|
۱ ـ ۲) تشكیل كلاس اكابر برای خانم های بزرگسال. این جمعیت در راستای تغییر فرهنگ ایرانی ـ اسلامی به فرهنگ غربی تصمیم گرفت كه زنان بزرگسال را آموزش دهد
بنابراین؛ در اواخر سال ۱۳۰۲ (ه.ش) هیئت مدیره جمعیت درصدد تأسیس مدرسه اكابر برآمد و به پیشنهاد نورالهدی منگنه قرار شد كه در ابتداء یك كلاس برای بیسوادان دایر شود و بعد آن را به صورت یك دبیرستان دربیاورند. انتشار اخبار مربوط به این تصمیم موجب شد تا مردم باتوجه به شناختی كه اجمالاً از این جمعیت داشتند و تشكیل این كلاس ها را سرآغاز فتنه و فساد در جامعه می دانستند، برای مقابله با آن به علماء متوسل شوند. اما نتیجه ای حاصل نشد. ر.ك: خسروپناه ص ۱۸۹ به نقل از مصاحبه پری شیخ الاسلامی با نورالهدی منگنه در زنان ص ۱۵۵ در این مدارس آموزش زبان فرانسه و انگلیسی در اولویت قرار داشت و شاگردان به صورت مجانی پذیرفته می شدند.
۱ ـ ۳) اجرای نمایشنامه: یكی دیگر از راه هایی كه «جمعیت نسوان وطنخواه» برای ترویج دیدگاهها و ارزش های خود از آن سودجستند، برپایی و اجرای تئاتر و نمایشنامه بود. به پیشنهاد نورالهدی منگنه قرار شد یك نمایشنامه در منزل ایشان اجرا شده و از عموم زنان خصوصاً اشراف برای شركت در جلسه دعوت به عمل آید اما برای این كه از طرف مردم متدین مشكلی ایجاد نشود هیئت مدیره جمعیت به پیشنهاد نورالهدی منگنه تصمیم گرفت كه به نام عروسی نوكر و كلفت منگنه، مجلسی فراهم شود. علاوه بر آن از محمد درگاهی ـ رئیس وقت نظمیه ـ بخواهند كه مأمورانی را برای محافظت از مراسم جشن تعیین كند. خانه مسكونی نورالهدی منگنه برای برگزاری جشن عروسی آماده شد و مقدمات و وسایل لازم برای اجرای نمایش مانند دكور و سن و صندلی برای تماشاچیان فراهم آمد. هیئت مدیره جمعیت نسوان از «خانم وارتوتریان ارمنی» و دو نفر دیگر از بازیگران زن ارمنی دعوت كردند تا نمایشنامه را در دو پرده اجرا كنند و قرار شد كه نقش های فرعی را چند نفر از اعضای جمعیت اجرا كنند. جالب این جاست كه جمعیت، زمان برگزاری مراسم جشن را شب ۲۷ رمضان ۱۳۴۱ (ه.ق) ۱۳ مه ۱۹۲۳ م تعیین كرد. این كار در شب ۲۷ رمضان ۱۳۰۳ انجام شد. بازیكنان، تمام زن بودند. پرده اول كه تمام شد، درب خانه كوبیده شد. از طرف اداره نظمیه دستور رسیده بود كه فوراً مجلس را به هم زنند. زنها از پشت بام ها به خانه هایشان رفتند. اعضای جمعیت و صاحبخانه، عروس و داماد ساختگی را كه ظاهراً در مجلس حضور داشتند، به سالن آوردند و در را روی مأمورین گشودند. از آن روز خانه نورالهدی منگنه به عنوان خانه ای كه اشاعه منكرات می كند، شناخته شد. و مردم به سوی كسانی كه از آن خانه خارج می شدند، آب دهان می انداختند.
برگزاری این مراسم، آنهم در شب های قدر ماه رمضان، احساسات عمومی و دینی مردم را برانگیخت. ر.ك: بامداد، همان، ج ۱، ص ۵۷؛ مصاحبه پری شیخ الاسلامی با نورالهدی منگنه در زنان. ص ۱۵۵؛ خاطرات نورالمهدی منگنه ص ۸۸
پس از آن شب، عده ای از مردم به خانه ای كه در آن نمایش اجرا شده بود، هجوم آوردند. اسباب منزل را غارت كردند و خسارات زیادی وارد ساختند و چون تأمین جانی برای صاحب خانه نبود، ناچار چندی به خانه دیگر منتقل شد. بامداد، همان، ج ۲، ص ۲۵
از روز ۲۸ رمضان ۱۳۴۱ (ه.ق) به بعد، تبلیغات علما و متدینین علیه جمعیت افزایش یافت. بسیاری معتقد بودند كه صاحب خانه توطئه كشف حجاب را فراهم كرده است. ر.ك: خسروپناه، همان، ص ۱۹۲ به نقل از خاطرات نورالهدی ص ۸۹
به خانه نورالهدی منگنه حمله شد. خود او می گوید: هرچه داشتم حتی میخ و انبر به غارت رفت و بعد خانه را آتش زدند.شیخ الاسلامی، همان، ص ۱۵۷ انزجار عمومی علیه نورالهدی منگنه به گونه ای بود كه مجبور شد مدتی مخفیانه زندگی كند. همان، ج ۱، ص ۵۷؛ مصاحبه پری شیخ الاسلامی با نورالهدی منگنه در زنان ص ۱۵۵؛ خاطرات نورالهدی منگنه ص ۸۸. ص ۴۸ (محترم اسكندری نواده عباس میرزا و از شاهزاده خانم ها به شمار می رفت و علاوه بر این از بستگان سلیمان و از رهبران احزاب چپ گرای كشور پس از انقلاب مشروطه بود.)
۲ ) انتشار مجله «نسوان وطنخواه»
خانم محترم اسكندری صاحب امتیاز مجله «نسوان وطنخواه بود. شیخ الاسلامی، همان، ص ۱۴۴
شماره اول مجله مذكور در ۲۶ صفحه به قطع كوچك خشتی طبع و در سال ۱۳۰۲. ش (۱۹۲۳م) منتشر شد. وجه اشتراك مجله ـ كه به شكل نامنظم منتشر می شد ـ برای داخله سالی ۱۵ قرآن و برای خارجه سالی ۲ تومان بود. تك شماره ۳۰ شاهی بود. مندرجات مجله غالباً مطالب مربوط به زنان و تربیت دوشیزگان بود. این مجله تلاش داشت تا تغییراتی در طرز تفكر و زندگی زنان ایجاد كند.[۲۸] همان، ص ۱۴۶
مقالات مجله، بیش تر به قلم زنان و دوشیزگان نوشته می شد. این مجله تا سال ۱۳۰۵ ش یعنی به مدت سه سال منتشر شده است.
▪ از جمله محوری ترین مطالب نشریه می توان به موارد ذیل اشاره كرد:
۲ ـ ۱) درج مقالات عدیده راجع به نسوان مشهوره غربی ر.ك؛ همان، ص ۱۴۹
۲ ـ ۲) ترویج انواع مد لباس. همان، ص ۱۴۸ از آن جا كه اسكندری و اعضای فعال نشریه و نز مخاطبان اصلی نشریه، از خانواده های اعیان و اشراف بودند و بعضاً در غرب تحصیل كرده یا بزرگ شده بودند، آخرین مدهای اروپایی در مجله تبلیغ و ترویج می شد. این نوع تبلیغات، بازار كالاهای لوكس غربی را رونق می بخشید و مهم تر آن كه سلیقه های ایرانی را به سوی سلیقه های غربی تغییر می داد.
۲ ـ ۳) مقایسه زن عهد عتیق و زن در عصر جدید.همان در این مقایسه، زنان مذهبی زنانی كهنه گرا، خرافاتی، بی سواد، بدبخت به حساب می آمدند و در عوض زنان فرنگ زنانی امروزی، اجتماعی، باسواد و سعادتمند معرفی می شدند:
«در روز دهم برج دلو ۱۳۰۱ (ژانویه ۱۹۲۳م) بانو محترم اسكندری مدیر مدرسه شماره ۳۵ دولتی از جمعی از بانوان منورالفكر، برای حضور در امتحانات شاگردان دعوت نمود و پس از حضور در امتحانات دوشیزگان، بانوی مذكور نطق پرهیجانی راجع به ترقیات و اختراعات محیر العقول اروپا ایراد نمود و ترقیات نسوان ملل فاضله (اروپایی) دنیا را با نسوان ایران مقایسه كرد... البته این سخنان و احساسات... در قلوب خانمها كاملاً موثر واقع شد و در همان مجلس دست اتفاق و اتحاد به محترم خانم اسكندری داده و عهد و پیمان نمودند كه برای پیشرفت مقاصد مقدسه ایشان از هیچ گونه فداكاری خودداری ننمایند.»همان، ص ۱۵۰ و ۱۵۱
دین گریزی، تجددگرایی و حمایت های رضاخانی
محترم اسكندری، و جمعیت او (جمعیت نسوان وطنخواه) اگرچه برای تغییر فرهنگ دینی و ملی زنان و اقتدا به الگوهای غربی تلاش های گسترده ای انجام دادند، با این حال جمعیت نسوان و دیگر تشكل های زنان به سال های ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۵ و اقشار متوسط و بالای زنان جامعه ایران محدود شدند و هیچگاه نتوانستند به تشكلی فراگیر و سراسری تبدیل شوند. خسروپناه، همان، ص ۱۹۶ در تحلیل و ریشه یابی علل ناكامی این گونه فعالیت ها و جمعیت ها، كارشناسان به دونقطه محوری اشاره كرده اند:
۱ ) دین گریزی و مخالفت صریح با آموزه های دینی. در بازتاب فعالیت های ضد دینی «جمعیت نسوان وطنخواه» نوشته اند كه آنچنان شدید و صریح بود كه احساسات دینی توده های مردم را برانگیخت و موجب شد وعاظ و خطباء بر بالای منابر علیه آنان سخنرانی كنند و اعلام كنند:
«این جمعیت (جمعیت نسوان وطن خواه) می خواهد چادر را از سر زنان بردارد».همان، ص ۱۴۷
زنان مومنه مدعی بودند كه جمعیت نسوان وطن خواه در پی آن است كه چادر از سر زنان بردارد. رك: پری شیخ الاسلامی، زنان روزنامه نگار و اندیشمندان ایران، تهران بی نا، ۱۳۵۱، ص ۱۴۷ و اعضای این جمعیت فاسد الاخلاق و... هستند به طوری كه در میان عوام شائبه بی دینی اعضای جمعیت و خصوصاً محترم رواج یافت. در نتیجه اعضای این جمعیت به ویژه محترم اسكندری مورد آزار فراوانی قرار گرفتند و بعضاً بچه های كوچه را تحریك می نمودند كه در موقع عبور و مرور آن خانم خاك بر او می ریختند و سنگ به ایشان می انداختند. رك: روزنامه ایران سال ۸، شماره ۱۶۵۷، پنجشنبه ۳۰ اسد ۱۳۰۱. شماره ۷ و ۸، ۱۳۰۳ ص ۴۰
۲) ارتباط با استبداد رضاخانی. دومین علتی كه خیلی زود تشكل های زنانه ای همچون «جمعیت نسوان وطنخواه» را به بن بست رساند، ارتباط و همكاری آنان با استبداد رضاخانی و حمایت های شخص رضاشاه از این گونه تشكلات بود.
با آنكه بسیاری از نویسندگان بر مشروطه طلبی این «جمعیت» قلم فرسایی كرده اند ولی همكاری اینان با رضاشاه بعد از به قدرت رسیدن و دریافت كمك های محرمانه از او نشان دهنده عمق همكاری و وابستگی آنان به نظام استبداد می باشد. پری شیخ الاسلامی در همین باره در كتاب «زنان روزنامه نگار و اندیشمند ایران» می نویسد كه: از سال ۱۳۰۲ رضاشاه به صورت محرمانه به «جمعیت [نسوان وطن خواه]» كمك مالی می كرد. پری شیخ الاسلامی، همان، ص ۱۴۳ |