چرا نقش زنان در مشارکت های اجتماعی کمرنگ شده است

مشارکت اجتماعی زنان یکی از شاخص های سنجش توسعه نظام های اجتماعی است که به رغم تاکید قانون اساسی ایران, شرع و کلام پایه گذاران انقلاب اسلامی بر آن, وجود چالش هایی را بر سر راه فعالیت زنان و بهره مندی از ظرفیت ها و توانمندی های این قشر شاهدیم در ادامه بیشتر بخوانید

افزایش مشارکت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان در جامعه یکی از وعده ها و هدفگذاری های دولت یازدهم بود. در سایه تلاش دولتمردان در چهار سال گذشته اجرای برنامه هایی را در راستای توان افزایی و ارتقای اجتماعی زنان و خانواده ها، توانمندسازی زنان آسیب دیده و آسیب پذیر، افزایش پوشش تحصیلی دختران بازمانده از تحصیل و حمایت از توسعه سوادآموزی زنان و دختران شاهد بودیم. اکنون، اظهارات مسئولان دولت دوازدهم نیز از ادامه برنامه ها و سیاست های گسترش حضور زنان در عرصه های گوناگون حکایت دارد.

با وجود همه تلاش های صورت گرفته، به نظر می رسد زنان هنوز سهم و جایگاه اصلی خود را در مدیریت اجرایی کشور و عرصه های اجتماعی به دست نیاورده اند. در این رابطه نباید از سایه سنگین نگاه های فرهنگی و کلیشه ای به فعالیت زنان خارج از چارچوب خانه و خانواده غافل شد.

** غلبه نگاه جنسیتی؛ مانع بزرگ حضور زنان در جامعه

چالش های پیش روی حضور زنان در جامعه، زمانی که موضوع معرفی وزیر زن مطرح شد، به خوبی نمایان گشت. یکی از مسائل مهم که هنوز حل نشده باقی مانده است بعد فرهنگی و وجود کلیشه های جنسیتی است که به این زودی ها پاک نخواهد شد.

رفع نگاه جنسیتی به حضور زنان در عرصه های اجتماعی و فرهنگی نیازمند آموزش از مقطع مهد کودک و دبستان است چرا که کلیشه های جنسیتی باید از نگاه کودکان پسری که در آینده مردان جامعه خواهند شد و در عرصه های مدیریتی حضور خواهند یافت، زدوده شود. این، تنها راه ترمیم و از بین بردن موانع فعالیت های زنان در جامعه ایران خواهد بود.

از بین بردن موانع فرهنگی، زمان بر خواهد بود اما می توان با اهرم فشار از بالا و مسائلی چون اعتماد مدیران به زنان، حضور این قشر را در بخش های اجرایی افزایش داد. غلبه نگاه مردسالارانه و نگرش ها به ظرفیت های زنان باعث شده تا زنان متخصص، توانمند و تحصیلکرده اغلب در پست هایی مانند کارشناسی باقی بمانند.

مدیران کشور باید این واقعیت را باور کنند که بیش از 60 درصد از موقعیت های تحصیلات عالی از آنِ زنان است و در هر پست و مقامی توانمندی های خود را به اثبات رسانده اند.

حضور زنان در حوزه های علمیه نیز گواه تمایل زنان حتی از قشرهای مذهبی کشور برای تحصیل و فعالیت در اجتماع است. اگرچه عده ای تلاش می کنند تا با بیان کلماتی از شرع مانع حضور پررنگ تر زنان در اجتماع شوند اما در برابر، مواردی حتی در شرع وجود دارد که بر برابری فرصت های اجتماعی برای زنان و مردان تاکید می کند. نباید مذهب و فرهنگ دستاویزی برای ممانعت حضور زنان در اجتماع شود. تاکیدات امام (ره) پایه ای برای شروع تغییرات از پایین شد. اکنون کیفیت و کمیت حضور زنان نشان می دهد که زنان باید به سطوح عالی تر راه یابند.

برای دستیابی به توسعه پایدار راهکاری جز متوازن سازی حضور زنان و مردان در جامعه و بهره برداری از تمامی ظرفیت منابع انسانی نداریم.

** عدم استفاده از بدنه جامعه زنان در هرم فعالیت ها؛ چالش بزرگ زنان

برخی رویکردهای سیاسی در پاسخگویی به مطالبات زنان مانع حضور زنان در جامعه شده است. به عبارت بهتر، افزایش آمار حضور زنان در هیات دولت به ویژه مشاغل مدیریتی در واقع پاسخگویی به مطالبه سیاسی یک طیف یا جریان سیاسی است. این نوع نگاه به مشارکت اجتماعی زنان نادرست است که باید کمرنگ و تلطیف شود.

اگرچه حضور زنان حتی در مشاغل رده بالا مانند نمایندگی مجلس و معاونت ریاست جمهوری اقدامی پسندیده و مطلوب است اما باعث رفع چالش های حضور زنان در جامعه نخواهد شد. در واقع افزایش نماینده زن در مجلس و هیات دولت که در دولت یازدهم شاهد آن بودیم تا اندازه زیادی به نفع زنان بوده اما ایجاد زمینه های رشد زنان تنها به این عرصه محدود نمی شود بلکه زنان در سطوح پایین تر اجتماعی و اقتصادی نیز نیازمند توجه هستند. در واقع، رشدی را رشد مناسب و پایدار می دانیم که از بطن و بدنه جامعه زنان آغاز شود.

باید تجربه مدیریت میانه در صورت گسترده و فراگیر برای زنان سراسر کشور فراهم شود به این گونه که زنان در مدیریت های میانی ادارات کل منتصب شوند.

شروع حضور زنان در شهرها و شهرستان های گوناگون می تواند از معاونت های فرمانداری در هر منطقه کلید خورده و آغاز شود. تجربه مدیریت میانی به ویژه در شهرها و مناطق کوچک تر که نگاه تعصبی و فرهنگی به حضور زنان در عرصه های اجتماعی اقتصادی غلبه دارد، پایه گذار نقش آفرینی بیشتر زنان خواهد شد. متاسفانه، در هرم رشد زنان بیشتر از راس قدرت و کمتر از بدنه جامعه زنان استفاده شده است.

این نوع رشد و بهره مندی از توانمندی های زنان از همه اقشار، بسترساز پیشرفت ها و توسعه های بعدی خواهد شد. در این مسیر دفاتر مربوط به امور زنان نقش مهمی دارند که تاکنون آنچنان که باید و شاید برای رفع موانع حضور زنان در جامعه تلاش نکرده اند. شاید بتوان گفت این دفاتر خود، به گونه ای مانع رشد زنان شده اند چرا که بسترسازی های لازم را در این زمینه اجرا نساخته و تنها به مسائل حاشیه ای زنان پرداخته اند.

همانگونه که فعالان و مدافعان حقوق زنان تاکید می کنند، تا زمانی که نگاه کلیشه ای و فرهنگی موجود به زنان درباره فعالیت این قشر در اجتماع اصلاح نشود، نمی توان به بهره مندی کامل از ظرفیت و توانایی های زنان با هدف گسترش توسعه و پیشرفت دست یافت. از طرفی، اگرچه حضور زنان در پست های مهمی چون وزارت، معاونت و نمایندگی مجلس گام بزرگی به سمت رفع موانع فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زنان خواهد بود اما تقویت حضور زنان از قشرهای گوناگون در سطوع پایین تر مدیریتی، ضمن اینکه افزایش فعالیت زنان را به دنبال خواهد شد، سنگینی نگاه های جنسیتی بر حضور زنان را نیز تعدیل و برطرف خواهد ساخت.