پدر و مادر نخستین آموزگاران کودک خود هستند و حتی تا سال های اولیه آموزشی رسمی مدرسه نیز، شاید مهمترین معلمان فرزندان شان باشند.

آنها می توانند دانش پایه و مهارت های لازم برای تجربه کردن و اندیشیدن را به کودک بیاموزند. کودک، خواندن و نوشتن را از طریق دیدن، گوش دادن، گفتن و عمل کردن یاد می گیرد. این مهارت ها ابزارهای اصلی دریافت و درک ایده ها و نگرش ها، افکار و مبانی تعلیم و تربیت اند. پایه و اساس همه یادگیری ها زبان و کسب مهارت های کلامی است. به کارگیری یک زبان و تسلط در آنچه از راه گفتن و شنیدن و چه از راه خواندن و نوشتن، چیزی جز به کار بردن و کشف رمزها و نشانه های زبان نیست. در حقیقت کودک با تمرین و پرورش این مهارت ها، چه در خانه و چه در مدرسه سعی می کند نیازهای خود را متناسب با اهداف و مقاصد آینده زندگی خویش برآورده کند. در زبان سمعی (گفتن و شنیدن) کودک این نشانه ها را به صورت صداها و آواهای گوناگون به کار می برد که اگر آنها را بارها نشنود و تکرار نکند، یادگیری حروف برایش دشوار خواهد بود. در زبان بصری (خواندن و نوشتن) کودک همین نشانه ها را به صورت الفبا که جانشین نشانه های صوتی اند به کار می برد. کودک پیش از آن که حرف زدن را آغاز کند، بارها کلمات و واژگان گوناگون را از طریق گوش دادن، شنیده است.

به عبارت دیگر، کودک تا کلمات را نشنود و به معنی و مفهوم آنها پی نبرد، هرگز نمی تواند آنها را برای بیان مقصود و خواست های خود در جملاتش به کار برد. او باید زبان سمعی را خوب آموخته باشد تا بتواند بعدها رمزها و نشانه های بصری را به آسانی شناسایی کند. در موارد بسیاری مشاهده می شود کودکانی که در محیط خانه و خانواده موفق نشده اند، زبان سمعی را خوب یاد بگیرند، هنگام ورود به مدرسه با مشکلات زیادی در زمینه یادگیری زبان بصری روبه رو می شوند. در حقیقت چنین دانش آموزانی نه صحبت های آموزگاران شان را می توانند بفهمند و نه آمادگی آموختن خواندن و نوشتن را دارند و همین امر موجب دوری و بیزاری آنان از مدرسه می شود. در حالی که اگر به نقش آموزش های والدین و آموزگاران در دوره ابتدایی در امر یادگیری این مهارت ها توجه و دقت کافی شود، کودکان از همان ابتدا قادر خواهند بود در زبان آموزی که پایه ای برای مطالعات سال های متوسطه و پیشرفته است، موفق شوند.

پرورش مهارت گوش دادن

اغلب کودکان نوآموز اطلاعات و دانسته های خود را از طریق گوش دادن به سخنان و گفته های آموزگاران شان یا بلندخوانی کتاب از سوی والدین تا مربیان به دست می آورند. هرچند کلاس اولی ها تازه خواندن را شروع کرده اند اما شنوندگان فعال و دقیقی اند. زمانی که دانش آموز گوش به کتاب علمی، تاریخی یا داستانی می سپارد، به خوبی مطالب و موضوعات آن را در خاطر نگه می دارد و اگر بعدها آن کتاب را دوباره برایش بخوانند، بیشتر مطلب را به یاد می آورد. این امر بدان علت است که کودک در ابتدا توجه خاصی به نحوه نگارش واژگان ندارد و فقط موضوع را دنبال می کند.

بسیاری از کلاس اولی ها از شنیدن داستان ها و ماجراهای طولانی لذت می برند. از این رو می توانید علاوه بر کتاب های مصور داستانی، قصه ها و داستان هایی برای آنان بخوانید که شامل چند فصل باشد تا او بتواند ماجرایی نسبتاً طولانی را دنبال کند.

کلاس اولی ها بیشتر معانی لغات را از طریق شنیدن داستان ها یا توضیحاتی که والدین و مربیان شان هنگام خواندن کتاب به آنها می دهند، یاد می گیرند. بچه های بزرگ تر یا بزرگسالان، لغات تازه را از طریق خواندن کتاب های جدید می آموزند، اما این موضوع درباره کلاس اولی ها که هنوز مهارت خواندن را یاد نگرفته اند صدق نمی کند. نوآموز کلاس اولی فقط می تواند کتاب های آسانی را که لغات ساده و کمی دارد و در عین حال بیشتر آنها را هم می داند، بخواند. این کودکان به کتاب هایی احتیاج دارند که گنجینه لغات آنها را گسترش دهد و این موضوع از طریق بلندخوانی کتاب برای آنها، «گوش دادن» و گفت وگوهای روزانه ای که با والدین، معلمان و نزدیکان خود دارند، میسر می شود.

کلاس اولی ها ضمن گوش دادن به داستان ها یاد می گیرند که شنونده های خوبی سر کلاس باشند.دانستن قوانین مربوط به مکالمات مثل رعایت نوبت، جمله سازی و بیان صحیح ساختار عبارت، از مهارت هایی است که از طریق خواندن به دست می آید. کودکانی که این نکات را حین صحبت کردن رعایت می کنند، بهتر می دانند با دیگران ارتباط برقرار و مقصودشان را در قالب کلمات بیان کنند.

به آنچه بچه ها می خوانند، خوب گوش کنید

کودکان را تشویق کنید تا اشتباهاتی را که ضمن خواندن مطلبی مرتکب می شوند تصحیح کنند. وقتی کودک کلمه ای را اشتباه تلفظ می کند می توان از او پرسید آیا صدای حروف را درست خواندی سپس او را راهنمایی کرد تا آن کلمه یا جمله را دوباره بخواند. البته اگر کودک نتوانست شکل درست کلمه یا جمله را بگوید یا با آن کلمه آشنا نیست، یا آن را فراموش کرده است. بنابراین خودتان شکل صحیح و معنی کلمه یا جمله را بگویید. اگر کودک معنی عبارت یا کلمه را به بیان دیگری برایتان تعریف کرد، نشان می دهد که او مفهوم موضوع را درک کرده است و نیازی به موشکافی بیشتر نیست. دوباره خوانی کتاب ها موجب تقویت مهارت خواندن در کودکان می شود. کلاس اولی ها از این که یک کتاب را چندین بار بخوانند، خیلی لذت می برند. اگر روزی فرزندتان کتابی را برای شما بخواند و شما از نحوه خواندن او تعریف کنید، مطمئن باشید که مشتاقانه آن کتاب را برای تمام اعضای خانواده خواهدخواند. هرچند که خواندن کتاب های جدید برای گسترش گنجینه لغات کودک مفید است، اما آنچه دوباره خوانی کتاب ها به او می دهد، روان خوانی، بیان با احساس جملات و توجه به شیوه نگارش و کلمات متن است.

پرورش مهارت صحبت کردن

بچه های هفت هشت ساله دوست دارند آنچه را در طول روز دیده و شنیده اند، برای دیگران تعریف کنند. آنها ضمن صحبت کردن باید نکات بسیاری را رعایت کنند.

گفت و گو درباره همکلاسی ها، اتفاقات و موقعیت های گوناگون روزانه، افرادی که با آنها در ارتباط هستند و آنچه فکر و تصور می کنند ازجمله مواردی است که کلاس اولی ها تمایل دارند درباره شان حرف بزنند و آنها را با تمام جزئیات شرح دهند. این امر در حالی است که هنوز قادر نیستند مطالب خود را خلاصه کنند.

کلاس اولی ها معنای هزاران واژه را می دانند و واژه های تازه را هم از راه های دیگر، ازجمله صحبت کردن با اطرافیان، گوش دادن به کتاب هایی که برایشان بلند خوانده می شود و صحبت هایی که در خانه و مدرسه می شنوند، یاد می گیرند.

کلاس اولی ها شیفته تعریف کردن موضوع های کتاب هایی هستند که خودشان خوانده اند یا شنیده اند. صحبت کردن صحیح با کودکان کلاس اولی به آنها کمک می کند تا تلفظ، معانی و مفاهیمی را که خودشان می خوانند یا برایشان خوانده می شود، بهتر بفهمند. آنها می توانند درباره موضوع های مختلف، ماجراهای داستان ها یا برداشت های خودشان از وقایع گوناگون صحبت کنند. آنها به راحتی می توانند موضوع داستان را به زندگی شان ارتباط و تعمیم دهند و نیز دیدی انتقادی به آنچه می شنوند، داشته باشند. از سویی گفت و گوهای بچه های کلاس اولی بسیار غنی تر و پیچیده تر از نوشته هایشان است. آنها در نوشته های خود فقط از کلمات ساده، روان و محدودی که می توانند بنویسند، استفاده می کنند، در حالی که آنچه تعریف می کنند از کلمات و عبارات بیشتر و مشکل تری تشکیل شده است. این ویژگی در تمامی نوآموزان کلاس اول عمومیت دارد و برای مثال، وقتی از آنها می خواهید درباره حیوانی مثل گربه صحبت کنند شاید بتوانند دهها جمله درباره گربه بگویند. ولی وقتی می خواهند همان موضوع را بنویسند، نوشته شان به چند جمله کوتاه و ساده منحصر می شود.

به صحبت های بچه ها «خوب» گوش کنید

برای تقویت مهارت های کلامی کودکان، مانند افزایش گنجینه لغات جمله بندی صحیح و تمرین صداآموزی، بازی هایی با کودک انجام دهید که او از زبان و فکرش استفاده کند. یکی از بازی هایی که کودکان از انجام آن لذت می برند، اسم بازی است. در این بازی نفر اول اسمی را می گوید و نفر بعد باید با حرف پایانی آن، اسم دیگری بگوید وبازی همین طور ادامه پیدا کند. «اسم بازی» می تواند علاوه بر اسم افراد، اسم اشیا، شهرها، خوراکی ها و حیوانات را هم شامل شود.

کودک را تشویق کنید تا درباره معانی و نوع ترکیب کلمات گوناگون از شما پرس و جو کند. اغلب والدین و مربیان مرتباً در حال پاسخگویی به سؤالات بی شمار بچه ها هستند. حال اگر آنها را تشویق کنیم تا این عادت پسندیده خود را به کلمات، عبارت و معانی آنها هم تعمیم دهند، گام باارزشی برای گسترش فهم ادبی کودک برداشته ایم. از آنها بخواهید زمانی که کلمه یا عبارتی را می شنوند که معنی آن را نمی دانند، آن را از شما بپرسند، یا حتی خودتان اگر با لغتی ناآشنا روبه رو می شوید، آن را با صدای بلند تکرار کنید و با کمک کودک، درصدد یافتن معنی آن در فرهنگ لغات برآیید. کنجکاوی شما درباره درک معانی لغات جدید، انگیزه کودک را برای آشنا شدن با کلمات دیگر تقویت می کند.

پرورش مهارت خواندن

کلاس اولی ها به تدریج باسواد می شوند و یاد می گیرند که نوشته ها را «رمزگشایی» کنند. آنها تازه با صداها و نشانه های آنها (ارتباط بین شکل وصدای حروف) آشنا می شوند. مزیتی که خواندن حروف الفبا برای کودکان دارد، آن است که توجهشان را به جزئیات کلمات و صداها جلب می کند و از آن پس سعی می کنند گفته های خود را تصحیح کنند. برای مثال، کودکی که تا چندی پیش به آلبالو «آب لالو» می گفت، بعد از یادگرفتن نوشتن آن، بیان خود را هم تصحیح خواهدکرد.

کلاس اولی ها قبل از آن که نوشتن بسیاری از کلمات را یاد بگیرند، آنها را از روی ظاهرشان می شناسند (مثل اسم خودشان) معمولاً کلاس اولی ها در پایان سال اول تحصیل خود حدود ۱۵۰ لغت را به آسانی می شناسند و می خوانند. مشق های شبانه مدرسه و نوشتن مکرر کلمات، موجب شناخت آنها در جملات و عبارات مختلف می شود. در حقیقت، هرچه بیشتر می نویسند، در خواندن روان تر می شوند و هرچه با کلمات بیشتر آشنا می شوند، بهتر می توانند آنها را به کلماتی که از آنها مشتق می شوند، تعمیم دهند. برای مثال، وقتی کلمه «سبز» را یاد می گیرند می توانند با استفاده از آن کلمه «سبزه» یا سبزی را شناسایی کنند. کلاس اولی ها می توانند کتاب های ساده و آسان را به راحتی بخوانند، اما خواندن آنها معمولاً کلمه به کلمه است. دانش آموزان کلاس اول در پایان سال تحصیلی می توانند کتاب های ساده از مجموعه کتاب های مخصوص گروه سنی الف و ب را به راحتی بخوانند و کلمات آنها را به راحتی بشناسند. اغلب این بچه ها، هنوز متن داستان را نمی توانند جمله به جمله بخوانند و به همین علت خواندن آنها برای بار اول خیلی آهسته خواهد بود. اما اگر از آنان بخواهید که همان کتاب را چند بار بخوانند، مهارت خواندن آنها بهتر می شود و می توانند سریعتر و بی غلط تر بخوانند. بعضی از کلاس اولی ها ترجیح می دهند که داستان را با صدای آهسته و به اصطلاح توی دلشان بخوانند. این کار برای آنها آسان تر از بلندخوانی است ، ولی توجه داشته باشید زمانی که آنها سعی می کنند داستانی را با صدای بلند بخوانند صدای خودشان را می شنوند و می توانند اشتباهاتشان را اصلاح کنند.

تأثیر بلند خوانی در بهتر خواندن

قبل از خواندن، حین خواندن و بعد از خواندن کتاب، درباره موضوع آن توضیحاتی به کودک بدهید، زیرا تذکر این نکات موجب درک بهتر کودک از مطالب خواهد شد. قبل از شروع مطالعه ، درباره عنوان کتاب برای او صحبت کنید. از او بپرسید : «آیاحدس می زنی، موضوع کتاب درباره چیست »

ضمن خواندن کتاب، از کودک بپرسید: آیا می توانی پیش بینی کنی که بعدچه می شود او را تشویق کنید تا درباره آن چه از کلمات، متن و موضوع داستان نمی فهمد بپرسد. گاهی می توانید با «بلند فکر کردن» خود به کودک جهت دهید. برای مثال در حالی که فکر می کنید، با صدای بلند از خودتان بپرسید: «نمی دانم چه بلایی بر سر پسربچه داستان خواهد آمد »

وقتی افکار خود را به زبان می آورید، در حقیقت به کودک کمک کرده اید تا درباره موضوع های مختلف ماجرا فکر کند. برای مثال از او بپرسید از کدام قسمت داستان بیشتر خوشش آمده است، چه احساسی درباره آن داستان دارد و ...

هدف از این کار آن است که کودک را به صحبت کردن تشویق کنید.

کتاب هایی را که خواندن آن برای کودک دشوار است، خودتان بخوانید. وقتی شماکتابی را چند بار باصدای بلند برای او می خوانید، در حقیقت به او یاد می دهید که به لغات ، عبارات و ایده ها خوب فکر کند. سعی کنید کتاب های متنوع برای کودک بخوانید. خواندن کتاب های گوناگون با صدای بلند به کودک کمک می کند تا با طیف وسیع و متنوعی از واژگان و حروف آشنا شود. علاوه برآن ، کودک با روش مختلف نگارش و دانسته های بسیاری که می تواند از طریق خواندن و مطالعه کسب کند آشنامی شود. هم چنان که کودک مهارت های نوشتن را می آموزد، این کار به او کمک می کند تا در نوشتن خود نیز از سبک های گوناگون استفاده کند. خواندن چندکتاب از یک نویسنده این امکان را به کودک می دهد تا بتواند موضوع ها و نوشته های او را با هم مقایسه کند.

بعد از آن که چند کتاب از یک نویسنده برای کودک خواندید، با او درباره شباهت ها، تفاوت ها و ویژگی های مختلف نوشته های نویسنده صحبت کنید. از او بپرسید کدام کتاب نویسنده را بیشتر دوست دارد خواندن مجموعه داستان هایی که درباره یک شخصیت داستانی نوشته می شود، می تواند نگرش و برداشت جدیدی از زندگی در ذهن کودک ایجادکند. مانند ماجراهای کلیله و دمنه، افسانه های قدیمی و داستان هایی که درباره یک شخصیت نوشته شده است مانند داستان های وروجک و نجار.

مهارت نوشتن

کودک کلاس اولی می تواند نوشته های خود را تصحیح کند. او می تواند باکارکردن مستمر بر روی نوشته های خود بااصلاح و تجدیدنظر، آنها را دوباره نویسی کند. کودک از طریق مشاهده دقیق نوشته های خود می تواند اشتباهات آن را اصلاح کند و آن را دوباره بنویسد. کلاس اولی ها می توانند با چسباندن لغات به یکدیگر کلمات تازه ای بسازند و هجی آنها را تصحیح کنند.

کلمات ساخته بچه ها یا نوشتن کلمات از طریق شنیدن آنها راهی برای شناخت حروف و تشخیص صدای آن هاست. برای مثال ، کلمه «صندلی» را با صدای «سندلی» شبیه سازی می کند و سپس درست نویسی را یاد می گیرد. کلاس اولی ها در طول روز به علت های مختلف می نویسند. آنها خاطره نویسی می کنند، احساسات خود را می نویسند یا فهرستی از برنامه های خود تهیه می کنند. آنها هم چنین برای یادگیری ریاضی از کلمات یا اشکالی که فهم عدد را برایشان آسان می کند، استفاده می کنند. یکی دیگر از علایق کلاس اولی ها به کار بردن هنر نوشتن در بازی هایشان است. برای مثال، پیغام های درون بازی را یادداشت می کنند،کارت درست می کنند یاحتی داستان های کوتاهی از خودشان می نویسند. کلاس اولی ها از علائم نقطه گذاری محدودی استفاده می کنند. هر چند آنها علائم نقطه گذاری در متن را می شناسند، اما معمولاً خودشان در نوشته هایشان کمتر از آن استفاده می کنند. آنها شاید سعی کنند از علائمی مثل نقطه ، ویرگول و علامت سؤال استفاده کنند. اما اغلب آنها را در جاهای اشتباه جمله قرار می دهند. علاوه بر آن گروهی از آنان هنوز به درستی نمی دانند که جملاتشان کجا تمام یا شروع می شود.

کلاس اولی ها معمولاً داستان را از زبان خودشان می نویسند. آنها شاید از عباراتی مثل «یکی بود، یکی نبود» یا «در گذشته های دور» استفاده کنند اما داستان هایشان را آن طور که تعریف می کنند، می نویسند. آنها اغلب از شخصیت های محبوب داستان هایی که خوانده اند برای داستان هایشان استفاده می کنند و درباره آنها قصه می سازند.

تشویق به نوشتن

سعی کنید رویه و شیوه ای برای نگارش روزانه کودک ابداع کنید. برای مثال از کودک بخواهید درباره ماجراهای گوناگون تعطیلات، روز تولد ، مسافرت های کوتاه و گردش های هفتگی خود بنویسد.

داستان های او می تواند برگرفته از ماجراهای واقعی یا ذهنی (خیالی) باشد. فعالیت دیگری که کودکان نوآموز می توانند انجام دهند نوشتن کارت های تبریک، عید، تولد، تشکر و... است. زمانی که بچه ها نوشتن را به صورت عادتی روزانه درمی آورند، شما نیز به آنها کمک کنید تا اشتباهاتشان را تصحیح کنندو بهتر بنویسند .

کودکان راتشویق کنید تا د استان بنویسند و تمرکزتان بیشتر بر نوشتن مطالب باشد تا دیکته صحیح کلمات نقطه گذاری و پرداختن به جزئیات. تأکید والدین و آموزگاران بیشتر باید بر این موضوع باشد که کودکان چگونه می توانند با استفاده از هنر نوشتن احساسات، افکار و ایده هایشان را بر روی کاغذ بیاورند.

همواره به آنها تأکید کنید که حتی اگر دیکته درست واژه ای را نمی دانند آن را در نوشته شان به کار برند. منظور آن است که به علت ندانستن دیکته لغت، افکار خود را محدود به واژگانی که بلدند نکنند، بلکه اجازه دهند فکرشان بسط و گسترش پیدا کند.

فرشته بابایی

کارشناس آموزش ابتدایی و آموزگار پایه اول