|
این روزها زمان برنامه ریزی مد رسه ها برای آغاز سال تحصیلی است. اگر این ایام به مد رسه ها بروید و با معلمان صحبت کنید ، همگی از پد ید ه ای شگفت سخن می گویند به نام «معلم مازاد »!د ر این چند هفته ای که تا آغاز سال تحصیلی ماند ه، فضای ذهنی اغلب معلمان و مسوولان مراکز آموزشی مشغول همین پدید ه عجیب است.
آن هم د ر حالی که تد ارک علمی و پژوهشی و مطالعاتی برای ارتقای شیوه های تعلیم و تربیت د رگیر و د ار پیچید گی های اد اری هر روز کمرنگ تر می شود .
اما بخش جالب تر پد ید ه «معلم مازاد » این است که د ر رشته زبان و اد بیات فارسی، این افزونی معلم بیش از دیگر رشته هاست و از آن شگفت تر این که بسیاری از کلاس های اد بیات فارسی را معلمان رشته های دیگر اداره می کنند ؛ زیرا براساس آیین نامه های اد اری باید ساعت تد ریس آنها به نحوی کامل شود و روشن است که تد ریس اد بیات، از منظر اداری، لابد تخصص نمی خواهد و کاری ند ارد !
این پند ار نادرست که تد ریس زبان و اد بیات فارسی نیازی به تخصص ند ارد ، از د یرباز د ر مراکز آموزشی رایج بود ه است و گاهی حتی کارمند ان اد اری و مد یر و معاون مد رسه، کلاس های اد بیات را اد اره کرد ه اند و اینک د ر د ورانی که تعلیم و تربیت به جایی رسید ه است که نه تنها هیچ کاستی ها یی ندارد ، بلکه با افزونی معلم نیز مواجه است؛ همای اقبال معلم مازاد ، نخست بر شانه های معلمان اد بیات فارسی می نشیند .
این پدیده د ر شرایطی است که به اعجاز همین تعلیم و تربیت متراکم و افزون بر نیاز ، از میان صد ها هزار فارغ التحصیل د بیرستان ها ، تعد اد کسانی که به خواند ن و نوشتن صحیح به زبان فارسی مسلط باشند ، انگشت شمارند .
چند ان که بسیاری از د انش آموختگان د انشگاه ها نیز از نوشتن یک متن ساد ه و بد ون غلط عاجزند و بر این سیاق، نامه ها و بخشنامه های اد اری و از جمله برخی نامه ها و بخشنامه های آموزش و پرورش که معلم مازاد د ارد پر از غلط های نگارشی و حتی املایی است.
سال هاست که عاد ت کرد ه ایم مطبوعات و کتاب های ما، نثر فارسی را با غلط های بارز نگارشی بنگارند . سال هاست که راد یو و تلویزیون، زبان فارسی را با ناهنجاری های فراوان د ر نگارش و د ستور زبان و حتی تلفظ واژگان عرضه می کند و هر سال از شمار کسانی که می توانند شعر فارسی را بد ون غلط بخوانند، کاسته می شود ، تا آنجا که استاد شهریار سریال تلویزیونی هم، شعر حافظ را و حتی شعر خود استاد شهریار را غلط خواند و هیچ واکنشی برانگیخته نشد .
راستی مگر زبان و اد بیات فارسی و شعر سعد ی و حافظ و مولانا د ر آزمون سراسری د انشگاه ها و آزمون های استخد امی به کار می آید که اینقد ر د رباره آن سخن می گوییم؟ مگر تعلیم وتربیت، همان آماد ه سازی جوانان برای شرکت د ر آزمون های ورود ی د انشگاه نیست؟ حالا چه اهمیتی د ارد که تحصیلکرد گان، زبان فارسی را بد رستی و شیوایی بنویسند و بخوانند ؟ مگر این همه متخصصان و مقامات و صاحبان مشاغل عالی که از خواند ن و نوشتن به فارسی صحیح، بهره چند انی ند ارند و د ر سخنرانی ها و نوشته ها و مصاحبه هایشان، زبان فارسی را با غلط های بارز به کار می برند ، چه اتفاقی می افتد ؟
همین که جوان د اوطلب ورود به د انشگاه تشخیص بد هد آن کسی که همه عمر گور می گرفت بهرام بود ه است نه شهرام و یکی از گزینه ها را علامت بزند ، برای سنجش د انش زبان فارسی او کافی است!
این است که پس از سال ها مطالعه و پژوهش و برنامه ریزی و سیر آفاق و انفس، به این نتیجه رسید ه ایم که د ر تعلیم زبان و اد بیات فارسی نه تنها هیچ نقصانی ند اریم بلکه با تراکم و انبوهی مواجهیم و حاصل تجربه سال ها به ما می گوید که معلمان د ر اغلب رشته ها و از همه بیشتر د ر رشته زبان و اد بیات فارسی مازاد برنیازند و آموختن زبان و اد بیات فارسی شاید اصلا نیازی به معلم ند اشته باشد . همین نویسند گان شتابزد ه مطبوعات و همین مجریان خوش سخن شیواترین شیوه زبان فارسی را به نسل جوان می آموزند . چند ان که افتد و د انی! |