این قصه پرغصه

معضل بدحجابی در پایتخت و برخی از شهرها ناشی از چیست آیا مربوط می شود به نبودن لباس های مناسب در بازار, لباس مناسب دقیقاً چیست

● ساماندهی مد و لباس

معضل بدحجابی در پایتخت و برخی از شهرها ناشی از چیست؟ آیا مربوط می شود به نبودن لباس های مناسب در بازار، لباس مناسب دقیقاً چیست؟

طبق تعریف محافل طرفدار این نظریه لباس مناسب آن چیزی است كه اولاً احكام پوشش در دین را رعایت كرده باشد، ثانیاً كسی كه آن را می پوشد احساس خوبی از تیپ خودش داشته باشد، ثالثاً بتواند در جامعه و در حین كار، تحصیل و... تحرك لازم را داشته باشد و دست آخر این كه قیمت مناسبی داشته باشد لااقل از لباس هایی كه این خصوصیات را ندارند و استفاده از آن ها در جامعه باب شده است ارزان تر باشد.

فرض می كنیم مشكل و یا قسمت عده ای از مشكل بدحجابی با این راهكار حل شده است.

شكل دوم؛ ارتباط دختران و پسرانی كه این روزها تعدادشان بیشتر شده است راه حل چیست؟ طبق یك نظر باید مربوط شود به نبودن دخترانی كه این دختران پسران را به دوستی برمی گزینند، با آن ها احساس راحتی می كنند و حرف هایشان را به جای این كه به كسانی بزنند كه دین رابطه با آن ها را مجاز دانسته است به این ها بزنند.

مشكل سوم چیست؟ تماشای ماهواره و راهكار آن، خودمان ماهواره وطنی راه اندازی كنیم همان طور كه قرار است اینترنت داخلی راه بیندازیم، اما یك معضل جدید، بر طبق آمار ۹۷ درصد از كسانی كه با اینترنت در ایران سرگرمند از سایت هایی استفاده می كنند كه نباید استفاده كنند. خب بر طبق سیاست جایگزینی این بار قرار است چه چیزی جایگزین شود؟

اینجا همان نقطه ای است كه همیشه این گونه طرح ها به آن رسیده اند و نیمه تمام رها مانده اند. در جامعه ما معمولاً جریان را عده ای به وجود می آورند كه داخلی هم نیستند. جامعه به دنبال آن جریان راه می افتد.

در داخل دستگاه های فرهنگی از صدا و سیما گرفته تا وزارت ارشاد برای این كه از جامعه عقب نیفتند با آن همراهی می كنند و دست آخر به همین نقطه های افتراق می رسند و دوباره همه چیز را از صفر شروع می كنند و با تمام زورشان همیشه هم چند پله ای از جامعه عقب ترند، پله هایی كه هر سال به تعدادشان افزوده می شود و این ماجرایی است كه باید كاملاً برعكس باشد.

● مشكل كجا است؟

در میان دختران و زنان بدحجاب مهم ترین ویژگی طیف بودن آنان است. از آن رو كه در میان آن ها از كسانی كه اعتقادی به دین ندارند تا آن ها كه حتی اعمال مستحبی روزانه شان را ترك نمی كنند نیز پیدا می شود و این طیف بودن یعنی این كه همه را نه می شود به یك چوب راند و نه می شود نسخه واحدی برایشان پیچاند و این مشكل اصلی طرح ها و موضوعاتی مثل ساماندهی مد و لباس، ماهواره، وضعیت فعلی تلویزیون ایران، موسیقی پاپ و طرح های جایگزینی از این قبیل است.

بله برای آن تعداد از دخترانی كه مشكل بدحجابی ندارند و جامعه از شل حجابی آنان رنج می برد یعنی آن هایی كه اعتقادشان را به حجاب از دست نداده اند، اما گمان می كنند اگر در جامعه با این وضعیت نگردند متهم به عقب ماندگی و... خواهند شد شاید مدل های مختلف لباس جوابگوی نیاز آنان باشد و برای كسانی كه ماهواره را به دلیل برنامه های جذابش نگاه می كنند و مسایل غیراخلاقی برایشان جذابیتی ندارد! شاید ساخت مشابه های وطنی چند ساعتی آنان را از برنامه های ماهواره دور كند، اما هم برای این گروه و هم برای آنانی كه احكام دینی اهمیتش را از دست داده است بدون تردید مهم ترین راهكار تقویت ایمان دینی است. مساله ای كه در این لقمه به دور سر چرخاندن ها گویا اصلاً به چشم نیامده و یا برای بیان آن تعارف و ملاحظاتی وجود دارد. یا شاید واقعاً فكر می شود كسی كه لباس ملی پوشیده است به صرف پوشیدن این لباس روسری اش عقب تر نمی رود كه البته با شناختی كه وجود دارد طراحان این طرح خوشبختانه به این مساله اعتقادی ندارند.

● تقویت ایمان دینی

در قسمت اول این مقاله هم گفته شد كه دستور اصلی در این زمینه نه سخنرانی است نه نصیحت و پند كه تبلیغ عملی است و این تبلیغ عملی علاوه بر بحث رسانه ای اش كه به آن پرداخته شد عملكرد مومنین و یا بهتر آنان كه ادعای ایمان دارند در متن جامعه است كه در جامعه امروز ایران معضلی شده است اساسی تر از معضل اول.

جوانان مذهبی البته به نسبت حضورشان در تركیب جامعه در سطوح عالی مثل برترین های دانشگاهی و تحصیلات تكمیلی موفق نشان داده اند، اما متاسفانه درصد زیادی از آنان هنوز نه انتظارات دین را برآورده ساخته اند و نه انتظارات نظامی كه بر پایه های دینی تشكیل شده است.

برای اینان، نسبتشان با جمهوری اسلامی مبهم مانده و تعریف نشده است. جمله معروف امام(ره) كه حفظ این نظام اوجب الواجبات است را خیلی هایشان نه شنیده اند و نه درك كرده اند واجب ترین واجب ها یعنی نه تنها از مستحبات كه گویا امروزه اهمیتش بیشتر از واجبات شده واجب تر بلكه از مسایلی همچون نماز كه از آن به ستون دین یاد شده و عبادات مهم دیگر نیز مهمتر، كه اگر این نظام فعلی نبود همین ها را هم با ترس و لرز باید انجام می دادیم، اما برای برخی این نظام اسلامی است كه حقی بر گردن ما دارد و نه برعكس آن.

این تفكر اشتباه باید توسط سردمداران فكری جریانات مذهبی كه انصافاً با این كه تعدادشان زیاد نیست، اما اصل را خوب بر فرع ترجیح داده اند از ذهن این جوانان دور ریخته شود.

جوانان مومن پرچمداران دینند و تعجبی ندارد كه دیگر جوانان به جای مطالعه در زندگی بزرگان دینی در كتب سنگین و اغلب غیرقابل درك این ها را در دور و برشان به عنوان نماد دین باور كنند و نماد اگر منعكس كننده واقعی آنچه نمادش گشته نباشد ضربه اصلی را به آن خواهد زد.

● دین، دین زندگی است

مساله مهم تصویری است كه از دین در ذهن برخی جوانان ایرانی از جمله همین جوانان موضوع بحث یعنی بدحجاب ها شكل گرفته. تصویری كه مبنای آن «كار نقد و مزد نسیه» است یا همان بحث قدیمی كه در دنیا فقط باید كاشت و آخرت است كه می توانی كشته خود را برداشت كنی. تفكری كه اتفاقاً توسط رسانه های اصلی كشور دایماً تنور آن گرم می شود و در كتاب های دینی مدارس پایه و اساس آموزش دین گشته.

تفكری كه اگر نگوییم برخلاف آموزه های اصیل اسلامی است كه لااقل بخش مهمی از آن حذف گشته.

درست است كه اینجا قرار بر كاشتن است، اما برداشت آن هم در آن دنیا است و هم در این دنیا، لذتی كه جوان متدین از عمل به دستورات دین در زندگی اش می برد صدها جوان بی ایمان از آن محرومند.

آسودگی و آرامشی كه مكاتب دست ساز بشری و اخیراً معنویت های بدون دین از آن دم می زنند بیشتر از آن ها اسلام است كه آن را فریاد می كند، اما برای برخی از جوانان ایرانی امروز این مساله روشن نیست.

او دینی را می خواهد كه هم با آن زندگی كند و هم با آن بمیرد، اما ما به او دینی را داده ایم كه فقط بخش دوم را ارضا كند. او فكر می كند باید این جا در اوج جوانی اش به جان كندن مشغول شود و از خیلی چیزها دست بكشد تا شاید در جایی كه ندیده و فقط شنیده مزد زحماتش را بدهند.

در حالی كه اگر برنامه زندگی اش را بر طبق دین بچیند اولاً به همان چیزی كه فقط شنیده یقین پیدا می كند و ثانیاً در همین دنیا لذات دینداری اش را خواهد چشید. مهم این است كه اولین گام را برای ورود به این مسیر بردارد؛ گامی كه بدون تصحیح برداشت اشتباهش از دین برداشته نخواهد شد.

● تولید علم راه حل بدحجابی!

آن كسی كه اولین بار از تولید علم گفت و گفت كه رسیدن به سعادت كشور از این مسیر می گذرد خوب فهمیده بود كه دست روی چه موضوع مهم و سرنوشت سازی گذاشته است. مساله واقعاً چیست؟ چرا در دنیای فعلی فرهنگ مثلاً كشور پرو در جهان مطرح نیست؟ چرا خیلی از مردم به جای تقلید از فرهنگ غربی به تقلید از فرهنگ های اتفاقاً جالب آفریقایی نمی پردازند و در حقیقت غرب و امریكا نان چه چیزی را دارند می خورند؟ این قضیه دقیقاً برمی گردد به بحث قبلی یعنی دین برای زندگی.

مردم كشورهای مختلف در حال حاضر دنبال این هستند كه اولاً چه تفكری برایشان زندگی را به ارمغان می آورد و دوماً چه تفكری برایشان غرور و افتخار و برتری را به ارمغان می آورد. خلاصه اش این می شود كه اگر كشوری در دنیا بتواند حرف اول را بزند مردم آن كشور به سراغ ایدئولوژی می روند كه براساس آن كشورشان در جهان صاحب جایگاه برتر شده و سعی در پیروی از آن ایدئولوژی را دارند.

جوان امروز ایرانی اگر ببیند كشورش در میان غول های دنیا و حتی برتر از آن ها ایستاده هیچ گاه به سراغ فرهنگ كشوری نمی رود كه پایین تر از كشور خودش قرار دارد و به تبع آن از نظام و حكومتش احساس رضایت و از آنچه كه این نظام بر پایه آن بنا شده استقبال می كند. این جایگاه امروز به دست نمی آید مگر با عبور از مسیر تولید علم و فناوری و این كه ابرقدرت های علمی دنیا ابرقدرت های فرهنگی هم شده اند ناشی از همین نكته است این جنبش علمی باید به وجود آید و این همان تبلیغ عملی است كه اشاره شد.

البته این مساله به هیچ عنوان نافی تلاش در عرصه های دیگر نیست. هنر هنوز پاشنه آشیل مجامع مذهبی در تبلیغ دین است، مظاهر دینی در كشور باید رنگ تازه ای بگیرند، امربه معروف و نهی از منكر باید از حالت سطحی خارج شود و خلاقیت بیشتری در آن به كار رود و مسایل دیگری كه به برخی از آن ها اشاره شد و برخی دیگر نه اما شاید حالا بهتر بفهمیم چرا وقتی از رهبر انقلاب پرسیده شد وظایف یك جوان را بگویید تحصیل را مقدم بر تهذیب آوردند.