تغییرات اقلیمی و تحولاتی که طی یک دهه اخیر در عرصه آب و هوایی پیش آمده بسیاری از کشورهای جهان را برای رفع آثار بحران های گسترده احتمالی در این حوزه به تکاپو واداشته است. بزرگترین نشست جهانی سران کشورها درباره تغییرات آب و هوایی ماه گذشته در کپنهاگ، پایتخت دانمارک برگزار شد اما علی رغم تبلیغات گسترده، جز صدور یک بیانیه سیاسی، دستاوردی نسبت به توافق کشورها در پایبندی به پروتکل های جهانی محیط زیست ایجاد نشد.

بیانیه اجلاس دانمارک بدون بار حقوقی و الزام آور صادر شد به گونه ای که مواضع بسیاری از کشورهایی که بیشترین آلایندگی را در سطح جهان دارد نوعی تضعیف پایبندی به توافقات اجلاس کیوتو (ژاپن) بود.

در این بیانیه اعلام شد که تا سال ۲۰۱۲، کشورهای آلاینده محیط زیست تلاش خواهند کرد دمای زمین بیش از دو درجه افزایش نیابد و ۳۰ میلیارد دلار برای کمک به کشورهای در حال توسعه و فقیر اختصاص دهند.

نگرانی های مربوط به مخاطرات آب و هوایی اما در سطوح منطقه ای هم در سال های اخیر فعال شده است. ایران، در حاشیه اجلاس کپنهاگ درباره تشکیل یک نشست منطقه ای با کشورهای عراق، سوریه و ترکیه به توافق رسید؛ نشست چهارجانبه مسئولان محیط زیست این کشورها درباره آنچه که طی سال های گذشته با پدیده گرد و غبار مواجه شده اند در «استانبول»، پایتخت فرهنگی کشور ترکیه تشکیل جلسه دادند؛ موضوعی که بویژه ایران و عراق را با تهدیدات تازه زیست محیطی مواجه ساخته است.

کشورهای حاضر در نشست استانبول به منظور کاهش پدیده گرد و غبار بر مالچ پاشی یکی از کانون های اصلی بحران گرد و غبار (در منطقه) که ۵۸ هزار هکتار از مرزهای عراق و سوریه را دربرمی گیرد به توافق رسیدند.

کشورهای عضو این نشست همچنین اسناد مربوط به تشکیل مرکزی منطقه ای برای پیش بینی وضعیت آب و هوایی منطقه به مرکزیت ایران را به امضا رساندند که نشان از تلاش این دسته از کشورهای آسیایی در پایبندی به بخشی از تعهدات جهانی و ملاحظات منطقه ای است.

اندک زمانی پس از برگزاری اجلاس جهانی کپنهاگ با موضوع «تغییر آب وهوا»، تلاش منطقه ای چهار کشور ایران، ترکیه، سوریه و عراق با زیر موضوع «توفان های غباری» رسانه ای شد. گواینکه در فضای نابرابر و به قول ریاست جمهور رقابت محور کنونی جهان تا گشایش افقی امیدبخش برای هم اندیشی و همکاری همه کشورها از غنی تا فقیر راهی دراز در پیش است، ولی برگزاری اجلاس های منطقه ای چندجانبه به معنای پیمودن آن راه بلند، در فواصلی کوتاه تر ولی مطمئن تر است.

امروزه به نظر می رسد کاهش دوره ای بارش، افزایش سهم بارش های مایع و سیل آسا در مقایسه با بارش های ملایم و بادوام، افزایش موج های هوای گرم در زمستان به عنوان عوامل جغرافیایی طبیعی و افزایش مصرف آب، سدسازی روی سرشاخه های رودهای فرات و دجله و حاکمیت حدود دو دهه جنگ و نابرابری در عراق، عرصه خاک های کشاورزی این جلگه را در برابر بادهای گرم و خشک بیابان های شبه جزیره بی دفاع کرده است. این بادها که درگذشته با گذر از بیابان های شبه جزیره از حجاز تا اردن از بخار آب خلع سلاح شده اند، با رسیدن به خاک های حساس جلگه بین النهرین، ذرات ریز لای و رس را از سطح زمین جارو کرده، از غرب و جنوب غرب وارد ایران می شوند.

دانشمندان بر این باورند یکی از آسیب رساننده ترین پدیده های سرزمین های بیابانی «توفان های غبار» است. در شرایط وزش توفان غباری، دید افقی تا ۲۰۰ متر کاهش می یابد. پدیده گرد و غبار در گستره سرزمین های بیابانی خاورمیانه با آب وهوای خشک و نیمه خشک معمول است.

براساس پروتکل WMO پدیده گرد وغبار چهار نوع است

۱) غبار شناور: این غبارها در مسافتی بسیار دورتر از محل مشاهده شکل می گیرند و افق دید تا ۱۰ کیلومتر بیشتر نیست.

۲) غبار وزشی: از نزدیک محل مشاهده برخاسته، توان دید بین یک تا ۱۰ کیلومتر کاهش یافته است.

۳) توفان غباری: بادهایی قوی هستند که با خود مقادیر زیادی ذرات غبار بلند می کنند و توان دید بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ متر کاهش می یابد.

۴) توفان غباری شدید : بادهای بسیار نیرومند با توان بلند کردن مقادیر زیادی ذرات غبار که توان دید را تا کمتر از ۲۰۰متر کم می کنند.

آنچه در سالهای اخیر در مناطق غربی و جنوب غربی ایران با نام «توفان غبار» شاهد آن هستیم، ذرات خاک است که در بعضی مناطق مثل آلپ های اروپا، ترکیب کانی شناسی آن شامل کوارتز، میکا، کلریت، کائولینیت وکالسیت است. این توفان ها در برخی از مناطق که سنگ های آتشفشانی دارند، دارای ذرات آهن دار است. وجود هر یک از این کانی ها به تنهایی و یا به صورت ترکیبی برای تندرستی اندام ها و بافت های بدن انسان مثل چشم، پوست، گلو و شش ها بیماری زاست.

در عین حال دو راهکار برای کاهش خطر این غبارها قابل طرح است.

۱) برای سهمی از گردوخاک که در سطح استان خوزستان به جریان های غباری می پیوندد؛ تجربه توفان های غباری میانه دهه ۱۹۳۰ در دشت های بزرگ ایالات متحده و بی خانمان شدن کشاورزان هشداردهنده است. بنابراین باید به جای اجرای طرح های پرهزینه انتقال آب های جلگه پهناور خوزستان به مناطق مرکزی ایران که در دهه های پیشین بشدت دنبال می شد، ذخیره، تعدیل و استفاده از آنها داخل استان در اولویت قرار گیرد.

در شرایطی که درسالیان پیش دیدن منظره فواره های غول پیکر وسط رودخانه زاینده رود در شهر اصفهان در خلال روزهای داغ تابستان برای ناظری که می دانست این آب پربها از طریق تونل ها و ای بسا به قیمت بی آب ماندن زمین های کشاورزی جلگه خوزستان از سرشاخه های رودهای خوزستان به زاینده رود منتقل شده است؛ بسی تلخ و تأمل انگیز بود؛ اعلام خبر آبگیری سد جره در نزدیک رامهرمز، در جلگه خوزستان می تواند نویدبخش سامان یافتن بیشتر شرایط باشد.

بنابراین لازم است با اولویت دادن به استفاده از منابع آب و خاک هر استان داخل همان استان و کاهش هزینه ها از هدر رفت این منابع جلوگیری کرد.

۲) برای مهار سهمی از گردوغبار که به خاستگاه های بیرون از مرزهای کشور جمهوری اسلامی ایران مربوط است اجلاس های چندجانبه مثل اجلاس استانبول می توانست فرصتی مناسب برای تبادل نظر و تشکیل کارگروه های فنی و انسانی از متخصصان و صاحبنظران طرف های شرکت کننده باشد. با توجه به تجارب ۴ تا ۵ دهه بیابان زدایی در ایران با روش های مکانیکی، زیستی و شیمیایی؛ در این اجلاس، طرح تثبیت ذرات خاک های بیابان های هر کشور با هزینه خود ولی با مدیریتی واحد و هماهنگ در دستور کار قرار گیرد.

البته در انجام چنین طرح هایی باید عملیات تثبیت از بیابان ها آغاز شود. در اولویت دوم، باید سرزمین هایی که در مسیر انتقال غبارها قرار دارند تثبیت و مجهز شوند. در این زمینه بهتر است از امکانات فنی، مالی و علمی بهره گیری شود. چنان که در این عرصه، انتظار می رود ایران بتواند بر پایه تلاش چندین ده ساله در امر بیابانزدایی با شیوه های مختلف، ازنظر علمی و فنی تشریک قوی داشته باشد. همچنین کشورهای عربی نیز برای تأمین مواد اولیه مثل مالچ نفتی و تأمین مالی چنین طرح هایی سهیم شوند.

دکتر غلامرضا براتی

عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی