مقدمه تاریخی

هرچند تاكنون مطالعات زمین شناسی جامعی در افغانستان صورت نگرفته است اما از لحاظ تاریخی افغانستان دارای شهرت ز یادی در داشتن معادن و منابع غنی می باشد. از دوران باستان در بدخشان لاجورد، طلا ونمك و در قندهار و كابل و... مس و آهن استخراج می گردید. در قرون وسطی و در اوایل قرن ۲۰ نیز طلا در منطقه مقر،نقره و زمرد در پنجشیر، معادن متعدد آهن وسایر فلزات در نقاط مختلف و همچنین زغا لسنگ، نفت وگاز و... در مناطق مختلف كشور كشف شده است.

اولین بار زمین شناسان انگلیسی(گریس باخ و هایدن) در افغانستان مركزی وشمالی مشاهداتی انجام دادند وبعد ها زمین شناسان فرانسوی، (فیورون و همكاران) در سالهای ۱۹۲۶ ۱۹۵۱ مناطقی در اطراف كابل را نقشه برداری زمین شناسی نمودند.

در دهه ۱۹۵۰ با تاسیس ریاست تفحص نفت و گاز مرحله مهمی از مطالعات زمین شناسی افغانستان آغاز شد. در ۱۹۵۸ زمین شناسان افغانی با همكاری كارشناسان روسی جستجوبرای كشف نفت و گاز طبیعی را با موفقیت به پایان رساندند. در این مطالعات برای اولین بار ساختار زمین شناسی منطقه با تهیه نقشه های زمین شناسی همراه شد.

در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ زمین شناسان فرانسوی(منزیه و لاپاران) حوالی كابل را نقشه برداری نمودند و از ۱۹۵۹ زمین شناسان آلمان غربی به كمك عكسهای هوایی كار تهیه نقشه زمین شناسی تمام نیمه جنوبی كشور را (با مقیاس ۱۰۰۰۰۰۰ :۱ )آغاز نمودند.

در ۱۹۶۳ ریاست “تفحص مواد مفیده جامد” تاسیس شد كه در ۱۹۶۵ به ریاست ”جیولوجی و معادن“ تغیر نام یافت .در این ریاست با همكاری زمین شناسان روسی، اكتشاف، ارزیابی و تخمین ذخایر معدنی زغالسنگ، سنگ آهن، طلا و لاجورد آغاز گشت. در نتیجه همین تفصحات معادن بزرگی همچون “ معدن آهن حاجیگك“ در منطقه بامیان و حوزه بزرگ زغالسنگ از پلخمری در شمال تا نزدیكی هرات در غرب و مواد با ارزش دیگر همچون باریت ، بریلیوم و... كشف گردید.

از ۱۹۶۵ مطالعات زمین شناسی وسیع و مهمی در مورد اكتشاف مواد معدنی مهمی چون سرب ، روی(جست) مس، طلا باریت ،ابرك ،سولفور، فسفریت ها، سینابر،زغالسنگ ، آبهای معدنی ، نمك طعام و مواد ساختمانی صورت گرفت. در ۱۹۷۳ ارزیابی جدیدی در مورد معدن بزرگ “ارگونیت“ در حاشیه جنوب غربی كشور و معادن مهم باریت در شمال هرات مورد اكتشاف قرار گرفت. در ۱۹۷۴ در منطقه لوگر(جنوب كابل)كمر بند مس دار بزرگی(مس عینك) كشف شد.

مهمترین مطالعات زمین شناسی افغانستان با تهیه نقشه زمین شناسی سراسر افغانستان در مقیاس ۵۰۰۰۰۰ :۱ و همچنین تهیه نقشه تكتونیكی كشور در دهه ۱۹۷۰ به انجام رسید.

از ۱۹۷۶ تا اوایل دهه ۸۰ گزارشات و مطالعات قبلی بصورت كتابها و مقالات متعددی منتشر شده، از جمله “ تكتونیك افغانستان“ اثر و.ا.سلاوین(۱۹۷۶) ، جیولوجی افغانستان اثر ولفارت و ویتكینت(۱۹۸۰) و “جیولوجی و مواد معدنی افغانستان“ كه توسط یك تیم روسی و افغانی بدنبال تهیه نقشه سراسری زمین شناسی افغانستان تدوین و به زبان روسی و انگلیسی در مسكو به چاپ رسید(۱۹۸۰).

در دهه ۸۰ با تشدید جنگها در افغانستان مطالعات زمین شناسی عمده و سراسری متوقف شد و لی كارهای پراكنده و موردی مخصوصا روی معادن كشف شده و بزرگ نزدیك به مركز كشور توسط متخصصین روسی دنبال گردید اما نتایج این مطالعات در دست نیست و احتمالا در روسیه بایگانی شده است. در دهه ۹۰ كار های زمین شناسی بكلی تعطیل شد و ساز مان زمین شناسی و معدن افغانستان در اثر جنگ آسیب جدی یافت. تنها در ۱۹۹۵ گری باورساكس(جواهر شناس آمریكایی) با همكاری بونیتا چمبرلن كتاب جالب “سنگهای قیمتی افغانستان“ را منتشر نمودند كه در واقع جدید ترین اثر قابل توجه در زمینه زمین شناسی و مواد معدنی این كشور می باشد.

در سال ۲۰۰۲ ، با آغاز دوران جدید در افغانستان به نظر می رسد كه دوران مهمی برای مطالعات زمین شناسی افغانستان در راه باشد اما دشواریهای مربوط به جنگ طولانی افغانستان هنوز هم مانع بزرگی بر سر این راه می باشد.

چشم انداز

زمین شناسی افغانستان از لحاظ سا ختمانی بسیار پیچیده و در هم تنیده است و اساسا شامل توالیهایی از روند های باریك سرزمین های شمالشرقی جنوب غربی خرده های قاره ای به سن پالئوزویك تا ترشیری می باشد. این قطعات به سمت شمال حركت نموده و بطور مایل با توده قاره ای آسیا در حال برخورد است.

آخرین قطعه ای كه به این مجموعه در حال پیوستن است بلوك قاره ای بزرگ هندوستان است. برخورد مایل این قاره، سبب تغییراتی در روند های ساختمانی و یكسری گسل خوردگی(شكستگیها) و چین خوردگیها گردیده است. این مجموعه بلوكها و قطعات توسط زمین درز (سوچور) هایی كه در طول آنها افیولیتها دیده می شوند ، از همدیگر جداشده اند. اینها در ظاهر تنها بقایای پوسته اقیانوسی زیر رانده شده اند كه خود نشانگر فضاهای اقیانوسی با عرض (پهنای) نامشخص می باشند.

از لحاظ تشكیلات زمین شناسی، در افغانستان سنگهایی به سن پركامبرین تا كوارترنری و در نقاط مختلف جغرافیایی با سن و جنس متفاوت به چشم می خورد. بطور كلی در افغانستان سه منطقه اصلی شامل سنگهای رسوبی ضخیم موجود است :

۱) حوضه شمال(شمال افغانستان)

۲) جنوب غرب (حوضه رود خانه هلمند)

۳) منطقه كتواز(جنوب شرق)

توده های آذرین و دگرگونی، هر چند در سراسر كشور گسترش دارد اما بطور خاص در شرق و جنوب شرق كشور از وسعت بیشتری بر خوردار است : بدخشان، نورستان، لغمان، پروان، پغمان، نواحی اطراف كابل و نوار هایی در مناطق مركزی و جنوبی كشور.

از لحاظ سن، تشكیلات مربوط به پالئوزویك بالایی و مزوزوئیك در افغانستان از گسترش بیشتری برخوردار است.

از مشخصات بارز زمین شناسی ساختاری افغانستان، وجود یكسری گسلها و شكستگیهای عمده است كه مرز نواحی مختلف و ایالتهای زمین شناسی متفاوت را تشكیل می دهند. علاوه بر این روند های عمده، وجود عناصر ساختاری پراكنده در سراسر كشور نیز وجود دارد.

ساختمان زمین شناسی افغانستان

منطقه وسیعی در افغانستان بین بلوك اورا زی در شمال و شبه قاره هند و عربستان در جنوب وجود دارد كه شامل چندین حوضه جغرافیای دیرینه و حوضه های ساختمانی می باشد كه بوسیله مجموعه بزرگی از سیستمهای گسلی بر جای مانده از خطواره های بزرگ تكتونیكی جداشده اند. این حوضه ها از شمال به جنوب عبارتند از :

الف) حوضه تركستان افغانستان – هندو كش كه در شمال توسط حوضه تاجیك از حوضه توران تیان شان جدا گردیده است.

ب ) حوضه تركمن فراه رود در مركز و غرب افغانسنان

پ) حوضه رشته كوههای مركزی در مركز افغانستان

ت) حوضه بلوچ ، كه باعث رو راندگی بلوك هندوستان می گردد.

ج) گوه كابل، در محلی كه واحد های نا برجا(انتقالی) به حوضه بلوچ مر بوط می گردد و در حالیكه واحد های برجا به حوضه رشته كوههای مركزی مربوط می شود.

چ) كوههای پغمان و نورستان كه دارای شباهتها و قرابتهای غیر مشخصی با حوضه های تركستان هندوكش و تركمن – فراه رود می باشد.

این حوضه ها تحت تاثیر كوهزاییهای زیر قرار داشته اند

پركامبرین

رخنمونهایی از دگرگونی، دگرشكلی و گرانیتی شدن مربوط به پروتروزویك در افغانستان شناخته شده است، مخصوصا مناطقی در نورستان(چمیروف و میرزاد،۱۹۷۲)، بدخشان(سلاوین،۱۹۸۴ و دسیو ۱۹۸۰)، كوههای پغمان(بولن ، ۱۹۷۲) و نواحیِ در گوه كابل (مینزیه،۱۹۷۷)، همگی به رخداد های پركامبرین نسبت به داده شده اند. توزیع این رخنمونها بیانگر این مطلب است كه اغلب حوضه های جغرافیای دیرینه و حوضه های ساختمانی افغانستان در زیرمجموعه سنگهای پروتروزویك كه احتمالا با سپر هندوستان، ایران مركزی و عربستان مرتبط است، قرار می گیرد.(ولفارت ۱۹۶۷ و اشتوكلین ۱۹۷۴).

هرسینین

چینهای خمیده رو به جنوب، دگر گونی فشار بالا(بطور محلی همراه با گلاكوفان) و قسمتی از گرانو دیوریتهای موجود در هندو كش به ماقبل ویزین مر بوط می شوند( بولن و بوی ، ۱۹۷۷). این نشانه ها همگی مشخص كننده كوهزایی هرسینین می باشد. اما حوضه های جنوبی و مخصوصا حوضه های كوههای مركزی تحتد تاثیر این كوهزایی قرار نگرفته است(بلیز ۱۹۷۲ و بلیز و همكاران ۱۹۷۷).

رسوبات پا لئوزویك پیشین كه در شیب قاره ای پی سنگ تركستان افغانستان بر جای گذاشته شده است ، توسط این كوهزایی تحت تاثیر قرار گرفته است. سنگهای بازیكی و اولترابازیكی در درون توالیهای رسوبی امروزه بصورت آمفیبولیت و سرپنتین دیده می شود. این سنگها احتمالا نشانگر بقایای پوسته اقیانوسی از میان رفته ـ اقیانوس هندو كش می باشند. در جنوب این اقیانوس ، كوههای پغمان و نورستان با سن پروتروزویك ،پی سنگ دیگری را تشكیل داده است.

طبق نظر بولن ، بستر اقیانوس هندو كش به زیر پی سنگ تركستان افغان فرو رانده شده است و در اثر برخورد بین پی سنگ تركستان افغان وپی سنگ پغمان – نورستان ، كمر بند هرسینین هندو كش حاصل شده است(بولن و بوی،۱۹۷۶ ) .

رشته كوههای پامیر شمالی۰ولاشف و كراچنكو ،۱۹۷۹) ، قراقروم شمالی(گانسر، ۱۹۶۴) و كون لون(چانگ و چینگ، ۱۹۷۳) .از امتداد شرقی محتمل این كمر بند بوجود آمده است، در حالیكه كوههای بینالود(مجیدی ۱۹۷۸)در شمالشرقی ایران و بخشی از كمر بند های هرسینین اروپا ، احتمالا امتداد های غربی آن می باشد.

در هندو كش غربی، مخصوصا در رشته كوه بند بیان(فونتنات و همكاران، ۱۹۷۹) و در قسمت بالای دره غوربند(بولن وبوی، ۱۹۸۰)، كمربند هرسینین هندوكش، اثرات رخداد های تكتونیكی ویزئن را نشان می دهد. این رخداد ها ممكن است حاصل تشكیل شدن كمر بند هرسینین تیان شان باشد كه در خلال ویزئن بالایی تا كربونیفر میانی از بسته شدن فضای اقیانوسی تیان شان و نیز از نتیجه بر خورد بین پی سنگ تركستان افغان و پی سنگ توران بوجود آمده است (بورتمن ،۱۹۷۵، كراچنكو ۱۹۷۹). در نهایت، فضای اقیانوسی تیان شان احتمالا یك حوضه حاشیه ای از اقیانوس هندوكش تشكیل داده بوده است(بولن و بویکس ،۱۹۸۰) .

كیمرین پیشین

نشانه های مشخص رخداد های كیمرین پیشین در سه نقطه از افغانستان دیده می شود :

الف) لبه شمالی هندوكش (بولن و همكاران، ۱۹۷۷) كه دگر شكلیهای تر یاس بالایی و ژو راسیك زیرین بر روی رسوبات آتشفشانی آواری نهشته شده در داخل یك ریفت اثر گذاشته و سپس با یك بالا آمدگی دنبال گردیده است. این منطقه كه “ زون دو آب“ نامیده می شود كمابیش بطور پیوسته در طول افغانستان ، از بدخشان تا مرز ایران ادامه دارد. این زون بطرف غرب در منطقه آق دربند در حوالی مشهد ظاهر می گردد و شاید بطرف شرق نیز تا پامیر و تبت كشیده شده است .

ب) سن هندوكش از ۲۰۰ تا ۲۲۰ میلیون سال تخمین زده شده است( دسیو و همكاران ، ۱۹۶۴ بلیز و دیگران ، ۱۹۷۰). ستیغهای گرانو دیوریتی تشكیلات پالئوزویك پامیر ، بدخشان و هندوكش غربی را قطع می كند . این ستیغهای گرانو دیوریتی احتملا در اثر فرورانش رو به شمال(متیو و همكاران ، ۱۹۷۹) یك پوسته اقیانوسی تریاسی مربوط به اقیانوس تركمن فراه رود حاصل شده اند. كه در قسمت جنوبی حوضه تركمن فراه رود توسط بلیز و همكاران (۱۹۷۸) شناسایی شده اند. از این رو ریفت(زمین درز) تریاسی شمال هندوكش بعنوان یك حوضه حاشیه ای اقیانوس تریاسی تركمن – فراه رود در نظر گرفته می شود.

پ) رشته كوههای مركزی كه در تریاس بالایی ظهور نموده اند، بدون دگر شكلی شناخته شده در یك وقفه چینه شناسی توسط بلیز و همكاران (۱۹۷۷) ، مشاهده شده است.

كیمرین پسین

موارد مشخص كیمرین جدید توسط بلیز و همكاران (۱۹۷۸) از كوههای مركزی و توسط بولن(۱۹۸۰) از كوههای تركمن فراه رود گزارش شده است :

۱) چینهای ژوراسیك بالایی یا كرتاسه زیرین در حوضه تركمن فراه رود. این چینها رسوبات تر یاس تا ژوراسیك و سریهای افیولیتی نهشته شده در طول حواشی شمالی و جنوبی اقیانوس تركمن فراه رود را تحت تاثیر قرار داده است كه حوضه تركستان افغان – هندوكش و حوضه رشته كوههای مركزی را از هم جدا نموده است . این چینها اساسا بطرف شمال خمیدگی دارد.

۲) دگر گونی فشار متوسط شامل گلاكوفان. این دگرگونی در بخش جنوبی حوضه تركمن فراه رود وجود دارد و چینهای كیمرین جدید در آن دیده می شود كه بطرف جنوب زیاد می شود.

۳) گرانیتی شدن با سن تقریبی یكصد میلیون سال(مونتنات و همكاران،۱۹۷۹) كه در حوضه كوههای مركزی(در حاشیه شمالی آن) گسترش یافته است .

این نمودها یا مظاهر كوهزاییهای مختلف ممكن است بعنوان نتیجه فرورانش اقیانوس تركمن رود به زیر حوضه كوههای مركزی و برخورد حاصله مورد بررسی و توجه قرار گیرد. نشانه هایی از رخداد های كیمرین جدید نه تنها در حوضه تركمن –فراه رود دیده می شود ، بلكه بسیار دور تر از آن ، خصوصا در حوضه های تركستان افغان – هندوكش و كوههای مركزی نیز بدست آمده است. این نشانه ها و نمود ها كمربند كیمرین جدید را مشخص می كند كه اغلب افغانستان را در بر می گیرد. این كمر بند همچنین بداخل پامیر مركزی(دسیو، ۱۹۷۷ و ولاشف، ۱۹۷۷) گسترش می یابد بطوریكه در تبت این كوهزاییها باعث تقسیم آن به تبت شملی و جنوبی گردیده است .


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.