زندگی را از نو شروع کنید

ترک دیار گفتن شاید در سخن آسان باشد اما در عمل, مطمئن باشید که سخت و طاقت فرساست نگاه های سنگین و بعضا توهین آمیزمردمانی بیگانه که این بار تو را به چشم یک خارجی و یا یک تبعه نگاه میکنند به راستی قدر و منزلت ما, در کشور و سرزمین مادریمان تا این حد پایین و تحقیرآمیز است پس چرا چرا همیشه زندگی در یک کشور خارجی برای مان آرزویی دست نیافتنی است

در این مقاله، سعی کرده ایم به مشکلات و معضلات مربوط به مهاجرت بپردازیم. پای صحبتهای مشاوران، روان شناسان و همچنین کارشناسان نیروی انتظامی نشست هایم تا از معضلات و خطرات "ترک وطن کردن"برای مخاطبان مجله مخصوصا جوان ترها که بیشتر سودای مهاجرت دارند، بگویند. پس به راحتی از کنار این مطلب نگذرید...

*مهاجران شکست خورده!

جوانان و خانواده های زیادی را در اطرافمان مشاهده میکنیم که برای رفتن به خارج از کشور تلاش و سختی های زیادی متحمل می شوند. طوری که بعد از به پایان رساندن تحصیلات شان به عشق رفتن به خارج از کشور سر از پا نمیشناسند. آنها تنها یک هدف دارند و آن چیزی نیست جز زندگی بهتر. برای بسیاری از جوانان معنای زندگی بهتر در آزادی، زندگی راحتتر، امنیت کاری، شغلی و. . . خلاصه می شود که میگویند آن را در کشور خودمان پیدا نمیکنند اما در خارج از کشور به راحتی به تمام این امکانات دست پیدا خواهند کرد و حاضر به تحمل هر سختی های در این راه هستند؛ آنها آینده تخیلی ای برای خودشان ساخته اند و به باقی شرایط فکر نمیکنند. اما متاسفانه سالها بعد تعداد زیادی از آنها دست از پا درازتر به وطن برمیگردند و تازه غصه میخورند که چرا نسنجیده و فکر نکرده در پی یک هوسرانی زودگذر دست به چنین اقدام عجولانه ای زده اند. تکلیف این افراد چیست؟ چگونه باید با آنان برخورد کرد که بتوانند دوباره زندگی جدیدی را آغاز کرده و به روال عادی برگردند؟!

*اختصاص دادن وقت و زمان کافی

نباید انتظار داشته باشیم فردی که با هزاران امید و آرزو و با رویاهایی بزرگ مهاجرت کرده است ولی حالا سرابی برایش باقی مانده، به سرعت به روال عادی برگردد. بلکه باید به او کمک کنیم و کم کم و از نو او را ترغیب کنیم تا کار و زندگیاش را از سر بگیرد. نه اینکه یک شبه از او توقع داشته باشیم همان فرد سابق شود. باید به او زمان کافی بدهیم.

*برخورد مناسب با شکست در زندگی

باید یاد بگیریم که شکست خوردن در زندگی، جزئی از زندگی است. انسان باید بپذیرد که ممکن است هر لحظه در زندگی از نظر کاری و تحصیلی شکست بخورد. ممکن است تمام زندگی اش را به یکباره از دست بدهد مانند یک مهاجرت زود هنگام که به طور دقیق برنامه ریزی نشده است. اما آنچه که مهم است اکنون و حال است و نحوه تغییر نگرش ما به زندگی و پذیرفتن تدریجی این شکست.

*زندگی توام با برنامه ریزی

برنامه ریزی، رکن بسیار مهم زندگی است. نه فقط برای افرادی که در کار، تحصیل، مهاجرت، ازدواج و غیره شکست میخورند بلکه برای تمامی انسانها. برای فردی هم که زندگی اش را باخته بسیار مهم است که زندگی جدیدی را با برنامه ریزی دقیق و مشورت گرفتن صحیح از دیگران در وطنش از نو شروع کند و هدفی را برای خودش بنا نهد. برای انسانها هیچ غیر ممکنی وجود ندارد مگر اینکه خودشان نخواهند. پس داشتن و ریختن یک برنامه مستمر دقیق و سنجیده، برای این افراد بسیار حائز اهمیت است.

*گسترش روابط اجتماعی

زمانی که فردی تمام زندگیاش را از دست داده و به وطنش برمیگردد خودش را بسیار حقیر میبیند و احساس بدی نسبت به خود و زندگی پیدا میکند. داشتن روابطی گرم و دوستانه با دیگران، کمک صحیح گرفتن از دیگران و مشارکت در جمع دوستان صمیمی و خانواده، به این افراد بسیار کمک خواهد کرد.

*از تلقین مثبت استفاده کنید

اگر با فردی مواجه میشوید که پس از مهاجرتش شکست خورده، به کشور برگشته و روحیه لازم را برای شروع یک زندگی جدید ندارد از تلقینات مثبت استفاده کنید و او را به زندگی برگردانید. جملاتی مانند اینکه گذشته تمام شده است تو میتوانی از هم اکنون شروع کنی و یک زندگی جدیدی را برای خودت از نو آغاز کنی. برای شروع دوباره هیچ گاه دیر نیست.

*بالا بردن عزت نفس

فردی که تمام زندگیش را باخته ممکن است دچار افسردگی شود و آن روحیه سابق را نداشته باشد، عزت نفسش را از دست داده باشد، مدام احساس شکست کند و تصور کند دیگر نمیتواند به روال عادی برگردد. در اینجا وظیفه ما این است که با بالا بردن عزت نفس فرد به او کمک کنیم تا از تنهایی ای که او را احاطه کرده بیرون بیاید و غم ها را کنار بگذارد.

*سرکوفت زدن ممنوع

اگر فردی از خانواده شما در کشوری غریب، شکست خورده و به آغوش خانواده پناه آورده است یادتان باشد که به کمک شما احتیاج دارد و اکنون زمان سرکوفت زدن و گفتن جملاتی مثل اگر به حرفهایمان گوش میکردی، اگر مشورت میکردی، اگر عجولانه تصمیم نمیگرفتی و اگرهای دیگر نیست. این فرد خودش آسیب بزرگی دیده و حال نیازمند کمکی از جانب اطرافیان است.

*زندگی در زمان حال

چیزی که مهم است اکنون و اینجا است. حسرت گذشته را خوردن هیچ چیزی را عوض نمیکند. جز اینکه بار اضطراب ما را هر لحظه بیشتر خواهد کرد. زمانی در اقدامی نسنجیده، فرزند شما یا کل اعضای خانواده تان مهاجرت کرده و حال پس از شکست بزرگ به زندگی برگشته اند آن چیزی که مهم است این که اکنون را در نظر بگیریم و گذشته را رها کنیم. درس عبرت گرفتن مهم است اما حسرت گذشته را خوردن و مدام در گذشته و آینده سیر کردن کاری از پیش نمیبرد. بلکه با یک مشورت درست باید گامهایی صحیح برداشت و زندگی را از نو شروع کرد. باید بپذیریم که شکست خوردهایم حتی به قیمتی گزاف. اما اکنون کاری که از دستمان ساخته است نشستن و حسرت خوردن نیست بلکه باید از نو شروع کنیم و زندگی جدیدی را از سر بگیریم البته با کمک خانواده و اطرافیان.