كندوكاوی در مسئله ی حجاب

پوشش برای زنان و مردان, هم امری نسبی بوده است و هم اختیاری یعنی به همان گونه كه ایمان به تعالی یافتن امری اختیاری و ارادی است, طبعا انتخاب ملزومات و راهكارهای متناسب برای رسیدن به تعالی هم مبتنی بر همان ایمانی خواهد بود كه زن یا مرد اراده كرده است

پوشش برای زنان و مردان، هم امری نسبی بوده است و هم اختیاری. یعنی به همان گونه كه ایمان به تعالی یافتن امری اختیاری و ارادی است، طبعا انتخاب ملزومات و راهكارهای متناسب برای رسیدن به تعالی هم مبتنی بر همان ایمانی خواهد بود كه زن یا مرد اراده كرده است. به‌نظر می‌رسد كه اجبار به پوشش‌های فرمایشی، غیر از پیشنهاد و توصیه و نشان دادن راه كار است. اجبار برای مرد یا زنی كه ایمانی به تعالی یافتن ندارد، موجب اعتلای او نمی‌شود و چنانچه مردان و زنانی ایمان به تعالی یافتن داشته باشند بی‌آنكه كسی اجبارشان كند، خودشان متناسب با شرایط محیط و موقعیت، از پوشش لازم استفاده می‌كنند.

اگر قرار باشد در مورد روشن شدنِ مسئله لباس و پوشش زنان به روایت، سنت، و مستندات رایج فقهی بسنده كنیم، این مسئله هیچگاه برای امثال من كه فقیه نیستیم روشن نخواهد شد مگر آنكه اول میان متنِ سنت و متن قرآن تفاوت قایل شویم و به‌جای استناد به روایات و استناد به نظریه‌های فقهی، به خود متنِ قرآن مراجعه كنیم. طرح این سخن به‌معنای رد یا قبول آراء فقهای دوران گذشته یا اكنون در باره حجاب نیست بلكه به‌این معنا است كه فكر می‌كنم امروز طبقه فرهنگیِ میانه‌ای پدید آمده است كه می‌خواهد جدای از فتاوا، و جدای از مسئله تقلید، خودش هم معنای حرمت‌ها را بفهمد؛ بنا براین آنچه می‌نویسم، نه حكمی شرعی، ونه استنباطی فقهی است؛ بلكه به‌عنوانِ كند وكاوِ پژوهشگری است كه با متن قرآن سروكار دارد.

نكته دیگر این كه به‌نظر می‌رسد نقطه كانونی در شكل‌گیریِ مضامین فقهی دورانی بوده است كه با روزگار صدر اسلام فاصله‌ای جدی و تفاوتی بنیادی داشته است. اكثرمضامین فقهی وحقوقیِ ما و همچنین آنچه به عنوان فرهنگ اسلامی می‌شناسیم در دوران امپراطوری عباسیان شكل گرفته است كه ساختار اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، واقتصادی این دوره با روزگار بعثت كه هنوز دولتی تشكیل نشده بود. بسیار متفاوت است.

زیرا به‌نظر می‌رسد كه مدینه در آن روزگار بعثت، حتی از روستاهای امروزی هم شاید جمعیت كمتری داشته است و چندان جامعه‌ی گسترده و پیچیده‌ای نبوده است كه برای اداره‌ی آن حتی نیاز به نهاد‌های حكومتی داشته باشد. در این مورد، نكته قابل تامل این است كه به جز متن قرآن، هیچ اثر مكتوب و مستندی كه تدوین آن به پیش از دوره بنی‌عباس مربوط باشد در دست نداریم. از این جهت می‌توان احتمال داد كه همه متونِ فقهی، فلسفی، كلامی، عرفانی و... بیشتر متناسب با ساختارِ امپراطوری اسلامی شكل گرفته است و نه آنچه قبلا در حجاز و در زمان پیامبر به عنوان اسلام مطرح شده است.

دوم اینكه، متنِ قرآن را نیز نمی‌توان به‌درستی فهمید مگر با شناخت معیارهای زبانیِ همان روزگار بعثت در حجاز، كه البته این نیز كار چندان آسانی نیست زیرا بسیاری از واژگان در طول تاریخ، وبه‌ویژه در دوره پانصد وپنجاه ساله امپراطوری عباسیان، معناها ومصداق‌های متفاوتی از اصلِ خود پیدا كرده‌اند.

نكته سوم اینكه اگر آیاتی را كه امروزه مربوط به حجاب می‌دانند با دقت، وبا همان معیارهای زبانی دوره بعثت مطالعه شود در می‌یابیم كه در هیچ‌كجای قرآن نیامده است كه زنان باید موی سرخود را بپوشانند اما این هست كه زنان مومن سعی كنند تا پوشش ورفتارشان به‌گونه‌ای باشد كه مردانِ بیگانه در آنان طمع نكنند.

چهارم، از بررسی آیات قرآن و با توجه به شرایط زمانی و مكانی حجاز در هنگام بعثت چنین برمی‌آید كه لباس برای زنان، یك شكل ویژه‌ی تثبیت‌ شده‌ای نداشته است بلكه بستگی داشته به موقعیت زنان در برابر مردانِ متفاوت. همچنین مهمترین كسی كه می‌توانسته این موقعیت‌ها را تشخیص داده ومتناسب با‌آن، جاذبه‌های جنسی خود را پوشیده نگاه دارد، خود زن بوده است. بنا براین می‌توان گفت كه پوشش برای زن امری نسبی بوده است و هنوز هم می‌تواند باشد[١].

و نكته آخر اینكه به نظر می‌رسد كه طرح مسئله پوشش زنان از سوی قرآن، ارائه راهكاری است برای مردان و زنانِ آزادی كه به امر متعالی ایمان آورده و دوست دارند خود را از گزند آشوب‌های جنسی و نگاه‌های گزنده مردان هوسران بركنار نگه دارند.

▪اشاره‌ای كوتاه به آیه مربوط به پوشش زنان:

در قرآن دو مورد از آیات هست كه در باره نوع رفتار و پوششِ زنان به‌تصریح در آن سخن رفته است. یكی آیات ٣٠ و ٣١ در سوره بیست‌وچهارم(نور) و دیگری آیاتِ ٥٧ و٥٨ در سوره سی‌ وسوم(احزاب).

در سوره نور پیش از اینكه به آیه مربوط به پوشش زنان پرداخته شود، ابتدا از زنانِ پاكدامن یاد شده است كه برخی كسان به‌آنان تهمت زنا می‌زنند (آیه ٢٣) در آیه ٢٥ همان سوره از وضعیتی یاد می‌كند كه در آن وضعیت، زنان ومردان آلوده برای هم، و زنان ومردانِ پاك برای هم خواهند بود. مضمون آیه به‌گونه‌ای است كه انگار این انتخاب به‌طور طبیعی صورت می‌گیرد[٢] از نوع خباثت(آلودگی) و نوعِ طیبه(پاكی) سخنی به‌میان نیامده است اما با توجه به آیه قبلی كه در باره تهمت زنا آمده، محتمل است كه منظور ازآلودگی، همان آلودگی به‌ انگاره‌های ذهنی و تمایل به زنا با دیگری باشد، یعنی برخی كسان هستند كه ابتدا زنان پاكدامن را متهم به‌زنا می‌كنند تا بعدا اگر فرصتی دست داد خود را مجاز بدانند كه با آنان زنا كنند. وهمچنین ممكن است «طیبه» بودنِ زن ومرد به معنای پرهیزكاری از وسوسه‌های زنا ومبرا بودن آنان از زناكاری باشد.

در آیات ٢٧ تا ٢٩ خطاب به كسانی كه ایمان آورده‌اند آمده است كه:

«به‌خانه‌هایی كه غیر از خانه خودتان است داخل مشوید تا اجازه بگیرید و سلام كنید، (تسلیمِ اهل آن خانه باشید. تسلّموا= بی‌گزند و سالم باشید) این برای شما بهتر است كه پند گیرید.

پس اگر كسی را در آن نیافتید، داخل نشوید تا به‌شما اجازه داده شود. واگر به شما گفته شد برگردید، پس برگردید، او برای شما پاكیزه‌تر است وخدا به‌آنچه می‌كنید دانا است.

برشما پروایی نباشد كه به خانه‌های غیر مسكونی كه متاعی برای شما در آن است وارد شوید و آنچه را آشكار می كنید وپنهان می كنید خدا می‌داند.»

از مضمون این آیات چنین برمی‌آید كه شكل و چگونگیِ معماری خانه‌ها و درگاه‌های ورودی آن به‌گونه‌ای ابتدایی بوده است وبسا خانه‌ها كه به‌جای درب‌های با قفل وبند فقط از پرده‌ی ‌آویخته‌ای كه بر درگاه خانه نصب می‌شده برخوردار بوده است. واژه حجاب نیز در قرآن به معنای پرده‌ای است كه دو قلمرو را از هم جدا می‌كند مانند همان پرده‌ای بر درگاه خانه می‌آویختند. بنا براین در مواقع عادی هركسی می‌توانسته سرزده وبدون اعلام قبلی پرده را پس بزند و وارد خانه‌ای بشود. همچنین به‌آن سبب كه مسلمانان خود را بایكدیگر متحد ویگانه می‌دانستند، شاید منعی نمی‌دیدند كه هرگاه خواستند به خانه‌‌‌‌ی همكیشِ خود وارد شوند وبسا كه در پاره‌ای مواقع همسر صاحبخانه تنها در خانه بوده باشد. مشابه همین توصیه كه بدون اجازه وارد خانه‌ای نشوید در آیه ٥٣ سوره احزاب خطاب به مومنان در مورد خانه ی پیامبر آمده است كه بی اجازه وارد خانه رسول نشوند و اگر از زنان پیامبر چیزی خواستند، از همان پس پرده (من وراء حجاب) حاجت خود را بگویند و اگر چیزی می‌خواهند بگیرند. نكته جالب توجه در این آیه آن است كه مردان باید از پس حجاب با زنان سخن گویند. به تعبیر دیگر، اگر حجاب پوششی برای زنان می‌بود طبعا به زنان توصیه می‌شد كه حجاب خود را حفظ كنند، در حالی كه در قرآن چنین چیزی دیده نمی‌شود.

توجه به‌این نكته نیز مهم است كه احتمالا در حجاز به‌دلیل كمبود چوب نمی‌توانستند همه خانه‌ها را مجهز به‌درهای محكم وقابل استفاده‌ای كنند. این كمبود به‌اندازه‌ای بوده كه حتی برای تعمیر بنای كعبه در قبل از بعثت، ناگزیر چوب‌های برجای مانده از یك كشتی شكسته رومی را كه در سواحل جده یافته بودند به مكه آورده و مورد استفاده قرار دادند[٣]

در آیه بعدی(٢٩ سوره نور) آمده است كه:

«به‌مردان با ایمان بگو نگاه فروكاهند (یغّضوامن ابصارهم) و فروج خویش را حفظ كنند كه آن پاكیزه‌تر است زیرا خدا به‌آنچه می‌سازند آگاه است.»

«یغضّوامن ابصارهم» تنها به معنای به پائین نگاه كردن، یا چشم فرو بستن نیست بلكه به‌معنای كاهیدنِ چیزی از نگاه است. این واژه برای فروكاستن اصوات و صدای خود را پائین آوردن‌هم آمده است(آیه٣ سوره ٤٩) مثل آتش سركشی كه شعله‌هایش را مهار كنند پائین آورند، كم كنند. به‌تعبیر دیگر، آدم‌ها هنگام نگاه كردن به‌هم می‌توانند چیزهایی را در نگاهشان به‌یكدیگر منتقل كنند كه ممكن است آن چیزها با سخنی كه می‌گویند متفاوت باشد. باتوجه به‌اینكه بعد از «یغّضوامن‌ابصارهم» بلافاصله «یحفظوا فروجهم» آمده است، می‌توان گفت كه آنچه در نگاه باید فروكاهیده شود، حس جنسی نسبت به‌طرف مقابل است. اما این كار درصورتی موفق خواهد بود كه طرف مقابل كه از جنس مونث است، به‌همان گونه از نگاه معطوف به جنسیت بكاهد. این است كه در آیه بعد خطاب به زنانِ ایمان آورنده آمده است:

نگاه خود را فروكاهند، فروج خود را حفظ كنند، زینتِ خود را آشكار نكنند مگر آنچه از آن آشكار است.

علی. ط

[١] - امروز كه در افغانستان حكومت طالبان رخت برسته و رفته و حجاب برای زنان آزاد است بازهم شاید حدود نود درصد زنان افغان درآن ولایت خود را ناگزیر می‌بینند از برقع استفاده كنند تا از گزند این وآن و از نگاه هیزِ مردان محفوظ بمانند در حالی كه برخی از همان زنان وقتی به اروپا سفر می‌كنند و در شهرهای اروپایی رفت وآمد می‌كنند حتی از روسری هم استفاده نمی‌كنند زیرا موردی برای آزار دیدن از آن‌گونه نگاه وجود ندارد

[٢] - این آیه همچنین یا آور این شعر مشهور فارسی است كه به‌صورت ضرب‌المثل درآمده:

كبوتر با كبوتر باز با باز / كند همجنس با همجنس پرواز

[٣] - تاریخ طبری، جلد سوم، در بخش مربوط به اخبار پیامبر تا به‌هنگام بعثت. همچنین توجه به‌این نكته نیز مهم است كه درختان موجود در مكه ومدینه بیشتر همان نخل‌های خرما بوده وهست كه چوب آن به سبب الیافی بودن فاقد ارزش برای صنعت نجاری بوده است.

[٤] - تورات، سفر خروج، باب ٢٠، آیه ٢٦


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.