامنه مشکلاتی که خانواده ها را به این مرحله می رساند بسیار وسیع است و نمی شود فقط به چند عامل اشاره کرد، ولی با اندکی تامل و تعمق در زندگی آنهایی که می شناسیم می شود به عمده عوامل مشکل ساز در زندگی پی برد.

گفت وگوهای بدون صداقت، فاقد احترام متقابل و همراه با رودربایستی هم پشت پرده بسیاری از مشکلات خانوادگی است درست همان طور که علت اصلی خیلی از مشکلات و اختلافات در خانواده، ازدواج با کسی است که او را نه به خاطر آنچه هست، بلکه به خاطر آنچه می خواهیم از او بسازیم انتخاب کرده ایم.

بیشتر زن و شوهرهایی که با هم اختلاف پیدا می کنند چنین شرایطی دارند.

آنها بعد از مدتی می بینند به هم علاقه نداشته اند و در مورد احساساتشان اشتباه کرده اند یا به خاطر کارهای ناراحت کننده هم علاقه شان نسبت به هم را از دست داده اند و برای همین بهانه می گیرند، به خاطر مشکلات اقتصادی و فرهنگی از با هم بودن خسته شده اند و حالا می خواهند آزاد و بدون هم زندگی کنند، از سلایق و علایق متضاد خود خسته شده اند و توان حل مشکلات پیش آمده را ندارند، فکر می کنند فرزند مشترکشان خوب تربیت نشده و احساس شکست می کنند، هنوز نتوانسته اند با نقطه ضعف های خانواده همدیگر کنار بیایند و بدتر این که امیدشان برای حل مشکلات را از دست داده اند.

یعنی آنها از وضع موجود ناراضی اند و از این که کنار همدیگرند و مجبورند با هم باشند لذت نمی برند. اما نتیجه تمام این حالات ناخوشایند فقط فشارهای عصبی، داد و فریاد های بی مورد و از دست رفتن آرامش است که به جای راهگشا بودن فقط گرهی بر گره های قبلی می زند.

مخالفت و تضاد در هر زندگی زناشویی وجود دارد، اما این مخالفت ها درجات مختلفی دارد و به نحو متفاوتی بروز می کند. هر کسی به محرک ها به گونه ای پاسخ می دهد، اما در زندگی زناشویی پاسخ به مسائل خیلی مهم است و مهم تر از آن نحوه درست پاسخگویی استوقتی همسرتان در مقابل جمع مسائلی را مطرح می کند که شما دوست ندارید، ممکن است چندجور واکنش از خود بروز دهید. خودخوری یا نگاه عتاب آمیز، دو مورد از این واکنش هاست که مخالفت آرامی را نشان می دهد.

شیوه دیگر مخالفت این است که با صدای بلند وی را از گفتن موضوع منع کنید و آخرین راهی که پیش رو دارید این است که اصلا به روی خود نیاورید.

شاید خیلی از ما به خاطر کسب وجهه در مقابل دیگران و خوب تر جلوه کردن هیچ مخالفتی از خود بروز نمی دهیم در حالی که حرف هایی برای گفتن داریم. گاهی نیز این مسائل را پشت پرده به نحوی دیگر مطرح می کنیم.

مشاوران خانواده معتقدند، اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت های کوچک جمع شده و کم کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود.

می توانید اختلافات هفته گذشته خود را بررسی و فکر کنید که طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است؟ چگونگی برخورد شما با این مخالفت ها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامت ازدواج شماست.

اگر نتوانید با این مشکلات و اختلافات به نحوه صحیح مواجه شوید، کم کم بی سر و صدا کوهی از یخ وسط روابط عاطفی شما و همسرتان سبز می شود و بزودی می بینید که از سر راه برداشتن آن کار دشواری شده است.

● زندگی روی کوه یخ

این یک مرحله قبل از آن است که یاس عاطفی سراسر وجود و زندگی تان را فرا بگیرد. بعد از یک دعوای مفصل خانه را ترک می کنید. اگر خانم باشید به منزل مادرتان می روید و اگر آقا باشید در را به هم می کوبید و اغلب می کوشید با پرسه زدن در خیابان و سیگار کشیدن مشکلات خود را فراموش کنید. از دعواهای پیاپی خسته اید و به دنبال آرامش می گردید. برخی افراد در این مرحله تصمیم مهمی می گیرند; رفتن نزد مشاور یا پا درمیانی بزرگ تر ها و فکر کردن به طلاق. اما برخی افراد درست در این مرحله می لغزند و آرامش را در جای دیگری جستجو می کنند.

این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیفتد. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید.

به اعتقاد روان شناسان بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان است. در این مرحله آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می کند و این گونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده و میدان مبارزه را ترک می کند در حالی که پیوندهای عاطفی اش آخرین نفس ها را می کشد.

نویسنده : نسرین صفری