ساعت برنارد واقعیت یا تخیل

چیزهایی که درباره سفر به آینده, بازگشت به گذشته و یا توقف زمان, می بینیم و می شنویم درستند

- آرزوی اول: همه ما بچه که بودیم دوست داشتیم یک ساعت مثل ساعت برنارد می‌داشتیم و دکمه‌اش را فشار می‌دادیم ‌تا به خیلی از کارها و حتی به بازی‌های‌مان بیشتر برسیم. مثلا وقتی خیلی دوست داشتیم بخوابیم یا وقتی باید کاری که از ما خواسته بودند را سر یک ساعت معین انجام می‌دادیم، بیشتر آرزوی داشتن ساعت برنارد به سرمان می‌زد. حتی گاهی سر امتحان وقتی جواب سوالی را نمی‌دانستیم دوست داشتیم ساعت برنارد بود تا زمان را متوقف می‌کرد و ما هم به راحتی می‌رفتیم سراغ کتاب ‌درسی‌مان و جواب را پیدا می‌کردیم و توی برگه امتحانی می‌نوشتیم...

- آرزوی دوم: یک کم که بزرگ‌تر شدیم دوست داشتیم مثل فیلم‌های علمی تخیلی در زمان سفر کنیم و به آینده برویم و ببینیم چند سال بعد چه شکلی می‌شویم یا این‌که ببینیم سرنوشت‌مان چه می‌شود یا حتی دوست داشتیم و (داریم ) که بدانیم آینده این دنیا به کجا ختم می‌شود...

- آرزوی سوم: به سفر در زمان که فکر می‌کنیم حتما به این هم فکر می‌کنیم که اگر بشود در زمان سفر کرد و این‌بار به جای آینده به گذشته رفت چه قدر برای‌مان خوب است. مثلا می‌توانیم جلوی خیلی از اشتباهات خودمان را گیریم وکارهایی که امروز فهمیدیم اشتباه است را تکرار نکنیم یا می‌توانیم مسیری را که انتخاب کردیم تغییر دهیم و وقتی به زمان حال برگشتیم دنیای بهتری داشته باشیم...

سفر در زمان و رفتن به آینده و برگشتن به گذشته، از آن موضوعاتی است که شما خواستید درباره‌اش بنویسیم، در این باره پدیده‌ها و اخبار علمی و غیر علمی خیلی زیاد است که ما سعی می‌کنیم در این‌جا به بعضی از موضوعات و اتفاقات درباره این موضوع بپردازیم. در واقع این مطلب یک مجموعه است از مباحث مربوط به سفر در زمان ‌و نه یک مهر تایید بر نظریه‌ها و پدیده‌های ذکر شده.

● نامرئی کردن در مونتاک

یکی از پروژه‌هایی که در زمینه سفر در زمان کارکرد و نتایج آزمایشات آن به گفته خیلی از رسانه‌ها هنوز ادامه دارد، پروژه «رنگین کمان» یعنی یکی از آزمایشات مخفی فیلادلفیا است. ‌این پروژه سال ۱۹۴۳ با هدف نامرئی کردن، کار خود را آغاز کرد. اما دقیقا مشخص نیست شروع آزمایشات آن قبل از جنگ جهانی دوم بوده است یا در طول جنگ جهانی دوم. در این آزمایش فیزیک‌دانی مثل «نیکلاس تسلا» و ۴۰۰ دانشمند دیگر همکاری می‌کردند و مسئول پروژه «جان فوون نیومن» بود. مکان آزمایش فیلادلفیا هم جایی در نزدیکی بندر فیلادلفیا و در مساحتی بیش از ۵۰۰ هکتار بود. در و اقع در شروع کار، این آزمایش‌ها توسط دستگاهی انجام می‌شد که تسلا آن ‌را ساخته بود، دستگاهی که می‌توانست اشیاء نسبتا کوچکی مثل صندلی یا میز را ناپدید کند. کم کم تصمیم بر این شد که دستگاه به گونه‌ای تنظیم شود که کل جرم مورد نظر را وارد بعد دیگری از فضا - زمان کند و این اتفاق طوری بیفتد که آن جرم دیگر با دستگاه قابل ردیابی نباشد.

آن‌طور که در رسانه‌ها منتشر شده است، ظاهرا یکی دیگر از آزمایشات ‌اولیه که زیر نظر نیروی دریایی آمریکا انجام شده هم این‌طور بوده است که تعدادی حیوان مثل بز و گوسفند را داخل یک کشتی قرار دادند و تصمیم گرفتند آن‌ها را به بعد دیگری بفرستند، در حالی که چند دقیقه بعد موفق شدند کشتی را ناپدید کنند اما زمانی که کشتی به زمان اصلی‌اش باز گردانده شد، تعدادی از حیوانات داخلش یا مرده بودند یا آثار سوختگی در بدن‌شان به جا مانده بود. گفته می‌شود این آزمایش یک بار روی کشتی مسافربری هم انجام شده است، بی آن‌که مسافران و خدمه‌اش ‌بدانند مسافر زمان شده‌اند! اما بعد از ۴ ساعت که دوباره مرئی شده و به جهان فعلی بازگشته است، تعدادی از مسافران جان باختند و تعدادی هم دچار حمله قلبی شدند. این‌ها در واقع اطلاعاتی است که رسانه‌ها منتشر کرده‌اند و حتی هنوز هم خیلی از دانشمندان، به حقیقت داشتن این نامرئی شدن و قضیه‌های بعدش مشکوک هستند و آن را غیر علمی می‌دانند.

اما ناپدید شدن این کشتی و اتفاقاتی که بر آن گذشته است، همه از زبان دو بازمانده آن شرح داده شده است. دو باز مانده که ادعاهای عجیب و غریب‌شان خیلی باور کردنی نیست! آن‌ها گفته‌اند در این ۴ ساعت که کشتی نامرئی شده بر آن‌ها ۴۰ سال گذشته است. یعنی از سال ۱۹۴۳ به سال ۱۹۸۳رفته‌اند و این درست زمانی است که پروژه‌ای دقیقا مشابه فیلادلفیا، توسط همان دانشمندان در حال انجام بوده است. پروژه‌ای که نامش در پرونده‌های نیروی دریایی «مونتاک» است.

ادعاهای عجیب این دو نفر از این‌جا شروع می‌شود که گفته‌اند وقتی کشتی به بعد زمانی دیگری در آینده منتقل شده آن‌ها از کشتی بیرون پریدند و در سال ۱۹۸۳ ماندند و بعد از ۴۰ سال «فوون نیومن» با کشتی به آن محل رفته است و منتظر شده تا آن دو نفر در آن جا ظاهر شوند و او نجات‌شان دهد. آن‌طور که در گفته‌های عجیب آن‌ها آمده ظاهرا در لحظه‌ای که فون نیومن را دیدند متوجه شدند که او خیلی پیرتر شده است. تازه ‌آن‌ها گفته‌اند که این اولین سفرشان در زمان نبوده است بلکه حتی یک ‌بار در زمان به مریخ رفته‌اند و آن‌جا به راحتی نفس کشیده‌اند (در حالی که همه می‌دانیم طبق اطلاعاتی که کاوش‌گرها و مریخ‌ نوردها برای‌مان داشته‌اند مریخ جو مناسبی ندارد و هوای قابل تنفس حداقل فعلا در آن نیست.) ادعای جالب دیگرشان هم این است که به سال ۶۵۳۵ رفته‌اند به زمانی دور در آینده که زمین دیگر ساکنی نداشته است. حتی در یکی از نشریات و مصاحبه‌هایی که با آن دو مسافر زمان(!) انجام شده سوال جالبی پرسیده شده است: این‌که آیا ممکن است با این دستگاه‌های ساخته شده ‌شما به ۲ ساعت بعد در آینده سفر کنید و با خودتان روبه‌رو شوید؟ و او پاسخ داده که: بله اما خطر بزرگی وجود دارد که کسی با خودش در یک بعد زمانی دیگر روبه‌رو شود و احتمالا نابود می‌شود. چون کسی که در جهان دیگر است ضد ماست. ما «ماده» هستیم و او «پادماده»! البته این پاسخ او تنها پاسخی است که با علم جور در می‌آید. در کل جهان برای هر ماده و ذره‌ای یک پاد ذره وجود دارد که اگر با هم برخورد کنند هر دو نابود می‌شوند. اما بدون تحقیقات و بدون دانستن نظر علم درباره سفر در زمان، نمی‌شود اتفاقات این پروژه و چیزهای مشابه را باور کرد.

چیزی که پروژه ‌مونتاک و فیلادلفیا را برای همه جذاب کرد، شاید بیشتر ‌به پیدا شدن حیوانات در اطراف بندر مربوط باشد تا به حرف‌های این دو نفر. ‌جسد حیواناتی که در اطراف مکان تحقیقاتی پروژه پیدا می‌شود شبیه حیواناتی که می‌شناسیم نیست. آن‌قدر عجیب‌اند که به اصطلاح هیولا نامیده می‌شوند...

● سیاه‌چاله‌ها، ماشین زمان واقعی

توی فیلم‌ها و کتاب‌های علمی تخیلی زیاد اسمش را شنیده‌ایم. همیشه این طوری تصورش کرده‌ایم: یک دستگاه ‌بزرگ ‌که در ابعاد یک اتاق کوچک است و بعد از روشن شدن ماشین و دادن پارامترهای سفر، به دستگاه به کار می‌افتد و پس از چند ثانیه فرد را به دوره زمانی جدیدی می‌برد.

در بین علوم، نظریه نسبیت خاص و نسبیت عام و مکانیک کوانتومی توانسته‌اند ‌سفر در زمان را بیشتر توجیه کنند. علم معتقد است بیشتر از آن‌که بخواهیم دنبال ساخت یک دستگاه برای ‌این سفر بزرگ باشیم باید از طبیعت کمک گیریم. در طبیعت احتمالا چنین ماشین بزرگ و جالبی وجود دارد و آن هم سیاه‌چاله‌ها هستند. اگر دو نفر دو سر یک پارچه را بگیرند و یک توپ را در آن رها کنند خواهند دید که توپ در محلی که می‌ایستد، یک انحنا و فرو رفتگی به وجود می‌آورد و اگر یک تیله هم به درون پارچه انداخته شود به فررفتگی کنار توپ می‌رود. اگر فضا هم به شکل یک لایه دو بعدی روی یک محور تاشده باشد و بین دو نیمه بالا و پایین آن هم خالی باشد، اگر دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین آن قرار بگیرند آن وقت حفره‌ای در هر دوقسمت ایجاد می‌شود که می‌توانند به هم برسند و یک تونل زمانی به وجود بیاورند. یعنی یک میانبر در زمان و مکان که به آن کرم چاله می‌گویند. این اتفاق یعنی «خمیدگی فضا زمان» و مثالی که زده شد بخشی از نظریه نسبیت عام «اینیشتین» و قابل اثبات است. اما وجود راه‌های ارتباطی بین سیاه‌چاله‌ها و هم چنین وجود کرم چاله‌ها هنوز جزو نظریات یا حتی فرضیات کیهان شناسان است.

● ریسمان‌هایی برای سفر

نظریه دیگری هم در باره سفر در زمان وجود دارد که در قالب طبیعی و بدون وجود یک ماشین خاص به تونل زمان معروف شده است.این نظریه می‌گوید که یک سری رشته‌هایی به ضخامت یک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش می‌دهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. نیروی جاذبه زیادی دارند که باعث سرعت گرفتن اجسام دیگر می‌شوند و چون مرزهای فضا زمان را مغشوش می‌کنند می‌شود به‌عنوان تونل زمان درباره آن‌ها حرف زد. این نظریه همان ریسمان‌های کیهانی است که تا دل‌تان بخواهد درباره‌اش کتاب و مقاله و فیلم مستند وجود دارد. در سفر خیالی ما البته چند پارادوکس وجود دارد که دانشمندان برایش جواب‌های مختلفی دارند. مثلا اگر فرض کنید این امکان فراهم شود و بتوانیم به زمانی در گذشته برگردیم یعنی در موقعی که هنوز به دنیا نیامده‌ایم پس چه‌طور می‌توانیم وجود داشته باشیم!؟ و سوالات زیاد دیگری شیبه به این، وجود جهان‌های موازی جوابی است که به این سوال داده می‌شود. جهان‌هایی که ترتیب وقایع در آن‌ها فرق دارد و این طوری ما می‌توانیم هم زمان در چند جهان حضور داشته باشیم.

نشریه معتبر «نشنال‌جئوگرافی» از قول یک دانشمند درباره امکان سفر در زمان نوشته است: پیکان زمان تنها در یک جهت حرکت می‌کند و قادر نیست با بازگشت مجدد روی مسیر پیشین، اثر رخداد وقایع را از بین ببرد و با توجه به آزمایش‌ها و معادلاتی که می‌شناسیم و انجام شده، تا زمانی که بی‌نظمی در جهان در حال افزایش است به زمان فرصت بازگشت نمی‌دهد.

● زمان کش می‌آید

فیزیک‌دان معروف «استیون‌ هاوکینگ» معتقد است ما بالاخره می‌توانیم یک دستگاه برای سفر به آینده بسازیم. اما نظر او با تمام نظریه‌هایی که تا این‌جا گفتیم فرق دارد! او نه از یک خودرو بزرگ حرف می‌زند که درونش بنشینیم و به آینده برویم و نه از تونل زمانی که در انتهای یک سیاه‌چاله قرار دارد. او می‌گوید می‌شود یک فضاپیما ساخت که به ۹۸ درصد سرعت نور برسد و آن وقت سفر را آغاز کرد یک سفر فضایی و به قصد رفتن به جایی خیلی دورتر از زمین. اگر به این سرعت دست پیدا کنیم آن وقت در فضاپیمایی که ساختیم وقتی یک شبانه روز می‌گذرد در زمین یک سال گذشته است!! و این یعنی ما از زمان جلو زده‌ایم. ‌زمان برای کسانی که در فضاپیمایی با آن سرعت سرسام‌آور هستند کند می‌شود و آهسته‌تر می‌گذرد. البته اگر بخواهیم طبق نظریات علمی مثل نسبیت انیشتین به این قضیه نگاه کنیم مشکل دیگری پیش می‌آید. «اگر به سرعت نور نزدیک شویم جرم نسبی ما بی‌نهایت می‌شود.»

● ما مسافر زمان هستیم

ایده‌ای وجود دارد که اولین بار فیزیکدانی به نام «آندری لیند» آن‌ را ارائه کرد. ایده جهان‌های موازی! به شما توصیه می‌کنم یک لیوان آب خنک کنار دست‌تان بگذارید تا اگر احساس کردید مغزتان در حال انفجار است کمی از آن بنوشید. این آقای لیند معتقد است تکه‌های کوچکی از جهان ممکن است ناگهان متورم شود و شروع به رشد کند و یک جهان نوپا و جدید را به وجود بیاورد و این روند به وجود آمدن جهان‌های پی در پی، ممکن است تا ابد ادامه پیدا کند و مثال معروف حباب، که اگر به یک حباب فوت کنید از دل یک حباب ممکن است چند حباب دیگر هم به وجود بیاید. این طوری، هم زمان چند جهان به صورت موازی با هم در حال ادامه هستند و ممکن است یک نسخه از شما هم الآن در یکی از آن‌ها مشغول مطالعه باشد. البته شاید هم در حال خوردن یک لیوان آب باشد(!)

به هر حال برای سفر در زمان شاید هم خیلی نیاز نداشته باشیم ‌به تونل یا ماشین زمان فکر کنیم چون ناخود‌آگاه مسافر زمان هستیم. به دنیا می‌آییم و بزرگ می‌شویم و زندگی می‌کنیم و بعد هم می‌میریم و به جایی دیگر می‌رویم. در واقع خودمان داریم در زمان سفر می‌کنیم درزمانی که دارد به جلو می‌رود و وقتی هم ما نباشیم ‌باز ادامه دارد و ما حقیقتا مسافرانی بیش نیستیم...

نویسنده: مریم ملی