بوی مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و شوق کودکانه در پیاده روها، بوی نمره های بیست، بوی دفتر حساب و مشق های ناتمام، بوی دوستی و محبت...

پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند. نسیم، نفس های معطرش را هر صبح بر گونه های سرخابی کودکانه شان می دمد تا خواب را در سایه های کوتاه دیوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند.

دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است. کلاسها با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا میهمانان خود را در آغوش بکشند. واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند و پروانه می شوند تا در نفس های هیجان زده کودکان پرواز کنند و فضای لرزان کلاس را گرم نمایند. چه شور و حالی دارد این روزهای آغاز مدرسه، روزهایی سراسر دلهره، شوق و اضطراب، روزهای مهر و مدرسه، روزهایی که خیابانها سرخوش هیجان لبریز صداهای کودکانه جاری در پیاده روهایند. روزهایی که عشق هر سحر، عاشقانه از پشت پنجره کلاس ها سرک می کشد تا با بالا آمدن آفتاب، تنشان را در نفس های معطر کودکان شست وشو دهند. روزهایی که آفتاب به شوق مدرسه رفتن هر صبح زودتر از آواز خروس ها بیدار می شود. روزهایی که ماه، بالای سر دفترهای مشق به خواب می رود.

امروز اولین روز از ماه مهر و شروع فصل پاییز، ماه تحصیل، تلاش، مشق و مدرسه است. روزهای آغازین سال تحصیلی هم مثل سالهای اولیه تحصیل، دوران بسیار حساسی است. ایجاد نگرش های مثبت و پویا در دانش آموزان، تقویت انگیزه کوشش برای یادگیری و کاهش دغدغه و اضطراب و آشنایی با شخصیت و دیدگاههای دانش آموزان می تواند در روزهای اول مدرسه صورت پذیرد. همچنین در دوران اولیه تحصیل، خانه و مدرسه هر یک نقش ویژه دارند.

کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند روابط در خانه فردی تر و عاطفی تر و در مدرسه جمعی تر و منطقی تر است. از این رو این دو محیط خانه و مدرسه از لحاظ فراهم آوردن زمینه های لازم برای رشد و تربیت کودک مکمل یکدیگرند و باید همدیگر را یاری کنند. لذا همکاری پدر و مادر با معلمان و اولیای مدرسه اهمیت ویژه ای دارد. اما در این میان نباید نقش آموزشی و تربیتی مدرسه را نادیده گرفت، چراکه دوران تحصیل از جهت تعلیم و تربیت بهترین و مهمترین دوران است. در این دوره بچه ها ویژگی های روانی و آمادگی کاملی برای تربیت پذیری و ادب آموزی دارند و آموزش رسمی بچه ها نیز از این مرحله آغاز می شود. لذا این دوران طلایی را که بهترین فرصت برای تعلیم و تربیت است، نباید به سادگی از کف داد.

سرمایه گذاری جهت ارتقای کم و کیف آموزش

به گفته کارشناسان، کیفیت نظام آموزشی ارتباط مستقیمی با امکانات مدارس، برخورد معلمان و مربیان با دانش آموزان و محیط مدرسه دارد. به عبارتی وجود فضا و زمان مناسب و کافی، اولین نیاز در یادگیری است و نظام آموزش و پرورش مناسب یکی از پایه های پیشرفت در جوامع امروزی است. سرمایه گذاری در جهت ارتقای سطح کمی و کیفی آموزش، هرچند بازده فوری ندارد، اما قدم اول برای تربیت نیروی انسانی موردنیاز جامعه است.

«پروین قادری» که به همراه پسر ۱۴ ساله خود برای خرید لوازم التحریر به یک فروشگاه در بلوار فردوس شهرک غرب آمده است، وقتی در برابر این سؤال قرار می گیرد که مدرسه چه تأثیری در تربیت فرزندش دارد گویی پاسخی از قبل آماده شده دارد، چون خیلی تند و سریع می گوید: «به نظر من خانواده ها باید برای تربیت صحیح و اصولی فرزندان خود از همان سالهای اولیه تحصیل سرمایه گذاری کنند. پسر بزرگم الان ۳۰ ساله است و هنوز هم کار مناسبی ندارد، چون تحصیلات خوبی ندارد، ما در آن زمان خیلی به مدرسه و درس و مشقش اهمیت نمی دادیم، حضور او در مدرسه ای نزدیک خانه حتی با امکانات کم و محدود و محیطی شلوغ برای ما کافی بود، چون فکر می کردیم هزینه کردن برای بچه ها در این سن خیلی ضروری نیست، و سرمایه گذاری اصلی باید خرج ازدواج و کار باشد، اما الان می بینیم که چقدر این فکر اشتباه بوده است.»

وی در ادامه در حالی که دستش را چون سپری محکم بر پشت فرزندش قرار داده و او را مورد حمایت عاطفی قرار می دهد، می گوید: «الان به این نتیجه رسیده ایم که بچه ها را باید از همان سالهای اول تحصیل در مدارسی ثبت نام کنیم که مربیانی کارآزموده و باتجربه داشته باشد و از امکانات آموزشی لازم هم برخوردار باشد، چرا که مدارس در تربیت فرزندان ما نقش مهمی ایفا می کنند.»

«ابوالفضل حسنی» هم که به همراه همسر و تنها فرزندش برای خرید به این محل آمده اند، داوطلبانه و خیلی مشتاق در ادامه صحبتهای خانم قادری چنین می گوید:

«ما تجربه زیادی نداریم، چون به لطف پروردگار همین یک پسر را داریم و الان هم به کلاس دوم راهنمایی می رود، اما با توجه به اطلاعاتی که از اطرافیان کسب کرده و دیده ایم، برخی از آنها از اینکه در سالهای اولیه تحصیل و یا حتی در سالهای بالاتر هم، مدارس خوبی را برای فرزندان خود انتخاب نکرده اند، الان چقدر نادم هستند از همین رو ما ترجیح می دهیم فرزندمان را در مدرسه ای ثبت نام کنیم که علاوه بر مسائل آموزشی به مسائل تربیتی هم اهمیت دهند. گرچه تمام مدارس ما به حمدالله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از نظر تربیتی رشد چشمگیری داشته، اما باز هم در این میان برخی از مدارس مخصوصاً مدارس دولتی، خیلی به مسائل تربیتی بچه ها توجه نمی کنند. ضمن اینکه برخی از معلمان به دلیل مشغله های زیاد زندگی و تأمین معیشت، آنقدر درگیر مسائل خانه و خانواده خود هستند که گاهی فراموش می کنند وظیفه اصلی آنها تربیت فرزندان این آب و خاک است.»

وی با اشاره به اینکه برخی از معلمان در سر کلاس دائماً سرگرم بازی با گوشی همراه خود هستند و یا مشغول رتق و فتق امور منزل می باشند می گوید: «به نظرم مسئولان باید حل مشکلات معلمان را در اولویت کارهای خود قرار دهند تا آنها بدون هیچ دغدغه ای در سر کلاس حاضر شده و به نقش اصلی خود بپردازند،که همانا تربیت میلیونها دانش آموزی است که آینده سازان فردای ایران اسلامی هستند.»

نقش تربیتی مدارس

آقای حسنی که مهندس نقشه کش صنعتی است و در یک شرکت خصوصی مشغول به کار می باشد، در ادامه چنین می گوید: «نقش تربیتی مدرسه نسبت به بچه ها قبل از اینکه قانونمند و براساس ضوابط تعریف شده نظام آموزشی باشد، بیشتر سلیقه ای است، نظام آموزشی ما بیشتر بر روی مسائل آموزشی تأکید دارد تا پرورشی. البته خوشبختانه طی سالیان اخیر نقش پرورشی مدارس پررنگ تر شده اما هنوز تا رسیدن به نقطه آرمانی فاصله زیادی دارد.»

وی اضافه می کند: «حساسیت و خواسته خانواده ها نسبت به مسائل تربیتی مدارس از یک سو و از سوی دیگر احساس نیاز نظام آموزشی به پرداختن مسائل پرورشی، سبب شده تا مدارس مخصوصاً مدارس غیرانتفاعی که حس رقابت بیشتری نسبت به هم دارند به این مسئله اهمیت بیشتری دهند و خانواده ها هم ترجیح می دهند، فرزندان خود را در این مدارس ثبت نام کنند، بر این اساس استفاده از کارشناسان امور تربیتی در مدارس اولویت ویژه ای دارد و چه بسا در درجه بندی مدارس نسبت به هم نقش مهمی ایفا می کند.»

همکاری خانه و مدرسه در تربیت فرزندان

«محمود رضا پورعباسی» کارشناس مسائل تربیتی در گفت وگو با سرویس گزارش روزنامه کیهان با اشاره به اینکه همکاری خانه و مدرسه در تربیت فرزندان نقش مهمی را بازی می کند و نقش وراثت و تربیت را در شخصیت فرزند نباید نادیده گرفت، می گوید: «معمولا بچه ها در مدارس دو نوع تربیت می شوند، یک تربیت عمومی و ارادی و با نقشه و دیگری تربیت های غیرارادی و بی نقشه است. در تربیت ارادی کتابی است معلوم که بچه باید بیاموزد، درسی است که باید بخواند، سرصف، و در نمازخانه مسائلی مطرح می شود، در کلاس معلم برای بچه ها صحبت می کند و دستورالعمل هایی به درودیوار نصب است و تمام این موارد تربیت های عمومی و حساب شده و ارادی است.»

وی می گوید: «در این بخش مدرسه مسئولیت فراوانی دارد بنابراین کیفیت انتخاب معلم، نحوه تنظیم ساعات درسی و برنامه های درسی، فوق برنامه ها، انتخاب کتاب های غیردرسی و نوع برخورد معلم با شاگردان و ساعات مطالعه غیردرسی یک سلسله مسئولیت های بسیار سنگینی است که بر دوش مدرسه است و تمام این عوامل باعث تمایز مدرسه ای بر مدرسه دیگر می شود بنابراین محورهای فوق هستند که نقش اصلی تربیت پذیری دانش آموزان را برعهده دارند.»

این کارشناس می گوید: «یک بخش از تربیت مدرسه هم تربیت غیرعمدی و غیرارادی است. معلم خصلت ها و برخوردهایی دارد بدون آنکه توجه داشته باشد، او درسش را می گوید اما دراین تدریس چگونه عمل کند که به فرد فرد بچه ها رسیدگی کند و عدالت را عملا اجرا نماید جای بحث و بررسی دارد. ممکن است معلم متوجه نباشد که ضمن درس ریاضیات، درس عدالت و راستگویی هم می دهد، یا سهوا ممکن است وعده ای بدهد و به این وعده عمل نکند، بگوید فردا تکالیف را می بینم و نبیند، بگوید جایزه می دهم و ندهد، نمره می دهد، اما دانش آموز احساس می کند غیرعادلانه عمل شده است، دانش آموز سؤال می کند، اما فکر می کند نظر معلم تنها معطوف به تعدادی از بچه های ممتاز یا چند دانش آموز پرحرف است، پس او غیرمستقیم درس عدالت یا درس بی عدالتی و درس راستگویی یا دروغگویی می گیرد.»

وی ادامه می دهد: «دانش آموز لباس و قیافه معلم را می بیند وغیرمستقیم درس نظم یا درس بی نظمی می گیرد، درس خوش اخلاقی، مهر، محبت و یا درس خشونت می گیرد حتی در و دیوار کلاس، وسعت و نور کلاس، نوع اداره عمومی مدرسه در شکل گرفتن شخصیت کودک نقش تربیتی دارد.»

پورعباسی می گوید: «این موارد یک سلسله تربیت های غیرارادی مدرسه است که دائم بر دانش آموز تأثیر می گذارد. البته مدرسه خوب و دقیق، باید روی این مسائل غیرارادی هم طرح داشته باشد تا بتواند موفق باشد. یعنی برای اخلاق و برخورد و رابطه معلم، نحوه اداره مدرسه، وسعت، نور و سایر ویژگی های ساختمانی مدرسه برنامه داشته باشد.»

کارکرد تربیتی خانه و مدرسه

«اگر تربیت را کسب دانش برای نیل به نگرش ها و منش هایی با تراز قرآنی «احسن تقویم» تعریف نمائیم باید گفت، در آموزش رسمی ما در سطح آموزش عمومی در جهت انباشت اندوخته های ذهنی و پرورش حافظه بسیار موفق بوده ایم.»

دکتر فاطمه عاطف یکتا، مشاور رئیس سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان با بیان این مطلب ادامه می دهد: «از آنجا که نظام تربیت رسمی ما فاقد نگاه سیستمی منبعث از آموزه های تربیت اسلامی و کم توجه به مقتضیات بومی و منطقه ای می باشد، با رسوب الگوهای وارداتی در لایه های تصمیم سازی زمینه های آسیب پذیری را فراهم کرده است.»

وی می گوید: «در مواجه با پدیده های نوظهور اجتماعی که با شتاب فزاینده ای در عرصه تعلیم و تربیت در دوران کنونی شکل گرفته، دیگر قدرت حافظه یارای برابری با آن را ندارد و در حال حاضر عوامل متنوعی، تأثیر تربیتی خانواده و مدرسه را از انحصار خارج کرده اند.» دکتر عاطف یکتا ادامه می دهد: «رسانه های مکتوب و مصور، دنیای مجازی، بازی های اکشن رایانه ای، رقیبان تازه نفس در بخش خصوصی از طرفی محدودیت ها و کاستی ها در سیستم دولتی در منابع درسی و انسانی، فرآیند تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها، تأثیرات پردامنه ای را در تربیت کودکان و نوجوانان به جا گذاشته است.»

وی می گوید: «سونامی انفجار اطلاعات در عصر اقتدار تکنولوژی های برتر، ضرورت انعطاف در تصمیمات مناسب با تغییرات شتابنده، پرهیز از تمرکز در تصمیم گیری ها، تأکید بر هماهنگی نهادهای مرتبط و بالاخره پرهیز از سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های جزیره ای در حوزه های ستادی را می طلبد. البته لازم به ذکر است که علی رغم شبیخون بی امان پدیده های نوظهور در جغرافیای ناتوی فرهنگی هنوز هم برخلاف کشورهای غربی در کشور ما به برکت عطر وجود فرهنگ عاشورا و ادبیات انتظار و آثار معنوی دفاع مقدس و طنین رهنمودهای حضرت امام و رهبر معظم انقلاب، خانواده و مدرسه کارکرد تربیتی خود را حفظ کرده است. اما وظیفه نظام آموزش و پرورش است که برای خنثی کردن یا کم اثر کردن تهاجمات متنوع به سه عنصر منابع درسی و انسانی و برنامه های درسی نیز توجه ویژه ای نماید.»

مدرسه، سن تربیت پذیری

در آموزه های دینی و علوم تربیتی تأکید شده که سن ورود دانش آموز به مدارس، سن تربیت پذیری است. در روایتی از حضرت رسول اکرم«ص» نقل شده که حضرت محمد«ص» دوره های تربیتی نونهالان رابه سه دوره سیادت، تربیت و وزارت تقسیم فرمودند که هفت سال اول زندگی دوره سیادت، هفت سال دوم دوره عبودیت، بندگی و تربیت و هفت سال سوم زندگی نوجوان، دوره مشورت دهی و وزارت نامگذاری شده است.

«ستار هدایت خواه» مخبر کمیسیون فرهنگی و نماینده کهکیلویه و بویراحمد در مجلس شورای اسلامی درباره این تقسیم بندی به گزارشگر کیهان می گوید: «در دوره اول خانواده ها و والدین باید تسلیم خواسته های فرزند شوند، و در دوره دوم به تربیت او بپردازند و بر عوامل تربیت پذیر که شامل مدرسه می شود، اهمیت ویژه ای قائل شوند.»

هدایت خواه در ادامه می گوید: «باتوجه به میزان حضور بچه ها در مدرسه، عوامل و دست اندرکاران آن ازجمله معلم بر تأثیرپذیری کودک نقش بسزایی دارند. از آن جایی که بچه ها بیشتر وقت خود را در دوران تحصیل در مدرسه سپری می کنند، نقش تربیتی خانه و خانواده در این مدت کم می شود، اما نکته حائز اهمیت در این میان رابطه والدین بامدرسه است که هرچه این ارتباط بیشتر و محکم تر باشد، تربیت دانش آموزان بهتر و اصولی تر می گردد.»

دانش آموزان همیشه نگاه الگویی به معلم و معلمان خود دارند از این رو مدارس و مجموعه عوامل آن بیشترین تأثیر را از نظر تربیتی بر آنها دارند.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می گوید: «ضروری است که مسئولان آموزش و پرورش به نقش تربیتی خود توجه کافی داشته باشند و مراقبت لازم را در گفتار و رفتار خود رعایت کرده و با شناخت روحیات کودک تلاش کنند تسهیلات مثبتی را برای فرزندان ایران اسلامی فراهم نمایند.»

وی می گوید: «علم در کودکی نقشی بر روی سنگ است و رفتارهای تربیتی در کودک، اثر بر روی نقشی است که تا پایان عمر در شخصیت فرد پایدار می ماند، و برای اینکه نونهالان براساس اهداف و آموزه های دینی تربیت شوند، معلمان باید هم و غم خود را معطوف به نقش تربیتی و تأثیرپذیری آن در دانش آموزان کنند.»

به راستی امروز همه راه های روشن، به مدرسه «مهر» ختم می شود و این سرآغاز جدیدترین صدای همبستگی است. امروز چشم های صفا و یکرنگی، درحضور ماه «مهر» می جوشد، امروز شوق های دسته جمعی در محیطی گردآمده اند تا باردیگر بوی «یار مهربان» را جشن بگیرند. امروز کتاب ها دسته دسته می آیند و سلام دست ها را پاسخ می دهند، پاسخی گرمتر از تابستانی که بچه ها پشت سر گذاشته اند و هیچ نقاش زبردستی نمی تواند شادترین جنب و جوش های حیاط را به تصویر بکشد.

صدای قدم های نرم، رخوت کوچه ها و خیابان ها را برهم می زند، قدم هایی که با گام های پاییز هم نوا شده است. طنین ضربان قلب هستی در این روزها، در گام های کوچک، اما بلند کودکان ضرب می گیرد. این ضرب آهنگ حیات متعالی بشریت است. این صدای بلند حیات فرهنگی و صدای زندگی است. این آوای زنگ بیداری است که تمام شهر را به پویشی تازه می خواند و دوباره عدالت بخش می شود، محبت ضرب و عشق به توان می رسد و دوستی جمع می شود.

... صدای پای کسی می آید، کسی عطش تشنگان را فرو خواهد نشاند، معلم را می گویم؛ برپا!

باز با پایان یافتن فصل تابستان بوی مهر در شهرها و کوچه های شهرمان پیچیده است و مدارس چشم به در دوخته اند و به انتظار نشسته اند تا سال تحصیلی جدید را همراه با دانش آموزان آغاز کنند. با آغاز سال تحصیلی میلیونها دانش آموز به شوق آموختن روانه مدرسه می شوند و این شور و اشتیاق زیبایی خاصی به جامعه می دهد، شور و شوقی که نیاز به هدایت و راهبری صحیح و درست توسط معلمان دلسوز دارد، معلمانی که با تلاش خالصانه خود پرچمدار این سکان عظیم فرهنگی هستند. نقش و جایگاه تربیتی مدارس در رشد و شکوفایی، تربیت اجتماعی و تعلیم و تربیت دانش آموزان مسئله ای بسیار مهم و درخور توجه می باشد. از این رو دقت نظر و توجه مسئولان آموزش وپرورش در این امر خطیر و سرنوشت ساز لازم و ضروری است. ضمن اینکه در این بین پیوند و رابطه اولیا و مربیان را هم نباید نادیده گرفت. چراکه خانه و مدرسه دو نهاد تربیتی مهم به شمار می آیند که در صدر عوامل تأثیرگذار بر روند رشد و تکامل رفتار آینده سازان جامعه قرار دارند.

روزهای ماندگار

هر سال این روزها هفت ساله می شوم و انگار از خوابی هزار ساله برمی خیزم، دستهایم را می بویم، هنوز بوی دفتر کاهی مشق را می دهد، هنوز هم بوی لبخند معلم را می دهد، چشمانم را با دستان کودکی ام می بندم و دوباره باز می کنم، درست دیده ام، هم کلاسی هایم با میخک ها و نرگس می روند تا در مدرسه درس بخوانند و هزار ساله شوند و من هم در صف آرزوهایم وارد کلاس می شوم، پشت نیمکت تاریخ می نشینم و خاطرات شیرین گشایش مدرسه را دوباره مرور می کنم.

«خدیجه عالمی» دبیر بازنشسته و نمونه ای که خود سالها با درس و کلاس و مدرسه زندگی کرده و عمر گذرانده است با مروری بر خاطرات دوران بچگی و سالهای اولیه تحصیل می گوید: «اول مهر در کودکی نسلهای گذشته، نقش ماندگارتری نسبت به نسل کنونی داشت. در آن زمان تنها دلخوشی ما باتوجه به اینکه فضای متفاوت و متنوع امروزی نبود، فقط انتظار بازگشایی مدارس بود و دوباره با ذوق و اشتیاق فراوان و با دلهره از چگونگی سال تحصیلی جدید و مسئولیتهای تازه به استقبال ماه مهر می رفتیم، اما امروزه می بینیم بچه ها با رویاهای دیگری سال تحصیلی جدید را آغاز می کنند، با وسایل مدرن، رایانه، کلاسهای درسی و کمک درسی های متنوع و هزاران آمد و رفت هایی که شاید در این ماه ها نقش تربیتی را که مدارس باید برروی فرزندان ایفا کنند، کم رنگ تر جلوه می دهد.» وی در ادامه می گوید: «۵ روز اول مهر، ۵سال ابتدایی، خیلی در شکل گیری شخصیت انسان و در تعیین جهت گیری و مسیری که بعدها در زندگی انتخاب می کنیم مؤثر است. اولین برخورد دانش آموز با معلم و بالعکس شاید در ابتدا به چشم نیاید، اما تأثیر عمیق خود را می گذارد، شاید بسیاری از جهت گیری های من درحال حاضر مدیون همان ۵روز اول مهر بود.»

دانش، منش و نگرش مدیران و معلمان واحدهای آموزشی، در هدایت سکان تربیت در مدرسه بسیار مهم است. مدیری که به پشتوانه دانش فنی خود، دلسوزانه و علاقه مندانه مجموعه خودرا با راهبری های اخلاقی و مدیریت معنوی و متعالی اداره می کند، می تواند قطعه ای از بهشت کرامت انسانی را برای مجموعه خلق کند تا در قبال آن معلم و دانش آموز و عوامل اجرایی و اولیا، همواره مسیر حیات طیبه را هموار نمایند.

«فاطمه عاطف یکتا» مشاور رئیس سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان با اشاره به اینکه معلمان اثرگذارترین شخصیت بر روان و رفتار دانش آموزان هستند و در لابه لای آموزش مفاهیم درسی، ارزشهای متعالی و انسانی و هویت ملی را در جان دانش آموزان می نشانند ، خاطرنشان می کند: «سیاستگذاری و برنامه ریزی برای جذب بهترین ها ازنظر تعهد و تخصص و ارتقا این منادیان میدان تعلیم و تربیت از اهم وظایف مسئولان آموزش وپرورش است و برای افزایش بهره وری در مدارس نیاز به بازشناسی دغدغه های معلمان و برطرف کردن آن متناسب با شأن جمهوری اسلامی و هماهنگ با رتبه مربیان در آموزه های قرآنی را داریم. البته اقداماتی صورت گرفته ولی همچنان تا وضع مطلوب و نظام هماهنگ کرامت انسانی در خدمات کشوری فاصله است.»

معلمان و حفظ کرامت شغل انبیاء

به گفته برخی از صاحب نظران مسائل تربیتی، معلمان هم مانند دیگر اقشار جامعه، برای تأمین مایحتاج زندگی، ناگزیر از انتخاب شغل دوم و سوم برای خود هستند، چراکه تنها با یک حقوق نمی توان از عهده همه مخارج برآمد، درحالیکه اگر قرار است این مربیان دلسوز و متعهد، آینده سازان کشور را تربیت نمایند، باید تنها دغدغه و نگرانی آنها تعلیم و تربیت نونهالان این مرز و بوم باشد.

ستار هدایت خواه عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اینکه معلمان برای تأمین معیشت خود حتی گاهی دست به مسافرکشی هم می زنند، می گوید: «بسیار دیده شده که معلمان به دلیل مشکلات مالی و گرفتاری های زندگی، حتی در سرکلاس درس هم، فکرشان بیرون از مدرسه است و برای حل این مشکل برنامه ریزان و مسئولان دولتی باید توجه جدی تری به وضعیت معیشت این قشر داشته باشند.»

وی می گوید: «طی ۴ سال گذشته توجه خوبی به بحث حقوق و مزایای معلمان شده طوری که بودجه آموزش و پرورش به نسبت سال ۸۴، دوبرابر و نیم شده است ولی هنوز معلمان دغدغه معیشت دارند البته حل این مشکلات با افزایش حقوق و مزایا تنها راه چاره نیست، چون باتوجه به وسعت آموزش و پرورش و نیروهای فعال در آن، به هر میزان که حقوق آنها افزایش یابد، نرخ تورم هم بالاتر می رود، بنابراین باید مسئولان دنبال راه های دیگری برای حل این معضل باشند که به نظرم تأمین مسکن و کمک هزینه های ازدواج و تحصیل فرزندان معلمان و... می تواند راهکارهای مناسبی باشد.»

دکتر شهناز هاشمی استاد دانشگاه هم در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان نظرش را درمورد این موضوع این طور بیان می کند: «باتوجه به اینکه معلمی شغل انبیاء است، ضروری است کسانی در کارهای تربیتی حضور یابند که انگیزه خالص الهی و عشق به تعلیم و تربیت داشته باشند. چراکه انگیزه دنیوی با کارهای فرهنگی سنخیتی ندارد،البته این به معنای آن نیست که به نیازهای مادی آنها توجهی نشود و یا مسئولان از آن غفلت ورزند، ولی شأن معلمی برتر و بالاتر از این است که برخی از آنها بخواهند مثلاً به مشاغلی چون مسافرکشی دست بزنند.»

وی می گوید: «هنوز هم شغل معلمی بین مردم بهترین و بالاترین جایگاه را دارد، معلمان ما جزو اقشار روشنفکر جامعه هستند و آنقدر بلوغ فکری دارند که باتوجه به مشکلات مالی و مادی، نمی توان منکر زندگی آبرومندانه آنها شد. اما مسئولان و رؤسای آموزش و پرورش باید در این زمینه اقدامات اساسی تر انجام دهند.»

فلسفه تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی

در راستای اهداف آموزش و پرورش، تربیت جریانی منظم و مستمر است که هدف آن کمک به رشد جسمانی، شناختی، ذهنی، اخلاقی و به طور کلی رشد شخصیت پرورش یابندگان برای رسیدن به رشد، تعالی و بالندگی و کسب ارزش ها و هنجارهای موردپذیرش جامعه و نیز کشف و شکوفا نمودن استعدادها و توانایی های آنهاست.

دکتر هاشمی در ادامه با اشاره بر این مسئله که دانش آموزان ما بیشترین و بهترین ساعات مفید عمر خود را در مدارس و مراکز آموزشی سپری می کنند می گوید: «نقش و وظیفه ای که آموزش و پرورش در این میان برعهده دارد، حائز اهمیت است و باتوجه به اینکه فلسفه تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی، تربیت انسان های مؤمن و خداپرست می باشد، لذا آنچه در این عصر حاضر باید مورددقت قرار گیرد، توجه به نیازهای امروز است.

وی می گوید: «در شرایطی که امواج مسموم و تهاجمات فرهنگی و به قولی ناتوی فرهنگی دشمنان علیه کشورمان به اوج خود رسیده و نوک تیرهای آتشین دشمن، نوجوانان و جوانان را نشانه رفته تا آنها را از درون تهی و از ارزش ها و معیارهای دینی و اعتقادی جدا نماید و باتوجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای مبنی بر تقویت و گسترش فعالیت های تربیتی و اخلاقی مخصوصاً در مدارس، می طلبد که فعالیت های امور تربیتی متناسب با نیازها و ظرفیت های موجود، بیشتر شده و رسالتی که مربیان شهید پرچمدار آن بودند، گسترش یابد.»

این استاد دانشگاه در ادامه تأکید می کند: «بدون شک فعالیت های امور تربیتی در مدارس، چنانچه موردتوجه مدیران و کارکنان و دست اندرکاران قرار گرفته و اهمیت کارکردش، بیشتر احساس شود، می تواند در تربیت، شکوفایی و موفقیت دانش آموزان مؤثر واقع گردد.»

وی اضافه می کند: «مدرسه به عنوان گسترده ترین و دردسترس ترین محیط آموزشی و پرورشی به عنوان فعالیت های اصلی کودکان و نوجوانان در شکل دهی شخصیت و ساختار روانی آنها اهمیت فراوانی دارد.»

دکتر هاشمی می گوید: «دانش آموزان ضمن فراگیری دانش های موردنیاز خود باید چگونه زیستن و چگونه بودن را یاد بگیرند و ضمن آن موفقیت و خلاقیت را تجربه کنند. امور تربیتی مدارس چنانچه مورد حمایت جدی مدیران قرار گرفته و دارای مربیان باتجربه، باانگیزه وتلاشگر باشد، می تواند فرصت های مناسب را برای رشد و شکوفایی دانش آموزان فراهم نماید.»

مدرسه زمینه ساز حیات طیبه دانش آموزان

«مدرسه، همان گونه که بر پژوهش های تربیتی و کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت تأکید می کند، به دلیل ویژگی های سنی و رشدی کودکان و نوجوانان، تأثیر زیادی بر وضعیت تربیتی آنها دارد. به طوری که کارایی و اثربخشی مدرسه در این زمینه می تواند موجب رشد و تربیت کودکان و نوجوانانی مؤمن، سالم، خلاق، بانشاط و کارآفرین باشد.»

علی اصغر یزدانی معاون پرورشی و تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش با ذکر این مقدمه چنین می گوید: «مدرسه زمینه هدایت دانش آموزان به سوی حیات طیبه است و زمینه زندگی شایسته را برای آنان فراهم می آورد. در عین حال باید این نکته را درنظر داشت که این کارکرد، زمانی می تواند از کارایی برخوردار باشد و مدرسه در شرایطی می تواند مأموریت های تربیتی خود را به درستی انجام دهد که سایر نهادهای فرهنگی، مانند خانواده و رسانه هم با مدرسه هماهنگ باشند و برای این منظور به مدرسه کمک کنند و به عنوان مثال در زمینه گرایش های فرهنگی و ارزشی با هم هماهنگ باشند.»

وی می گوید: «چیزی که باعث نگرانی است، حضور و فعالیت رسانه ها و نهادهای فرهنگی جدید مانند صنایع فرهنگی همچون بازی و سرگرمی است که عملا در زمینه نقش تربیتی با مدرسه و خانواده درحال رقابت هستند و به دلیل جذابیت هایی که در خلق آثار خود به خرج می دهند، موجب جذب و گرایش کودکان و نوجوانان به سمت خود می شوند.»

یزدانی خاطرنشان می کند: «برای این منظور ما در معاونت پرورشی و تربیت بدنی، بامطالعه وضع موجود و آگاهی از عوامل و پدیده های مختلف و نیز نوظهور فرهنگی و تربیتی موثر بر نوجوانان، و به منظور افزایش کارایی و اثربخشی مأموریت ها و برنامه ها، در قالب طرح تحول بخشی، درنظر داریم ضمن بازنگری و کیفیت بخشی عملکرد ستاد برنامه ریزی امور پرورشی، عملکرد تربیتی مدرسه را ارتقاء و بهبود بخشیم و در همین راستا ضمن طراحی مستندات، درحال تمهید مقدمات کلان برای پیاده سازی سازوکارهای لازم در سطح ملی، استانی و مدرسه ای هستیم و امیدواریم که رسانه ها و خانواده ها برای این منظور به ما کمک کنند.

معاون پرورشی و تربیت بدنی آموزش و پرورش در ادامه می گوید: «راه اندازی بانک ایده ها و خانه های فرهنگ دانش آموزی، تبدیل اردوگاه ها به پارک رشد، راه اندازی شبکه فرهنگی تربیت و اجرای طرح مدرسه زندگی نیز بخشی از برنامه های طرح تحول بخشی در آموزش و پرورش است.»

یزدانی با اشاره به اینکه طرح «مدرسه زندگی» به منظور طراحی الگوهای بومی برای افزایش کارایی و اثربخشی مدارس در چارچوب اهداف کلان تعلیم و تربیت از اول مهر اجرا می شود در مورد جزئیات این طرح به گزارشگر کیهان می گوید: «مرحله اول این طرح در مدارس منتخب مقاطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه از همه مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور به اجرا درمی آید و در سال ها و فازهای بعدی طرح، سطح مدارس تحت پوشش گسترش پیدا می کنند.»

پیوند خانه و مدرسه

غالبا خانواده ها می پندارند که اگر فرزند خود را روانه مدرسه کنند وظیفه تعلیمی و تربیتی خود را نسبت به وی انجام داده اند و دیگر نیاز به مشارکت جدی آنها نیست، حال آنکه هم در زمینه آموزش و هم از جنبه تربیت نیاز جدی به مشارکت آنها با اولیای مدرسه است. مدرسه هرگز به تنهایی نمی تواند از عهده آموزش و پرورش دانش آموزان برآید و همه کمبودها را جبران نماید، بنابراین نمی توان از خانواده ها و واحدهای دیگر غیر از مدرسه سلب مسئولیت کرد و بار سنگین تعلیم و تربیت را تنها بر دوش معلمان و اولیای مدرسه نهاد.

مهندس «محمود یالویی» مدیر آموزش و تحقیقات و تألیفات سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان در گفت وگو با گزارشگر کیهان با اشاره به اینکه مدرسه بعد از خانواده دومین کانونی است که در تربیت نونهالان تأثیرگذار است بر ارتباط و پیوند این دو کانون مهم تأکید می کند ومی گوید: «اگر خانه و مدرسه پیوند بخورند و ارتباط تنگاتنگی با هم داشته باشند، تربیت به معنای واقعی را در مورد فرزندان خود رقم می زنند.» وی می گوید: «انجمن اولیاء و مربیان مظهر همکاری خانه و مدرسه در امر تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان است. خانه و مدرسه دو نهاد تربیتی مهم به شمار می آیند که در صدر عوامل تأثیرگذار بر روند رشد و تکامل رفتار و منش نوباوگان جامعه قرار دارد و مهمترین عامل در تربیت رشد فکری و اخلاقی، هماهنگی و هم سویی نظری و عملی میان مربیان و خانواده است.»

مهندس یالویی با اشاره به سابقه فعالیت ۶۰ ساله سازمان مرکزی انجمن اولیاء و مربیان بر وظایف متعدد و موثر آن تأکید می کند و خاطرنشان می سازد: «متأسفانه برخی از والدین نقش تربیتی مربیان را خنثی می کنند، لذا برای اینکه یک هدف مشترک در خانه و مدرسه وجود داشته باشد و ارتباط منطقی بین این دو کانون برقرار گردد، این سازمان سیاستگذاری های منظمی را بین این دو برقرار و نهادینه کرده است، که اجرای طرح آموزش های خانواده «یکی از کارآمدترین فعالیت سازمان انجمن اولیاء و مربیان می باشد.»

وی با تأکید بر اینکه سازمان طی سال های اخیر شاهد رشد ۴۰درصدی و حضور گسترده والدین در این کلاس ها بوده است، تصریح می کند: «حضور خانواده ها در کلاس های آموزشی باعث شد تا بتوانیم برنامه های دقیق تری در امر تربیت و پرورش دانش آموزان ارائه دهیم و مدرسین با توجه به اینکه مخاطبشان والدین هستند، آخرین روش های علمی را فراگرفتند و درحال حاضر ما شاهد یک تعامل منطقی بین مدرسین و خانواده ها و ارتباط آنها با مدرسه هستیم.»

یالویی در ادامه با اشاره به این مسئله که قبلا ارتباط والدین با انجمن اولیاء و مربیان بسیار کم رنگ و ضعیف بود و تصور بسیاری از خانواده ها از حضور در جلسات انجمن فقط پرداخت مبلغی تحت عنوان کمک به بازسازی مدرسه و یا کارهای عمرانی بود، می گوید: «خوشبختانه طی سال های اخیر این تفکر غلط از بین رفته و ما هر روز شاهد حضور گسترده تر والدین در مدارس و ارتباط تنگاتنگ آنها با مدرسه هستیم و سازمان تلاش گسترده ای برای رفع این تفکر انجام داده است البته ادعا نمی کنیم صددرصد موفق بوده ایم، ولی سعی داریم که زمینه های مشارکت و حضور خانواده ها را در مدارس گسترده تر نماییم.»