ایرانیان در ساختن راه های باستانی نقش پیش رو داشته اند و برای اداره كشور بزرگ خود وسایل ارتباطی بسیار منظم و دقیق به وجود آورده بودند كه نمونه های حیرت آور آن «راه شاهی»، «راه ابریشم» و خبررسانی با علامات را باید نام برد. هرودوت تاریخ نویس یونانی در كتاب پنجمش «راه شاهی» هخامنشی را چنین تشریح می كند.

این راه از نقاط مسكونی و امن می گذرد و در طول راه، ایستگاه های شاهی (كاروانسراهای عالی) ساخته شده است. از لیدی (آناتولی غربی امروز) و فریكی (Phrygi) (قسمت داخلی آسیای صغیر) و در طول ۹۴فرسنگ و نیم(۱) ساختن. نگاهداری و اداره كردن دوهزار و پانصد كیلومتر «راه شاهی» از افتخارات ایرانیان دوران داریوش اول است كه در سال ۵۲۱ پیش از میلاد به سلطنت رسیده، البته قسمت هایی از این راه بزرگ پیش از داریوش اول وجود داشته است، اما قدرت داریوش اول و ایرانیان عصر او بود كه قطعات كوره راه ها را به راه بزرگ شاهی در ۲۵قرن پیش تبدیل كرد. همان طور كه امروز معمول است «راه شاهی» نیز از خارج شهرها می گذشته است تا نگاهداری آن دشوار نبوده و به اعمال نیروی زیاد نیاز نباشد.(۲)

تا جایی كه تاریخ نشان می دهد، «راه شاهی» اولین راه مستقلی است كه در دوران باستان به وجود آمده است و چون از داخل شهرها نمی گذشت شورشیان و كشورگشایان نمی تواستند از آن برای رسیدن به هدف خود استفاده كنند.

پس از بسط قدرت چین در سرزمین های غربی راه تجارت چین با مغرب باز شد و تجارت چین با كشورهای غربی كم كم توسعه یافت تا حدی كه عدل های ابریشم چین پس از سه سال صرف وقت و پیمودن حدود ۱۰هزار كیلومتر راه به رم می رسید.

راه ابریشم از دروازه یشم (Jane) نفریت (Nephrit) «به چینی Ju» شروع می شد و از دو طریق تورفان (راه شمالی) و ختن (راه جنوبی) به كاشغر می رسید و از آنجا به سمرقند و از سمرقند به مرو و بلخ رفته و از طریق شمال ایران به آسیای صغیر و رم منتهی می گشت. ختن باستانی شهری اسرارآمیز بود كه چینی ها آن را یوتین (Yu tien) یا شهر غربی می نامیدند.

راه شمال كه از تورفان می گذشته كمتر كاوش شده با این حال با پیدا شدن قلعه هایی كه در اثر كاوش باستان شناس معروف سراورل اشتین (Aurel Stien) انگلیسی نمایان شده مسیر راه شمالی معلوم شده است. به هر حال هر دو راه در كاشغر به هم می رسیدند و از آنجا راه ابریشم به طرف فرغانه می رفته است.

مدت سفر بین چین (از دروازه ابریشم در دیوار چین) تا كاشغر از طریق تورفان (راه شمال) هشت هفته و از طریق لولان(Lou lan) و وایلی (Way li) هفت هفته طول می كشیده و هر دو راه به كاشغر منتهی می شده و از آنجا به فرغانه می رفته است. در فرغانه كالاهای تجاری فروخته می شد و یا با كاروان جدید از راه سمرقند و مرو و شمال ایران به پالمیر در آسیای صغیر حمل می شد و یا از مرو به بلخ، هرات به نیشابور و سپس باز به آسیای صغیر منتقل می شده است. (كاروان از بلخ از راه دره خلم و سمنگان و اندرآب به هندوستان می رفته).

بهتر است دنباله راه ابریشم را همراه حكیم ناصرخسرو مروی (۴۱۴هجری) برویم. او در سفر مكه خود از مرو به سرخس، نیشابور، جوین، دامغان، سمنان، خوار، آفریدون (آپرین امروز)، ری، قزوین، خرزوپل (هرزوپل نزدیك منجیل) خندان سمیران (شمیران مركز طارم) سرآب، اوجان (سعیدآباد امروز) تبریز، مرند، خوی، وان و از آنجا به آسیای صغیر رفته است.

برج های خبررسانی (۳)

آنهایی كه در بیابان های ایران در امتداد شاهراه های قدیم سفر كرده اند به تپه های مصنوعی برخورده اند كه به فاصله های مساوی از همدیگر قرار دارند. نزدیك ترین این تپه ها به تهران رشته تپه ای است كه از ری (حدود فیروزآباد امروز) به طرف شرق از شمال ورامین به ایوانكی می رود و رشته غربی دنبال راه قدیم قزوین ری قرار دارد. این تپه ها باید باقیمانده برج های خبررسانی دوران هخامنشی باشند.

در دیوارهای «جان پناه» دور بام برج به طرف برج های همسایه سوراخ هایی وجود داشته است. روش خبررسانی به این شكل بوده كه در شب روی بام برج آتش می افروختند و با بستن و بازكردن سوراخ ها و قطع و وصل آن به برج های همسایه علامت می دادند و خبر می رساندند. این همان كاری است كه پس از ۲۳قرن «مورس» با قطع و وصل جریان برق انجام داده و اساس صنعت تلگراف امروزی شده است.

كاروانسراهای شاه عباسی

شاه عباس بزرگ برای توسعه اقتصادی كشور پهناور خود شبكه راه منظم و امنی به وجود آورد. گرچه خیلی از كاروانسراها و راه ها پیش از دوران سلطنت وی ساخته شده بود، اما در اثر قرن ها بی توجهی دیگر قابل استفاده نبود، به فرمان شاه عباس تمام راه ها مرمت شد و برای آسایش كاروانیان كاروانسراهای قدیمی مرمت شدند و یا كاروانسراهای جدیدی ساخته شد.

كاروانسراهایی كه در دوران شاه عباس ساخته شد یك حیاط داخلی، یك حیاط خارجی و یك ردیف ساختمان بین آن دو داشت. كاروان به حیاط داخلی وارد می شد و در ایوان های دور محوطه باراندازی می كرد.

از نمونه های كاروانسراهای شاه عباسی دو كاروانسرای مورچه خوار و مهیار یكی در شمال و دیگری در جنوب اصفهان را می توان نام برد.

شاهراه های قدیمی ایران

با تغییر مراكز قدرت سیاسی در طول تاریخ ایران اهمیت راه ها نیز تغییر كرد. با این حال مسیر شاهراه ها بر پایه اصول اقتصادی تقریبا ثابت مانده و امروز هم اساس طرح شبكه راه های ایران است. شاهراه های اصلی ایران قدیم به طور كلی به شرح زیر بوده اند:

الف) راه های منشعب از همدان

۱ ) راه شمالی: از همدان به سهروردی و از آنجا به زنجان (سنگان) امتداد داشت. در زنجان راه دو شعبه می شد یكی راه طارم و دیگری راه میانه: راهی كه از زنجان به طارم می رفته، در طارم شعبه ای به طرف خلخال و اردبیل و رشته دیگر به دره سفید رود سرازیر می شد و در امتداد سفید رود به گیلان و انزلی منتهی می شد و از آنجا به باكو می رفت.

۲ ) راه غربی: از همدان به اسدآباد و خندان و كنگاور و بوكان می رفته و از این محل از طریق خانقین به بغداد منتهی بود.

۳ ) راه جنوبی: از راه غربی در بوكان جدا شده به نهاوند و ورود كرد (بروجرد) منتهی و پس از عبور از تنگه ملاوی كه خرابه راه شاهی و پل دختر در آن هنوز باقی است از پل گاومیشان (نزدیك به محل ریختن آبكشكان به سمیره) گذشته به سمیره متصل می شد و از انتهای جنوبی تنگه ملاوی راه شوش جدا می شده است.

۴ ) راه جنوب شرقی: از جنوب بروجرد به گلپایگان و از آنجا به اصفهان می رفته است.

۵ ) راه شرقی: از همدان به كوریجان و مزدكان (مزلقان امروز) می رفته، در مزدكان راه دو شعبه می شده یكی به زرند و ری می رفته و دیگری به ساوه و آوه و قم متصل می شده است.

ب) راه هایی كه از اصفهان جدا می شده اند

۱ ) راه شمالی: از اصفهان به مورچه خوار و جوشقان می رفته و پس از گذشتن از گردنه كهرود (قهرود) به كاشان می رسیده، در كاشان راه دو شعبه می شده یكی از طرفین كویر به خوار و از آنجا به خراسان می رفته و دیگری به قم متصل می شده است.

۲ ) راه شمال غربی: از اصفهان از طریق گلپایگان به همدان و لرستان می رفته است.

۳ ) راه جنوب غربی: از اصفهان به ده كرد (شهركرد امروزی) می رفته و از آنجا پس از عبور از آب كارون (حدود پل شالو) و ایزه (مال میر) به شوش متصل می شده است.

۴ ) راه جنوبی: به غیر از راهی كه از لنجان به فارس می رفته راه معمور دیگری از اصفهان به لنجان و لوردكان می رفته پس از عبور از تنگه های كهكیلویه به ارجان ( اركان نزدیك بهبهان امروز) می رسیده از آنجا به بندر مهرویان منتهی می شدند.

ج) راه های خراسان:

راه هایی كه از بلخ(مزار شریف امروز) و مرو و هرات و نیشابور منشعب می شدند:

۱ ) راه بلخ به هندوستان: راه دره خلم به سمنگان (ایبك) بغلان، اندر آب به پروان یا فروان معمورتر بوده در پروان راه دو شعبه می شده یكی از طریق چاریكار و استالف به دره كابل و دیگری رو به جنوب غربی به بامیان می رفته است. راه مستقیم دیگری نیز بین بلخ و بامیان وجود داشته است.

۲ ) راه هرات به سیستان: از هرات سوی جنوب به ولایت اسفراز (اسب زار) و از آنجا به دنبال رود ارس كند به سبزوار و فراه و از فراه به سیستان می رفته است.

۳ راه نیشابور به هرات: از طریق تربت حیدریه یا فریمان به باخرز و از آنجا دنبال هریرود به هرات می رفته است.

۴ ) راه نیشابور به شمال: از قوچان به اشك آباد (عشق آباد امروز) به سوی شمال امتداد داشته است.

۵ ) راه نیشابور به دریای خزر: از نیشابور به اسفراین می رفته. در آنجا راه دو شعبه می شده یكی از طریق گردنه فیروزه به بجنورد و دیگری از راه جنگل دنبال آب دهنه به این شكلی به تنكران به جرجان (نزدیك گنبد كاووس امروز) و از جرجان به سوی دریای خزر می رفته است.

۶ ) راه نیشابور به ری: از دشت جوین به قومس (راه ابریشم) یا از بیهق (سبزوار، خسروگرد، مزینان یا مسینان امروز) به قومس (شاهرود، دامغان، سمنان امروز) و از آنجا به خوار و از طریق سردره خوار به ری منتهی می شده است.

۷ ) راه نیشابور به جنوب: از طریق ترشیز (كاشمر امروز) یا تربت حیدریه به جویمند می رفته. در جویمند راه دو شعبه می شده یكی از طریق تون (فردوس امروز) و طبس (گلشن امروز) به یزد و نائین می رفته دیگری به قائن می رسیده است و در بیرجند راه دو شعبه می شده. یكی به سوی جنوب غرب از راه های بند به كرمان و دیگری به سوی جنوب به سیستان می رفته است.

د ) راه كنار شمال: از جرجان (نزدیك گنبد كاووس امروزی) به استرآباد(۴) (گرگان امروزی) به خرگواران (اشرف سابق) و بهشهر امروزی به سارویه (ساری امروز) مامیتر (بارفروش سابق و بابل امروزی) به آمل به چالوس به تنكابن به لاهیجان و از آنجا به دیلمان و گیلان و از گیلان به خلخال آذربایجان می رفته است.(۵)

احمد حامی

*پاورقی

۱ - فرسنگ كه پرسنگ و فرسخ نیز گفته می‌شود واحد طول راه بوده است. باید چنین باشد كه در نقاط معین طول راه برای نشانی (پاره‌سنگی) كار می‌گذاردند و می‌شمردند یك پاره‌سنگ دو پاره‌سنگ.

۲ - گذشتن راه از خارج شهرها از آن رو بوده است كه با شورش مردم شهر یا گرفتن شهرها به وسیله نیروی بیگانه راه قطع نشود و برای تامین آمد و شد نیاز به پادگان‌های بزرگ در شهرها نباشد.

۳ - كلمه برج كه شكل قدیم‌تر آن «برگ» است، واژه آریایی است كه در زبان‌های اروپایی به صورت «بورگ» درآمده مانند: هامبورگ، ادینبورگ، گوته‌بورگ و....

۴ - واژه استره، ستار (STAR) انگلیسی (Stern) آلمانی و (STELLA) ایتالیایی همه از یك ریشه و ظاهرا به معنی ستاره نقطه درخشان و آتش است. خاكستر از دو جز، خاك و استر به معنی خاك آتش ساخته شده، همچنین است واژه شبستر كه از دو جز شب و استر تشكیل شده متاسفانه بدون توجه به محل گرگان قدیم و معنی واژه استرآباد نام آن را تغییر داده‌اند.

۵ - قسمت‌هایی از این راه هنوز به جا مانده است. مثل راه باوند بین شاهی و بابل كه بستر آن از زمین اطراف بلندتر ساخته شده است.