ابتدا بر خود لازم می دانم که تلاشهای خالصانه، مجدانه و بی وقفه همه عزیزان در عرصه تربیت فرزندان این مرز و بوم را سپاس گفته از ایزد منان توفیق برای تمامی خدمتگزاران به فرهنگ ناب اسلامی را خواستار باشم.

هرگاه به واژه های پرورش، مربی و معاون پرورشی و مقوله هایی از این دست فکر می کنم احساس غربت، تنهایی و تاسفی به من دست می دهد که همچون عقده ای آزارم می دهد برایم پرسشی بزرگ به وجود می آورد و آن پرسش این است که:

چرا مربیان و معاونین پرورشی و تمامی کسانی که با امر پرورش سرو کار دارند نباید از تیزهوشترین، معتقدترین، جدی ترین، باحوصله ترین و با انگیزه ترین و در یک کلام گل سرسبد نیروهای آموزش و پرورش باشند؟

برای اینکه درد دلم را که در قالب یک سوال عجیب مطرح شده بیان کنم لازم است چند نکته را متذکر شوم:

۱) مگر نه این است که خداوند در قرآن بر تقدم تزکیه بر تعلیم تاکید فراوان دارد؟

۲) مگر نه این است که رسالت انبیاء بر محور تعالی بشر از عالم ناسوت به عالم ملکوت و مسائلی همچون عدالت، سیاست واقتصاد همگی ابزارهای این هدف مهم

می باشدکه همانا رسیدن انسان به قرب حق است؟

۳) مگر نه این است که در بین ملتها، دولتها و حکومتهای دنیا ما داعیه دار حکومت اسلامی برپایه عزت و کرامت انسانی و اجرای احکام اسلامی هستیم؟

۴) مگر نه این است که در کشور اسلامیمان از بین نهادهای دولتی و غیردولتی که در عرصه فرهنگ فعالیت می کنند عریض و طویلترین، منسجم ترین و حساس ترین نهادی که متولی این امر خطیر است آموزش و پرورش است؟

۵) مگر نه این است که با تلاش شهیدان رجایی و باهنر در این مجموعه وسیع آموزش و پرورش نهادی به نام امور تربیتی سکان دار امر تربیت کودکان و نوجوانان این کشور اسلامی را برعهده گرفته است و جزء وظایف و آرمانهای اصلی خود می داند؟

۶) مگر نه این است که عده ای بدون کارشناسی طرحی را به نام تلفیق با هدف برداشتن خط کش میان امر آموزش و پرورش اجرا نمودند اما در مقام عمل تیشه به ریشه امور تربیتی زدند و تا حذف امور تربیتی نیز پیش رفتند؟

۷) مگر نه این است که در بین مشکلات دانش آموزان ما در مدارس بزرگترین مشکل نبود سواد کافی ریاضی و فیزیک نیست بلکه به دلیل هجوم و ناتوی فرهنگی دشمن بزرگترین مشکل نوجوانان و جوانان ما هویت از دست رفته ایرانی، اسلامی اصیلشان است که باید فکری برای آن کرد؟

۸) مگر نه این است که همیشه ساختن مشکلتر و هزینه بردارتر از خراب کردن بوده است؟

۹) مگر نه این است که شیطان با تمام قوای جنی و انسی برای خراب کردن مرزهای عقیدتی ما لحظه ای را فروگزار نمی کند و فرهنگ پوچ غرب با تمام ادعایش و توانش کمر همت بسته است تا جوانانمان را که بسیاریشان در صحرای حیرت و کابوس پرزرق و برق دنیای مدرن مبهوت مانده اند و بر سر چند راهه گیج و منگند را به اسفل السافلین رهنمون شود؟

۱۰) مگر نه این است که هزینه ای که صرف این تخریب می شود هزاران برابر هزینه ای است که ما برای ساختن فرهنگ ایرانی اسلامی مان می کنیم؟

۱۱) مگر نه این است آن زمان که مسئولین فرهنگیمان خاصه عمده مربیان و مشاورین در مدارس و حتی والدین در خانواده ها به خاطر عدم آگاهی از وضع موجود بر روی ابرها سیر می کنند و از آن بالا به امور نوجوان و جوانان نگاه می کنند و همه جا را آرام و بدون مشکل می بینند، فرزندان و دانش آموزان ما در زیر پوسته شهر اسیر حیله های شیاطین انسی و جنی هستند و به خاطر کنجکاوی و تلاش برای کسب تجربه از علوم روز بهره مند شده و به ناآگاهی اولیاء خود خاصه علوم روز ریشخند می زنند. به عنوان مثال زمانی پدر و مادری با کلماتی همچون قرص اکس و کراک و غیره آشنا می شوند که فرزند خودشان به اصطلاح آنها را کهنه کرده اند.

۱۲) مگر نه این است که با توجه به تحقیقات به عمل آمده از روند مسابقات فرهنگی و هنری، میزان مشارکت مدارسی که معاونین جدید در آنها منسوب شده اند به خاطر اینکه بسیاری از آنها خود را در درجه نخست یک مربی نمی دانند و بیشتر در نقش یک ناظم مدرسه ظاهر شده اند بسیار پایین بوده است؟

۱۳) و صدها اگر و مگرهای دیگر...

اما اگر اصلی:

۱۴) مگر نه این است که دربین نیروهای آموزش و پرورش، مربیان و معاونین پرورشی و تربیت بدنی باید جلودار این قافله باشند، کسانی که با بردن نامشان باید یاد خوبی، صفا، صداقت و تمامی فضایل اخلاقی افتاد؟اما باید پرسید آیا اینگونه است؟آیا اگر پرس و جویی از دانش آموزان شود که وقتی نام مربی پرورشی را می برید به یاد چه می افتید؟

آیا یاد شخصی که گاهی اوقات تنها امر و نهی می کند به اصطلاح «نق» می زند، کاری که نوجوان و جوانان از آن متنفرند یا خدای ناکرده به یاد کلماتی همچون بیکاری، پا بر روی پاگذاشتن، چرت زدن، بی انگیزگی و تداعی گر شخصی است که از قافله علم چند صد کیلومتری عقب است و تنها هنرش چسباندن چند تراکت بر روی تابلوی آموزشگاه است و یا در حال تهیه گزارشی از فعالیت و مراسمی که یا انجامش نداده است یا در صورت انجام هدف صرف ارائه یک گزارش بوده است؟

اما با تمام احترامی که برای همه مربیان و معاونین پرورشی و همه دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت قائلیم که بسیاری از این سربازان گمنام امام عصر(عج) با تمامی وجود درتلاشند که وظیفه خود را به نحو مطلوب انجام دهند و به کارشان قبل از اینکه به عنوان شغل بنگرند به عنوان یک فریضه الهی و عشق می نگرند، آیا وقت آن نرسیده که این سوال را از خود کنیم که:

چرا نباید مربیان و معاونین پرورشی و تربیت بدنی از بین باهوش ترین، جوان ترین، معتقدترین و با انگیزه ترین نیروهای آموزش و پرورش گلچین شوند؟

هنگامی که با روی کار آمدن دولت اصولگرای دولت نهم به ریاست جناب آقای دکتر احمدی نژاد که خود یک انسان فرهیخته، زحمتکش و دلسوز این نظام است و با شروع به کار مجلس هفتم که مجلسی فرهنگی و همگام با دولت و همچنین انتخاب آقای پیشنمازی به عنوان معاونت پرورشی و تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش که ابتدای امر در وزارت بی یار و یاور بود و با سفرهای استانی متعددی که داشت با شور و حرارت وصف ناشدنی و اعتقاد و التزامی که در ایشان نسبت به عملی کردن فرمایشاتشان داشت بارقه امید در دل کسانی که نقایص را می دیدند و کاری از دستشان در سطح کلان بر نمی آمد، درخشیده و خصوصا با افزایش ساعات نیروهای اختصاصی به مدارس در حوزه پرورشی این نورامید تبدیل به گرمایی از جنس همدلی و بشارت به آینده ای که بسیاری آن را تیره و تار می بینند و آن را از دست رفته می دانند گردید.

اما با تمامی تلاش هایی که در دولت و مجلس و با وجود دستور مجلس برای کاهش نیروهای دولت شد متاسفانه بکارگیری نیروها به عنوان مربی و معاون پرورشی و تربیت بدنی با کم مهری مواجه شد و بعضا این فکر که هر نیرویی که توانایی و انگیزه انجام کار آموزشی را ندارد یا آموزش نمی تواند او را به کارگیری نماید (نیروی مازاد) و یا حتی به خاطر تبدیل وضعیت از ابتدایی به راهنمایی و دبیرستان و گاهی هم به خاطر گرفتن پستی به نام معاونت مدرسه به مربیگری یا معاونت گمارده شده اند و حتی در برخی موارد وقتی از عدم کارایی آنها سخن به میان می آید می گویند: پرورشی است دیگر، آموزشی که نیست که باید جوابگوی درس و بحث و نگران پایین آمدن نمودار درصد قبولی باشند.

این جملات شاید دل هر دلسوزی را برنجاند اما حقیقتی است که در برخی از مناطق مشاهده می شود و حتی موارد را انسان می شنود که به خاطر عدم مطالعه سوابق نیروهایی که حتی لیاقت ندارد که راننده یک مجموعه غیرفرهنگی باشد، متاسفانه به عنوان معاون پرورشی و تربیت بدنی به کارگیری شده است!

اما مشکلات:

۱) کمبود نیروهای متخصص، متعهد، جوان و با انگیزه

۲) عدم رغبت نیروهای باتجربه و خبره برای قبول پست معاونت پرورشی به خاطر پایین بودن حق مسئولیت در مقایسه با داشتن حتی یک روز اضافه کاری.

۳) کمبود نیروهای کارشناس در چارت مدیریت آموزش و پرورش که متاسفانه با وجود اینکه در بخش پرورشی مناطق با ۲الی ۳ و یا بعضا ۴ نیروی انسانی باید دو وظیفه بزرگ و پرمشغله، یکی مدیریت و برنامه ریزی کلیه فعالیتهای مربیان و معاونین پرورشی و دیگری کارهای اجرایی که در سه بخش یعنی:

الف) یک مافوق در سازمان با حجم وسیع بخشنامه و دستورالعمل

ب) در بخش خود مدیریت شهرستان، برگزاری مناسبتها، مراسم ملی مذهبی، زنگها و همایش های متعدد

ج) در بخش مدارس مسئول پاسخگویی تعداد زیادی از مربیان، معاونین، مشاورین، مدیران مدارس و ارسال بخشنامه های متعدد، برگزاری مسابقات مختلف ازجمله فرهنگی و هنری و بررسی و باز خورد فعالیتهای آنها و ارتباط، همکاری و تعامل با ارگانهای دولتی دیگر از قبیل: بسیج، انجمن اسلامی، فرمانداری، هلال احمر، صدا و سیما، بهداشت و درمان، سازمان تبلیغات و دیگر ارگانهای دولتی و بعضا غیردولتی و صدها فعالیت دیگر که از حوصله این مقال خارج است. آیا به نظر می رسد ۲ الی ۳ نفر در سطح مدیریت یک شهرستان از پس این همه فعالیت به نحو احسن برمی آیند؟

آیا وقت آن نشده است که فکری به حال افزایش کارشناسان فرهنگی و هنری مدیریت های آموزش و پرورش کرد؟ در حالی که ما برای یک مدرسه با ۱۵۰ دانش آموز یک نیروی ۶روزه اختصاص می دهیم که انصافا نیاز است. آیا برای انجام کلیه فعالیتهای یاد شده در سطح یک شهرستان با داشتن حداقل ۲۰۰ مدرسه اختصاص ۲ الی ۳ نیرو کافی است؟

چاره چیست؟

با نگاهی امیدبخش و مثبت نگر به فعالیتهای مجموعه جدید و با آگاهی از برنامه های مدون و راهبردی کوتاه مدت و میان مدت و بلندمدت می توان این تلنگر را نیز به خودمان بزنیم که آیا وقت آن نرسیده که به پالایش بخشی از نیروهای بی انگیزه و ناکارآمد موجود و انتخاب و انتصاب نیروهای جدید وسواس بیشتری به خرج داد، چه نیروهایی که از بخش آموزش هستند و چه نیروهایی که به تازگی و با پشت سرگذاشتن آزمون و در مرحله بعد مصاحبه قصد آمدن به این حوزه را دارند از این رو پیشنهاد می شود:

۱) امر احیاء پرورشی باید دقیق، با حوصله و بدون شتابزدگی باشد و در مدارسی که با وجود استحقاق معاونت از نیروهایی به عنوان مربی استفاده نمود تا در صورت صلاحیت داشتن در آینده به عنوان معاون پرورشی و تربیت بدنی به کارگیری گردد.

۲) در انتخاب معاون پرورشی و تربیت بدنی مناطق و استانها کمال وسواس و دقت به عمل آید چرا که موتور حرکت این تفکر در استانها و شهرستانها معاونین هستند.

۳) تیمی واقعی، دلسوز و کارآمد مسئولیت پالایش و گزینش نیروهای موجود و جدید را برعهده گیرند.

۴) در خصوص ارتقاء سطح علمی و هنری مربیان و معاونین نیز باید چاره ای اندیشید و با علوم روز آشنا نمود و آنها را به روز کرد.

۵) تعامل و استفاده از تجربیات و تحقیقات و منابع علمی نهادهای فرهنگی دیگر مانند حوزه علمیه قم و صدا و سیما و آیا:

نمی توان با ایجاد انگیزه های مختلف مادی و معنوی، نیروهایی را جذب این حوزه کرد که با هوشترین، فعالترین، با انگیزه ترین و مقتدرترین باشند. تا برای دانش آموزان، مربی و معاون پرورشی و تربیت بدنی تداعی گر شخصیتی باشد که همیشه آرزو داشته اند همانند او باشند. کسی که بتوان به او تکیه کرد چرا که اگر به جای دانش آموز از من بپرسند دوست داری مربی و معاون پرورشی شما چه خصوصیتی داشته باشد؟ می گویم: کسی که صفات انبیاء را به معنای واقعی در خود داشته باشد، کسی که مهربانی را خجل کرده است و تواضع در مقابلش زانو می زند، ایثار فدایش می شود. او در میان معلمانم عالمترین است در ورزش سرآمد است، از مسائل روز آگاهی دارد، برای تمامی سوالاتم جوابی دارد و برای تشویقم به ادای نماز نیاز نیست که فلسفه آن را توضیح دهد، او آن قدر دوست داشتنی است که هنگامی که آستینهایش را برای وضو گرفتن بالا می زند، مرا به دنبال خود می کشد، او گمشده من است، رازهایم را با او در میان می گذارم، مشاور خوبی برای من است، هرگاه دلتنگش شوم حتی اگر ساعت ۲ نصف شب باشد به او زنگ می زنم و واگویه هایم را با او می گویم. اصلا برای دیدنش به مدرسه می روم، اگر بگویند مدرسه کجاست؟ می گویم جایی که من او را ببینم.

این جملات شاید کمی اغراق آمیز باشد اما بسیارند مربیانی که این چنین هستند.

ما در عرصه بحران هویت نیازمند مسئولینی دلسوز هستیم که برای رفع مشکلات چاره اندیشی می کنند و برای اعتلای فرهنگ اسلامی نگرانند و خواب از چشمانشان ربوده است، نیمه شبها در عروج عارفانه شان (نماز شب) درهای غلطان از گوشه چشمهایشان سرازیر است، لحظه ای نمی توانند بی تفاوت باشند.

مگر می شود دید که دشمن گرگ صفت در میان نوجوانان و جوانان ما افتاده است و یکی یکی آنها را می درد و بی تفاوت بود و گفت همه چیز بر وفق مراد است؟ ما در نظام تعلیم و تربیت نیازمند افرادی هستیم که برای آمادگی و مقدمه چینی ظهور امام زمان(عج) تمامی تلاش خود را صرف می نمایند.

انشاءالله شاهد روزی باشیم که حضرت با مشاهده کارنامه اعمالمان چه در حیطه فردی و چه در حیطه اجتماعی گل لبخند بر لبانش بنشیند.

علی رضا حسنی

کارشناس مسئول فرهنگی وهنری

آموزش و پرورش شهرستان آق قلا