در تعلیم و تربیت دانش آموزان، همواره نظم و انضباط آنها مورد توجه بوده است و امروزه هم به عنوان یکی از مسائل بسیار حاد و مشکل ساز برای دست اندرکاران آموزش و پرورش محسوب می شود که قسمت زیادی از وقت، بودجه و توجه مسئولان مدرسه را به خود اختصاص می دهد. از نظر معلم، مدیریت در کلاس درس همواره یکی از مسائل پیچیده و دشوار تلقی می شود، زیرا یکی از نگرانی های بارز معلم، اداره کردن کلاس و کنترل دانش آموزان است. از طرفی اولیای دانش آموزان هم وجود نظم و انضباط در کلاس درس را در فرایند یاددهی ـ یادگیری بسیار مهم و باارزش می دانند. وجود نظم و انضباط و سکوت و آرامش در کلاس درس باعث می شود که اولاً سلامت روحی و روانی معلم و دانش آموزان حفظ شود و ثانیاً تدریس معلم به نحو بسیار مؤثری انجام پذیرد.

بارها ملاحظه شده است که تعداد زیادی از دانش آموزان نسبت به قوانین انضباطی و رفتارهای متفاوت اولیای مدرسه، حالت تمرد و سرکشی دارند و به دلیل برهم زدن نظم در کلاس در خارج مدرسه بسر می برند. با وجود اینکه مسئولان مدرسه نسبت به دانش آموزان خاطی، احساس همدردی و همدلی دارند، اما در برابر مسائل و مشکلات انضباطی آنها ابراز ناتوانی می کنند و نمی توانند در برابر محرک ها و رفتارهای گوناگون آنان، پاسخ های مطلوب و مناسبی عرضه کنند. به طور قطع در چنین وضعی شخصیت و احساس خودپنداره دانش آموزان به خطر خواهد افتاد و این مسئله با هدف غایی آموزش و پرورش که مدرسه را محل پرورش توانایی ها و استعدادهای نهفته دانش آموزان می داند، منافات دارد. همانطور که گفته شد یکی از مشکلاتی که مسئولان مدارس و به خصوص معلمان با آن روبرو هستند، بی انضباطی و رعایت نکردن مقررات از سوی دانش آموزان است.

از رایج ترین اقداماتی که در جلوگیری از بی انضباطی در مدارس انجام می گیرد، توسل به تنبیه و توبیخ و سخت گیری است که در بیشتر موارد نه فقط نتیجه مطلوب نمی دهد، بلکه موجب تشدید و تکرار رفتارهای نامناسب و ناپسند می شود. به طور کلی می توان گفت منظور از نظم و انضباط آن است که دانش آموز با مقررات مدرسه، گروه همسالان، محیط یادگیری، ارتباطات اجتماعی و غیره آشنا شود و همچنین تمایلات، گرایش ها و غرایز طبیعی کودک در جهت صحیح و مطلوب هدایت شود.

از آنجا که محور تمامی کارها در مدرسه و هدف نهایی آموزش و پرورش تربیت صحیح کودک است، لذا نباید کودکان را فدای انضباط در مدرسه کرد، بلکه باید با استفاده از راهکارهای مناسب نظم و انضباط و مقررات مدرسه را در خدمت دانش آموزان درآورد، تا زمینه هدایت مطلوب و شایسته آنها فراهم شود. رعایت نظم و انضباط موجب شادی و نشاط در فرد، سازش مناسب فردی و اجتماعی، احساس امنیت و اعتماد به نفس و جلب توجه دیگران می شود. اما گاهی اوقات دانش آموزان از مقررات مدرسه پیروی نمی کنند و با بی انضباطی موجبات ناراحتی خود، معلمان، همکلاسان و اولیای مدرسه را فراهم می آورند. مسائل انضباطی که در مدارس اتفاق می افتد، بسیار متنوع و گوناگون است و علل و عوامل متعددی دارد و مسئولان و متخصصان تعلیم و تربیت باید در پی کشف آنها باشند. برخی از بی انضباطی ها نه فقط مانع یادگیری فرد می شود، بلکه موجبات اختلال یادگیری سایر دانش آموزان را نیز فراهم می کند. عواملی که اغلب موجب بی انضباطی دانش آموزان است، به شرح زیر خلاصه می شود.

جامعه:

در اجتماع امروزی معمولاً انسان ها مسائل و مشکلات خود را بیشتر با جنگ و ستیزهای گوناگون، روابط خصمانه، زورگویی و حتی مسابقات خشن و غیره حل می کنند که نتیجه بد و مخرب آن روی رفتار و شخصیت کودکان و نوجوانان، اجتناب ناپذیر است. بنابراین چگونگی روند زندگی، نوع فرهنگ، آداب و رسوم و ارزش های حاکم بر جامعه، در شکل گیری رفتار دانش آموزان، تأثیر بسزایی دارد.

خانواده:

شاید بتوان گفت بزرگترین و موثرترین عامل در تعیین کیفیت رفتار کودکان، وضعیت زندگی و شرایط خانوادگی آنها است. مسلم است کودکانی که در معرض مستقیم اختلاف ها، تشنجات و تعارضات حاکم بر افراد خانواده قرار دارند، نمی توانند از شخصیت متعادل و سالمی برخوردار شوند. تحقیقات نشان داده است که جو متشنج و آلوده خانواده و کیفیت پاسخ های نامناسب والدین به بدرفتاری های کودکانشان، پیامدها و نتایج نامطلوبی را دربر داشته است. بطور کلی می توان گفت جو عاطفی حاکم بر خانواده و تجربیاتی که کودک از زندگی خانوادگی بدست می آورد، زمینه طرز تفکر، تکوین شخصیت و الگوهای رفتاری خوب و بد او را در آینده فراهم خواهد کرد.

درس معلم و خستگی دانش آموز:

گاهی اوقات عدم تنوع در برنامه درسی و تدریس معلم موجب خستگی دانش آموزان می شود. در مواردی که تدریس معلم و محتوای برنامه درسی بیش از حد توانایی و استعداد دانش آموزان و یا برعکس بسیار ساده و ابتدایی باشد، موجبات خستگی آنها را فراهم خواهد کرد، نبود ارتباط مطالب درسی با تجربیات شاگردان، روشن نبودن اهداف یادگیری، عدم احساس نیاز به فراگیری مطلبی خاص، بی علاقگی دانش آموز به درس معین و غیره از عوامل دیگری است که علاوه بر خستگی در شاگردان، زمینه بی انضباطی آنها را نیز فراهم می آورند و این مسئله موجب مختل شدن جریان یادگیری در کلاس می شود.

ضعف جسمانی:

گاهی بی انضباطی و رعایت نکردن مقررات کلاس از طرف برخی از دانش آموزان به دلیل ضعف جسمانی آنها است. زیرا دانش آموزان ضعیف طاقت و تحمل کمتری دارند و آستانه دقت و توجه آنها بسیار کوتاه است. از این رو زود خسته می شوند و از قوانین و مقررات سرپیچی می کنند.

سرخوردگی:

گاهی اوقات تکالیف و وظایفی که مدرسه برای دانش آموزان معین می کند، بیش از حد توانایی او است و یا اینکه برخی از والدین در مورد پیشرفت تحصیلی فرزند خود تقاضای بیش از حد دارند و به همین خاطر کودک مجبور است فشارهای روانی ـ عصبی زیادی را تحمل کند. وقتی دانش آموز نمی تواند خود را به سطح تقاضا و خواسته های مدرسه و والدینش برساند، با شکست مواجه می شود و احساس بی لیاقتی و سرخوردگی می کند و این سرخوردگی نه فقط به رشد عاطفی ـ روانی دانش آموزان لطمه شدیدی وارد می سازد، بلکه باعث می شود که آنها نسبت به قوانین و مقررات و نظم و انضباط در مدرسه بی اعتنایی کنند.

نبود هماهنگی میان مقررات خانه و مدرسه:

در برخی مواقع بی انضباطی دانش آموزان ناشی از نبود هماهنگی در روش های رفتاری خانه و مدرسه است. یعنی هماهنگی کامل میان اولیای خانه و مدرسه در اجرای مقررات و شیوه های تربیتی آنها وجود ندارد. اگر دانش آموز میان الگوهای تربیتی خانه و مدرسه تضاد و مغایرتی مشاهده کند، قطعاً به دام شک و تردید گرفتار خواهد شد و نمی داند کدام الگوی تربیتی را انتخاب کند. اگر مدرسه درست می گوید، پس چرا رفتار خانواده با آن مغایر است. اگر والدین راه صحیح را نشان می دهند، پس چرا مدرسه آن را نمی پذیرد. این اختلاف و دوگانگی در میان الگوهای تربیتی بدترین وضع روحی ـ روانی را برای دانش آموزان فراهم می کند که اغلب موجب سردرگمی، بلاتکلیفی و در نتیجه رعایت نکردن مقررات و بی انضباطی و غیره در آن ها می شود.

نبود ثبات در اجرای مقررات:

در برخی اوقات بی انضباطی دانش آموزان از نبود ثبات در اجرای مقررات است. بدین معنی که مسئولان مدرسه و والدین مقرراتی را ایجاد می کنند ولی خودشان از آن پیروی نمی کنند. این عمل باعث می شود که اعتبار قوانین و مقررات انضباطی در نزد دانش آموزان سست و بی ارزش شود. دیگر اینکه گاهی هم اولیای خانه و مدرسه دانش آموزان را ملزم به اجرای قوانین و مقررات می کنند ولی اصلاً توجهی به اجرا و یا اجرا نشدن آن ندارند. در مقابل این بی تفاوتی و بی توجهی والدین و اولیای مدرسه، دانش آموز نمی داند وظیفه اش در مقابل قوانیت و مقررات چیست و در واقع مدرسه از او چه انتظاری دارد و چه رفتاری را باید انجام دهد. این ناآگاهی و سردرگمی نسبت به قوانین و مقررات باعث می شود زمینه بی انضباطی و نافرمانی در دانش آموزان فراهم شود.

تجاوز به حریم شخصی دانش آموزان:

یکی از مهم ترین عوامل در بی انضباطی دانش آموزان این است که عواطف، احساسات و به طور کلی شخصیت آنها مورد بی توجهی، غفلت و تحقیر قرار گیرد. اگر معلمی دانش آموز را بی عرضه، کم هوش، تنبل و ناتوان بداند و به همین عناوین هم او را صدا بزند، دانش آموز به ناتوانی خود شک می کند، به تدریج و به او تلقین می شود که نمی تواند در فعالیت های کلاسی و انجام تکالیف درسی موفق شود. لذا این خود پنداره ی منفی سبب می شود که دانش آموز از فعالیت و کوشش دست بردارد و خود را شکست خورده، ناامید، ناتوان و سربار دیگران تصور کند. تعداد زیادی از دانش آموزان، هنگامی که عزت و حرمتشان در مدرسه و بخصوص در کلاس درس شکسته می شود، سعی می کنند به هر نحوی، حتی با از دست دادن درس و مدرسه و درگیری با معلم، و سایر دانش آموزان، از حرمت، غرور و حیثیت خود دفاع کنند و بدین وسیله قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس را نادیده می گیرند و بی انضباطی و شرارت های خود را کاملاً آشکار می کنند.

راهکارهایی برای جلوگیری از وقوع مسائل و مشکلات انضباطی در مدارس

برنامه مناسبی برای جلوگیری از وقوع بی انضباطی های دانش آموزان و اطلاع از رفتار آنها طراحی شود.

شرکت دادن دانش آموزان در برنامه های انضباطی و روشن کردن قوانین، مقررات و انتظارات مدرسه از آنها.

روش هــای تــدریــس و آموزش های معلم باید با توانایی ها، استعـداد و تـفـاوت هـای فردی دانش آموزان متناسب باشد و از بکارگیری روش های یکنواخت، خسته کننده و بی حاصل احتراز کند.

دانش آموزان معمولاً دارای مسائل و مشکلات جسمی، روحی، اجتماعی و عاطفی مختلفی هستند، که بی توجهی به آنها موجب آزردگی و احتمال بروز مسائل و مشکلات انضباطی در آنان می شود.

همان طوری که انتظارات بالای معلم از دانش آموزان موجب ناکامی آنها می شود، انتظارات پایین معلم نیز موجبات ملالت، بیزاری و بی حوصلگی آنان از درس، معلم و مدرسه را فراهم می کند.

معمولاً بی توجهی به درس معلم، برهم زدن کلاس، بازی گوشی دانش آموز، دفاعی است که او در مقابل شکست، تحقیر و یا به منظور اظهار وجود، ابراز می دارد. بنابراین باید به آنچه که دانش آموزان احساس یا فکر می کنند، خوب گوش فرا داد در توان خواستهای معقول و منطقی آنها را برآورده کرد.

هنگامی که دانش آموزان احساس ترس، اضطراب، خشم و غیره می کنند، بیشتر مرتکب سوءرفتار و بی انضباطی می شوند.

معلمانی که دانش آموزان خود را درک می کنند و به حرف های آنها توجه دارند، خیلی راحت تر و بهتر می توانند با شاگردان رابطه عاطفی و دوستانه برقرار کنند که در نتیجه از بسیاری از مشکلات، شیطنت ها و بی انضباطی های آنها جلوگیری خواهد شد.

استفاده از روش های تدریس یـکنواخـت، مـوجـب بـی تـوجهی دانش آموزان به درس، به هم خوردن موقعیت یادگیری و ایجاد شلوغی و بی نظمی در کلاس خواهد شد.

بـرای اوقــات فـراغـت دانش آموزان در مدرسه و کلاس درس باید برنامه ریزی کرد تا از بروز مسائل و مشکلات انضباطی آنها جلوگیری شود.

در تهیه و تنظیم قوانین و مقررات انضباطی، مسئولان مدرسه باید از شاگردان خود به عنوان یک طرف مشورت استفاده کنند. زیرا طرح و تدوین مقررات انضباطی با شرکت دانش آموزان بسیار بهتر از مقررات تحمیلی و یک جانبه خواهد بود و همکاری و مساعدت دانش آموزان را بیشتر جلب خواهد کرد.

هنگامیکه قوانین و مقررات انضباطی خاصی در مدرسه برقرار می شود، باید تمامی شاگردان را ملزم به اطاعت از آن کرد. در صورت رعایت نکردن یا نقض قوانین نه فقط نباید هیچ گونه عذر و بهانه ای را از فرد خاطی پذیرفت، بلکه باید او را وادار کرد تا نتایج و پیامدهای مربوط به آن را نیز تحمل کند.

زیـرا قـبول عـذر و بهانه های دانش آموزان،دروغ پردازی، عدم احساس مسئولیت، زیر پا گذاشتنه قوانین و بسیاری دیگر از بی انضباطی ها را اشاعه می دهد.

در برخورد با دانش آموزان بـایـد از تـقویت کنـنده هـایـی مانند نوازش، دست دادن با آنها، دست به شانة آنها زدن، خواندن نام کوچک آنان و غیره استفاده شود. زیرا رفتار و برخورد صمیمانه با دانش آموزان تا حدود بسیار زیادی از بی انضباطی و شرارت آنها می کاهد. البته باید احتیاط کرد، تا جنبة سوءتفاهم و سوءاستفاده پیش نیاید.

از دخــالــت زیــاد در زندگی خصوصی و شخصی دانش آموزان، که در حیطه اختیار دسـت اندرکاران آموزش و پرورش نیست، باید خودداری شود. زیرا این کار موجب تشنج، عصبانیت و حساسیت هایی در آنها می شود.

برقراری انضباط از راه تنبیه، پیامدهایی نظیر مقاومت، بی اعتنایی، یاغیگری، عصیان، منفی بافی، شورش، تملق گویی، لجبازی، کناره گیری، و فرار از زندگی دانش آموز را به دنبال خواهد داشت.

مقررات و قوانین انضباطی تنظیم شده باید با توانایی، رشد، مـشخصات و سن دانش آموزان، تناسب داشته باشد.

مقرراتی که در مدرسه وضع می شود، باید برای تمامی دانش آموزان و مسئولان و در هر زمان مورد احترام باشد، در غیر این صورت دانش آموزان نسبت به مدرسه و مقررات آن، بدبین و بی اعتماد می شوند.

تــردیـدی نـیست که دانش آموزان باید برای رفتار پسندیده و پیشرفت تحصیلی خود مورد تشویق قرار گیرند و رفتار ناپسند آنها هم به نحوی، ضعیف و خاموش شود.

متأسفانه دیده شده است از آنجا که دانش آموزان خوب و منضبط برای معلم مشکلی ایجاد نمی کنند، معمولاً مورد بی مهری و بی توجهی قرار می گیرند. برعکس دانش آموزان ناسازگار و بی انضباط، چه از طریق مثبت و چه از طریق منفی بیشتر مورد توجه معلم و مسئولان مدرسه قرار می گیرند. این کار باعث می شود دانش آموزان خوب و با انضباط نیز به تدریج دلسرد و بی تفاوت شوند و ممکن است که دست به بی انضباطی و کارهای نامعقول بزنند.

تشویق و تنبیه معلم و مسئولان مدرسه باید به موقع و با رفتار دانش آموزان متناسب باشد، تا مفید و مؤثر واقع شود.

مسئولان مدارس و معلمان باید با دادن حق تصمیم گیری و اظهارنظر به دانش آموزان، روح اعتماد به نفس، خوش بینی، استقلال طلبی و مسئولیت پذیری را در آنها بوجود آورند.

نگارش: علی پور علیرضا توتکله

کارشناس ارشد برنامه‌ریزی درسی‌